|

ابتکار پاکستان را مغتنم بشمریم

تردید نباید داشت که کشور ما در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر خود بعد از مشروطه قرار گرفته‌است. آمریکا و اسرائیل طی چند روز گذشته بر شدت جنگ تجاوزکارانه خود علیه ایران افزوده‌اند و در حال افزایش تدریجی حملات علیه زیرساخت‌های مسکونی، غیرنظامی، دفاعی، انتظامی و هسته‌ای صلح‌آمیز در ایران و ترور مقامات هستند. تشدید این حملات با آوردن نیروهای بیشتری به منطقه و تهدید به تهاجم زمینی همراه شده‌است. از سوی دیگر، ایران نیز که در غیاب یک پدافند هوایی موثر با مشکل جلوگیری از دسترسی دو قدرت هوایی جهانی و منطقه‌ای مواجه است، به ناچار و به نحوی موثر بر پیشبرد جنگ نامتقارن متمرکز است. در این چارچوب ایران توان غیرمنتظره‌ای در کنترل تنگه هرمز از راه‌های نامتقارن و با استفاده از ادوات جنگی ساده نشان داده و توان خود برای ادامه حمله به قلمرو اسرائیل را نیز حفظ کرده‌‌است. کنترل تنگه هرمز که به تازگی با تهدید به انسداد تنگه باب‌المندب نیز همراه شده، مشکلی بزرگ برای اقتصاد جهان ‌است.

کوروش احمدی دیپلمات پیشین

تردید نباید داشت که کشور ما در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر خود بعد از مشروطه قرار گرفته‌است. آمریکا و اسرائیل طی چند روز گذشته بر شدت جنگ تجاوزکارانه خود علیه ایران افزوده‌اند و در حال افزایش تدریجی حملات علیه زیرساخت‌های مسکونی، غیرنظامی، دفاعی، انتظامی و هسته‌ای صلح‌آمیز در ایران و ترور مقامات هستند. تشدید این حملات با آوردن نیروهای بیشتری به منطقه و تهدید به تهاجم زمینی همراه شده‌است. از سوی دیگر، ایران نیز که در غیاب یک پدافند هوایی موثر با مشکل جلوگیری از دسترسی دو قدرت هوایی جهانی و منطقه‌ای مواجه است، به ناچار و به نحوی موثر بر پیشبرد جنگ نامتقارن متمرکز است. در این چارچوب ایران توان غیرمنتظره‌ای در کنترل تنگه هرمز از راه‌های نامتقارن و با استفاده از ادوات جنگی ساده نشان داده و توان خود برای ادامه حمله به قلمرو اسرائیل را نیز حفظ کرده‌‌است. کنترل تنگه هرمز که به تازگی با تهدید به انسداد تنگه باب‌المندب نیز همراه شده، مشکلی بزرگ برای اقتصاد جهان ‌است.

اما برغم نقاط قوت و ضعف، ظاهرا هیچ یک از دو طرف در موقعیتی نیستند که بتوانند آماده مصالحه باشند. از یک طرف، به نظر می‌رسد که ترامپ در گرداب جنگی که خود به نحوی ناشیانه و ساده‌لوحانه و بدون مشورت با متحدان سنتی و با نهادهای داخلی آمریکا آغاز کرد، گرفتار شده‌است. او اکنون اگر به یک پیروزی بی‌چون و چرا دست نیابد، طرف شکست خورده جنگ شمرده خواهد شد. طنز قضیه این است که بازکردن و باز نگه داشتن تنگه هرمز در این مقطع از جنگ به هدف اصلی ترامپ تبدیل شده‌است. در کنار این هدف، او در مورد میزان موفقیتش در مورد حل مسئله 460 کیلو اورانیوم 60 درصدی نیز باید پاسخ‌گو باشد. تلاش‌های جدید او برای حل این دو مشکل، قماری پرریسک است. نیروهای ویژه و عملیات آبی-خاکی ممکن است بتوانند به برخی جزایر ایرانی و برخی مناطق ساحلی دسترسی دهند، اما این دسترسی می‌تواند پرتلفات بوده و دوام آن زیر سؤال باشد. نیروهای ایرانی می‌توانند در فاصله‌ای دور از ساحل نیز مواضع مهاجمان در ساحل و جزایر را هدف قرار دهند، راه لوجستیک این نیروها را از دریا قطع کنند و همچنان تردد در تنگه هرمز را ناامن نگه دارند. هیچ تضمینی نیز وجود ندارد که مسئله اورانیوم غنی شده از این طریق قابل حل باشد.

تاکنون قطعا باید برای تیم ترامپ روشن شده باشد که محاسباتش بسیار ساده‌لوحانه بوده و تصور تسلیم سریع جمهوری اسلامی توهمی بیش نبوده‌ و با توجه به انتخابات کنگره و سیاست داخلی آمریکا پنجره زمانی نیز برای ترامپ در حال بسته شدن است. هر چند موضوع برای اسرائیل که اهداف دیگری دارد، قدری متفاوت است. در مورد اهداف جنگی مقامات ایران در این مقطع نیز جای سؤال وجود دارد. در این رابطه نیز از ابتدا روشن بود که در هر جنگی با دو قدرت جهانی و منطقه‌ای زیرساخت‌های ایران دچار صدماتی جدی خواهند شد و روند فرسایش ساختاری که در نتیجه تحریم و سوء مدیریت و فساد جریان داشت، تشدید خواهد شد. در چنین شرایطی سؤال این است که ایران در این مقطع از جنگ چه اهداف مشخصی را دنبال می‌کند و چه ابزاری را برای تحقق این اهداف در دست دارد. به نظر می‌رسد که اهداف جنگی ایران عمدتا در نقطه مقابل اهداف جنگی آمریکا، یعنی جلوگیری از بازشدن پایدار تنگه هرمز بدون دریافت امتیازی عمده و حفظ اورانیوم غنی شده است.

با توجه به عدم آمادگی ترامپ برای دادن امتیازی که به شکست قطعی او تعبیر شود، جنگ بر سر تنگه هرمز بالقوه می‌تواند بطور نامحدود ادامه یابد و در نتیجه آمریکا و اسرائیل بیش از پیش به ضربه زدن به زیرساخت‌های ایران متمایل شوند. راه مقابله ایران تاکنون تهدید به زدن زیرساخت‌های کشورهای عربی بوده‌است. اما روشن نیست که این تاکتیک تا چه میزان و تا کی موثر خواهد بود؛ چرا که حداقل برای اسرائیل ضربه خوردن زیرساخت‌های کشورهای عربی که مردمانی عمدتا ضداسرائیلی دارند، می‌تواند دستاورد باشد. بعلاوه، لطمه‌ای که اقتصاد آمریکا از بحران انرژی می‌بیند، کمتر از دیگر مناطق جهان است.

اگر چه از ابتدا در مورد تاب‌آوری نظام جمهوری اسلامی در برابر تهاجم خارجی تردیدی وجود نداشت، اما در مورد تاب‌آوری ساختاری کشور و امکان بازسازی این ساختارها با توجه به بی‌پولی و تحریم با قاطعیت نمی‌توان سخن گفت. تردید نباید داشت که مقامات باید با یک چشم به جنگ و با چشم دیگر به شرایط بعد از جنگ بنگرند و متوجه باشند که نحوه خاتمه جنگ می‌تواند تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر نحوه بازسازی و معیشت مردم در آینده داشته باشد. در شرایطی که با توجه به مطالب فوق ایران و آمریکا باید خواستار خاتمه جنگ در اسرع وقت باشند، تحرکات پاکستان و ورود جی‌دی ونس به معادله فرصتی ایجاد کرده که هر دو طرف باید آنرا مغتنم بشمارند. ناگفته روشن است که مواضع اعلامی دو طرف، مواضعی انگیزشی و حداکثری است و قطعا در جریان مذاکرات می‌تواند تعدیل شود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.