ناموزونی جغرافیای تورم در ایران و عوامل احتمالی مؤثر بر آن
در پی انتشار یادداشت هفته گذشته صاحب این قلم در 21 اردیبهشت ماه 1405 تحت عنوان «گزارش تورم نقطه به نقطه کشور و پیامدهای احتمالی آن» و ارائه آمارها و دادههایی از مقایسه وضعیت استانها و نیز مناطق شهری و روستایی، یکی از دوستان پرسشی طرح کرد، مبنی بر اینکه: چرا شاخص تورم نقطه به نقطه ماهانه یا حتی تورم سالانه برخی استانها از معدل کشوری بالاتر یا چرا این شاخص برای برخی استانها پایینتر از معدل کشوری است؟ در پاسخ به این پرسش، ضمن مقایسه وضعیت نرخ تورم سالانه استانها و نیز تورم نقطه به نقطه در اسفندماه، تلاش میکنم نشان دهم آیا نرخ تورم سالانه و نیز اسفندماه استانها مشابه همین شاخص یعنی تورم نقطه به نقطه در فروردینماه بوده یا خیر؟
در پی انتشار یادداشت هفته گذشته صاحب این قلم در 21 اردیبهشت ماه 1405 تحت عنوان «گزارش تورم نقطه به نقطه کشور و پیامدهای احتمالی آن» و ارائه آمارها و دادههایی از مقایسه وضعیت استانها و نیز مناطق شهری و روستایی، یکی از دوستان پرسشی طرح کرد، مبنی بر اینکه: چرا شاخص تورم نقطه به نقطه ماهانه یا حتی تورم سالانه برخی استانها از معدل کشوری بالاتر یا چرا این شاخص برای برخی استانها پایینتر از معدل کشوری است؟ در پاسخ به این پرسش، ضمن مقایسه وضعیت نرخ تورم سالانه استانها و نیز تورم نقطه به نقطه در اسفندماه، تلاش میکنم نشان دهم آیا نرخ تورم سالانه و نیز اسفندماه استانها مشابه همین شاخص یعنی تورم نقطه به نقطه در فروردینماه بوده یا خیر؟ اگر چنین شباهتی وجود دارد، چه مفروضاتی را دراینباره میتوان مطرح کرد؟ در یادداشت پیشین نشان داده شد آمار تورم نقطه به نقطه در این ماه برای استانهای تهران، اصفهان، البرز، گیلان و قم کمتر از معدل کشوری و برای استانهای ایلام، کردستان، خراسان شمالی و کرمانشاه و آذربایجان غربی بالاتر از معدل کشوری است. در مناطق روستایی نیز استانهای لرستان، ایلام، خراسان شمالی، آذربایجان غربی، کردستان، زنجان، مرکزی، کرمانشاه و قم نرخ تورم نقطه به نقطه بالاتری از معدل کشوری داشتهاند. برای استان قم این نکته مهم است که در مناطق شهری و کل استان نرخ تورم نقطهای کمتر از معدل کشوری اما در مناطق روستایی بالاتر از معدل کشوری است. با بررسی آمارهای اسفندماه 1404، یعنی نرخ تورم نقطه به نقطه ماه پیش در مقایسه با همین ماه در سال 1404 مشخص شد که نرخ تورم نقطه به نقطه کشور ۷۱.۳ درصد گزارش شده است و استان تهران با نرخ ۵۸.۳ درصد کمترین میزان نرخ تورم نقطهای اسفندماه را تجربه کرده است. استان اصفهان، البرز، گیلان و سیستانوبلوچستان در رتبههای بعدی قرار دارند. استانهای لرستان، ایلام، کردستان، خراسان شمالی، کرمانشاه و گلستان در رتبههای بعدی نرخ تورم نقطهای بالاتر از معدل کشوری قرار دارند. برای مناطق روستایی نیز در اسفندماه نرخ تورم نقطه به نقطه کل کشور ۸۶.۵ درصد بوده است که البته باز از مناطق شهری نرخ بالاتری را نشان میدهد. مناطق روستایی استان لرستان با ۱۰۵.۸ درصد در رتبه نخست بالاترین نرخ تورم نقطه به نقطه در اسفندماه در مقایسه با اسفنده سال 1403 قرار دارد. کردستان، ایلام، زنجان، خرسان رضوی، هرمزگان، مرکزی، آذربایجان غربی، قم و خراسان شمالی در رتبههای بعدی قرار میگیرند. از نظر شاخص تورم سالانه و ماهانه منتهی به دیماه و گزارش تورم نقطهای دیماه 1404، گزارش مرکز آمار ایران در اوایل بهمنماه 1404 منتشر شد. بنا بر گزارش مرکز آمار ایران درحالیکه کل کشور در طول یک سال ۴۴.۶ درصد تورم را تجربه کرده است، کمترین میزان تورم مربوط به استان خرسان جنوبی با نرخ ۳۹.۵ درصد و سپس استان تهران با نرخ 40 درصد و استانهای کرمان و بوشهر و البرز و گیلان و همدان و کرمانشاه و بیشترین نرخ تورم سالانه نیز مربوط به استان سمنان با نرخ ۵۰.۵ درصد و سپس استان کردستان و مرکزی و ایلام و آذربایجان غربی گزارش شده است. از نظر شاخص تورم نقطه به نقطه دیماه 1405 در مقایسه با 1404 نیز نرخ تورم نقطهای کل کشور 60 درصد گزارش شده است. کمترین نرخ استان تهران ۴۹.۵ درصد و سپس بوشهر و گیلان و بالاترین نرخ تورم نقطه به نقطه دیماه 1405 هم مربوط به استانهای کردستان، لرستان، کرمانشاه، سیستانوبلوچستان و ایلام گزارش شده است. در تورم ماهانه در دیماه نیز بالاترین نرخ تورم مربوط به استان سیستانوبلوچستان، کردستان و فارس گزارش شده است. کمترین نرخ تورم دیماه هم مربوط به استان تهران و سپس یزد و البرز گزارش شده است. با بررسی آمارهای فوق و نیز دیگر آمارهای در دسترس مربوط به تورم در سالهای گذشته مفروضاتی درباره پارامترهای مؤثر بر این وضعیت میتوان برشمرد:
1- آیا بزرگی و کوچکی استان یعنی مساحت و جمعیت با تورم رابطه دارد؟ مثلا استان پرجمعیتی مانند تهران تورم کمتری دارد ولی دیگر استانهای پرجمعیت شرایط مشابه یا متفاوتی دارند. یا استانهای بزرگی از نظر مساحت مانند سیستانوبلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، فارس و اصفهان یا سمنان و یزد تورمی کمتر یا بیشتر از معدل کشوری دارند.
2- آیا میزان توسعهیافتگی و برخورداری شاخصهای توسعهای با نرخ تورم رابطه دارد؟ بررسی اولیه نشان میدهد که استانهایی با وضعیت توسعهای مشابه نرخ تورم متفاوتی دارند.
3- آیا شاخصهای دیگری نظیر ویژگیهای فرهنگی هر استان مانند فرهنگ کار یا فرهنگ مصرف و مانند آن یا کارآمدی نظام مدیریتی استانها، سازوکارهای کنترلی و نظارت بر روند تجارت و گرانفروشی و مانند آن با نرخ تورم استان ارتباط دارد؟ بررسی اولیه نشان میدهد استان قم در مناطق شهری و روستایی وضعیت بسیار متفاوتی دارد. در شهر قم تورم کمتر از معدل کشوری است.
در کنار مفروضاتی که در بالا بیان شد، میتوان متغیرهای دیگری را هم که بر این وضعیت مؤثر است، برشمرد. توجه به کلانشهرها یا دوری و نزدیکی به تهران ازجمله پارامترهای احتمالی مؤثر بر نرخ تورم منطقهای است که نیازمند بررسی بیشتر است. حتی میتوان در دقت گردآوری اطلاعات اولیه برای سنجش تورم در استانهای مختلف هم شک روا داشت و تردیدهایی مطرح کرد. اما بهعنوان جمعبندی نکات زیر را میتوان مورد توجه قرار داد.
الف- تورم یک واقعیت انکارناپذیر در ساختار اقتصادی کشور است که موجب فشار روزافزونی بر عموم شهروندان ایرانی است و گذران زندگی روزمره را برای بخش بسیار بزرگی از ایرانیان دشوار کرده است. ضروری است که برای کاهش این معضل و چالش اساسی هرچه زودتر فکری کرد.
ب- توزیع جغرافیای تورم در کشور نمایانگر ناموزونی این جغرافیا است و برای بررسی دقیق علل این تفاوتها در نرخ تورم نهادهای مسئول ملی و استانی باید به صورت کارشناسی و جامع تأمل کنند که این وضعیت تحت تأثیر چه پارامترهایی قرار دارد؟ تورم آفتی بلاخیز برای همه است و گروهی تلخی آن را تا حدودی بیش از دیگران تجربه میکنند. چرا؟