صنعت پتروشیمی چه جایگاهی در توسعه صنعتی استانهای ایران ایفا میکند؟
پتروشیمی و توسعه منطقهای
صنعت پتروشیمی بهعنوان یکی از بخشهای استراتژیک اقتصاد ایران و از پیشرانهای مهم توسعه اقتصادی کشور است که سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال صنعتی و صادرات غیرنفتی دارد. این صنعت با بهرهگیری از منابع نفت و گاز کشور، انواع محصولات شیمیایی پایه، پلیمرها و مواد میانی و نهایی را تولید میکند که در صنایع مختلف داخلی و بینالمللی کاربرد دارند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حجت میرزایی - اقتصاددان
ابراهیم سجادی - کارشناس اقتصاد
صنعت پتروشیمی بهعنوان یکی از بخشهای استراتژیک اقتصاد ایران و از پیشرانهای مهم توسعه اقتصادی کشور است که سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال صنعتی و صادرات غیرنفتی دارد. این صنعت با بهرهگیری از منابع نفت و گاز کشور، انواع محصولات شیمیایی پایه، پلیمرها و مواد میانی و نهایی را تولید میکند که در صنایع مختلف داخلی و بینالمللی کاربرد دارند. توسعه صنعت پتروشیمی نهتنها به افزایش ارزش افزوده کمک میکند، بلکه فرصتهای سرمایهگذاری، اشتغال و ایجاد صنایع پاییندستی را نیز فراهم میآورد. با این حال، بررسیها نشان میدهد که بخش عمدهای از ظرفیت تولید پتروشیمی کشور در چند استان محدود متمرکز شده و این تمرکز، هرچند از منظر بهرهوری تولید توجیهپذیر است، پیامدهایی از جمله نابرابری منطقهای و محدودیت اشتغال در سایر استانها به دنبال دارد. با توجه به نقش کلیدی پتروشیمی در زنجیره صنعتی کشور و ظرفیت بالای آن برای توسعه صادرات غیرنفتی، سیاستگذاری هوشمندانه و سرمایهگذاری هدفمند در این حوزه، میتواند یکی از ابزارهای مهم برای تقویت اقتصاد ملی و ایجاد رشد پایدار باشد تا ضمن فعالسازی ظرفیتهای مغفول این صنعت، در سایر استانها زمینهساز پردازش بیشتر محصولات پتروشیمی و ایجاد ارزش افزوده بیشتر شود و فرصتهای گستردهای برای همه استانها و توسعه صنایع پاییندستی فراهم کند. لازم به ذکر است اطلاعات مندرج و همه محاسبات این پژوهش با استفاده از آمار حسابهای منطقهای مرکز آمار ایران صورت گرفته است. با توجه به اینکه در آمارهای منتشرشده مرکز آمار ایران بخش صنایع پتروشیمی با عنوان بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی قرار داده میشود، در این پژوهش نیز این مطلب در نظر گرفته شده است.
استانهای پیشرو
برای شناسایی و تعیین استانهای پیشرو در بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی نیاز به بررسی دو دسته اطلاعات وجود دارد تا بهدرستی بتوان از ماهیت جانمایی این بخش در سطح استانهای کشور آگاه شد.
برای این منظور اولین شاخص مورد ارزیابی، سنجش سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی از تولید ناخالص داخلی استان است. این شاخص مشخص میکند که بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی تا چه اندازه در اقتصاد دروناستانی نقش محوری دارد و وابستگی ساختار اقتصادی استان به این صنعت چه میزان است؟
شاخص بعدی سهم استان از کل تولید مواد مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کشور است که نشاندهنده وزن تولیدی و جایگاه آن در مقیاس ملی است. استانهایی که سهم بالاتری از تولید را به خود اختصاص میدهند، معمولا دارای زیرساختهای انرژی، دسترسی به خوراک و مجتمعهای بزرگ پتروشیمی هستند و بهعنوان قطبهای اصلی تولید شناخته میشوند.
بنابراین دو محور اصلی که در شناسایی استانهای پیشران مورد ارزیابی قرار میگیرد، عبارتند از:
1. سنجش سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از تولید ناخالص داخلی هر استان
2. سنجش سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کل کشور
بر این اساس برای برجستهکردن و تعیین میزان تأثیر اقتصادی صنایع پتروشیمی در هر استان ابتدا به سنجش سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از تولید ناخالص داخلی هر استان پرداخته شده است تا جایگاه این بخش در میان سایر بخشهای اقتصادی برای هر استان به طور دقیق بررسی شود.
1. سهم تولید فرآوردههای شیمیایی از تولید ناخالص داخلی استانها
مقایسه سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی از تولید ناخالص داخلی هر استان، یکی از دقیقترین شاخصها برای سنجش میزان نقشآفرینی این صنعت در ساختار اقتصادی مناطق مختلف کشور است. این شاخص نشان میدهد که بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی در هر استان صرفا یک فعالیت صنعتی جانبی است یا به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد استان نقشآفرینی میکند. نتایج بررسیها حاکی از آن است که در برخی استانها به ویژه استانهای دارای زیرساخت انرژی، دسترسی به خوراک و مجتمعهای بزرگ پتروشیمی، سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی استان به طور معناداری بالاست.
در این استانها، بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی به موتور محرک رشد اقتصادی تبدیل شده و نقش تعیینکنندهای در اشتغال صنعتی، ایجاد ارزش افزوده و صادرات ایفا میکند. به همین دلیل، هرگونه نوسان در تولید، قیمتهای جهانی یا تغییرات در صادرات محصولات پتروشیمی میتواند اثر مستقیمی بر عملکرد اقتصادی این استانها داشته باشد.
در مقابل، در بخش قابل توجهی از استانهای کشور، سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی از تولید ناخالص داخلی محدودتر است و اقتصاد استان بر پایه ترکیبی از بخشهای خدمات، کشاورزی، صنایع کوچک و متوسط یا سایر فعالیتهای صنعتی شکل گرفته است. این استانها اگرچه ممکن است در زنجیره تأمین پتروشیمی حضور داشته باشند، اما نقش این صنعت در اقتصاد آنها غالب نیست.
این تفاوت معنادار میان استانها نشان میدهد که الگوی توسعه بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی در کشور، ناهمگون و متکی بر مزیتهای جغرافیایی و زیرساختی است. در چنین شرایطی، تحلیل سهم پتروشیمی از تولید ناخالص داخلی استانها میتواند مبنای مناسبی برای طراحی سیاستهای منطقهای باشد؛ بهگونهای که در استانهای با وابستگی بالا، تمرکز بر تنوعبخشی اقتصادی و توسعه صنایع پاییندستی در اولویت قرار گیرد و در استانهای با سهم پایینتر، زمینه برای جذب سرمایهگذاری در حلقههای تکمیلی زنجیره ارزش فراهم شود.
درمجموع، این مقایسه نشان میدهد که ارزیابی جایگاه بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی در اقتصاد استانها، نهتنها به درک بهتر میزان تمرکز و وابستگی اقتصادی کمک میکند، بلکه میتواند مسیر سیاستگذاری هدفمند برای توسعه متوازن منطقهای و ارتقای کارایی زنجیره ارزش پتروشیمی در کشور را هموار سازد.
بر این اساس، سیاستگذاری واحد و یکسان برای توسعه پتروشیمی کارایی لازم را ندارد. استانهایی با وابستگی بالا به پتروشیمی، نیازمند سیاستهای کاهش ریسک، تنوعبخشی و توسعه صنایع پاییندستی هستند تا از شکنندگی اقتصادی آنها کاسته شود. در مقابل، استانهایی با سهم پایینتر میتوانند با جذب سرمایهگذاری هدفمند در حلقههای تکمیلی زنجیره ارزش، سهم این صنعت را در اقتصاد محلی افزایش داده و از مزایای اشتغال و ارزش افزوده آن بهرهمند شوند. در نهایت، توجه به سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی در تولید ناخالص داخلی استانها، میتواند مبنای طراحی سیاستهای منطقهای هوشمند قرار گیرد؛ سیاستهایی که به جای تمرکز صرف بر افزایش ظرفیت تولید، بر ارتقای جایگاه استانها در زنجیره ارزش و تحقق توسعه متوازن منطقهای تمرکز دارند.
برای بررسی سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از تولید ناخالص داخلی هر استان، با استفاده از آمار حسابهای منطقهای مرکز آمار ایران در بازه زمانی سالهای 1390 تا 1400 در هر سال مقدار ارزش افزوده بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان را به کل ارزش افزوده آن استان تقسیم کردهایم تا سهم بخش مذکور برای هر سال محاسبه شود، سپس میانگین سهم این بخش اقتصادی را در بازه زمانی مذکور محاسبه کردهایم و بر اساس میانگین سهم این بخش اقتصادی از تولید ناخالص داخلی هر استان، به رتبهبندی استانهای کشور پرداختهایم.
بوشهر؛ قطب پتروشیمی ایران
بر این اساس بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی استان بوشهر به طور متوسط با 19.19 درصد سهم از تولید ناخالص داخلی استان بوشهر و بیشترین سهم از تولید ناخالص داخلی را در میان استانهای کشور به خود اختصاص داده که حاکی از جایگاه مهم و برجسته صنایع پتروشیمی در اقتصاد استان بوشهر است.
استان مرکزی با میانگین 6.97 درصد و استان قزوین با میانگین 6.19 درصد سهم از تولید ناخالص داخلی خود در جایگاههای دوم و سوم قرار گرفتهاند. استان خوزستان با متوسط 4.97 درصد در جایگاه ششم و استان تهران با متوسط 0.52 درصد در رتبه نوزدهم قرار گرفته است. استانهای خراسان جنوبی و هرمزگان با متوسط 0.12 درصد و استان کردستان با متوسط 0.06 درصد در رتبههای انتهایی این دستهبندی قرار میگیرند. لازم به ذکر است که متوسط سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی از تولید ناخالص داخلی کل کشور رقم 2.88 درصد است.
آنچه تا به اینجا به آن پرداخته شد تلاشی برای برجستهکردن جایگاه بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان در میان سایر بخشهای همان استان به وسیله محاسبه سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی هر استان بود که در مقام مقایسه با استانهای دیگر اطلاعات لازم و قابل تأمل ولی ناکافی را ارائه میدهد. چه بسا استانهایی با ظرفیتهای بالا در حوزه تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی وجود داشته باشند، اما به سبب بزرگبودن اقتصاد آنها و درواقع بالابودن رقم تولید ناخالص داخلی آنها سهم این بخش از تولید ناخالص داخلیشان در مقایسه با استانهایی با اقتصاد کوچکتر، کمتر محاسبه شود. برای ارائه تصویر بهتر و شناسایی دقیقتر وضعیت بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی نیاز به محاسبه سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کل کشور است تا جایگاه این بخش در استانهای مختلف بهدرستی تبیین شود.
2. سهم فرآوردههای شیمیایی هر استان از کشور
مقایسه سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از کل کشور، یکی از شاخصهای کلیدی برای درک الگوی تمرکز جغرافیایی این صنعت و شناسایی قطبهای اصلی تولید و ارزش افزوده در سطح ملی است. این شاخص نشان میدهد که فعالیتهای پتروشیمی تا چه اندازه در استانهای مختلف متمرکز شده و هر استان چه جایگاهی در ساختار ملی این صنعت دارد.
مقایسه سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از کل کشور، یکی از شاخصهای مهم برای تحلیل ساختار فضایی صنعت شیمیایی و میزان تمرکز یا پراکندگی فعالیتهای تولیدی در سطح ملی است. این شاخص نشان میدهد که تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی تا چه اندازه در استانهای مختلف متمرکز شده و هر استان چه جایگاهی در کل کشور دارد.
مقایسه سهم پتروشیمی هر استان از کل کشور نشاندهنده الگوی تمرکز مکانی تولید و ارزش افزوده در صنعت پتروشیمی ایران است. این شاخص مشخص میکند که چه استانهایی نقش اصلی دارند و بار اصلی تأمین خوراک، محصولات پایه و صادرات پتروشیمی بر دوش کدام مناطق قرار گرفته است.
بررسیها نشان میدهد که سهم بالای برخی استانها از پتروشیمی کشور، عمدتا ناشی از تجمیع واحدهای بزرگ، خوراکمحور و سرمایهبر در این مناطق است. این استانها به دلیل دسترسی به منابع انرژی، زیرساختهای بندری و مقیاس اقتصادی بالا، به قطبهای اصلی تولید ملی تبدیل شدهاند و نقش آنها در تراز تجاری و صادرات غیرنفتی کشور بسیار پررنگ است.
در مقابل، سهم پایین بسیاری از استانها از کل پتروشیمی کشور لزوما به معنای ضعف صنعتی آنها نیست، بلکه اغلب بیانگر جایگاه متفاوت این استانها در زنجیره ارزش است. برخی استانها بهجای تولید محصولات پایه، در حلقههای پاییندستی، تکمیلی یا مصرفکننده محصولات پتروشیمی نقش دارند که در آمارهای کلان تولید ملی کمتر منعکس میشود.
در نهایت، تحلیل مقایسهای سهم استانها از کل بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی، تصویری روشن از تمرکز، عدم توازن و ظرفیتهای توسعه منطقهای این صنعت ارائه میدهد. این تحلیل میتواند مبنای سیاستگذاری صنعتی هدفمند قرار گیرد؛ بهگونهای که ضمن حفظ مزیتهای تولیدی استانهای پیشرو، زمینه ارتقای نقش سایر استانها در زنجیره ارزش پتروشیمی کشور نیز فراهم شود.
برای محاسبه سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان از بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کل کشور، ارزش افزوده بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی هر استان را به بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کل کشور در بازه سالهای 1390 تا 1400 تقسیم کردهایم تا سهم هر استان از این بخش محاسبه شود. به این ترتیب بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی استان بوشهر در سالهای 1390 تا 1400 به طور متوسط 40 درصد از کل کشور سهم داشته است که با اختلاف جایگاه اول را در صنایع پتروشیمی به خود اختصاص میدهد. استان خوزستان با 27.5 درصد سهم از کل صنایع پتروشیمی رتبه دوم و استان مرکزی با 4.38 درصد رتبه سوم را به خود اختصاص داده است.
محاسبات نشان میدهد ظرفیتهای پتروشیمیایی دو استان اصفهان و خوزستان از جایگاه قابل قبولی برخوردار است اما در مقایسه با سایر ظرفیتهای اقتصادیشان سهم کمتری به خود اختصاص میدهد که همین نشان از اقتصاد بزرگ این استانها و درواقع رقم بالای تولید ناخالص داخلی آنهاست. استانهای چهارمحال و بختیاری، هرمزگان، اردبیل، کردستان و خراسان جنوبی هرکدام با سهمی کمتر از 0.1 درصد و درمجموع با سهم 2.8 درصدی از بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی در جایگاههای انتهایی این رتبهبندی قرار گرفتهاند.
بر اساس اطلاعات ماتریس نقش استانها در بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی استانهای کشور در چهار دسته قابل تقسیمبندی هستند:
1- دارای سهم خیلی زیاد از کل کشور و سهم بالا از تولید ناخالص داخلی استان:
استانهای بوشهر و خوزستان
این استانها به عنوان قطبهای راهبردی اصلی بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی ایران معرفی میشوند. اتخاذ راهبردهای سیاستی زیر برای این استانها توصیه میشود:
1- تنوعبخشی درون زنجیره تولید شامل توسعه محصولات میانی و تخصصی
2- سرمایهگذاری درآمد پتروشیمی در توسعه صنایع پاییندستی و صنایع مکمل غیرپتروشیمی
3- کاهش ریسک اقتصادی از طریق ایجاد صندوق تثبیت درآمد پتروشیمی استانی
2- دارای سهم نسبتا بالا از کل کشور و سهم نسبتا بالا از تولید ناخالص داخلی استان:
استانهای مرکزی، قزوین و کرمانشاه
این استانها به عنوان قطبهای تولید ملی و بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی با اقتصاد متنوع معرفی میشوند. اتخاذ راهبردهای سیاستی زیر برای این استانها توصیه میشود:
1- انتقال ارزش افزوده به حلقههای پاییندستی
2- توسعه خوشههای صنعتی مکمل
3- تقویت پیوند با صنایع داخلی استان
3- دارای سهم نسبتا بالا از کل کشور و سهم پایین از تولید ناخالص داخلی استان:
استانهای تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و البرز
این استانها به عنوان استانهای با ظرفیت بالای تولید و بدون پیوند عمیق اقتصادی معرفی میشوند. اتخاذ راهبردهای سیاستی زیر برای این استانها توصیه میشود:
1- افزایش نفوذ پتروشیمی در اقتصاد استان
2- توسعه خوشههای تکمیلی
3- ایجاد مشوقهای استانی برای افزایش مصرف به منظور ایجاد ارزش افزوده بیشتر در استان
4- دارای سهم پایین از کل کشور و سهم بالا از تولید ناخالص داخلی استان:
استانهای خراسان شمالی، سمنان، قم و زنجان
این استانها به عنوان استانهای وابسته به بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی معرفی میشوند. اتخاذ راهبردهای سیاستی زیر برای این استانها توصیه میشود:
1- تنوعبخشی ساختار اقتصادی
2- حمایت از صنایع مکمل غیرپتروشیمی
3- کاهش وابستگی تکمحصولی
5- دارای سهم پایین از کل کشور و سهم پایین از تولید ناخالص داخلی استان:
استانهای یزد، ایلام، گلستان، لرستان، خراسان رضوی، چهارمحالوبختیاری، کهکیلویهوبویراحمد،
همدان، هرمزگان، مازندران، گیلان، آذربایجان غربی، اردبیل، خراسان جنوبی، کردستان، کرمان، سیستان و بلوچستان
این استانها به عنوان استانهای بالقوه برای توسعه ظرفیتهای پتروشیمی معرفی میشوند. اتخاذ راهبردهای سیاستی زیر برای این استانها توصیه میشود:
1- توسعه صنایع پاییندستی کوچک و متوسط
2- جذب سرمایهگذاری هدفمند
3- اتصال به زنجیره ارزش ملی بدون تمرکز خوراک
به طور کلی برای جمعبندی مطلب فوق؛ سیاستگذاری تفکیکشده مبتنی بر نقش استانی، یک ایده اساسی است که به جای یک سیاست واحد ملی نگاه منطقهای و هدفمند به هر استان را داراست. به عنوان مثال برای استانهای بوشهر و خوزستان ممنوعیت توسعه محصولات خاممحور جدید، مشوق ویژه برای میاندستی و پاییندستی پیشرفته و ایجاد مراکز R&D و هاب صادرات دانشبنیان توصیه میشود. برای استانهای در حال ارتقا سیاستهایی چون تخصیص خوراک هدفمند، ایجاد و توسعه شهرکهای تخصصی پاییندستی، تسهیلات اشتغالمحور توصیه میشود و برای استانهای کمسهم، توسعه صنایع تکمیلی کوچک و متوسط و اتصال به خوشههای بزرگ از طریق قرارداد بلندمدت سیاستهایی اجرایی و هوشمندانه به حساب میآیند.
2- بررسی روند بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی استانهای بوشهر و خوزستان
استانهای بوشهر و خوزستان بهعنوان دو قطب اصلی بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی ایران، بیشترین سهم را از تولید و ارزش افزوده این صنعت در سطح ملی به خود اختصاص دادهاند. تمرکز مجتمعهای بزرگ پتروشیمی، دسترسی مستقیم به خوراک گازی و مایع، زیرساختهای انرژی و نزدیکی به بنادر صادراتی، این دو استان را به قلب تپنده صنعت پتروشیمی کشور تبدیل کرده است.
از منظر سهم بخش تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی از کل کشور، بوشهر و خوزستان درمجموعا بخش غالب تولید پتروشیمی ایران را در اختیار دارند به طوریکه در بازه زمانی 1400-1390 به طور میانگین 67.5 درصد از تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی کل کشور را به خود اختصاص دادهاند. این تمرکز بالا بیانگر نقش راهبردی این استانها در تأمین محصولات پایه پتروشیمی، خوراک صنایع پاییندستی و ارزآوری از محل صادرات است. بهگونهای که هرگونه اختلال یا نوسان در تولید این استانها میتواند آثار قابل توجهی بر کل زنجیره پتروشیمی کشور برجای بگذارد.
اقتصاد بوشهر و خوزستان به پتروشیمی وابسته است
بررسی سهم پتروشیمی از تولید ناخالص داخلی این دو استان نشان میدهد که اقتصاد بوشهر و خوزستان (به خصوص استان بوشهر) وابستگی بالایی به این صنعت دارد. پتروشیمی در این استانها نهتنها یک بخش صنعتی، بلکه یکی از ارکان اصلی ساختار اقتصادی محسوب میشود و نقش تعیینکنندهای در رشد اقتصادی، اشتغال صنعتی و درآمدهای منطقهای ایفا میکند. این وابستگی بالا، ضمن ایجاد مزیت اقتصادی، ریسکهایی از جمله آسیبپذیری در برابر نوسانات بازار جهانی انرژی و محصولات پتروشیمی را نیز به همراه دارد.
نکته قابل توجه آن است که با وجود سهم بالای بوشهر و خوزستان در تولید ملی پتروشیمی، بخش قابل توجهی از فعالیتهای این استانها در حلقههای بالادستی و تولید محصولات پایه متمرکز است. این موضوع موجب میشود بخش عمده ارزش افزوده بالقوه زنجیره پتروشیمی، در مراحل بعدی و در سایر مناطق کشور یا حتی خارج از کشور محقق شود.
از اینرو، بوشهر و خوزستان در عین برخورداری از جایگاه پیشرو، بیش از سایر استانها نیازمند سیاستهایی هستند که به توسعه صنایع میاندستی و پاییندستی، تنوعبخشی به فعالیتهای صنعتی و کاهش وابستگی صرف به محصولات پایه منجر شود. چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ نقش راهبردی این استانها در تولید ملی، پایداری اقتصادی آنها را افزایش داده و پیوند عمیقتری میان این قطبهای تولیدی و سایر استانهای کشور در زنجیره ارزش پتروشیمی ایجاد کند.
در مجموع، بوشهر و خوزستان را میتوان نهتنها بهعنوان مراکز تولید، بلکه پیشرانهای تحول ساختاری در صنعت پتروشیمی ایران در نظر گرفت؛ تحولاتی که در صورت سیاستگذاری هوشمندانه، میتواند به توزیع متوازنتر ارزش افزوده و تقویت توسعه منطقهای در سطح ملی منجر شود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.