چرا صنعت پتروشیمی و نفت ایران با وجود دسترسی به موقعیت کریدورهای موفق، در دام شکست گرفتارند؟
بلای خامفروشی
صنعت پتروشیمی ایران در گردابی از اهداف متعارض، حکمرانی چندپاره و وابستگی بیمارگونه به فروش مواد اولیه دستوپا میزند. نتیجه آن شده است که با وجود مزیت خدادادی ذخایر عظیم نفت و گاز، نهتنها از قافله رقبای منطقهای عقب ماندهایم، که در آستانه تبدیلشدن به خامفروش مواد شیمیایی در قرن بیستویکم قرار داریم. این یادداشت با تشریح ابعاد این شکست و ارائه راهحلی برآمده از تجارب جهانی، در پی یافتن پاسخی برای این پرسش بنیادین است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی عربصادق- کارشناس انرژی: صنعت پتروشیمی ایران در گردابی از اهداف متعارض، حکمرانی چندپاره و وابستگی بیمارگونه به فروش مواد اولیه دستوپا میزند. نتیجه آن شده است که با وجود مزیت خدادادی ذخایر عظیم نفت و گاز، نهتنها از قافله رقبای منطقهای عقب ماندهایم، که در آستانه تبدیلشدن به خامفروش مواد شیمیایی در قرن بیستویکم قرار داریم. این یادداشت با تشریح ابعاد این شکست و ارائه راهحلی برآمده از تجارب جهانی، در پی یافتن پاسخی برای این پرسش بنیادین است.
۱. وضعیت بحرانی: فروپاشی از درون، انزوا از برون
صنعت پتروشیمی ایران امروز در چند بحران همزمان دستوپا میزند. بحران عمیقتر از آمارهای رسمی است.
الف) ورشکستگی پنهان در پشت ظرفیت اسمی: گزارشها از وجود ۵۱ مجتمع تولیدی با ظرفیت اسمی ۵۶ میلیون تن در سال حکایت دارند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. در زمستان گذشته، قطع گاز ۱۲ مجتمع بزرگ به مدت حداکثر ۴۵ روز، تنها نمادی از یک ناترازی ساختاری است. امروزه حدود ۲۲ درصد از ظرفیت این صنعت به دلیل کمبود خوراک و مشکلات دیگر خاک میخورد و پیشبینی میشود این رقم به ۳۰ درصد (معادل ۳۰ میلیون تن) برسد؛ این یعنی ازدستدادن یک فرصت سرمایهگذاری ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلاری.
ب) دام خامفروشی مدرن: عمق تراژدی در کیفیت تولید نهفته است. بیش از ۶۵ درصد محصولات پتروشیمی ایران را کالاهای پایه و کمارزشی مانند متانول، آمونیاک و اوره تشکیل میدهد. در مقابل، سهم ایران از زنجیره ارزش محصولات میانی و نهایی مانند پروپیلن -که مواد اولیه صنایع پیشرفته هستند- ناچیز است. نتیجه این سیاست، واردات سالانه بیش از ۱.۲ میلیارد دلار محصولات پاییندستی است؛ درحالیکه خود صادرکننده مواد خام آن هستیم. این همان خامفروشی است، اما در شکلی مدرن و پیچیده.
ج) انزوای استراتژیک و وابستگی مرگبار: تحریمها، صنعت را به چند بازار محدود (عمدتا چین) محبوس کرده است. گزارشهای تحلیلی هشدار میدهند که وابستگی به بازار پتروشیمی چین یک ریسک استراتژیک بزرگ است، زیرا خود چین در مسیر خودکفایی در تولید این محصولات حرکت میکند. این وابستگی یکبعدی، امنیت اقتصادی صنعت را بهشدت شکننده کرده است.
۲. ریشههای شکست: چهار چالش بنیادین در حکمرانی صنعت نفت و پتروشیمی
علل این عقبماندگی را نباید صرفا در تحریم جست. این تحریمها فقط بر یک بستر آسیبپذیر از ضعف حکمرانی داخلی تأثیر تشدیدکننده داشتهاند. تحلیل دقیق، چهار نقص ساختاری را نشان میدهد:
۱. سیاست صنعتی معیوب: توسعه کور و وابسته به خوراک
استراتژی توسعه در ایران همواره مبتنی بر«توسعه بر اساس خوراک موجود» بوده، نه «توسعه بر اساس نیاز بازار و تکمیل زنجیره ارزش». این نگاه کوتهبینانه، صنعت را به گاز ارزان قانع کرد و آن را از فناوری و نوآوری بینیاز پنداشت. اکنون با بروز بحران کمبود گاز، این کاخ رؤیایی در حال فروریختن است. نتیجه این سیاست، غفلت از پتروپالایشگاهها است؛ فناوریای که در جهان برای تبدیل مستقیم نفت خام به مواد اولیه باارزش پتروشیمی استفاده میشود و ایران از آن غافل مانده است.
۲. فرسودگی فناورانه و اسارت در تله استهلاک
اغلب مجتمعهای پتروشیمی و پالایشی ایران با چالش عقبماندگی تکنولوژیک مواجهند. یک پژوهش دانشگاهی که مدلی بومی برای انتقال فناوری در صنعت پتروشیمی ارائه کرده، بر لزوم تقویت «سرمایه ساختاری» شامل نظامهای نوآوری، زیرساختهای مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی حامی تأکید میکند؛ مؤلفههایی که در ایران ضعیف هستند. در شرایط تحریم، این ضعف به یک تله فناوری بدل شده است: نه میتوانیم فناوری جدید بخریم، نه توان بومی کافی برای نوسازی داریم.
۳. حکمرانی سیاسی و زایش «پتروشیمیهای کاغذی»
فقدان یک نقشه راه شفاف و مبتنی بر اقتصاد بازار، فضا را برای طرحهای سیاسی و غیرکارشناسی باز کرده است. بیش از ۱۰ طرح پتروشیمی بزرگ به دلایلی مانند دریافت تسهیلات یا زمین و بدون توجیه اقتصادی واقعی، نیمهکاره رها شدهاند. این «پتروشیمیهای کاغذی»، سرمایههای ملی را بلوکه کرده و فرصت را از سرمایهگذاران واقعی میگیرند. این در حالی است که مجلس شورای اسلامی اخیرا اساسنامه جدید شرکت ملی صنایع پتروشیمی را بررسی کرده که بر نقش فعال در زیستبوم فناوری و حمایت از شرکتهای دانشبنیان تأکید دارد. اما این مصوبات تا تبدیلشدن به گفتمان حاکم بر اجرا فاصله زیادی دارند.
۴. ناتوانی در جذب سرمایه و مشارکت واقعی بخش خصوصی
یک پژوهش دانشگاهی که مدل مشارکت عمومی-خصوصی(PPP) در صنایع پاییندستی نفت ایران را بررسی کرده، نشان میدهد که این مشارکت به شکل مطلوب اجرا نشده و موانعی مانند نبود چارچوب قانونی شفاف، دشواری در تأمین مالی و ظرفیت پایین بخش دولتی وجود دارد. درواقع، ساختار دولتی فرسوده نهتنها خود خلاق نیست، که فضای فعالیت برای بخش خصوصی توانمند و نوآور را نیز محدود میکند.
۳. تجارب جهانی: درسهایی از آن سوی خلیج فارس و فراتر از آن
رقبای موفق منطقهای و جهانی، راهحلهای عملیشدهای را در مقابل ما قرار دادهاند:
عربستان سعودی و استراتژی «شیمیاییسازی»: چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان، هسته مرکزی توسعه اقتصادی خود را بر تبدیل نفت خام به محصولات شیمیایی باارزش گذاشته است. شرکت «سابیک» (SABIC) به عنوان بازوی اجرایی این استراتژی، فقط یک تولیدکننده نیست؛ بلکه یک غول فناوری و بازاریابی جهانی است که با ایجاد مراکز تحقیق و توسعه در سراسر جهان و تشکیل اتحادهای استراتژیک، همواره در خط مقدم نوآوری حرکت میکند. تمرکز آن بر تولید پلیمرهای مهندسی و تخصصی با کاربرد در خودروسازی، هوافضا و الکترونیک است.
قطر و حکمرانی یکپارچه گاز به پتروشیمی: قطر با درک این اصل که «خوراک تنها نقطه شروع است، نه نقطه پایان»، حکمرانی صنعت گاز و پتروشیمی خود را در چارچوب شرکت «صنایع پتروشیمی قطر» (QAPCO) و با مشارکت شرکتهای بینالمللی پیشرو متمرکز کرده است. آنها با سرمایهگذاری کلان در پتروشیمیهای گازی مانند متانول و اوره با بالاترین راندمان، خود را به تأمینکنندهای قابل اعتماد و کمهزینه در زنجیره جهانی تبدیل کردهاند.
آمریکا و انقلاب پتروشیمیهای شیلگازی: ایالات متحده با انقلاب شیلگاز، یک تحول ساختاری ایجاد کرد. دسترسی به اتان ارزان و فراوان به عنوان خوراک، باعث رونق دوباره صنعت پتروشیمی در سواحل خلیج مکزیک شد. اما کلید موفقیت آنها، توجه همزمان به فناوریهای نوین کراکینگ و سرمایهگذاری گسترده بخش خصوصی در واحدهای جدید با آخرین تکنولوژی بود. آنها نشان دادند که مزیت خوراک تنها زمانی به برتری رقابتی تبدیل میشود که با نوآوری و کارآفرینی خصوصی همراه شود.
۴. راه نجات: یک برنامه عملیاتی مبتنی بر «الگوی کریدور موفق»
نجات صنعت نفت و پتروشیمی نیازمند اقداماتی جسورانه است و اینکه در پیشبرد صنعت پتروشیمی باید تعریف مأموریت شفاف، ایجاد ساختار اجرایی توانمند و رفع موانع بوروکراتیک رخ دهد.
*اول: بازتعریف مأموریت ملی و تغییر پارادایم
مأموریت صنعت پتروشیمی ایران باید از «تولید و صادرات مواد پایه» به «تکمیل زنجیره ارزش و تأمین مواد اولیه صنایع پیشرفته داخلی و منطقهای» تغییر کند. این مستلزم تصویب یک سند راهبردی پتروشیمیمحور با افق ۱۵ ساله در سطح عالی حکومت است؛ سندی که مانند قانون کریدور انرژی، مورد توافق و پشتیبانی همه قوا قرار گیرد تا از نوسانات سیاسی مصون بماند.
*دوم: ایجاد ساختار حکمرانی متمرکز و توانمند
پیشنهاد میشود یک «هیئت عالی توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز» متشکل از نمایندگان بلندپایه دولت، مجلس، بخش خصوصی واقعی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان تشکیل شود. این هیئت -مشابه ساختار مدیریت پروژه کریدور- باید اختیارات وسیع قانونی و مالی برای نظارت بر تمام طرحهای پتروشیمی و پالایشی، حذف پروژههای زائد (پتروشیمیهای کاغذی) و تمرکز منابع بر طرحهای کلان دارای فناوری بالا و تکمیلکننده زنجیره ارزش داشته باشد.
*سوم: اجرای دیپلماسی تهاجمی انرژی و فناوری
دیپلماسی انرژی ایران باید از حالت دفاعی و فروشنده محض خارج شود. باید با استفاده از اهرم خوراک و بازار داخلی، برای جذب فناوری و سرمایهگذاری مشترک در ازای تضمین تأمین خوراک بلندمدت، وارد مذاکره شود. هدف باید تشکیل اتحادهای استراتژیک با شرکتهای فناور جهانی (حتی از مسیر کشورهای همسو) برای ایجاد واحدهای مشترک در ایران و در بازارهای ثالث باشد. تجربه کریدور نشان داد که با طراحی مناسب، میتوان بر موانع تحریم فائق آمد.
*چهارم: اجبار به نوآوری از طریق مشوق و الزام قانونی
لازم است مانند الزامات سختگیرانه زیستمحیطی در پروژه کریدور، قوانینی تصویب شود که اختصاص حداقل سه درصد از درآمد تمامی شرکتهای پتروشیمی به تحقیق، توسعه و بومیسازی فناوری را الزامی کند. همزمان، ارائه مشوقهای مالیاتی و گمرکی شدید به صنایعی که از محصولات میانی پتروشیمی داخلی استفاده میکنند، میتواند بازار پاییندستی را بهسرعت رونق بخشد.
*پنجم: تنوعبخشی به خوراک و گذار به پتروپالایشگاه
بحران گاز یک زنگ بیدارباش است. سرمایهگذاری فوری باید بر نوسازی پالایشگاههای موجود و تبدیل آنها به پتروپالایشگاه متمرکز شود؛ فناوریهایی که امکان شکستن مولکولهای سنگین و تولید پروپیلن و سایر خوراکهای حیاتی پتروشیمی از نفت خام را فراهم میکنند. این مسیر، وابستگی به گاز را کاهش داده و از منابع عظیم نفت خام کشور، ارزش افزوده بسیار بیشتری استخراج میکند.
مخلص کلام:
صنعت نفت و پتروشیمی ایران بر لبه پرتگاه یک انتخاب تاریخی قرار دارد. یک مسیر، ادامه روند کنونی است که به معنای حفظ وضعیت صادرکننده مواد خام به صنایع پیشرفته دیگر کشورها و ازدستدادن آخرین فرصت تاریخی برای جهش صنعتی است. مسیر دیگر، اقدام برای یک انقلاب مدیریتی و فناورانه است. باید تأکید کرد که مشکل اصلی ایران، نبود دانش فنی یا حتی تحریم نیست. مشکل اصلی، پراکندگی هدف، حکمرانی سلیقهای و مقاومت ذینفعان قدرتمندی است که از هرگونه تغییر ساختاری عمیق سود نمیبرند. این ذینفعان همان کسانی هستند که در مسیر کریدور نیز سنگاندازی کردند، اما با ارادهای قوی پشت سر گذاشته شدند.
پرسش نهایی خطاب به بالاترین سطوح حاکمیت این است: آیا عزم ملی و مدیریت متمرکز برای نجات صنعت نفت و پتروشیمی بسیج خواهد شد؟ یا باید شاهد سقوط آزاد آخرین موتور محرک جدی اقتصاد ایران در آستانه گذار انرژی جهانی باشیم؟ پاسخ این پرسش، نه در گفتهها، که در اقداماتی مشخص و جسورانه در ماههای پیشرو نهفته است. زمان برای نجات بسیار اندک است و این در حالی است که بعضا شاهد هستیم سازمان برنامه و بودجه کشور در جولان تندروهایی است که ضد توسعه ایران هستند.
آخرین اخبار ویژه نامه را از طریق این لینک پیگیری کنید.