اویغورها چگونه در سقوط اسد نقش کلیدی بازی کردند؟
از سینکیانگ تا جسر الشغور
نقشه جسورانه بود؛ در شب و با استفاده از تاریکی، گروهی از نیروهای زبده باید کمین کرده و خطوط تدارکاتی راهبردی پشتیبان شهر حلب را که در کنترل حکومت بشار اسد بود، قطع میکردند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
نقشه جسورانه بود؛ در شب و با استفاده از تاریکی، گروهی از نیروهای زبده باید کمین کرده و خطوط تدارکاتی راهبردی پشتیبان شهر حلب را که در کنترل حکومت بشار اسد بود، قطع میکردند.
ماهها بود این نیروها مخفیانه در حال پاکسازی یک تونل متروکه انتقال آب بودند؛ تونلی به طول بیش از سه کیلومتر که در عمق مناطق تحت کنترل دشمن، در حومه حلب قرار داشت. انپیآر در گزارشی نوشته است: در جلسهای محرمانه با احمد الشرع، رهبر وقت گروه شورشی «هیئت تحریرالشام» و رهبر کنونی سوریه، آنها توافق کردند حملهای مشترک برای آزادسازی حلب از کنترل حکومت آماده کنند. این نیروهای ویژه سوری نبودند، آنها اویغور بودند؛ اقلیت قومی عمدتا مسلمان که در چین سکونت دارند. وقتی عملیات در نوامبر ۲۰۲۴ علیه دولت اسد آغاز شد، آنها هم وارد عمل شدند. یکی از یگانها که کپسول اکسیژن حمل میکردند، در تونل کمهوایی مستقر شد که در برخی نقاط ارتفاعش کمتر از یک متر بود. یگان دوم در باغهای زیتون روبهروی حلب کمین کرد. سپیدهدم، نیروهای داخل تونل از پشت سر نیروهای حکومتی بیرون آمدند، در حالی که یگان دوم از روبهرو حمله کرد و باعث شد سربازان دولتی وحشتزده پراکنده شوند. همزمان، دیگر واحدهای شورشی از گروههای مختلف شبهنظامی حمله به خودِ حلب را آغاز کردند. ظرف چند روز، بزرگترین شهر سابق سوریه به دست شورشیان افتاد. هوباید، ۳۱ساله، فرمانده واحدی که در تونل بود، از هفتههای بعد یاد میکند؛ زمانی که نیروها سربازان ارتش را تا دمشق، پایتخت سوریه، تعقیب کردند و میگوید: همه ما زنده ماندیم و آزادی سوریه را با چشم خود دیدیم. کمی بیش از یک هفته پس از سقوط حلب، بشار اسد به روسیه گریخت. هوباید میگوید: از حلب، راه دمشق برای ما باز شد.
بزرگترین جنگجویان خارجی در سوریه
این روایت نشان میدهد چگونه اویغورها در نهایت به بزرگترین گروه جنگجویان خارجی در سوریه تبدیل شدند. آرون زلین، پژوهشگر مؤسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، میگوید: آنها از مهمترین نیروهای جنگی مرتبط با هیئت تحریرالشام پیش از سقوط رژیم اسد بودند و نقشی فراتر از تعدادشان داشتند. از بسیاری جهات، آنها تجربه زیادی در جنگ داشتند و میتوان گفت جنگدیدهترین نیروهای سوریه محسوب میشوند. بااینحال، جامعه پنهانکار اویغورهای سوریه تاکنون حاضر به مصاحبه نشده بود، اما طی یک ماه، بیش از ۴۰ جنگجو و اعضای خانوادههایشان با رادیوی انپیآر گفتوگو کردند. در شمال تحت کنترل شورشیان، اویغورها خیلی زود به عنوان نیروهایی منظم، منضبط و مؤثر شناخته شدند؛ کسانی که مأموریتهایی را میپذیرفتند که دیگر گروههای شورشی از انجامش ناتوان بودند. نقش آنها در نبردهای کلیدی جنگ داخلی تقریبا ۱۴ساله سوریه، به احمد الشرع کمک کرد آنقدر قدرت به دست آورد که در نهایت حکومت اسد را سرنگون کند. در قدردانی از این نقش، دولت جدید سوریه امسال بزرگترین گروه شبهنظامی اویغورها را در ارتش بازسازیشده سوریه ادغام و چند فرمانده اویغور را نیز به عنوان افسر در وزارت دفاع منصوب کرد. حتی صحبتهایی درباره اعطای تابعیت سوری به برخی از اویغورها مطرح شده است. اما با وجود نفوذشان در دولت جدید سوریه، جایگاه اویغورها همچنان متزلزل است. برخی عربهای سوری با سوءظن و ترس به آنها و دیگر جنگجویان خارجی نگاه میکنند.
چین از چه نگران است؟
چین فشار دیپلماتیک بر سوریه را برای اخراج اویغورها افزایش داده است. پکن طی حدود ۲۵ سال گذشته تمام شبهنظامیان اویغور خارج از کشور را تروریست دانسته و بارها جنبشهای اویغور را به الهامبخشی یا هدایت هزاران حمله تروریستی در داخل چین متهم کرده است؛ حملاتی که برخی از آنها مرگبار بودهاند. چوغتال، ۳۶ساله و معاون فرمانده اویغورها در سوریه، در ویلایی در مجتمع محصور حومه سوریه توضیح داد چگونه تصمیم گرفت خانواده و زندگیاش در چین را ترک کند و به جنگ سوریه بپیوندد. او مردی ریزنقش است و بیشتر به کارمند اداره شباهت دارد تا جنگجو. در دبیرستان دانشآموز ممتازی بود و میخواست شیمی یا فیزیک بخواند، اما میگوید پس از پنجم جولای ۲۰۰۹ در تصمیمش تجدیدنظر کرد. برخی جنگجویان مسنتر گفتند پس از سرکوب قیامهای اویغورها در سال ۱۹۹۰ در اعتراض به سیاستهای کنترل جمعیت و بار دیگر در ۱۹۹۷ در اعتراض به کارزار امنیتی دولت، امیدشان را به فعالیت سیاسی از دست دادند. جنگجویان میگویند سیاستهای دولت چین خشن بود و احساس میکردند راهی جز پاسخ متقابل با زور ندارند و از آن پس به سمت گروههای جنگجو رفتهاند.
ایجاد پایگاه قدرت
جنگجویان اویغور میگویند در روزهای ابتدایی شورش علیه بشار اسد، ابتدا تلاش میکردند خود را از درگیریهای داخلی سوریه دور نگه دارند. چوغتال، یکی از این جنگجویان میگوید: ما برای جنگ با بشار اسد یا هیچکس دیگری به سوریه نیامده بودیم؛ هدف اصلی ما از ابتدا آموزش نظامی بود. اویغورها میگویند ابتدا برای آموزش به حلب رفتند، اما با افزایش تعداد خانوادهها، به سمت غرب و شهر کوچکی به نام جسر الشغور حرکت کردند تا فضای بیشتری برای اسکان داشته باشند. افسران اویغور توضیح میدهند چگونه وارد جنگ داخلی سوریه شدند. نیروهای ارتش سوریه در سال ۲۰۱۵ به سوی جسر الشغور پیشروی کردند. اویغورها در ابتدا موفق شدند حمله را دفع کنند، اما نیروهای نظامی دوباره سازماندهی شدند و این بار با تانک و توپخانه حمله کردند. یک ماه دیگر طول کشید تا پس از نبردی خونین، نیروهای اسد بهطور کامل از جسر الشغور بیرون رانده شوند. همین نبرد باعث شد اویغورها میان گروههای شورشی سوری به عنوان نیروهایی منظم و باانگیزه شناخته شوند. اویغورهای سوریه در ابتدا کاملا متحد نبودند؛ برخی جنگجویان میگویند دستکم صدها اویغور از آنها جدا شدند و به داعش پیوستند. تحلیلگرانی که جنگ داخلی سوریه و گروههای شبهنظامی منطقه را دنبال کردهاند، میگویند داعش در مقطعی رقیب سیاسی جدی حزب اسلامی ترکستان بود. در هشتم دسامبر ۲۰۲۴، اویغورها در میان نیروهایی بودند که وارد دمشق و شهر ساحلی لاذقیه شدند. به گفته آنها، سوریهای سرمست از شادی برایشان گل و شیرینی پرتاب میکردند.
ماندن یا رفتن
پس از نزدیک به ۱۴ سال جنگ، اویغورهای سوریه میگویند مشتاق هستند زندگی تازهای در سوریه بسازند. آنها میخواهند فرهنگ اویغوری را حفظ کنند. اویغورها که از احمد الشرع و گروهی که او زمانی رهبری میکرد، حمایت کرده بودند، اکنون با انتصاب به مقامهای بلندپایه در وزارت دفاع سوریه پاداش گرفتهاند. مقامهای دفاعی سوریه و خود اویغورها میگویند شمار زیادی از جنگجویان سابق به ارتش بازسازیشده سوریه پیوستهاند. وزارت دفاع سوریه در بیانیهای به انپیآر اعلام کرد: اویغورهای حاضر در سوریه نه تهدید داخلی هستند و نه تهدید خارجی، بلکه به آنچه امنیت و ثبات سوریه را تضمین میکند پایبندند.