تبعات انسانی قطع اینترنت
در سال ۱۴۰۵، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس، تفننی یا حتی صرفا یک زیرساخت اقتصادی نیست؛ با گسترش زیست دیجیتال و تغییرات بنیادین این زمانه، اینترنت به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
نیما قاضی - رئیس انجمن تجارت الکترونیک تهران
در سال ۱۴۰۵، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس، تفننی یا حتی صرفا یک زیرساخت اقتصادی نیست؛ با گسترش زیست دیجیتال و تغییرات بنیادین این زمانه، اینترنت به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. در چنین شرایطی، قطع اینترنت نه یک تصمیم فنی موقت، بلکه فرایندی مؤثر در زندگی عادی انسانهاست؛ تصمیمی که اثر آن نه در نمودارهای ترافیک دیتا، بلکه در سفرهها، روابط کاری، سلامت روان و آینده شغلی مردم دیده میشود. در ابتدای این بحث، لازم است منظور از «قطع اینترنت» روشن شود.
تا چند سال پیش، اینترنت یک کل نسبتا پیوسته بود که یا بهطور کامل در دسترس بود یا بهطور کامل قطع میشد. اما امروز طیف متنوعی از اختلالها و محدودیتها شکل گرفته است. در این نوشته، «قطع اینترنت» به هر نوع اختلال گستردهای اطلاق میشود که دسترسی عموم به اینترنت بینالملل را بهطور عمده محدود کند؛ بهویژه اگر این محدودیت شامل پروتکلهای ارتباطی در شبکه جهانی باشد. این تعریف لزوما فنی نیست، اما تجربه واقعی کاربران را بازتاب میدهد. ممکن است یک وبسایت ایرانی برای کاربران داخل کشور در دسترس باشد، اما تیم فنی آن به ابزارهای بینالمللی دسترسی نداشته باشد، لایسنسها منقضی شوند، موتورهای جستوجو به آن دسترسی نداشته باشند یا به دلیل اختلال در سرورها، ارائه سرویس با مشکل مواجه شود. همچنین، در صورت عدم دسترسی به پلتفرمهای خارجی، فشار بر زیرساختهای داخلی افزایش مییابد و کیفیت خدمات کاهش پیدا میکند. در همه این حالتها، تجربه واقعی کاربر با محدودیت جدی مواجه میشود و به همین دلیل این وضعیت بهطور عمومی «قطع اینترنت» تلقی میشود.
امروز اینترنت با ابتداییترین نیازهای روزمره گره خورده است: پرداخت، خرید، ارتباط با خانواده، آموزش، دریافت خدمات درمانی، پیگیری امور اداری و مسیریابی شهری. اختلال در اینترنت بهسرعت خود را در ناتوانی در انجام این امور نشان میدهد. یک فروشنده آنلاین نمیتواند سفارش بگیرد، پرداختها مختل میشود، آموزش متوقف میماند و ارتباطات روزمره دچار وقفه میشود. اینها پیامدهای مستقیم و تکرارشونده هر اختلال گسترده هستند.
در کنار این سطح، مسئله اشتغال قرار دارد. برآوردهای حداقلی نشان میدهد دستکم دو میلیون شغل در ایران به شبکههای اجتماعی وابستهاند؛ از تولیدکنندگان محتوا و فروشندگان خانگی تا کسبوکارهای کوچک و فریلنسرها. این مشاغل صرفا به دسترسی حداقلی به اینترنت وابسته نیستند، بلکه به اینترنتی نیاز دارند که برای عموم مردم قابل استفاده باشد. محدودیت گسترده، عملا به توقف فعالیت این بخش منجر میشود.
در لایه تخصصی، حدود ۴۰۰ هزار نفر از نیروی کار برای انجام فعالیت حرفهای خود به ابزارها و سرویسهای بینالمللی وابستهاند؛ از برنامهنویسان و طراحان تا تحلیلگران داده و مدیران محصول. اختلال در دسترسی، این گروه را عملا از چرخه کار خارج میکند. این وضعیت بهصورت زنجیروار بر سایر بخشها نیز اثر میگذارد و معیشت میلیونها نفر دیگر را که به خدمات دیجیتال وابستهاند، تحت تأثیر قرار میدهد.
در این نقطه، تحلیل مسئله صرفا در چارچوب «زیان اقتصادی» کافی نیست. بیکاری گسترده در اقتصادی با تابآوری پایین، به افزایش فقر، فشار روانی، تنشهای اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر میشود. این پیامدها، در مقیاس انسانی، قابل چشمپوشی نیستند.
مسئله زمانی عمیقتر میشود که به مهاجرت نیروی کار متخصص توجه کنیم. بخشی از این نیروها، در مواجهه با اختلالهای مکرر و غیرقابل پیشبینی، به این نتیجه میرسند که امکان برنامهریزی حرفهای در داخل کشور از بین رفته است. در چنین شرایطی، مهاجرت به یک واکنش قابل پیشبینی تبدیل میشود.
به عنوان یک شاخص از میزان مهاجرتهای غیرقانونی، ایران در تمام سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ همواره در رتبههای اول تا سوم عبور غیرقانونی از کانال مانش قرار داشته است. با بررسی مجموع این چهار سال، ایران از حیث تکرار در صدر جدول و استمرار حضور در رتبههای برتر، در جایگاه نخست (بهعنوان ثابتترین ملیت در ردههای بالای فهرست) قرار گرفته است.
این روند را میتوان به عنوان نشانهای از افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر بخشی از جامعه در نظر گرفت؛ فشارهایی که اختلال در زیرساختهای حیاتی مانند اینترنت میتواند آنها را تشدید کند. نتیجه نهایی این مسیر، تضعیف تدریجی سرمایه انسانی کشور است. در این چارچوب، قطع اینترنت را باید فراتر از یک مسئله فنی یا اقتصادی در نظر گرفت. این پدیده دارای پیامدهای انسانی است؛ پیامدهایی که در ازدسترفتن شغل، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف چشمانداز آینده افراد بروز میکند؛ بنابراین لازم است اثرات هر اختلال گسترده در اینترنت بهصورت شفاف، قابل سنجش و مستمر ارزیابی و اعلام شود. فقط در این صورت است که هزینه واقعی چنین تصمیمهایی در سطح سیاستگذاری دیده خواهد شد و امکان ارزیابی دقیقتری از تبعات آن فراهم میشود.