|

در چرایی «افول صنعتی»

«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست...» 1- جریان آگاهی‌بخشی امری مستدام و پایدار است، اگر توسعه و پیشرفت یک ملت و کشور هدف باشد. این جریان اگرچه ممکن است در شرایطی مانند شرایط امروز میهن‌مان که گرفتار جنگی تجاوزکارانه است،

«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست...»

1- جریان آگاهی‌بخشی امری مستدام و پایدار است، اگر توسعه و پیشرفت یک ملت و کشور هدف باشد. این جریان اگرچه ممکن است در شرایطی مانند شرایط امروز میهن‌مان که گرفتار جنگی تجاوزکارانه است، با سختی‌های بسیاری چه در سمت کارشناسان و رسانه‌ها و چه از سوی سیستم حکمرانی به سبب ملاحظات خاص و عمدتا امنیتی مواجه و در میان عامه مردمِ گرفتار در تنگنای تأمین حداقل‌های معاش نیز به امری حاشیه‌ای تبدیل شده باشد (مگر البته اخبار و اطلاعات هیجانی عمدتا یک‌سویه) اما همچنان جاری خواهد بود و نخواهد خشکید. آن‌هم در کشوری مانند ایران عزیز با تمدنی کم‌نظیر که یکی، دو قرنی است در پی پاسخ به سؤال بزرگ چرایی رخوت و جاماندگی تمدنی است. نقل است که عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی‌شاه، از ژوبر، سفیر ناپلئون در ایران، پرسیده بود: «نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟

مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق‌زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد، تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ آیا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است، خواسته شما را بر ما برتری می‌دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم». پرسشی که با وجود گذار از دو، سه انقلاب و نهضت (مشروطه و ملی‌شدن نفت و انقلاب اسلامی) و جنبش‌های مختلف سیاسی و تغییرات مهم اقتصادی و صنعتی و تحولات اجتماعی و جمعیتی و... همچنان بی‌پاسخ مانده است و نظریه‌پردازان و کارشناسان و نهادهای مدنی و گروه‌های تحقیقاتی و پژوهشی  در تکاپوی یافتن پاسخ آن.

2- «ریشه‌های افول صنعتی» به نظر می‌رسد بخشی از آن سؤال بزرگ چرایی «نبود توسعه‌یافتگی» است که این سال‌ها خوشبختانه پاسخ‌های علمی و محققانه‌ای به آن داده شده، اما این پاسخ‌ها بازتابی در سیاست‌گذاری‌ها و روابط و مناسبات تولید صنعتی نیافته و متأسفانه چرخ صنعت همچنان بر مدار افول چرخیده است. همین یک‌سال‌ونیم پیش بود که نتایج یک پروژه تحقیقاتی و پژوهشی با عنوان «چالش‌های صنعتی‌شدن از حکمرانی اقتصادی تا تحولات جهانی» در قالب سمیناری یک‌روزه در جمع نخبگان و فعالان اقتصادی و صنعتی ارائه شد؛ پروژه‌ای با سرپرستی دکتر مسعود نیلی و با حمایت بنیاد توسعه صنعتی مهندس محسن خلیلی، پیر و پیش‌کسوت صنعت ایران. دکتر مسعود نیلی هنگام ارائه این گزارش از‌جمله گفت: «توسعه صنعتی» مرحله‌ای از توسعه اقتصادی است و صرفا اضافه‌شدن تعداد واحدهای تولیدی نیست و عامل کلیدی برای ارتقای بهره‌وری دیگر بخش‌های اقتصادی و افزایش درآمد ملی، ایجاد اشتغال پایدار و توسعه مناسبات اجتماعی محسوب می‌شود»، بنابراین امر بسیار پیچیده‌ای است و «ماحصل چیدمانی خاص از عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی». ایشان در آن زمان (25 آذر 1403) براساس یافته‌های این پروژه بزرگ تحقیقاتی گفت امروز کشورمان بر سر دو‌راهه تاریخی قرار گرفته است: «در یک سو انقلاب صنعتی چهارم و گشایش‌های پس از آن و گذار سبز و چالش جایابی در زنجیره‌های ارزش در حال دگرگونی قرار دارد و در سوی دیگر جنگ و خون‌ریزی و کشتار کودکان و مردم بی‌دفاع. ما به‌عنوان کشوری در کانون جغرافیایی و سیاسی درگیری‌های نظامی رو به گسترش بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌ایم: راه اول فروغلتیدن در کام تنش‌ها و درگیری‌ها که تخریب باقی‌مانده صنعت و اقتصاد را در پی خواهد داشت و راه دوم تلاش بسیار در راستای تطبیق با تغییرات پارادایمی ناشی از انقلاب صنعتی چهارم و محدودیت‌های محیط‌زیستی در پیش در راستای بازار فروش محصولات صادراتی کشور و در یک کلام نجات صنعت».

3- در فاصله برگزاری آن همایش در یک‌سال‌و‌نیم قبل تا رونمایی از کتاب «چالش‌های صنعتی‌شدن ایران» که اواخر هفته قبل در محل روزنامه دنیای اقتصاد برگزار شد، حوادث عظیم تاریخی بر این سرزمین و مردم گذشت؛ از دو جنگ تجاوزگرانه در خرداد و اسفند‌ماه و اعتراضات بس دردناک دی‌ماه در سال گذشته. این وقایع و حوادث، شاید بخشی از مسائل و اولویت‌های کشور و مردم را تغییر داده باشد. چنان‌که دو جنگ ویرانگر، صدمات و لطمات بزرگی را به زیرساخت‌های کشور به‌ویژه در حوزه فولاد و پتروشیمی وارد و صنایع مرتبط با تولیدات این حوزه‌ها را با کمبودهایی مواجه کرده که تأثیر آن در کار و زندگی بسیاری از مردم مشاهده می‌شود. همچنین است شدت‌گیری تحریم و محاصره اقتصادی و افزایش تورم و بیکاری و گسترش فقر و شکاف‌های اجتماعی و... اما به نظر می‌رسد نتایج آن پژوهش ارزشمند که اکنون به کتاب تبدیل شده، همچنان بر سر جای خود باقی است. اینکه صنعتی‌شدن ضرورت گریزناپذیر جامعه ایرانی است اما این ضرورت خود‌به‌خود اتفاق نمی‌افتد، بلکه نیازمند یک اراده مشخص در سطح حکمرانی است که چهار مؤلفه اصلی آن عبارت‌اند از : 1- نقش تسهیلگر در ایجاد زمینه رشد از طریق تأمین صلح، ثبات اقتصادی، امنیت، حقوق مالکیت و زیر‌ساخت‌ها، 2- نقش محدودکننده دولت در تعیین خطوط قرمز به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند محیط زیست و منابع طبیعی، 3- کارکردهای حمایتی مانند آموزش، بهداشت و تأمین اجتماعی و 4- انتخاب پیشران‌های رشد مانند صنعت، گردشگری یا دیگر بخش‌ها». این در حالی است که مهم‌ترین یافته این پروژه تحقیقاتی به گفته دکتر نیلی نشان می‌دهد شاهد «وارونگی حکمرانی» در کشورمان هستیم. به طوری که «نظام حکمرانی در حوزه‌هایی که باید تسهیلگر باشد، محدودکننده است و در مقابل در حوزه‌هایی که باید اعمال محدودیت کند، تصمیم‌های تسهیلگر در مسیر تخریب منابع طبیعی و تشدید عدم تعادل‌های کلان اقتصاد کلان اتخاذ می‌شود و این ریشه اصلی واگرایی صنعتی است» (دنیای اقتصاد- 19/02).

4- تجربه یک‌سال‌و‌نیمه از ارائه آن گزارش تا تبدیل‌شدنش به کتاب و راه‌نیافتن توصیه‌های آن به هزارتوهای نظام اداری و اجرائی کشور و تداوم همان چرخه افول صنعتی، بحرانی بزرگ را نشان می‌دهد؛ بحران انزوای اندیشه و تفکر صنعتی در نظام حکمرانی. اینکه تحقیقات و پژوهش‌های چه‌بسا تاریخ‌ساز به‌جای ادامه مسیر از دانشگاه و مراکز تحقیقاتی به دستگاه سیاست‌گذار، به کتاب تبدیل و به کتابخانه‌های شخصی و عمومی روانه شده و خاطره‌ای می‌شوند از تلاش‌های عظیمی که صرف شد و عقیم ماند؛ همان کاری که مثلا با جفت دیگر این پروژه تحقیقاتی یعنی «استراتژی توسعه صنعتی» در دو دهه قبل شد (خرداد 1382). تحقیقی بی‌شک بی‌بدیل در تاریخ پژوهش‌های صنعتی کشورمان که اگر‌چه در تغییر ادبیات اقتصادی، صنعتی و تحول فکری فرهیختگان مؤثر افتاد، راه به هزار‌توهای نظام حکمرانی نیافت و کتاب شد و یاد و خاطره.

اینک شاید پاسخ سؤال تاریخی عباس میرزا به سؤال چرایی عقب‌ماندگی میهن‌مان این باشد که قدر اندیشه و اندیشمندان در این سرزمین کمتر شناخته شده و هر دو در انزوا زیسته‌اند. چنان‌که ارزشمندترین ثمرات فکری محققان و پژوهشگران به‌جای ورود به دستگاه دیوانی و تأثیرگذاری بر حیات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و بهبود کار و زندگی مردم، سر از بایگانی‌ها درمی‌آورند و با تشریفات رسمی به خاک سپرده می‌شوند. اما باید تلاش کرد‌ همچنان جریان آگاهی‌بخشی را تداوم داد، آن‌چنان که سرپرست ایران‌دوست این تحقیق و پژوهش و کتاب بس ارزشمند، آرزو می‌کند: «مهم‌ترین دستاورد این کتاب ارائه چارچوبی برای فهم ریشه‌های وضعیت موجود و کمک به اصلاح مسیر سیاست‌گذاری است و امیدوارم این اثر بتواند به‌ عنوان مبنایی برای تصمیم‌گیری‌های آینده مورد استفاده قرار گیرد» (دکتر نیلی- 19/02/1405).

گفتند یافت می‌نشود گشته‌ایم ما / گفت آنکه یافت می‌نشود آنم آرزوست

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.