|

چطور عقاید ایرانیان خارج از کشور واژگونه خوانده شد؟

یکی از هم‌وطنان خارج از کشور‌ یادداشتی برای سایت عصر ایران نوشته و سعی کرده به این پرسش پاسخ دهد که چرا از ایرانیان خارج کشور که مخالف جنگ و سلطنت‌طلبی‌اند، خبر چندانی منتشر نمی‌شود؟

یکی از هم‌وطنان خارج از کشور‌ یادداشتی برای سایت عصر ایران نوشته و سعی کرده به این پرسش پاسخ دهد که چرا از ایرانیان خارج کشور که مخالف جنگ و سلطنت‌طلبی‌اند، خبر چندانی منتشر نمی‌شود؟

او دلایل متعددی ارائه کرده است. من‌جمله اینکه در خارج از کشور فضایی برای ابراز نظر آزادانه و بدون سانسور وجود ندارد (موضوع رسانه‌های معاند). این هم‌وطن، اصلی‌ترین دلیل برای سکوت ایرانیانِ مقیم خارج که مخالف جنگ، سلطنت‌طلبی یا هر دو هستند را عامل «ترس» می‌داند.

او توضیح می‌دهد کوچک‌ترین ابراز نظر تبعات سنگینی برای آن شخصی دارد که مخالفت خود را بیان کرده است. مثلا از پیام یا توییت آن فرد اسکرین‌شات می‌گیرند و برای دانشگاه محل تحصیل یا برای صاحب کارِ او می‌فرستند و انگ حمایت از گروه‌های حامی تروریست به او الصاق می‌کنند. طبق مصوبه‌ اتحادیه اروپا، چنین شخصی باید سریعا اخراج شود.

گویا کلی پرونده‌سازی با همین ترتیب انجام شده و تعدادی از استادان و دانشجویان را در کمپین‌های اخراج و تعلیق قرار داده‌اند. به همین خاطر بقیه به این نتیجه می‌رسند که سکوت کم‌هزینه‌ترین راه است و از ارائه نظر و کامنت و هواداری از کشورشان منصرف می‌شوند. این وضعیت را چگونه می‌‌توان توضیح داد؟ به نظر می‌رسد نظریه‌ مارپیچ سکوت بتواند در فهم این وضعیت کمک کند. «الیزابت نوئل نیومان»، متفکر آلمانی (متوفی به سال 2010)، معتقد بود افراد همواره حدس‌هایی در مورد توزیع افکار عمومی درباره موضوعات مناقشه‌انگیز دارند. آنها بدین ترتیب مشخص می‌کنند‌ آیا در اکثریت قرار دارند یا در اقلیت هستند و اینکه آیا تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آنها هست یا نه. چنانچه بدین نتیجه برسند که در اقلیت هستند، احتمالا گرایش پیدا می‌کنند که به دامان سکوت پناه ببرند.

این به خودی خود مشکلی نیست اما نیومان در ادامه توضیح می‌دهد مسئله اینجا‌ست که رفته‌رفته صدای جریان مخالف رو به خاموشی می‌رود. وقتی افراد نظرات مخالف خود را بیان نکنند، دیدگاه‌های غالب قوی‌تر به نظر می‌رسند و چرخه‌ای ایجاد می‌شود که مخالفان را بیشتر به سکوت وامی‌دارد. البته رسانه‌ها اغلب نظرات غالب را تقویت می‌کنند و این امر باعث تشدید مارپیچ سکوت می‌شود.

این هم‌وطن محترم نیز همین مؤلفه‌ها را ذکر می‌کند. وقتی جنایتکاری به اسم ترامپ اظهار می‌کند مردم از او می‌خواهند ایران را بمباران کند، در واقع چندان پربیراه نگفته است. رسانه‌های معاند عملا هرگونه صدای وطن‌دوستی و مخالفت با ویرانی کشور را سانسور کرده و فقط صدای هواداران جنگ، نابودی، کشمکش و بمباران را برجسته می‌‌کند. قطعا خیلی از هم‌وطنان نیز با این رویکرد مخالف هستند اما به دلیلی که ذکر شد نمی‌توانند نماینده‌ای برای عقاید خود در خارج از کشور پیدا کنند و ناچار تن به سکوت می‌دهند.

به طور کلی سه تصور یا سه ادعای اصلی نظریه این است که مردم در رفتارها، آمد و شدها و ارتباطات روزمره خود نوعی درک عمومی راجع به افکار عمومی غالب و نظر اکثریت و اقلیت دارند. دیگر اینکه مردم نمی‌خواهند در گروه اقلیت باشند و از انزوا و فشار گروهی می‌ترسند و سوم اینکه از ترس انزوا و زیر فشار قرار‌گرفتن و به خاطر اینکه مورد طعن و تمسخر‌ یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می‌کنند.

مارپیچ سکوت ناظر به فرایندی است که در آن کنشگران اجتماعی به واسطه قرار‌گرفتن در یک هجمه ارتباطاتی همسو، وادار به سکوت و انفعال، خودسانسوری و در نهایت همراهی با آن هجمه می‌شوند.

از نگاه نیومان، افکار عمومی از تعامل بین افراد و محیط اجتماعی نشئت می‌گیرد. او اثرات رسانه‌ها بر افکار عمومی را قوی و قدرتمند می‌داند؛ چراکه سه ویژگی ارتباطات جمعی (یعنی تراکم، همه‌جایی‌بودن و هم‌صدایی) در ایجاد اثرهای قوی بر افکار عمومی با هم ترکیب می‌شوند. اینجاست که دو مؤلفه‌ مهم نیز به وخیم‌‌ترشدن وضعیت کمک می‌کند.

ابتدا زوال مرجعیت خبری رسانه‌ ملی کشور (همچنان که آن هم‌وطن خارج‌نشین هم به آن اشاره می‌کند) است. در این باره نیومان محتوای رسانه‌های جمعی را اغلب انعکاس سازگاری یا سطح بالای توافق درباره مسائل و موضوعات می‌داند. دیگری نیز انسداد اینترنت بین‌الملل است که نیروهای وطن‌دوست در خارج و داخل را از یکدیگر جدا کرده است. نیروهای مذکور حتی فارغ از تعقلات عقیدتی خود می‌توانستند حول دفاع از موجودیت کشور و زیرساخت‌های حیاتی کنار یکدیگر قرار گرفته و صدای واحدی را بلند کنند. اما قطع اینترنت عملا این دو گروه را از یکدیگر جدا کرده است. بنابراین با وجود آنکه بسیاری از هم‌وطنان ما در خارج از کشور مخالف اقدامات جنگی برعلیه ایران هستند، به دلایل فوق‌الذکر از ارائه نقطه‌نظرات خود پرهیز می‌کنند. چنین است که صدای غالب همان «ترامپ بزن» خواهد بود که هدفی جز ویرانی و نابودی و تخریب نداشته و کوچک‌ترین ابایی هم از این ندارد که زیرساخت‌های اقتصادی، صنعتی و غیرنظامی کشور به باد فنا برود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.