|

شطرنج قدرت در گلوگاه هرمز

هفته جاری در اتمسفری از انتظار و تعلیق آغاز شد؛ محافل سیاسی جهان چشم‌انتظار واکنش واشینگتن به ابتکار عمل جدید تهران بودند. ایران که در ادوار پیشین مذاکرات‌ الگویی سه‌مرحله‌ای شامل «۱. مذاکره برای پایان مخاصمات، ۲. تدوین رژیم مدیریتی تنگه هرمز و ۳. حل‌وفصل پرونده هسته‌ای» را ارائه داده بود، پس از مخالفت ترامپ با این توالی و ابراز نارضایتی او از اولویت‌بندی‌ها، دست به بازنگری زد.

هفته جاری در اتمسفری از انتظار و تعلیق آغاز شد؛ محافل سیاسی جهان چشم‌انتظار واکنش واشینگتن به ابتکار عمل جدید تهران بودند. ایران که در ادوار پیشین مذاکرات‌ الگویی سه‌مرحله‌ای شامل «۱. مذاکره برای پایان مخاصمات، ۲. تدوین رژیم مدیریتی تنگه هرمز و ۳. حل‌وفصل پرونده هسته‌ای» را ارائه داده بود، پس از مخالفت ترامپ با این توالی و ابراز نارضایتی او از اولویت‌بندی‌ها، دست به بازنگری زد. طرح جدید در ۱۴ بند و دو مرحله کلیدی بازطراحی شد:

الف: بازگشایی تنگه هرمز در ازای توقف کامل حملات و رفع محاصره دریایی.

ب: آغاز گفت‌وگو در مورد برنامه هسته‌ای و لغو تحریم‌ها.

​هرچند مشخص بود واشینگتن با موکول‌شدن بحث هسته‌ای به گام دوم موافقت نخواهد کرد، اما ارائه این پیشنهاد، تمایل ایران برای رفع محاصره دریایی را عیان کرد. این رویکرد، طرف مقابل را به طمع  وا داشت که راهبرد محاصره جواب داده و شریان‌های اصلی درآمدی کشور شامل نفت، پتروشیمی و فولاد، در آستانه فروپاشی قرار دارند. به باور این‌جانب، دومین مسئله راهبردی مذاکره‌کنندگان، پذیرش مسئولیت ارائه پیشنهاد بود؛ در حالی که منطق دیپلماسی ایجاب می‌کرد واشینگتن طرح خود را مطرح کند و ما صرفا در موضع بررسی‌کننده ظاهر شویم.

​در این میان، ترامپ با ادبیاتی به‌ظاهر بشردوستانه، طرحی برای گشایش تنگه و نجات شناورها و پرسنل گرفتار اعلام کرد. برخلاف برخی تحلیل‌ها که این حرکت را بسترسازی برای آغاز جنگ سوم قلمداد می‌کردند، بنده در فضای مجازی تصریح کردم لحن بیانیه ترامپ جنگی نیست و می‌تواند پیش‌درآمدی بر گشایش هم‌زمان مسیر دریانوردی و رفع محاصره باشد. ایالات متحده پس از هدف قرار‌گرفتن کشتی توسکا، توقیف دو تانکر در آب‌های هند و عملیات هلی‌برن بر نفت‌کش غول‌پیکر، دیگر عملیات تهاجمی جدیدی نداشته و صرفا به هشدارهای توقف در آب‌های بین‌المللی بسنده کرده است.

​جنگ برای تأثیرگذاری در ساختار سیاسی کشور، انهدام ذخایر ۶۰‌‌درصدی اورانیوم، نابودی تأسیسات هسته‌ای و انهدام توان موشکی و شهرک‌های موشکی آغاز شد، اما پس از مقاومت کم‌نظیر ایران و بروز شگفتانه‌های تکنولوژیک در پدافند هوایی که منجر به سرنگونی جنگنده‌ها و ده‌ها پهپاد شد، متوقف شد و اکنون تنگه هرمز در کانون اختلافات دو کشور قرار گرفته است.

​تحلیل استراتژیک: جایی که جغرافیا به قدرت تبدیل می‌شود

​حسین قتیب، تحلیلگر مسائل راهبردی، معتقد است این بحران‌ها محصول گذار از نظم قدیم به نظمی نوین است. او تأکید دارد جنگ‌های معاصر نه صرفا بر سر خاک، بلکه بر سر قواعد عبور شکل می‌گیرند؛ گلوگاه‌های دریایی کانون تمرکز تجارت، انرژی، قدرت نظامی و نظم حقوقی جهان هستند. تفاوت بنیادین تنگه هرمز با کانال‌های مصنوعی نظیر پاناما و سوئز یا مسیرهایی مثل مالاکا و باب‌المندب در این است که هرمز یک معبر طبیعی است و به دلیل قرارگیری در محدوده آب‌های سرزمینی، نمی‌توان آن را صرفا آب‌های بین‌المللی نامید. اختلال در این گلوگاه، توازن نظامی را دگرگون کرده و ایران را به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای بدل کرده است. بنابراین معتقدم هزینه برای تثبیت مدیریت بر تنگه هرمز، عین اقتدار ملی است؛ چرا‌که در این نقطه، جغرافیا به سیاست و سیاست به قدرت تبدیل می‌شود.

​این مناقشه با وجود خسارت‌های سنگین انسانی و مادی، دستاوردهایی همچون اعتبار جهانی و انسجام ملی داشت. باید از چهره‌هایی که در این کارزار درخشیدند، قدردانی کرد.

 در نهایت اینکه عقب‌نشینی مقامات آمریکایی در نیمه‌شب دوشنبه و اعلام اینکه به دنبال تشدید درگیری نیستند، نشان از پیروزی منطق مقاومت داشت.

‌در بُعد تحلیلی، محاصره دریایی تهدیدی به‌مراتب جدی‌تر از جنگ است. بن‌بست فعلی باید شکسته شود، حتی اگر نیاز به مسلح‌کردن نفت‌کش‌ها باشد؛ چرا‌که صادرات سالانه ۱۰ میلیون تن LPG و ۲۵ میلیون تن مازوت ما با خطر توقف روبه‌رو است که می‌تواند پالایشگاه‌ها را با چالش مواجه کند. و در پایان، مقدرات ایران را به حضرت حق بسپاریم؛ ایرانی که امروز به‌تنهایی، رهبر و پیشرو آزادگان جهان است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.