|

قطع اینترنت و عادی‌سازی خشونت و جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل

خبرگزاری رسمی کشورمان یادداشت بسیار خوبی از سوی یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر رسانه منتشر کرده بود. نویسنده نقش رسانه در عادی‌سازی خشونت را بررسی و دیپلماسی تهدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران را وارسی کرده بود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

خبرگزاری رسمی کشورمان یادداشت بسیار خوبی از سوی یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر رسانه منتشر کرده بود. نویسنده نقش رسانه در عادی‌سازی خشونت را بررسی و دیپلماسی تهدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران را وارسی کرده بود. نویسنده ذیل عادی‌سازی خشونت سیستمی، معتقد است تهدیدات رسانه‌ای ترامپ باعث شد «جنایت جنگی» از یک خط قرمز اخلاقی به یک گزینه روی میز در افکار عمومی تبدیل شود. این «هنجارزدایی رسانه‌ای» باعث شد قبح حمله به غیرنظامیان یا زیرساخت‌های حیاتی ریخته شود که این خود زمینه‌ساز روانی برای ارتکاب جنایات واقعی در میدان نبرد است. به‌راستی واقعیت نیز همین است. ترامپ حتی پا را فراتر گذاشته و چند ده میلیون انسان را تهدید کرد آنها را به عصر حجر تبعید خواهد کرد؛ آن هم مردمی که به اصطلاح به هواخواهی آنها وارد کارزار نظامی با همان‌ها شده است و چه‌ بسیار از جان‌های عزیز، دارایی‌ها و سرمایه‌های آنها را نابود و مضمحل کرد. اما این اقدام ترامپ را چگونه می‌توان توضیح داد؟ شاید بتوان با نظریه وانمودگی بودریار یا حتی ایده «جامعه نمایش» گی دوبور آن را اندکی واضح‌تر کرد. اما این ایضاح چه کمکی به ما خواهد کرد؟ به بیان دقیق‌تر اینکه قرار است چه گرهی را باز کند؟

اینجاست که به نظر می‌رسد اگر یادداشتی با این تیتر منتشر می‌شد که «نقش قطع اینترنت در عادی‌سازی خشونت و جنایات جنگی در اذهان مردم» چیست، آنگاه می‌توانست وضعیت را برای همه روشن‌تر کند. در دنیای کنونی، موضوع روایت اول تبدیل به یک هدف کلیدی در کمپین‌های سیاسی و رسانه‌ای شده است. اکنون سال‌هاست دستگاه‌های اطلاع‌رسانی دولت به طور مداوم به همه وزارتخانه‌‌ها تأکید کرده در هر موضوعی ابتدا روایت اول را تهیه و به‌سرعت در دسترس عموم قرار دهند.

هرکس روایت اول و قوی‌تری را به افکار عمومی پمپاژ کند، فارغ از اینکه حق با اوست یا نه، درصد بیشتری از مخاطبان را با خود همراه می‌کند. اکنون در یک دوره موقت آتش‌بس برای مذاکرات صلح، متأسفانه اینترنت همچنان مسدود است. بازشدن گوگل به طور نمادین چیزی را تغییر نداد. حال که در دورانی که غرش ماشین‌های جنگی خاموش شده است، فرصتی پدید آمده که صدای رسانه‌ها بیشتر شنیده شود، اکنون است که می‌توان صدای حقانیت مردم کشورمان را به گوش جهان رساند اما گویا همچنان در خاموشی اینترنت مشغول سروکله‌زدن با خودمان هستیم. به یاد داشته باشیم که ترامپ و اسرائیل در همان دوران خاموشی اینترنت بود که گفتند برای کمک می‌آیند و موفق شدند روایت اول را بسازند. حتی در ادامه و در مقطع آغاز جنگ، مدام می‌گفتند به سراغ اهداف فقط نظامی و آن هم بخش‌هایی خواهند رفت که هسته‌ای‌ یا موجب کشتار جمعی، ترور و سرکوب می‌شود. قبل از آن هم با تروریستی‌نامیدن سپاه کشورمان عملا مجوز هر نوع عملیاتی علیه آن در هر کجا را شکل مشروع دادند. از جمله جنایت حمله به مدرسه میناب با این شرح که ساختمان آن قبلا متعلق به نیروی دریایی سپاه بوده تعدیل شد و احتمالا به یک خطای محاسباتی تقلیل داده خواهد شد و خاطره آن فقط در اذهان ما ایرانیان باقی خواهد ماند.

در همان روزهای اول، در و دیوار شهر پر از پوسترها و نمادهای همین جنایت بود. ولی ما ایرانیان که خودمان سوگوار همین داغ بزرگ بودیم، نیاز بود آن را برای فضای خارج از کشور برجسته و بزرگ کنیم که البته به دلیل مسدودبودن اینترنت نتوانستیم. هرچند دست‌اندرکاران تلاش زیادی برای بازنمایی این اقدام وحشیانه به جهان بیرون کردند. وقتی ادعا می‌شود بستن اینترنت یعنی بی‌دفاع‌ماندن مردم در جنگ، به همین دلیل است. مقامات تصمیم‌گیر نباید بر این گمان باشند که بخش قابل توجهی از مردم (همان‌ها که در خانه هستند یا به شهرهای امن‌تر رفته‌اند)، با وجود قرارگرفتن در مشقت اما هنوز تحت تأثیر روایت اول هستند و نکبت جنگ را موجه می‌دانند. این شلیک تیر به پای خود است. هر ساعتی که اینترنت قطع بماند، دیوار بی‌اعتمادی مرتفع‌تر و قطورتر می‌شود. برای مردم هنوز جای پرسش است که وقتی اسرائیل در شرایط قطع مطلق اینترنت توانسته مهم‌ترین عملیات‌های ترور را در بالاترین سطح انجام دهد، چرا باید باز هم قطع اینترنت به امنیت کشور گره بخورد؟ در سطوح پایین‌تر، مشابه همین برای مسیریاب‌ها و جی‌پی‌اس‌ها نیز مطرح است که خود دشواری بیشتری را ایجاد می‌کند. چندین هفته است خوفناک‌ترین ارتش دنیا و وهمناک‌ترین هم‌پیمان او بالای سر ما چرخ می‌زنند و علاوه بر اهداف نظامی، در حال نابودی زیرساخت‌های حیاتی، صنعتی، اقتصادی و غیرنظامی ما هستند. در این میان ادعا هم می‌کنند که «مردم» از آنها می‌خواهند این نبرد را ادامه دهند. چه‌بسا در خاموشی اینترنت، این ادعای آنها مقرون به صحت است، چراکه آن افرادی که بیشترین ضرر و مصیبت را از جنگ می‌برند، به هیچ اینترنت بین‌المللی دسترسی ندارند و صدایشان فقط به گوش خودشان می‌رسد و هیچ مخاطب بیرونی ندارند که بتوانند او را در جریان جنایت‌های آمریکا و اذنابش قرار دهند. چرا بخشی از موضوع اطلاع‌رسانی جنایت‌ها و اقدامات ضدبشری آمریکا و اسرائیل به همان مردمی واگذار نمی‌شود که در حال تحمل این آسیب‌ها  و وحشت‌ها هستند؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.