|

واکاوی تبعات قطع اینترنت بر زیست‌بوم سلامت در روزهای جنگ

‌وقتی درمان عقب رفت

تصور کنید در شامگاه ۹ اسفند، هم‌زمان با طنین اولین انفجارهای جنگ، در حالی که اضطراب از سقف خانه‌ها می‌بارد، بیمار شما نیاز مبرم به دارویی دارد که ثانیه‌ها برایش حکم مرز میان ماندن و رفتن را دارند. در آن لحظه غریب، گوشی تنها ریسمان نجات است؛ اما وقتی آن را برمی‌دارید، به‌جای صفحه نوبت‌دهی یا تأیید نسخه، برخورد می‌کنید به قطع ناگهانی اینترنت. این دیگر نه‌تنها یک اختلال فنی ساده، بلکه رهاشدن بیمار در عریان‌ترین لحظه استیصال بود.

‌وقتی درمان عقب رفت

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن دلیلی: تصور کنید در شامگاه ۹ اسفند، هم‌زمان با طنین اولین انفجارهای جنگ، در حالی که اضطراب از سقف خانه‌ها می‌بارد، بیمار شما نیاز مبرم به دارویی دارد که ثانیه‌ها برایش حکم مرز میان ماندن و رفتن را دارند. در آن لحظه غریب، گوشی تنها ریسمان نجات است؛ اما وقتی آن را برمی‌دارید، به‌جای صفحه نوبت‌دهی یا تأیید نسخه، برخورد می‌کنید به قطع ناگهانی اینترنت. این دیگر نه‌تنها یک اختلال فنی ساده، بلکه رهاشدن بیمار در عریان‌ترین لحظه استیصال بود. سلامت دیجیتال ایران که پیش از این در شوک وقایع دی‌ماه به اغما رفته بود، با شروع جنگ در اسفندماه به یک بن‌بست ساختاری دیگر رسید؛ جایی که شرایط جنگی، ناخواسته دسترسی به خدمات حیاتی درمان را با مخاطره روبه‌رو کرد و شریان‌های اقتصادی اقتصاد دیجیتال و به دنبال آن کسب و کارهای سلامت دیجیتال را در وضعیتی ناپایدار قرار داد. در حالی که آمارهای رسمی از افت ۲۰ تا ۷۰درصدی شاخص‌های سلامت دیجیتال پس از اسفندماه خبر می‌دهند، واقعیت عریان در لایه‌های انسانی این بحران، فراتر از اعداد است.

گزارش پیش‌رو، فراتر از اعداد، روایت عینی یک عقب‌گرد اجباری است؛ روایت داروخانه‌هایی که در هراس از آشوب و موشکباران، پشت درهای بسته و در تاریکی نسخه می‌پیچیدند و پرسنلی که در زمان اختلال مسیریاب‌های آنلاین، خود در نقش پیک، داروهای حیاتی را در شهرهای ناامن به دست بیماران می‌رساندند. با از کار افتادن درگاه‌های پرداخت و سیستم‌های تأیید نسخه، بیمار چاره‌ای جز بازگشت به بازارهای سیاه نداشت؛ بازگشتی 20ساله به عقب که تمام دستاوردهای یک دهه نوسازی نظام سلامت را در آتش عدم قطعیت سوزاند.

چالش بنیادین اما فراتر از اختلال در شبکه‌، در آسیب به «اعتماد» به‌عنوان اصلی‌ترین سرمایه اقتصاد دیجیتال نهفته است. از زمان شروع محدودیت‌ها، مدیران زیست‌بوم سلامت با پدیده‌ای نگران‌کننده‌تر از زیان مالی روبه‌رو شده‌اند: فرسایش انگیزه در نیروی انسانی متخصص و بازگشت اجباری بخشی از بدنه درمان به روش‌های سنتی و غیردیجیتال. ما در این گزارش از عادت به بی‌اعتمادی سخن می‌گوییم؛ وضعیتی که در آن وقتی کاربر یا متخصص می‌آموزد که در شرایط بحرانی نمی‌توان به زیرساخت‌های تکنولوژیک تکیه کرد، تمایل به بازگشت به مسیرهای غیررسمی و خوددرمانی افزایش می‌یابد. این سکوت دیجیتال، میراثی جز تضعیف اعتماد عمومی و توقف حرکت رو به رشد زیرساخت‌هایی که با تلاش 10ساله بخش خصوصی ساخته شده بود، نخواهد داشت.

سلامت دیجیتال در برزخ عدم قطعیت

بحران‌های اخیر، به‌ویژه پس از وقایع جنگ ۹ اسفند، ابعاد جدیدی از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نوین کشور را عیان کرد. بخش سلامت دیجیتال که قرار بود در روزهای سخت، بار سیستم سنتی درمان را به دوش بکشد، خود با انسداد مسیرهای ارتباطی جهانی به کما رفت. احمد طاهرخانی، رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک تهران، در تحلیل اوضاع فعلی از آمارهای نگران‌کننده‌ای سخن می‌گوید که نشان‌دهنده لرزش ستون‌های این زیست‌بوم است. او با اشاره به وضعیت شبکه در زمان درگیری‌ها به «شرق» می‌گوید: «در روزهای منتهی به آتش‌بس، شاهد افت شدیدی در تمامی شاخص‌ها بودیم. ویزیت آنلاین با ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش، پایدارترین بخش باقی ماند، اما سامانه‌های نوبت‌دهی و خدمات سلامت در محل، به دلیل ماهیت لجستیکی و وابستگی به پایداری شبکه، بیشترین ضربه را متحمل شدند».

طاهرخانی با تأکید بر اینکه علی‌رغم برقراری آتش‌بس، هنوز هیچ‌یک از شاخص‌ها به وضعیت نرمال قبل از جنگ برنگشته‌اند و اکوسیستم همچنان با افت ۲۰ تا ۷۰درصدی در بخش‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کند، بیان می‌کند: ایده مدیریت سلامت در یک شبکه کاملا داخلی، با واقعیت‌های علم پزشکی همخوانی ندارد. سلامت حوزه‌ای ذاتا وابسته به دانش روز و تبادل بین‌المللی است. بدون دسترسی به منابع جهانی، شبکه‌های داخلی نمی‌توانند کیفیت و به‌روز‌بودن پروتکل‌های درمانی و تصمیم‌گیری‌های بالینی را تضمین کنند. شبکه ملی باید یک مکمل در شرایط بحران باشد، نه یک اکوسیستم مستقل و ایزوله که ارتباط پزشک را با دانش جهانی قطع می‌کند.

یکی از اساسی‌ترین بخش‌های تحلیل رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک تهران، به موضوع «حق بر سلامت» و مسئولیت وخامت حال بیماران بازمی‌گردد. او می‌گوید: «سیاست‌گذاران و دستگاه‌های اثرگذار بر فرایندهای فناوری اطلاعات، مسئول مستقیم پیامدهای قطع ارتباط بیمار با سیستم‌های پایش آنلاین هستند. وقتی مسیرهای رسمی مسدود می‌شود، تقاضا حذف نمی‌شود، بلکه به سمت بازارهای غیررسمی و خوددرمانی‌های خطرناک شیفت می‌کند. این شکاف، علاوه بر خطرات جانی کوتاه‌مدت، در بلندمدت باعث فروپاشی اعتماد عمومی به کل سیستم رسمی سلامت خواهد شد».

طاهرخانی وضعیت فعلی را نه یک ورشکستگی ساختاری، بلکه یک «کوچک‌سازی اجباری» توصیف می‌کند. او برای بقای استارتاپ‌های کوچک که حاشیه امن مالی محدودی دارند، مسیرهایی همچون تمرکز بر خدمات مستقل از اینترنت بین‌الملل، ادغام با بازیگران بزرگ و ساده‌سازی محصول برای کاهش هزینه‌ها را پیشنهاد می‌دهد. او همچنین تأکید می‌کند: «بزرگ‌ترین درس این بحران آن بود که ما نظام سلامت دیجیتال را فقط برای شرایط عادی طراحی کرده‌ایم. امروز بیش از هر زمان دیگری به تعریف پروتکل‌های مشخص برای تداوم خدمات در شرایط اختلال و کاهش عدم قطعیت در تصمیم‌گیری‌های کلان 

نیاز داریم».

عقب‌گرد ۲۰ساله به نفع بازار سیاه

در حالی که آمارهای کلان از سقوط شاخص‌ها حکایت دارند، روایت‌های فعالان کسب‌و‌کارها از لایه‌های زیرین توزیع دارو، عمق فاجعه را بیشتر نمایان می‌کند. آناهیتا عامره، نایب‌رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک تهران، تصویری از روزهایی ارائه می‌دهد که پلتفرم‌های قانونی زیر فشار پروتکل‌ها و قطعی اینترنت فلج شده بودند، اما بازارهای غیررسمی با تمام توان به فعالیت خود ادامه می‌دادند. عامره با اشاره به انسداد مسیرهای رسمی به «شرق» می‌گوید: «قطعی شبکه عملا دسترسی بیمار به نسخه تأییدشده را قطع کرد و در نتیجه، بیمار مستأصل برای تأمین داروی حیاتی‌اش راهی جز خرید آزاد از بازار غیررسمی نداشت. در آن روزها حتی درگاه‌های پرداخت هم با اختلال روبه‌رو بودند و سایت‌ها توان دریافت وجه نسخه‌ها را نداشتند؛ تا جایی که گاهی مجبور می‌شدیم آدرس داروخانه را برای بیمار بفرستیم تا خودش به صورت نقدی و با نسخه کاغذی دارو را تحویل بگیرد».

پارادوکس ماجرا اینجاست سیاست‌هایی که‌ پلتفرم‌های شناسنامه‌دار و قابل رصد را محدود کردند، عملا بازار دارو را به تاریک‌خانه‌هایی سپردند که هیچ نظارتی بر قیمت و کیفیت آنها وجود ندارد. یکی از جدی‌ترین چالش‌های دوران جنگ، از کار افتادن خدمات لجستیک به دلیل اختلال در مسیریاب‌ها بود. نایب‌رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال این وضعیت را فاجعه توصیف کرده و می‌افزاید: «ارسال دارو در شهرهای بزرگ، آن‌هم در شرایطی که مسیرهای پرخطر و مسدودی‌های ناشی از جنگ مشخص نبود، بدون مسیریاب غیرممکن شده بود. قیمت‌های ارسال به همین دلیل چند برابر شد و تأخیر در تحویل، منجر به لغو سفارش‌ها از سوی بیماران یا بدتر از آن، آسیب به داروهای حساس در مسیرهای طولانی شد».

با وجود تمام این مشکلات، عامره از تلاش‌های ایثارگرانه پلتفرم‌ها برای توقف‌نکردن عملیات سخن می‌گوید: «ما کار را متوقف نکردیم؛ چراکه می‌دانستیم استرس بیرون‌رفتن از خانه در شرایط جنگی برای بیماران خاص، وضعیت آنها را وخیم‌تر می‌کند. بسیاری از داروخانه‌ها در حالی که درهای خود را به روی مراجعین بسته بودند، در تاریکی و پشت درهای بسته نسخه‌ها را آماده می‌کردند و ما حتی با پرسنل خودمان دارو را به دست مردم می‌رساندیم تا ریسک حضور در خیابان را برای آنها کاهش دهیم».

او در پایان با انتقاد از رویکرد نهادهای نظارتی تأکید می‌کند: «تمام این تلاش‌ها صرفا برای خدمت به مردم بود، اما متأسفانه سازمان‌های دست‌اندرکار حوزه دارو‌ نه‌تنها هیچ کمکی به پلتفرم‌ها نکردند، بلکه حتی از تقدیر بابت این کمک‌رسانی در شرایط بحرانی هم دریغ ورزیدند؛ در حالی که پلتفرم‌ها با تمام توان تلاش کردند باری از روی دوش سیستم درمان در اوج بحران بردارند».

وقتی بیمار رها شد

در میان هیاهوی اعداد و ارقام خسارت‌های مالی، بُعد انسانی بحران اسفندماه و تأثیر آن بر روح و روان جامعه، لایه نادیده‌ای است که می‌تواند آینده سلامت دیجیتال را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد. عرفان صفرپور، مدیرعامل «نوبت‌ دات‌آی‌آر»، در گفت‌وگو با «شرق» در کالبدشکافی تجربه این روزها، از زخمی سخن می‌گوید فراتر از یک اختلال فنی، ریشه در «ترومای تنهایی» بیمار دارد. او معتقد است: «وقتی بیمار در حساس‌ترین لحظه زندگی و در اوج درد و فشار روحی، ناگهان با دیواره قطعی اینترنت روبه‌رو می‌شود، با یک قطع تماس ساده مواجه نیست؛ او احساس می‌کند در بزنگاه نیاز، تنها مانده است. این فشار روانی نه‌تنها بر بیمار، بلکه بر تمام اعضای خانواده‌اش سنگینی می‌کند». او با هشدار نسبت به عادی‌سازی این اتفاقات تأکید می‌کند در حوزه سلامت، حتی کوچک‌ترین قطعی اینترنت هم ناگوار است و مستقیما اعتماد عمومی به تکنولوژی درمان را سلاخی می‌کند.

روایت صفرپور از مدیریت بحران در روزهای قطع دسترسی، تصویرگر وضعیتی پارادوکسیکال است. تیم‌های پشتیبانی در حالی که خود در محاصره محدودیت‌های ارتباطی بودند، باید هزاران نوبت لغوشده و تراکنش معلق را سروسامان می‌دادند. این فعال حوزه سلامت دیجیتال می‌گوید: «ای‌کاش مشکل فقط لغو نوبت‌ها بود؛ حتی سیستم پیامک هم مختل شده بود و ما ناچار شدیم به عصر تماس‌های تلفنی برگردیم. فشار کار چنان فرساینده شد که در مقطعی برای جلوگیری از ورود نوبت‌های جدید و مهار بحران، ‌نوبت‌دهی اینترنتی را به‌طور کامل غیرفعال کنیم».

مدیرعامل نوبت‌ دات‌آی‌آر از عقب‌گرد 12ساله نظام نوبت‌دهی خبر می‌دهد و می‌گوید: «در حالی که سال‌ها تلاش شد تا بیمار بدون نیاز به منشی و تماس تلفنی نوبت بگیرد، حالا مطب‌ها دوباره به سیستم سنتی و نقدی بازگشته‌اند». صفرپور با بیان داستانی تلخ از سفر اخیر خود بیان می‌کند: «در خارج از ایران، برای مشکل تنفسی‌ام به پزشکی مراجعه کردم و با ناباوری دیدم ایشان همان پزشکی است که پیش‌تر در ایران از پلتفرم ما استفاده می‌کرد. دلیل خروج نخبگان پیچیده نیست».

در حالی که برخی مسئولان از جایگزینی پلتفرم‌ها با راهکارهای آفلاین مثل SMS سخن می‌گویند، صفرپور این قیاس را مردود می‌داند. به باور او، سرویس‌های ساختاریافته از نظر امنیت و مقیاس با مدل‌های قدیمی قابل مقایسه نیستند. او با تلخی می‌افزاید: «تا یک هفته پیش از بحران، با شوق به دنبال اجرای پیشرفته‌ترین استانداردهای جهانی بودیم، اما امروز برای ابتدایی‌ترین نیازهای اقتصاد دیجیتال حسرت می‌خوریم. باورکردنی نیست که در چنین وضعیتی کار می‌کنیم». به باور او، ضربه اصلی در لحظه قطع اینترنت، نه یک خسارت مالی صرف، بلکه یک شوک مستقیم به امید است و کسب‌وکارهای دیجیتال در این مدت سیلی سختی خورده‌اند: «مسئله فقط ضرر مالی ما نیست؛ مسئله این است که چرا ثمره هزاران زحمت باید این‌گونه ناگهانی ضربه بخورد؟ بیماری که در لحظه حساس تنها مانده، دیگر با تبلیغ و توضیح برنمی‌گردد. اعتماد خیلی سخت ساخته می‌شود و در یک چشم‌برهم‌زدن فرو می‌ریزد».

پایان عصر خوش‌بینی؟

سه بار قطع اینترنت در سال ۱۴۰۴ ثابت کرد در حوزه سلامت، «اعتماد» فقط یک واژه اخلاقی نیست، بلکه زیرساختی‌ترین دارایی اقتصاد دیجیتال است. وقتی بیمار در میانه آشوب و نیاز، با دیوار قطعی اینترنت روبه‌رو می‌شود، آنچه فرومی‌ریزد فقط یک اتصال فنی نیست، بلکه پیوند روانی جامعه با تکنولوژی درمان است. ترویج «عادت به بی‌اعتمادی» و بازگشت اجباری به سیستم‌های سنتی و بازارهای غیررسمی، دستاورد 12 سال تلاش زیست‌بوم نوآوری را در معرض نابودی قرار داده است؛ زخمی که با هیچ بودجه و تبلیغاتی به سادگی ترمیم نخواهد شد.

از طرف دیگر، انسداد شریان‌های ارتباطی جهانی، در عمل به تقویت بازارهای سیاه و غیرشفاف انجامید. در حالی که پلتفرم‌های شناسنامه‌دار و تحت نظارت، زیر فشار قطعی شبکه و اختلال درگاه‌های پرداخت فلج شده بودند، این «ناصرخسرو» بود که به‌عنوان تنها جایگزین در دسترس، نبض بازار دارو را در دست گرفت. این عقب‌گرد 20ساله نشان داد تضعیف ابزارهای مدرن نظارتی و شفاف‌ساز، نه‌تنها باری از دوش سیستم درمان برنمی‌دارد، بلکه با سوق‌دادن مردم به سمت خوددرمانی و مسیرهای غیرقانونی، سلامت عمومی را با تهدیدی به مراتب بزرگ‌تر از بحران‌های مقطعی روبه‌رو می‌کند.

بزرگ‌ترین درس این دوران، ضرورت خروج از «طراحی برای شرایط عادی» است. نظام سلامت دیجیتال کشور برای بقا در جغرافیای پربحران، نیازمند تضمین پایداری شبکه و تعریف پروتکل‌های حیاتی است که دسترسی بیمار به پزشک را از تصمیمات مقطعی جدا کند. از سوی دیگر، کوچ نخبگان و بی‌انگیزگی متخصصان، زنگ خطری است که نشان می‌دهد سیاست‌های دستوری به بن‌بست رسیده‌اند. دولت باید میان اولویت‌های امنیتی و حق بنیادین «دسترسی به درمان»، توازنی پایدار ایجاد کند؛ چراکه در غیر این صورت، میراث این سکوت دیجیتال، چیزی جز آسیب تدریجی زیرساخت‌هایی که با خون‌ دل ساخته شده‌اند، نخواهد بود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.