ترومای جنگی و تابآوری ملی
تابآوری به معنای تحمل سختیها و مقابلۀ انطباقپذیرانه علیرغم مُحرکها و موقعیتهای بیرونی ناموافق تهدیدگر، بحرانیزا، خطرناک و آسیبزننده و تکاپوی احیای تعادل پیشین در سطوح فردی و اجتماعی و عمومی است. ثمرۀ این رفتارِ فعالِ سازگارمندانه علاوه بر ماندنِ در میدان و بهکارگیری راهکارهای رویارویی مؤثر، تسلط بر شرایط بحرانی و بیثباتکننده است. مقولههایی همچون انعطافپذیری، تحمل و تساهل، سخترویی، ثبات قدم و شکیبایی با تابآوری همبستهاند؛ و مؤلفههایی مانند خودکارآمدی، کنترل درونی، پایداری، امیدمندی، خوشبینیهای واقعگرایانه، انطباقپذیری غیرسختگیرانه، و مهارتهای رویارویی و مدیریت استرس از مقومات تابآوری محسوب میشوند.
محمدرضا جلالی . روانشناس و پژوهشگر رفتارشناسی سیاسی
تابآوری به معنای تحمل سختیها و مقابلۀ انطباقپذیرانه علیرغم مُحرکها و موقعیتهای بیرونی ناموافق تهدیدگر، بحرانیزا، خطرناک و آسیبزننده و تکاپوی احیای تعادل پیشین در سطوح فردی و اجتماعی و عمومی است. ثمرۀ این رفتارِ فعالِ سازگارمندانه علاوه بر ماندنِ در میدان و بهکارگیری راهکارهای رویارویی مؤثر، تسلط بر شرایط بحرانی و بیثباتکننده است. مقولههایی همچون انعطافپذیری، تحمل و تساهل، سخترویی، ثبات قدم و شکیبایی با تابآوری همبستهاند؛ و مؤلفههایی مانند خودکارآمدی، کنترل درونی، پایداری، امیدمندی، خوشبینیهای واقعگرایانه، انطباقپذیری غیرسختگیرانه، و مهارتهای رویارویی و مدیریت استرس از مقومات تابآوری محسوب میشوند. تابآوری در سه سطح فردی، اجتماعی و ملی، توان مواجههای و تعاملی افراد با تروماها و بحرانهای اختصاصی و فردی، گروهی و اجتماعی و بسیار گستردۀ عمومی را نشان میدهد؛ و در واقع طیف محدود تا نامحدود تروماهای فردی و اجتماعی و جمعی، ظرفیت سازگاری و تابآوریهای فردی و اجتماعی و ملی آحاد جامعه را به محک عینی و واقعی و تجربی میزنند.
برخی افراد در رویارویی با رویدادهای ناگوار، با اِعمال کنترل، اضطراب و استرس کمتری تجربه میکنند و پیامدهای روانی منفیِ رویدادها را تقلیل و تضعیف نموده و تخفیف میدهند؛ برخی نیز اضطراب و استرس بیشتری تجربه میکنند و پیامدهای روانی منفیِ رویدادها را تغلیظ و تشدید نموده و تقویت میکنند و از عامل متعین و محافظتیِ تصحیحگر و تعدیلگر تابآوری در برابر آسیبزایی رویدادهای تنشمند بیرونی دور میمانند.
مهارتهای اجتماعی و مشارکتپذیری و داشتن مناسبات مؤثر اجتماعی افراد را در تابآوریهای گروهی و اجتماعی و ملی یاری میکنند. این توانشها به ویژه در نحوۀ مقابلۀ آحاد جامعه با تروماهای جمعیِ طبیعی نظیر زلزله و بیماریهای همهگیر و یا بحرانهای دستساختۀ بشری نظیر جنگ نقشی بهسزا بازی میکنند. اما این توانمندیها، یکسویِ تحقق تابآوری به حساب میآیند. سویۀ متعینتر، چگونگی تعامل افراد با نهادهای حکومتی است. هر قدر سطوح تابآوری، جمعیتر میشود و به سطح تابآوری ملی نزدیکتر میگردد، اهمیت مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، سرمایۀ اجتماعی و مشخصاً تعامل مبتنی بر اعتماد متقابل سیاسی میان آحاد جامعه با نهادهای عمومی و رسمی و متصدی افزونتر میگردد. تابآوری ملی با ادراکی از امنیت ملی مرتبط و همبسته است. به تعبیر روشن، تابآوری ملی دلالتگر این معنا است که تنها تواناییهای نظامی و امنیتیِ حکومتی نیستند که امنیت یک ملت را تأمین میکنند بلکه وجود اعتماد وثیق و باورمندشدۀ درونیِ متقابل ملت و دولت که در روانشناسی سیاسی هر جامعه قابل وارسی است، بیشتر و عمیقتر و نهادینهشدهتر، متضمن امنیت ملی و واقعی است. از این رو است که تهدیدهای خارجی و مخاطراتی که جامعه را تهدید میکنند در تکوین تابآوری ملی ایفای نقش کردهاند و قلمروهای دفاعی و امنیتی و ملی درونمرزی با این نوع تابآوری همبستگی یافتهاند و رسیدن به تشخص و هویتی ملی و محافظت از وحدت سرزمینی در برابر بیگانگان در جوامع دولت-ملت جدید، و تقویتِ تشخص و هویت ملی در جوامعی مانند ایران که ملیتی کهن و دیرینه دارند، از رهگذر تابآوری ملی حاصل میآید.
بر این مبانی، منابع پژوهشی به چهار مؤلفۀ ساختاریِ خوشبینی، وطنپرستی، یکپارچگی اجتماعی و اعتماد به نهادهای سیاسی و عمومی در تابآوری ملی اشارت دارند. وارسی این موارد در ایران کنونی و قبل از شرایط جنگی حاکی از آن است که شاید هیچ یک در وضعیت ایده ال نبودهاند. خوشبینیهای واقعگرایانه برای امکان تغییرات اصلاحی و از بالایی به بدبینیهای مخالفتجویانه و منفیبافانه و غیر امیدوارانه تغییریافته بود و به تبع آنها در یکپارچگی عمومی و انسجام ملی که ضرورتی اصلی در فعلیتیابی تابآوری ملی است، انشقاقی نگرانیزا پدیدار گردیده بود؛ اینها در کنار تضعیف و تحدید متغیر وطنپرستی و گرایش ملی که متأثر از رویکرد اطلاقی ایدئولوژیک به عادتهای گفتاری رسمی تبدیل شده بود موجب شکلگیری این مفروضۀ ذهنی و شهودی و تجربی گردید که در صورت وقوع آسیبی جنگی- و نه آسیبی طبیعی و مرضی نظیر سیل و کرونا- به دلیل فقدان همگرایی و تابآوری ملی، فروپاشی به وقوع خواهد پیوست. این محصول مطلوب سلطنتگرایان خارجیگرا بود که خود به قصد ایجاد نقار و تجزیۀ ملی با منکوبکردنِ انحصاری و اقتداری هر ندا و صدا و فکر و سلیقه و گرایشی غیر خود، به تابآوری ملی که ضرورتی حیاتی برای مقابله با بحرانها و بحبوحههای جنگی است، آسیبی بنیادی زده بودند. به رغم این اوصاف، فطری و اولیهبودگی نگاه میهنی و مرکزبودگی آن در ناخودآگاهیهای فردی و جمعی و آرکتایپهای تاریخی و اسطورهای ایرانیان، نقشی دگر بر این دفتر زد. ایرانیان آشکار ساختند که وطنپرستی در آنان محرز و فینفسه است و به این ارادۀ شگفتیساز، مفروضههای انتزاعی و آرزوگرایانۀ آمران و عاملان خارجی و ساکتان عافیتجوی داخلی در آزمون راستیآزمایی از کورۀ داغ آزمایشی جنگی موفق بیرون نیامد. ایرانیان ایرانخواه واقف به تاریخ کهن و انگیزهمندان به حفظ کیان وطن به بخشندگی اقتضایی ناملایمات بیشمار را نادیده انگاشتند و در جمع اجزای بیش از حد پراکنده کوشیدند. پراتیک واقعی و عینی جنگی نیز مؤید و مزید بر علت شد و روزافزون به تناسب تشدید و تقویت روحیۀ ملی و مقابلهجویی با دشمن متجاوز که در موقعیت جنگی ادراکی حقیقی از حقیقت خباثت و شقاوتآمیزش در تخریب و کشتار و آسیبهای ساختاری وطن و هموطن و ساختارهای وطنی به دست داده و ادراک تهدید خارجی را عینیت بخشیده بود، به تأمین نسبی مؤلفههای ماهوی تابآوری ملّی انجامید و همگرایی و تابآوری محافظ و مراقب مام میهن را موجودیت داد.
در روند یادشده، تابآوریهای فردی و ملی مبتنی بر سخترویی و ثباتقدم و سازگاری ایرانیان افزونی گرفت و بحران و ترومای جنگی و استرسهای ناشی از آنها را که بالاترین تروماها و استرسها است به فرصتهای تحولی نسبی اعتمادپذیری و انسجامخواهی و مشارکتجوییهای خودآگاهانه ترقی داد، اما تابآوری اجتماعی تا آنجا که به تعامل گروهها و افراد مجتمع در گروهها و جرگههای گرایشمند به تجاوز خارجی و یا ساکت در برابر تجاوز خارجی با مقولۀ جنگ و متصدیان رسمی جنگ در کشور مربوط میشود، جلوهای ننمود و رشدی نداشت و در موارد و مصادیقی سیر قهقرایی نیز داشت. برخی از این جمعها تحت عنوان اپوزیسیون سیاسی خواستار مداخله و حضور خارجی و محرک جنگی خارجی شدند و تا به اکنون بر این معنا پای فشردند و عملاً از تعدی اجنبی به خاک میهن و ویرانی و کشتار تبعی آن اظهار خرسندی نمودند و غالباً هم روز واقعه که رسید پای گریز و نهانشدگی اختیار کردند و به مخالفخوانیهای عادتی در محافل محدود بسنده کردند. اما برخی از جمعها و چهرههایی مجتمع در عرصهای که بعضاً سابقههای حضور در کارگزاریهای حکومتی داشتند از ابتدا با ایجاد ترس و رعب و وحشت و خالیسازی ذهن و دل مردم به تخطئه شجاعت رویارویی و ممانعت از تکوین فراشدیِ تابآوری ملی مبادرت ورزیدند و به سان دستۀ اول القاگر تسلیم بیقید و شرط گردیدند. میگفتند اگر آمریکا حمله کند ایران با خاک یکسان خواهد شد . برخی نیز بعد هفتهها سکوت مترصدگرایانه، ژست سیاستمداران تعادلی و عملگرا به خود گرفتند و در این بحبوحۀ وانفسای جنگی به تقصیرمندی زمینهساز حکومت نشانه رفتند و به تمکین از سازمانهای زیر سیطرۀ دشمن توصیه کردند و فراموش نمودند که واضع و عامل "خودیگراییهای" افراطیِ ایدئولوژیک و راندن همۀ واگرایان به حساب "غیرخودی" حتی در اوج اصلاحخواهی همگانی، خود آنها بودهاند.
علیرغم اینها، غالب هواداران حاکمیت و همۀ وطنپرستانِ به رسم و نه به اسم، هر سه نوع تابآوری را در خود از زمینۀ مُحرک و موجبه و موجدۀ متضاد تجاوز و تهاجم امپریالیستها و صهیونیستهای اجنبی، بارز ساختند و مشوق تسریبخشی آن نیز گردیدند. وطنپرستان فعال در عرصۀ تابآوری ملی با رویآوری فینفسه در مدافعۀ از وطن و مراقبت از هموطن به مناطات ملی و میهنی، ضمن ادای دِین ذاتی و انجام تکلیف اخلاقیِ وظیفهمدارانه در تعدیل و ترغیب و انگیزهمندسازی دیگران و تصحیح رفتار دیرآمدگان اهتمام ورزیدند؛ و معتقدان حکومتی فعال کهای کاش شیوۀ عملشان مورد تقلید فعال متصدیان حکومتی نیز قرار گیرد در عرصۀ تابآوری ملی از حضور و همراهی مجدانۀ واگرایان ملتخواه و وطنپرست استقبال نموده و خشنودی نشان دادند و هر دو، مدافعان مستقیم و در عرصۀ میدان مبارزه و مقاومت نظامی و جنگی را تشویق و تشجیع نمودند. پدیداری خودجوش تابآوری ملی در این روند روان و طبیعی به این مفروضه جان میبخشد که متغیر وطنپرستی از متغیر دموکراسی سیاسی جامعه که براساس منابع پژوهشی متعینترین متغیر تابآوری ملی شناخته میشود، متعینتر است؛ البته اگر این هر دو باشند پدیداری تابآوری ملی دوچندان خواهد بود.
بر این اساس وقتی آمریکا و اسرائیل با دست یازیدن به تهاجم نظامی و تعقیب مطامع استعماری و طرح نیات تجزیهگرایانه و جنبانیدنِ آمادهگان و مستعدان خیانتورزی، ادراک تهدید و خطر خارجیِ را فعلیت داده و عینیت بخشیدند، هر آن کس که اندیشناک وطن بود و دغدغۀ ملت داشت و نه نگران و دغدغهمند سهمی در قدرت، به پا خاست و بعضاً با تصریح بر افتراقهای نظری و سیاسی، در جهت انسجام ملی کوشید، به پدیدآیی این یکپارچگی هدفمند رفتاری و ادراکِ حس وطنپرستی متقابل همگانی میان کنشگران مقابلهگر با تجاوز خارجی و خنثیکنندۀ توطئههای تجزیهخواهانه علیه وحدت سرزمینی و شورشهای سلطنتگرای گسستجویانه و اختلافافکنانه علیه انسجام ملی، حس اعتمادی در تعامل با متولیان رسمی و جنگی کشور به دست آمد و متقابلاً با ایستادگی نستوه و جانانه، به این اعتماد پاسخ داده شد و بر خوشبینی امیدوارانه افزودند و چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد: با جمع آمدن مؤلفههای ساختاری تابآوری جمعی و ملی، این پتانسیل حیاتی برای مواجهۀ سخترویانه با دشمن و احیای تعادل و ثبات پیشین رقم خورد.
طبعاً تقویت و ترقی این دستآورد بزرگ ملی که مدت مدیدی مفقود بود، اهتمام غیر انحصارخواهانه میطلبد؛ چیزی که میتوانست از پسِ جنگ 12 روزه و آن همگرایی ملی و بروز تابآوری ملی، به جای کاهش، سیر افزایشی داشته باشد اما با درونیسازی مُحرکهای بیرونی در داخل همان طرحوارههای قالبی پیشینیِ خودکامرواسازانه و مصادره به مطلوب، حتی نه کاهش که مفقود شد. در آن هنگام در نوشتاری با این که خوشبینانه و امیدوارانه و مشفقانه امید داشتم غیر این باشد و همگرایی و همبستگی و تابآوری ملی تعقیب گردد، به تجربۀ تکراری و بدبینی شناختی گفتم که تعقیب نمیشود و متأسفانه همین شد. این بار نیز در بیم و امیدم، اما چنان که به کرات مؤکد تصریح داشتهام، وطنپرستی فینفسه و بالذات است و ادای دین و وظیفه بلاشک است و بیقید و شرط باید به منصۀ ظهور برسد. ادای این دین میهنی و انجام این وظیفۀ ذاتی اخلاقی، فینفسه پاداشبخش است. به یاد داشته باشیم احتمال طولانی شدن جنگ که فرسایشزا است وجود دارد و تابآوری ملی از فرسودگی فردی و فرسایش جمعی بازداری میکند. شاید این حربه از ابزار قاطعاً مؤثّر تنگۀ هرمز مؤثرتر باشد و به هرگونه باید در جهت حفظ و تقویت آن کوشید.