|

بازار جهانی پتروشیمی در سال ۲۰۲۵

«قیمت‌پذیرها» لاغر شدند و «مقیاس‌دارها» نقشه عوض کردند

سال ۲۰۲۵ برای بازار جهانی پتروشیمی، سال «بازگشت پرقدرت» نبود؛ سال کش‌دارشدن چرخه سخت بود. اضافه‌ظرفیت در الفین‌ها و پلیمرهای کالایی، رشد نه‌چندان تند تقاضا و اختلاف شدید هزینه انرژی و خوراک بین مناطق، کاری کرد که سودآوری از خیلی از زنجیره‌ها بیرون بریزد. در همین سال، اروپا وارد فاز جراحی دارایی‌ها شد، کره جنوبی نسخه کاهش ظرفیت نوشت، چین با موج افزایش ظرفیت و صادرات تهاجمی‌تر، فشار قیمت را بالا نگه داشت و خاورمیانه تلاش کرد مزیت خوراک را به پروژه‌های یکپارچه و «نفت به مواد» تبدیل کند.

آرش فرحزاد دبیر گروه جهان

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سال ۲۰۲۵ برای بازار جهانی پتروشیمی، سال «بازگشت پرقدرت» نبود؛ سال کش‌دارشدن چرخه سخت بود. اضافه‌ظرفیت در الفین‌ها و پلیمرهای کالایی، رشد نه‌چندان تند تقاضا و اختلاف شدید هزینه انرژی و خوراک بین مناطق، کاری کرد که سودآوری از خیلی از زنجیره‌ها بیرون بریزد. در همین سال، اروپا وارد فاز جراحی دارایی‌ها شد، کره جنوبی نسخه کاهش ظرفیت نوشت، چین با موج افزایش ظرفیت و صادرات تهاجمی‌تر، فشار قیمت را بالا نگه داشت و خاورمیانه تلاش کرد مزیت خوراک را به پروژه‌های یکپارچه و «نفت به مواد» تبدیل کند. اگر بخواهیم ۲۰۲۵ را در یک تصویر خلاصه کنیم: بازار مثل یک ترازوی به‌هم‌خورده بود؛ یک کفه‌اش حجم تولید و پروژه‌های جدید، کفه دیگرش تقاضای کندتر و مقررات و تجارت. وزنه سنگین‌تر، تا بیشتر سال همان کفه عرضه بود.

۱. نبض کلی بازار در ۲۰۲۵: رشد هست، اما «کم‌شتاب‌تر از ظرفیت»

در صنعت پتروشیمی یک قاعده ساده وجود دارد: اگر ظرفیت سریع‌تر از تقاضا رشد کند، بازار به سمت «قیمت‌جنگی» می‌رود، و اگر قیمت‌جنگی بیاید، سودآوری اول از همه از زنجیره‌های کالایی مثل پلی‌اتیلن و پلی‌پروپیلن می‌ریزد.

در چشم‌اندازهای منتشرشده در نیمه دوم ۲۰۲۵، چند نهاد معتبر از طولانی‌شدن داون‌سایکل صنعت شیمی حرف زدند. جمع‌بندی «دلویت» در گزارش «چشم‌انداز صنعت شیمی ۲۰۲۶» که سوم نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، یک شاخص مهم ارائه می‌کند: برآورد رشد تولید جهانی شیمی برای ۲۰۲۵ که اوایل سال بالاتر دیده می‌شد، در طول سال پایین‌تر اصلاح شد و به حدود ۱٫۹ درصد رسید؛ برای ۲۰۲۶ هم عددی نزدیک دو درصد مطرح شد. ترجمه ساده این عددها این است: بازار دارد رشد می‌کند، اما نه به اندازه‌ای که بتواند اضافه‌ظرفیت‌های ساخته‌شده را سریع هضم کند.

در چنین محیطی، شرکت‌هایی که «قیمت‌پذیر» هستند (یعنی نمی‌توانند قیمت را تعیین کنند و ناچارند با قیمت جهانی کنار بیایند)، بیشتر آسیب می‌بینند؛ به‌خصوص اگر هزینه انرژی و کربن‌شان بالا باشد. در مقابل، شرکت‌هایی که یا خوراک ارزان دارند، یا مقیاس عظیم دارند، یا زنجیره‌شان یکپارچه است، می‌توانند مدت بیشتری دوام بیاورند، حتی اگر چند فصل سود خیلی کم یا نزدیک صفر داشته باشند.

۲. موتور اصلی فشار در ۲۰۲۵: اضافه‌ظرفیت چین و سرریز آن به بازار جهانی

در برآوردهای منتشرشده در ابتدای ۲۰۲۵، گفته شد افزایش ظرفیت اتیلن چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۹ میلیون تن است؛ و مازاد ظرفیت اتیلن نسبت به تقاضای داخلی چین می‌تواند به حدود 11.5میلیون تن برسد. در پروپیلن هم، افزایش ظرفیت در ۲۰۲۵ حدود 9.6 میلیون تن مطرح شد و مازاد ظرفیت نسبت به تقاضا تا حدود 20 میلیون تن برآورد شد.

حتی اگر کسی با جزئیات فنی این اعداد کاری نداشته باشد، پیام روشن است: چین در ۲۰۲۵ از یک بازیگر «بزرگ» تبدیل شد به بازیگری که می‌تواند روی قیمت‌های منطقه‌ای و جهانی اثر ماندگار بگذارد. وقتی این حجم مازاد وجود دارد، چند اتفاق هم‌زمان می‌افتد:

۱. فشار روی قیمت پلیمرهای کالایی: تولیدکنندگان برای تخلیه تولید، ناچار می‌شوند تخفیف بدهند، یا بازارهای جدید پیدا کنند.

۲. کاهش نرخ بهره‌برداری در کشورهای رقیب: کره جنوبی، تایوان، ژاپن و حتی بخشی از جنوب شرق آسیا برای حفظ قیمت، یا تولید را کم می‌کنند یا وارد جنگ تخفیف می‌شوند.

۳. جابه‌جایی جریان تجارت: کالا به سمت بازارهایی می‌رود که حساسیت سیاسی یا تعرفه‌ای کمتر، یا ظرفیت جذب بیشتری دارند (بخش‌هایی از جنوب شرق آسیا، افریقا، امریکای لاتین).

به زبان خیلی صریح ۲۰۲۵ سالی بود که چین، نقش «ترموستات قیمت» را پررنگ‌تر کرد؛ نه‌فقط در زنجیره‌های شیمیایی داخل خودش، بلکه در کل آسیا و تا حدی جهان.

۳. اروپا در ۲۰۲۵: از «سیاست اقلیمی» تا «جراحی دارایی» و تعطیلی کراکرها

اروپا در ۲۰۲۵ به دلایل روشن، شکننده‌ترین حلقه زنجیره جهانی بود: انرژی گران‌تر، هزینه کربن، مقررات زیست‌محیطی سخت‌تر، و در کنار همه اینها، سیل واردات و مازاد عرضه جهانی.

در طول ۲۰۲۵ چند خبر صنعتی به‌طور پیوسته تکرار شد: تعطیلی، فروش دارایی، و بازنگری در حضور اروپا. نمونه‌های شاخصی که در پوشش‌های خبری تابستان ۲۰۲۵ برجسته شد، تصمیم‌هایی مثل تعطیلی برنامه‌ریزی‌شده دارایی‌های بالادستی در آلمان و بریتانیا، تصمیم برای بستن کراکرهای قدیمی‌تر در بندرهای بزرگ اروپا، و مذاکره برای فروش سایت‌های الفین و پلی‌الفین بود.

اما فراتر از خبرهای تک‌شرکتی، نکته مهم‌تر «منطق مشترک» پشت این تصمیم‌هاست: شرکت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که با این ساختار هزینه‌ای، تولید کالایی در اروپا سخت‌تر می‌شود مگر اینکه یا حمایت دولتی جدی در کار باشد، یا تکنولوژی‌های کربن‌کاه سریع‌تر اقتصادی شوند، یا اروپا به سمت محصولات تخصصی‌تر حرکت کند.

در ۲۰۲۵ حتی خود بروکسل هم بیشتر از قبل از زاویه «حاکمیت صنعتی» حرف زد: اینکه حفظ بعضی مولکول‌های پایه و زیرساخت‌هایی مثل کراکرها فقط یک بحث اقتصادی نیست، یک بحث راهبردی هم هست. هم‌زمان، سیاست‌های حمایتی برای صنایع انرژی‌بر در دستور کار قرار گرفت تا بخشی از هزینه برق و کربن قابل مدیریت‌تر شود. این تغییر لحن، یک پیام دارد: اروپا دارد می‌پذیرد که اگر فقط با مقررات پیش برود، نتیجه ممکن است به جای «انتقال سبز»، «انتقال صنعت» باشد.

۴. کره جنوبی در ۲۰۲۵: نسخه «کاهش ظرفیت» برای بازگرداندن حاشیه سود

کره جنوبی در ۲۰۲۵ از زاویه بازار جهانی، نقش یک «نقطه حساس» را داشت: تولیدکننده بزرگ پلیمرهای کالایی و صادرکننده منطقه‌ای که با فشار قیمت چین، سریع‌تر از خیلی‌ها آسیب می‌بیند.

در ۲۰۲۵ داده‌های صادراتی کره نشان داد پتروشیمی یکی از بخش‌هایی است که افت را تجربه کرده؛ و در سطح شرکت‌ها هم نمونه‌های معروفی از زیان عملیاتی در بخش پتروشیمی دیده شد. اما مهم‌تر از خود زیان، واکنش سیاست صنعتی بود: در گزارش‌های منتشرشده در تابستان ۲۰۲۵، صحبت از برنامه بازسازی و کاهش ظرفیت کراکینگ نفتا با مقیاس چند میلیون تن در سال مطرح شد؛ چیزی که اگر واقعا اجرا شود، به معنی تغییر ساختاری است، نه صرفا یک تصمیم فصلی.

بازار جهانی از این جهت به کره نگاه می‌کند که کره اگر ظرفیت کم کند، بخشی از فشار عرضه در آسیا کاهش می‌یابد؛ اما اگر هم‌زمان پروژه‌های جدید در همان منطقه وارد مدار شوند، اثر این کاهش ظرفیت ممکن است کندتر دیده شود. ۲۰۲۵ دقیقا سالی بود که این تناقض دیده شد: از یک طرف حرف از کاهش ظرفیت و ادغام؛ از طرف دیگر پروژه‌های بزرگ جدید یا در حال ساخت یا در حال راه‌اندازی.

۵. خاورمیانه در ۲۰۲۵

خاورمیانه، به‌ویژه عربستان، در ۲۰۲۵ همچنان یکی از ستون‌های صادراتی جهان بود. اما نکته مهم این است که بازیگران بزرگ خاورمیانه در حال تعریف دوباره نقش خودشان هستند: نه فقط فروش پلیمرهای پایه، بلکه حرکت به سمت یکپارچه‌سازی پالایش و پتروشیمی، و پروژه‌هایی که نفت خام را بیشتر به مواد شیمیایی تبدیل کند.

در داده‌های فروش و توزیع جغرافیایی درآمد شرکت‌های بزرگ منطقه، یک نکته روشن است: مشتری‌های اصلی بیرون از کشور مبداء هستند و سهم قابل توجهی به چین و سایر آسیا می‌رسد. یعنی اگر آسیا کُند یا جنگ قیمتی شدیدتر شود، خاورمیانه هم اثر ضربه را می‌بیند. به همین دلیل است که در ۲۰۲۵ تاکید بر «محصولات با ارزش افزوده» و پروژه‌های ترکیبی بیشتر شد: چون در بازار کالاییِ کم‌حاشیه، تنها راه پایدارتر کردن سودآوری، بالا بردن ارزش سبد تولید است.

از نگاه جهانی، خاورمیانه در ۲۰۲۵ یک نقش دوگانه داشت: از یک طرف مزیت هزینه‌ای‌اش کمک می‌کرد با قیمت‌های پایین‌تر هم دوام بیاورد؛ از طرف دیگر همین توان دوام‌آوردن، می‌تواند به طولانی‌شدن چرخه سخت کمک کند، چون عرضه کم نمی‌شود، فقط جغرافیا و سهم‌ها جابه‌جا می‌شود.

۶. آمریکا در ۲۰۲۵: «گاز ارزان و اتان» به‌عنوان سپر رقابتی

آمریکا در بخش‌هایی از پتروشیمی، به‌خصوص زنجیره اتان تا اتیلن، یک مزیت ساختاری دارد: خوراک و انرژی رقابتی‌تر. این مزیت باعث می‌شود بسیاری از واحدهای آمریکایی در چرخه‌های کم‌حاشیه هم تاب بیاورند. اما ۲۰۲۵ یک نکته را برای آمریکا هم پررنگ کرد: اگر اروپا ضعیف شود و چین صادراتش را بالا ببرد، بازارهای صادراتی رقابتی‌تر می‌شوند و مسیر فروش بیرونی سخت‌تر می‌شود.

به همین دلیل، در تحلیل‌های بازار ۲۰۲۵، هم‌زمان دو تصویر از آمریکا دیده می‌شود:

تصویر اول: دوام بالاتر به‌ خاطر مزیت خوراک

تصویر دوم: نیاز دائمی به بازار صادراتی سالم برای جذب حجم تولید

این همان جایی است که سیاست تجاری و تعرفه‌ای، در کنار لجستیک و هزینه حمل، می‌تواند روی سودآوری اثر بگذارد.

۷. فرازوفرود ۲۰۲۵ به روایت فصل‌ها:

بازار چگونه نفس کشید؟

سه‌ماهه اول ۲۰۲۵: بازار با امید «بهبود پس از افت‌های قبلی» شروع کرد، اما خیلی زود معلوم شد اضافه‌ظرفیت مثل یک سایه سنگین همراه بازار است. بسیاری از بازیگران در این مقطع هنوز روی انبارها و سطح تقاضا دقیق نبودند و بازار با احتیاط معامله می‌کرد.

سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵: فشار قیمت‌ها در پلیمرهای کالایی بیشتر حس شد. شرکت‌ها به جای حرف‌زدن از رشد، بیشتر درباره مدیریت نقدینگی، کنترل هزینه و بازنگری پروژه‌ها حرف زدند. در همین دوره بود که خبرهای مربوط به افت سود یا زیان بخش‌های پتروشیمی در برخی شرکت‌های آسیایی بیشتر دیده شد.

سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵: فصل واقع‌گرایی بود؛ تعطیلی‌های برنامه‌ریزی‌شده، فروش دارایی و برنامه‌های کاهش ظرفیت جدی‌تر شد. در اروپا، تصویر «جراحی» پررنگ‌تر و در آسیا، بحث ادغام و کاهش ظرفیت به سطح سیاست عمومی نزدیک‌تر شد.

سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵: بازار وارد فاز «نقشه برای ۲۰۲۶» شد: سرمایه‌گذاری‌های ضروری ادامه دارد، اما پروژه‌های مرزی و کم‌بازده زیر سؤال می‌رود. شرکت‌ها بیش از هر چیز دنبال این بودند که چگونه از کالایی‌بودن فاصله بگیرند، یا دست‌کم بخشی از سبدشان را به سمت محصولات تخصصی‌تر ببرند.

این فصل‌بندی یک نکته را روشن می‌کند: ۲۰۲۵ سالی نبود که یک‌باره ورق برگردد؛ بیشتر شبیه سالی بود که صنعت کم‌کم پذیرفت چرخه سخت، کوتاه نیست.

۲۰۲۵ سالی بود که بازار جهانی پتروشیمی بیشتر از هر چیز «واقعیتِ اضافه‌ظرفیت» را پذیرفت. اروپا جراحی کرد، کره نسخه کاهش ظرفیت نوشت، چین فشار عرضه را بالا نگه داشت و برای صادرات بازارسازی کرد، خاورمیانه با تکیه بر خوراک ارزان و پروژه‌های یکپارچه دنبال حفظ سهم و آینده‌سازی رفت. چشم‌انداز ۲۰۲۶ بهبود «ممکن» را نشان می‌دهد، اما بهبود «سریع و آسان» نه.

۸. قیمت‌ها و حاشیه سود: چرا حتی وقتی قیمت‌ها افت می‌کنند، همه خوشحال نمی‌شوند؟

در بازار کالایی، افت قیمت گاهی برای مصرف‌کننده خوب است، اما برای تولیدکننده می‌تواند مرگبار باشد، به‌خصوص اگر هزینه خوراک و انرژی پایین نیاید. در ۲۰۲۵ همین اتفاق در چند منطقه رخ داد:

در اروپا، هزینه انرژی و کربن در بسیاری از مقاطع بالا ماند، اما قیمت محصولات شیمیایی و پلیمرها تحت فشار واردات و مازاد عرضه نرم بود. نتیجه: اسپردها (فاصله قیمت محصول با خوراک) له شد.

در آسیا، نفتا-محور بودن بخش بزرگی از ظرفیت باعث شد رابطه نفت و نفتا با قیمت پلیمرها تعیین‌کننده باشد؛ اگر نفتا بالا بماند و پلیمر ارزان شود، سود عملیاتی خیلی سریع منفی می‌شود. در چین، حتی اگر خوراک و مقیاس مزیت بدهد، اضافه‌ظرفیت می‌تواند حاشیه را به سطحی برساند که شرکت‌ها برای فروش، ناچار به تخفیف‌های تهاجمی شوند. این‌جاست که یک واقعیت تلخ صنعت نمایان می‌شود: در چرخه‌های سخت، همه دنبال «بقا» هستند، نه «حداکثر سود». و بقا یعنی مدیریت نقدینگی، نه لزوما رشد فروش.

بازار پتروشیمی همیشه جهانی بوده، اما در ۲۰۲۵ اثر سیاست تجاری و ریسک تعرفه‌ها پررنگ‌تر شد. وقتی مسیرهای تجارت تغییر کند، قیمت‌های منطقه‌ای از هم فاصله می‌گیرند و بازار به‌جای یک قیمت جهانی، بیشتر شبیه چند بازار به‌هم‌پیوسته می‌شود.

در ۲۰۲۵ یک خط روند مهم این بود که تولیدکنندگان چینی بیشتر دنبال بازارهایی فراتر از آمریکا رفتند و جریان صادراتی‌شان را متنوع‌تر کردند. نتیجه این تنوع، افزایش فشار رقابتی در بازارهای ثالث بود. برای مثال، در بخشی از جنوب شرق آسیا، تولیدکنندگان محلی ناچار شدند یا قیمت را پایین بیاورند یا با کاهش تولید از افت بیشتر قیمت جلوگیری کنند. این همان جایی است که تصمیم‌هایی مثل کاهش ظرفیت کره جنوبی یا جراحی دارایی‌های اروپا از «خبر داخلی» تبدیل می‌شود به «خبر جهانی»، چون روی تعادل عرضه و تقاضا اثر می‌گذارد.

۱۰. چشم‌انداز پس از ۲۰۲۵: ۲۰۲۶ چه می‌گوید و چرا هنوز نباید خیلی خوش‌بین بود؟

از دل ۲۰۲۵ سه پیام بزرگ برای آینده بیرون می‌آید:

پیام اول: بهبود حاشیه سود زمان می‌خواهد.

تا وقتی اضافه‌ظرفیت در زنجیره‌های اصلی هضم نشود، بازار هر بهبودی را با «عرضه تازه» خنثی می‌کند. بنابراین بهبود پایدار، یا به رشد تقاضای سریع‌تر نیاز دارد، یا به حذف ظرفیت کم‌بازده.

پیام دوم: اروپا احتمالا کوچک‌تر می‌شود، اما صفر نمی‌شود.

اروپا اگرچه در کالایی‌ها عقب می‌نشیند، اما به احتمال زیاد روی محصولات تخصصی و زنجیره‌های با ارزش افزوده می‌ایستد، مخصوصا اگر حمایت‌های صنعتی جدی‌تر شود.

پیام سوم: پتروشیمی از نظر بلندمدت هنوز موتور تقاضای خوراک نفت و گاز است.

در گزارش «اویل ۲۰۲۵» آژانس بین‌المللی انرژی (ژوئن ۲۰۲۵) آمده که از ۲۰۲۶ به بعد، پتروشیمی مهم‌ترین منبع رشد تقاضای نفت خواهد بود و تولید پلیمرها و الیاف مصنوعی تا ۲۰۳۰ به خوراکی معادل حدود 18.4 میلیون بشکه در روز نیاز خواهد داشت. این یعنی «بازار می‌ماند»، اما جغرافیا و مدل سودآوری‌اش تغییر می‌کند: مقیاس‌دارها و کم‌هزینه‌ها سهم می‌گیرند، و بقیه مجبور می‌شوند تخصصی‌تر شوند یا جمع شوند.

۱۱. سه ریسک کلیدی برای ۲۰۲۶ به بعد؛ چیزهایی که می‌توانند ورق را دوباره برگردانند

ریسک‌ها را باید واضح گفت، چون در پتروشیمی، یک شوک می‌تواند همه پیش‌بینی‌ها را به‌هم بریزد:

۱. ریسک تجارت و تعرفه: هر موج تعرفه‌ای، مسیر صادرات و واردات را جابه‌جا می‌کند و می‌تواند بازارهای منطقه‌ای را ناگهان اشباع یا خالی کند.

۲.ریسک انرژی و خوراک: اگر انرژی دوباره جهش کند، اروپا و زنجیره‌های نفتا-محور آسیا ضربه بزرگ‌تری می‌خورند، و فاصله رقابتی با آمریکا و خاورمیانه بیشتر می‌شود.

۳. ریسک سرعت اجرای مقررات پلاستیک و بازیافت: اگر الزام‌ها سریع‌تر از توان اقتصادی اجرا شود، هزینه برای زنجیره بالا می‌رود؛ اگر هم عقب بیفتد، بازیافت در رقابت با پلیمر نو از نظر اقتصادی سخت‌تر می‌شود.

 

آخرین اخبار ویژه نامه را از طریق این لینک پیگیری کنید.