نقش صنایع پتروشیمی ایران در صلح و ثبات منطقه
گنج خاورمیانه
جغرافیای سیاسی خاورمیانه همواره تحت تأثیر منابع هیدروکربنی فراوان این منطقه شکل گرفته است. درحالیکه نفت به طور سنتی بر ملاحظات اقتصادی و دیپلماتیک تسلط داشته، ظهور و گسترش بخش پتروشیمی -به ویژه در ایران- پویاییهای جدیدی را به همکاری منطقهای، رقابت و صلحسازی وارد کرده است. ایران به عنوان یکی از اقتصادهای بزرگ خاورمیانه، دارای یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز طبیعی جهان است که پایهای محکم برای صنعت پتروشیمی قوی فراهم میکند. در دهههای اخیر، ایران کوشیده است تا از این بخش نهتنها برای توسعه اقتصادی، بلکه به عنوان ابزاری دیپلماتیک برای ترویج وابستگی متقابل منطقهای و ثبات بهرهبرداری کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حسن فتاحی: جغرافیای سیاسی خاورمیانه همواره تحت تأثیر منابع هیدروکربنی فراوان این منطقه شکل گرفته است. درحالیکه نفت به طور سنتی بر ملاحظات اقتصادی و دیپلماتیک تسلط داشته، ظهور و گسترش بخش پتروشیمی -به ویژه در ایران- پویاییهای جدیدی را به همکاری منطقهای، رقابت و صلحسازی وارد کرده است. ایران به عنوان یکی از اقتصادهای بزرگ خاورمیانه، دارای یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز طبیعی جهان است که پایهای محکم برای صنعت پتروشیمی قوی فراهم میکند. در دهههای اخیر، ایران کوشیده است تا از این بخش نهتنها برای توسعه اقتصادی، بلکه به عنوان ابزاری دیپلماتیک برای ترویج وابستگی متقابل منطقهای و ثبات بهرهبرداری کند. با این حال، تقاطع منافع اقتصادی، رقابتهای منطقهای، تحریمهای بینالمللی و نگرانیهای محیطزیستی، این پرسش را پیچیده میکند که صنایع پتروشیمی چگونه میتوانند به صلح و ثبات پایدار در خاورمیانه کمک کنند. این مقاله به بررسی چندوجهی نقش صنایع پتروشیمی ایران در ترویج، تضعیف یا پیچیدهکردن صلح و ثبات در خاورمیانه میپردازد. این نوشته پتانسیل این بخش را به عنوان ابزار دیپلماسی اقتصادی، محرک توسعه و امنیت، منبع وابستگی انرژی و کانون همکاری و تعارض بین بازیگران منطقهای بررسی میکند. با استفاده از چارچوبهای نظری اقتصاد سیاسی بینالملل، مطالعات موردی تجربی و تحلیلهای تطبیقی، این مقاله در پی روشنکردن شرایطی است که تحت آن صنعت پتروشیمی ایران ممکن است به عنوان اهرمی برای همکاری منطقهای و صلحسازی عمل کند ـ یا برعکس، به منبع رقابت و بیثباتی تبدیل شود. علاوه بر این، این نوشته چالشها از جمله تحریمها و خطرات امنیتی را ارزیابی و راههایی را برای افزایش همکاری منطقهای و کاهش تنش در بستر فناوریهای نوظهور و نوآوریهای سازمانی بررسی میکند.
مبانی نظری رابطه اقتصاد سیاسی بینالمللی با صلح و ثبات
مکتب اقتصاد سیاسی بینالملل (IPE) مجموعهای غنی از ابزارهای تحلیلی برای درک رابطه بین وابستگی متقابل اقتصادی و ثبات سیاسی ارائه میدهد. ریشهگرفته از نظریههای لیبرال کلاسیک، این ایده که پیوندهای اقتصادی همکاری را تقویت کرده و احتمال درگیری را کاهش میدهد، در بخش عمدهای از ادبیات صلحسازی و یکپارچگی منطقهای محوری بوده است. نظریه «صلح تجاری» مدعی است که تجارت، سرمایهگذاری و منافع اقتصادی مشترک، انگیزههای قدرتمندی علیه جنگ ایجاد میکنند، زیرا هزینههای درگیری با افزایش وابستگی متقابل افزایش مییابد. در مقابل، رویکردهای واقعگرا بر پتانسیل رقابت بر سر منابع برای ایجاد تنشها تأکید میکنند، به ویژه در مناطقی که با رقابتهای تاریخی و روابط قدرت نامتقارن مشخص شدهاند. صنعت پتروشیمی، که در تقاطع استخراج منابع، تولید با ارزش افزوده و تجارت جهانی قرار دارد، نماد این تنشهاست. از یک سو، فرصتهایی برای مشارکتهای مشترک، انتقال فناوری و یکپارچگی زنجیره تأمین منطقهای فراهم میکند که میتواند منافع متقابل ایجاد کرده و انگیزههای درگیری را کاهش دهد. از سوی دیگر، کنترل بر منابع و زیرساختهای پتروشیمی میتواند «رقابت مجموع-صفر» را تشدید کند و به هدفی برای راهبردهای اجبارآمیز، از جمله تحریمها و محاصرهها تبدیل شود. بنابراین، چارچوب اقتصاد سیاسی بینالملل، بر ماهیت مشروط و وابسته به بستر پیوندهای اقتصادی به عنوان ابزار صلح یا تعارض تأکید میکند. در خاورمیانه، جایی که بازیگران دولتی تأثیر قابلتوجهی بر بخش انرژی اعمال میکنند، اقتصاد سیاسی پتروشیمیها با پویاییهای رانتجویی، ملاحظات امنیتی رژیمهای حاکم و استفاده راهبردی از درآمدهای انرژی در سیاست داخلی و خارجی، پیچیدهتر نیز میشود. میزانی که صنعت پتروشیمی ایران میتواند به صلح و ثبات منطقهای کمک کند، به پیکربندی این عوامل اقتصادی، سیاسی و امنیتی و همچنین کارگزاری بازیگران دولتی و غیردولتی در شکلدهی به نتایج مبتنی بر همکاری یا تعارض بستگی دارد.
جایگاه صنعت پتروشیمی ایران در منطقه و جهان
بخش پتروشیمی ایران به عنوان ستون اقتصاد غیرنفتی این کشور، نمایانگر تلاشی راهبردی برای تنوعبخشی به صادرات، ایجاد اشتغال و حرکت به سمت بالادست زنجیره ارزش تولید هیدروکربنها است. ایران با دارابودن دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان و ذخایر قابل توجه نفت، زیرساخت گستردهای در حوزه پتروشیمی ایجاد کرده است که مجتمعهای عمده آن در عسلویه، بندر امام، ماهشهر و دیگر مناطق صنعتی مستقر هستند. شرکت ملی صنایع پتروشیمی (NPC) به عنوان یک شرکت دولتی، بر توسعه این بخش نظارت داشته و آن را در بازارهای داخلی و بینالمللی ادغام میکند. در اوایل دهه ۲۰۲۰، ظرفیت تولید سالانه پتروشیمی ایران از ۶۵ میلیون تن فراتر رفته بود، با برنامههایی برای رسیدن به صد میلیون تن در آینده نزدیک. صادرات محصولات پتروشیمی شامل اتیلن، متانول، اوره و پلیمرهای متنوع، سهم قابلتوجهی از درآمدهای غیرنفتی را به خود اختصاص داده است. اگرچه تحریمها دسترسی به بازارهای غربی و فناوریهای پیشرفته را محدود کرده، ایران موفق شده است روابط صادراتی با بازارهای آسیایی (بهویژه چین و هند) و همچنین با کشورهای همسایه در خاورمیانه را توسعه دهد. در سطح منطقهای، صنعت پتروشیمی ایران هم رقیب و هم شریک بالقوه برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) محسوب میشود، به ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر که آنها نیز سرمایهگذاری سنگینی در صنایع پاییندست انرژی انجام دادهاند. منافع مشترک این کشورها -از دسترسی به بازار گرفته تا انتقال فناوری و سرمایهگذاری- هم فرصتها و هم موانعی برای همکاری منطقهای ایجاد میکند. مشارکتهای مشترک، قراردادهای معاوضه (سواپ) و پروژههای زیرساختی فرامرزی به عنوان مکانیسمهایی برای اعتمادسازی و کاهش تنشها ظهور کردهاند، حتی درحالیکه رقابتهای ژئوپلیتیکی همچنان پابرجاست. در سطح جهانی، صنعت پتروشیمی ایران جایگاهی میانی دارد، هنوز به اندازه مقیاس یا پیچیدگی فناورانه تولیدکنندگان پیشرو مانند ایالات متحده یا چین نرسیده است، اما به دلیل برخورداری از منابع و مجاورت جغرافیایی با بازارهای عمده مصرف در آسیا و اروپا، از پتانسیل قابلتوجهی برخوردار است. مسیر آینده این بخش به حل محدودیتهای سیاسی، سرمایهگذاری در نوآوری و توانایی ادغام در زنجیرههای تأمین جهانی وابسته است.
تحلیل راههای تأثیرگذاری بر صلح و ثبات (مثبت و منفی)
پتروشیمی به عنوان ابزار دیپلماسی اقتصادی: صنعت پتروشیمی ایران به عنوان ابزاری مؤثر در دیپلماسی اقتصادی عمل میکند و مسیرهایی برای تعامل دوجانبه و چندجانبه با کشورهای همسایه ارائه میدهد. برخلاف نفت خام که اغلب در معرض نوسانات قیمت و دستکاری سیاسی قرار دارد، محصولات پتروشیمی در زنجیرههای تأمین پیچیده جای گرفته و نیازمند همکاری مستمر در حوزههایی مانند تأمین خوراک، لجستیک و انتقال فناوری هستند. این وابستگی متقابل، انگیزههایی برای گفتوگو و پرهیز از تعارض ایجاد میکند. پروژههای مشترک پتروشیمی با عمان، قطر و امارات متحده عربی، ظرفیت همکاری اقتصادی را برای کاهش تنشها و دستیابی به منافع متقابل نشان میدهد. برای مثال، قراردادهای معاوضه (سواپ) -که در آن ایران گاز طبیعی یا خوراک را در ازای دسترسی به تأسیسات فرآوری پاییندست تأمین میکند- امکان اشتراک منابع و نیز خطرها یا ریسکهایی را فراهم کرده، همچنین کانالهای ارتباطی بین نخبگان فنی و مدیریتی ایجاد میکند. چنین مکانیزمهایی میتوانند به عنوان اقدامات اعتمادساز عمل کنند، به ویژه زمانی که روابط دیپلماتیک رسمی تحت فشار هستند. علاوه بر این، پلتفرمهای منطقهای مانند انجمن پتروشیمی و مواد شیمیایی خلیج فارس (GPCA)، فضای نهادی برای گفتوگو، تعیین استاندارد و حل اختلاف فراهم میکنند. مشارکت در این مجامع به ذینفعان ایرانی اجازه میدهد تا با همتاهای خود از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و فراتر از آن تعامل کنند و به طور بالقوه تأثیر بحرانهای سیاسی بر روابط تجاری را کاهش دهند. این شکل از دیپلماسی «مسیر دوم»، مذاکرات رسمی را تکمیل کرده و میتواند به عادیسازی تدریجی روابط کمک کند. با این حال، استفاده از پتروشیمی به عنوان ابزار دیپلماتیک بدون خطر نیست. هرچه این بخش بیشتر یکپارچه شود، آسیبپذیری در برابر اختلال در تأمین، خرابکاری یا باجخواهی سیاسی افزایش مییابد. استفاده از داراییهای پتروشیمی برای اهداف سیاسی -مانند قطع عرضه یا اعمال تحریمها- میتواند تنشها را تشدید کند، به ویژه در غیاب مکانیزمهای حکمرانی قوی. علاوه بر این، توزیع نامتقارن تواناییهای فناورانه و دسترسی به بازار بین بازیگران منطقهای ممکن است برداشتهایی از وابستگی و نابرابری ایجاد کرده و چشماندازهای همکاری پایدار را تضعیف کند.
- تأثیرات توسعه اقتصادی و امنیتی: توسعه صنعت پتروشیمی ایران پیامدهای قابلتوجهی برای ثبات اقتصادی داخلی و در نتیجه صلح منطقهای دارد. این بخش با ایجاد فرصتهای شغلی با مهارت بالا، ترویج تنوعبخشی صنعتی و ایجاد درآمدهای صادراتی، به منابع کلاسیک محرومیت اقتصادی که به لحاظ تاریخی به بیثباتی داخلی و تهاجم خارجی منجر شدهاند، میپردازد. در مناطقی مانند خوزستان و بوشهر، که شکایات قومی و اقتصادی گاه به بیثباتی دامن زدهاند، گسترش مجتمعهای پتروشیمی، معیشتهای جایگزین ارائه داده و انگیزههای تجمع را کاهش داده است. درآمدهای پتروشیمی همچنین ظرفیت مالی دولت ایران را افزایش میدهد و امکان سرمایهگذاری در زیرساختها، رفاه اجتماعی و ابتکارات توسعه منطقهای را فراهم میکند. این به نوبه خود میتواند مشروعیت دولت را تقویت کرده و جذابیت سیاستهای خارجی رادیکال را کاهش دهد. منطق «صلح توسعهای» نشان میدهد که دولتهایی با سطوح بالاتر رفاه اقتصادی و یکپارچگی، کمتر به درگیری روی میآورند، زیرا هزینههای بیثباتی از منافع بالقوه فراتر میرود. با این حال، رابطه بین توسعه صنعت پتروشیمی و امنیت، خطی یا یکسویه نیست. تمرکز ثروت و سرمایهگذاری در مناطق یا بخشهای خاص میتواند نابرابریها را تشدید کرده و منابع جدید تنش ایجاد کند، به ویژه اگر به نفع گروهها یا نخبگان خاصی تلقی شود. بنابراین، چالش در این است که اطمینان حاصل شود منافع توسعه پتروشیمی به طور گسترده توزیع شده و این بخش در برابر اختلالات داخلی و خارجی مقاوم است.
- وابستگی انرژی و ثبات منطقهای: ظهور زنجیرههای تأمین پتروشیمی فرامرزی، پتانسیل ایجاد شبکههای جدید وابستگی متقابل در خاورمیانه را دارد و با ایجاد منافع مشترک و هزینههای غیرقابل بازگشت، احتمال درگیری را کاهش میدهد. یکپارچهسازی تأمین خوراک، تأسیسات فرآوری و زیرساختهای صادراتی، نیازمند همکاری مستمر بین دولتها، شرکتها و کارشناسان فنی است. چنین شبکههایی میتوانند بهمرور زمان یک «جامعه امنیتی» ایجاد کنند که در آن استفاده از نیروی نظامی به طور فزایندهای غیرقابل تصور شود. یک دیدگاه تطبیقی، نقش وابستگی متقابل انرژی را در ترویج صلح و ثبات در سایر مناطق برجسته میکند. یکپارچهسازی بازارهای گاز در اروپای پس از جنگ جهانی دوم، که با توسعه جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا و بعدا اتحادیه اروپا تجسم یافت، به صلحسازی رقابتهای تاریخی و نهادیسازی همکاری کمک کرد. اگرچه خاورمیانه فاقد عمق نهادیسازی موجود در اروپا است، اما منطق وابستگی متقابل در آن صدق میکند؛ دولتهایی با صنایع پتروشیمی درهمتنیده، ذینفع حفظ تجارت آزاد، زیرساختهای امن و محیطهای نظارتی قابل پیشبینی هستند. در خلیج فارس، گسترش خطوط لوله فرامرزی، مشارکتهای مشترک و پایانههای صادراتی مشترک، آغازگر بنیانگذاری چنین وابستگی متقابلی بوده است. برای مثال، پروژه گاز دلفین با مشارکت قطر، امارات و عمان، امکانپذیری فنی و سیاسی یکپارچهسازی انرژی منطقهای را نشان میدهد. اگرچه ایران در این پروژه خاص مشارکت رسمی نداشته، اما مجاورت و برخورداری از منابع، آن را به عنوان مرکزی بالقوه برای ابتکارات آینده قرار میدهد. با این حال، وابستگی متقابل انرژی نیز آسیبپذیریهایی ایجاد میکند. متمرکزشدن زیرساخت پتروشیمی در تعداد معدودی از مکانها -که اغلب در مناطق حساس سیاسی یا شکننده محیط زیستی قرار دارند- اهدافی وسوسهانگیز برای خرابکاری، تروریسم یا اقدام نظامی ایجاد میکند. خطر «وابستگی تسلیحشده» را که در آن دولتها از مرکزیت شبکه برای اعمال اهرم اجبار استفاده میکنند، نمیتوان نادیده گرفت. بنابراین، پتانسیل صلحسازی یکپارچهسازی پتروشیمی به استحکام ساختارهای حکمرانی و اراده سیاسی برای اولویتدادن به همکاری بر رقابت بستگی دارد.
مطالعه موردی: همکاری ایران با عمان، قطر و امارات در پروژههای پتروشیمی
برای تشریح پویاییهای مورد بحث فوق، بررسی نمونههای مشخصی از همکاری ایران با کشورهای همسایه حوزه خلیج فارس در بخش پتروشیمی آموزنده است. اگرچه روابط دیپلماتیک بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیجفارس شاهد بحرانهای دورهای بوده است -از اختلافات سرزمینی تا همسوییهای متفاوت در منازعات منطقهای- اما مصلحتگرایی اقتصادی غالبا در پیگیری پروژههای سودمند متقابل چیره شده است.
- کریدور انرژی ایران و عمان: یکی از مهمترین ابتکارات، پروژه خط لوله گاز ایران و عمان بوده است که به عنوان راهی برای تأمین گاز طبیعی ایران به عمان جهت مصارف داخلی و استفاده به عنوان خوراک در کارخانههای پتروشیمی در نظر گرفته شده است. این پروژه که نخستین بار در اوایل دهه ۲۰۰۰ پیشنهاد شد، هدف بهرهگیری از ذخایر عظیم گاز ایران و زیرساختهای موجود عمان برای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) را دنبال میکرد. اگرچه پیشرفت آن به دلیل تحریمها و تغییر مسیر بادهای سیاسی با مانع مواجه شده، اما منطق زیربنایی پروژه همچنان متقاعدکننده باقی مانده است: با پیوند بخشهای انرژی، ایران و عمان میتوانند ریسکها را به اشتراک بگذارند، تخصیص منابع را بهینه کنند و قدرت چانهزنی خود را در برابر بازیگران خارجی افزایش دهند. علاوه بر خط لوله، شرکتهای ایرانی و عمانی مشارکتهای مشترکی در تولید پاییندست پتروشیمی نیز بررسی کردهاند، از جمله ایجاد مجتمعهای یکپارچه قادر به تولید طیفی از محصولات با ارزش افزوده. چنین همکاریهایی فرصتهایی برای انتقال فناوری، توسعه نیروی کار و تنوعبخشی بازار فراهم میآورد و همچنین به عنوان پلتفرمی برای همکاری منطقهای گستردهتر عمل میکند.
- ایران، قطر و امارات، همکاری فرامرزی در گاز و پتروشیمی: بهرهبرداری مشترک از مخزن گازی پارس جنوبی/میدان شمالی توسط ایران و قطر، نمونه دیگری از وابستگی متقابل با پیامدهای مهم برای توسعه پتروشیمی ارائه میدهد. پارس جنوبی/میدان شمالی به عنوان بزرگترین میدان گاز جهان که مرز دریایی بین دو کشور را درنوردیده، خوراک مورد نیاز مجتمعهای عظیم پتروشیمی در هر دو سوی مرز را تأمین میکند. باوجود ادعاهای رقابتی و تنشهای دورهای، ایران و قطر موفق به هماهنگی در بهرهبرداری و پرهیز از اختلافات عمده شدهاند و منافع متقابل ناشی از تولید باثبات را به رسمیت شناختهاند. علاوه بر این، نقش امارات به عنوان قطب تجاری و صادرات مجدد منطقهای، جریان محصولات پتروشیمی ایران به بازارهای جهانی را تسهیل کرده است، حتی در مواجهه با تحریمها. شرکتهای ایرانی از بنادر، ارائهدهندگان خدمات لجستیک و واسطههای مالی اماراتی برای دورزدن محدودیتها و حفظ حجم صادرات خود استفاده کردهاند. اگرچه این موضوع گاه موجب اصطکاک با ایالات متحده و دیگر بازیگران خارجی شده، اما بر حسابگری عملگرایانهای که غالبا بر روابط اقتصادی منطقهای حکمفرماست، تأکید میکند. درمجموع، این موارد، ظرفیت بخش پتروشیمی برای فراتررفتن از تقسیمبندیهای سیاسی و ایجاد منافع مشترک را نشان میدهند. همچنین بر اهمیت گفتوگوی مستمر، همکاری فنی و انعطاف برای سازگاری با شرایط متغیر ژئوپلیتیکی تأکید میکنند.
چالشها و موانع
- تأثیر تحریمها بر صنعت پتروشیمی ایران: تحریمهای بینالمللی، به ویژه تحریمهای اعمالشده توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا، تأثیر عمیقی بر توانایی ایران در بهرهبرداری از صنعت پتروشیمی خود برای صلحسازی و همکاری منطقهای گذاشته است. محدودیتهای دسترسی به منابع مالی، فناوری و بازارهای کلیدی، سرمایهگذاری را محدود کرده، تکمیل پروژههای اصلی را به تأخیر انداخته و شرکتهای ایرانی را مجبور کرده است تا به گزینههای کمکارآمدتر یا پرهزینهتر متکی شوند. درحالیکه برخی تحریمها به طور خاص بخش نفت را هدف قرار دادهاند، سایر تحریمها صراحتا پتروشیمی را نیز دربرگرفتهاند، زیرا اهمیت آن به عنوان منبع درآمد ارزی سخت به رسمیت شناخته شده است. انزوای ناشی از تحریمها، ایران را مجبور کرده است تا به دنبال شرکای جایگزین -به ویژه چین و روسیه- باشد و تواناییهای فناورانه بومی توسعه دهد. اگرچه این امر موجب ایجاد درجهای از تابآوری شده، اما دامنه یکپارچگی منطقهای را نیز محدود کرده است، زیرا بسیاری از کشورهای همسایه هنوز از تحریمهای ثانویه یا واکنشهای سیاسی احتمالی هراس دارند. عدم شفافیت و غیررسمیبودن مکانیسمهای دورزدن تحریمها میتواند تلاشها برای ایجاد اعتماد و شفافیت در پروژههای فرامرزی را پیچیدهتر کند. در عین حال، تحریمها به طور کامل مانع همکاری نشدهاند. تداوم تجارت غیررسمی، قراردادهای معاوضه و مشارکتهای مشترک، گواهی بر سازگاری بازیگران منطقهای در مدیریت محدودیتها است. با این حال، شکنندگی این ترتیبات و تهدید مداوم اقدامات اجرایی، پایداری بلندمدت و پتانسیل صلحسازی آنها را تضعیف میکند.
- رقابت منطقهای به عنوان عامل ایجاد تنش: درحالیکه منطق وابستگی متقابل اقتصادی نشان میدهد که منافع مشترک میتواند همکاری را تقویت کند، واقعیت رقابت منطقهای را نمیتوان نادیده گرفت. ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر همگی برای کسب سهم بازار، جذب سرمایهگذاری و رهبری فناورانه در بخش پتروشیمی با یکدیگر رقابت میکنند. گسترش مجتمعهای جدید، که اغلب ازسوی منابع دولتی یارانهای دریافت میکنند، به دورههای مقطعی عرضه بیش از حد، جنگ قیمت و اختلاف بر سر استانداردها یا دسترسی به بازار منجر شده است. علاوه بر این، اهمیت راهبردی صنعت پتروشیمی، برجستگی آن را به عنوان منبع رقابت افزایش میدهد. کنترل بر تأمین خوراک، مسیرهای صادراتی و ظرفیت فرآوری میتواند قدرت چانهزنی قابلتوجهی به ویژه در زمان بحران اعطا کند. پتانسیل اتخاذ سیاستهای «همسایهگرایی» -مانند دامپینگ، تعرفهها یا اتحادهای انحصاری- خطری برای ثبات بازارهای منطقهای و چشماندازهای همکاری مسالمتآمیز ایجاد میکند. بنابراین، چالش، مدیریت رقابت به گونهای است که به رویاروییهای سیاسی یا نظامی گستردهتر نینجامد. این امر مستلزم چارچوبهای نظارتی قوی، مکانیسمهای حل اختلاف و تمایل به اولویتدادن منافع جمعی بر محاسبات مجموع-صفر است.
- ریسکهای امنیتی مرتبط با تأسیسات پتروشیمی: زیرساختهای پتروشیمی در خاورمیانه اغلب در مناطق جغرافیایی آسیبپذیر و حساس سیاسی متمرکز شدهاند، مانند سواحل خلیج فارس، تنگه هرمز و مناطق کلیدی صنعتی. قرارگرفتن این تأسیسات در معرض حملات احتمالی -اعم از دولتی یا غیردولتی- خطرات قابلتوجهی برای ثبات محلی و منطقهای ایجاد میکند. خرابکاری، حملات سایبری و هدفگیری خطوط لوله یا کارخانههای فرآوری به طور دورهای رخ داده و پتانسیل ایجاد اختلال در زنجیرههای تأمین، بروز فجایع زیستمحیطی و تشدید تنشهای سیاسی را دارد. بنابراین، امنیت داراییهای پتروشیمی، مؤلفهای حیاتی در صلحسازی است. حفاظت مؤثر نهتنها مستلزم اقدامات امنیتی فیزیکی، بلکه همکاری منطقهای در اشتراک اطلاعات، مدیریت بحران و پاسخ به حوادث است. ایجاد پروتکلهای امنیتی مشترک یا گنجاندن سایتهای پتروشیمی در گفتوگوهای گستردهتر امنیتی منطقهای میتواند به کاهش این خطرات کمک کند.
راهحلها و پیشنهادها
- همکاری سهجانبه و چندجانبه: با توجه به محدودیتهای ترتیبات دوجانبه و پیچیدگی پویاییهای منطقهای، ترویج همکاری سهجانبه یا چندجانبه مسیری امیدوارکننده برای افزایش پتانسیل صلحسازی صنعت پتروشیمی ایران است. ابتکاراتی با مشارکت ایران، عربستان سعودی و قدرتهای خارجی مانند چین یا روسیه میتواند نقاط قوت مکمل را به کار گیرد، ریسکها را متنوع سازد و بستری برای گفتوگو درباره مسائل گستردهتر امنیتی و اقتصادی فراهم کند. برای مثال، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، توافقهای انتقال فناوری یا راهبردهای صادراتی هماهنگ میتوانند منافع را همسو کرده و انگیزههای اقدام یکجانبه را کاهش دهند. مشارکت ذینفعان عمده خارجی مانند چین (به عنوان واردکننده و سرمایهگذار اصلی) یا روسیه (به عنوان شریک فناورانه و موازنهگر ژئوپلیتیکی) میتواند تضمینهای اضافی برای ثبات و تداوم فراهم آورد.
- به سوی یک سازمان منطقهای برای همکاری پتروشیمی: تأسیس یک «سازمان منطقهای همکاری پتروشیمی در خاورمیانه» میتواند گفتوگو، تعیین استاندارد و حل اختلاف در این بخش را نهادینه کند. چنین نهادی با الگوبرداری از سازمانهایی مانند اوپک یا انجمن پتروشیمی و مواد شیمیایی خلیج فارس (GPCA) میتواند تسهیم اطلاعات، هماهنگی سرمایهگذاریها و ترویج بهترین شیوهها در ایمنی، حفاظت محیط زیستی و استانداردهای کار را امکانپذیر سازد. مهمتر از همه، مشارکت هر دو گروه تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، و همچنین ذینفعان دولتی و خصوصی، مشروعیت را افزایش داده و دامنه همکاری را گسترش میدهد. اگرچه موانع سیاسی همچنان قابل توجه هستند، گامهای تدریجی -مانند ایجاد گروههای کاری، کمیتههای فنی یا برنامههای آموزشی مشترک- میتواند زیرساخت لازم برای نهادینهسازی بلندپروازانهتر را فراهم کند.
- نقش فناوریهای نو در کاهش تنشهای محیط زیستی: صنعت پتروشیمی منبع اصلی آثار خارجی زیستمحیطی از جمله آلودگی هوا و آب، انتشار گازهای گلخانهای و پسماندهای خطرناک است. این تأثیرات میتوانند شکایات محلی را تشدید کنند، منازعات فرامرزی را شعلهور ساخته و مشروعیت دولتها و شرکتها را تضعیف کنند. بهکارگیری فناوریهای نو -مانند جذب و ذخیره کربن، شیمی سبز یا رویکردهای اقتصاد چرخشی- فرصتهایی برای کاهش تنشهای محیط زیستی و افزایش سهم صنعت در توسعه پایدار ارائه میدهد. همکاری در تحقیق و توسعه، انتقال فناوری و هماهنگی نظارتی میتواند به بازیگران منطقهای کمک کند تا هزینهها را تقسیم، نوآوری را تسریع و اعتمادسازی کنند. همکاری زیستمحیطی همچنین میتواند به عنوان عاملی برای کاهش تنش عمل کند و نقطه ورودی «سیاست سطح پایین» برای گفتوگو فراهم آورد، حتی زمانی که روابط دیپلماتیک سطح بالا تحت فشار هستند.
- گفتمان و مدلسازی اقتصادی: ابزارهایی برای طراحی سیاست: گفتمان مقامات ایرانی و منطقهای درباره صنعت پتروشیمی، بازتابدهنده هر دو آرمانهای همکاری و واقعیتهای رقابت است. بیانیههای رسمی اغلب بر نقش این بخش در توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و یکپارچهسازی منطقهای تأکید میکنند، درحالیکه نگرانیهای امنیت ملی و حاکمیتی را نیز بیان میدارند. تحلیل این گفتمانها میتواند بینشهایی درباره امکانپذیری سیاسی چارچوبهای مختلف همکاری و پتانسیل همگرایی ارائه دهد. مدلسازی اقتصادی تأثیر همکاری پتروشیمی بر شاخصهای ثبات منطقهای -مانند جریانهای تجاری، نرخ اشتغال و بروز درگیری- میتواند طراحی سیاست را آگاهتر ساخته و به شناسایی سناریوهای برد-برد کمک کند. با کمیسازی منافع و ریسکهای جایگزین، سیاستگذاران میتوانند انتخابهای آگاهانهتری انجام داده و ائتلافهایی برای اصلاحات تشکیل دهند.
- درسهایی از دیگر مناطق: مطالعات تطبیقی نقش صنایع نفت و پتروشیمی در صلحسازی در دیگر مناطق -مانند تجربه اروپا با یکپارچهسازی زغالسنگ و فولاد یا مدیریت خطوط لوله گاز در آسیای مرکزی- بر اهمیت نهادینهسازی، شفافیت و فراگیری تأکید میکنند. اگرچه خاورمیانه چالشهای منحصربهفردی دارد، این نمونهها نشان میدهند که بخشهای اقتصادی که زمانی با تعارض مرتبط بودند، میتوانند تحت شرایط مناسب به موتورهای همکاری و ثبات تبدیل شوند.
نتیجهگیری
نقش صنایع پتروشیمی ایران در صلح و ثبات خاورمیانه پیچیده، چندوجهی و وابسته به طیفی از عوامل سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. این بخش به عنوان ابزاری در دیپلماسی اقتصادی، فرصتهایی برای مشارکتهای مشترک، یکپارچهسازی زنجیره تأمین و اعتمادسازی فراهم میکند، به ویژه با همسایگانی مانند عمان، قطر و امارات. توسعه اقتصادی ناشی از فعالیتهای پتروشیمی میتواند منابع بیثباتی را کاهش داده و بنیانی برای تعامل منطقهای سازندهتر ایجاد کند. در عین حال، چالشها فراوان هستند. تحریمها، رقابت منطقهای و خطرات امنیتی، پتانسیل صلحسازی این بخش را محدود میکنند، درحالیکه آثار خارجی زیستمحیطی تهدید میکنند تا منابع جدید تنش ایجاد کنند. چشمانداز پیشرفت به تمایل بازیگران منطقهای برای پذیرش همکاری چندجانبه، سرمایهگذاری در فناوریهای نو و نهادینهسازی گفتوگو و حل اختلاف بستگی دارد. تجربه سایر مناطق نشان میدهد که حتی رقابتهای عمیقا ریشهدار نیز میتوانند از طریق یکپارچهسازی اقتصادی مستمر و ایجاد چارچوبهای حکمرانی قوی متحول شوند. برای ایران و همسایگانش، صنعت پتروشیمی هم آزمون و هم فرصت است؛ با فراتررفتن از رقابت مجموع-صفر و در آغوش گرفتن منافع مشترک، میتوانند زیربنایی برای خاورمیانهای صلحآمیزتر و مرفهتر فراهم کنند.
آخرین اخبار ویژه نامه را از طریق این لینک پیگیری کنید.