|

یک رمان و دو نمایشنامه

سفر در تاریکی

مانی سپهری: نویسندگانی هستند که هیچ مرام و مسلکی به آنها روی خوش نشان نمی‌دهد. پل لپین، نویسنده آلمانی‌زبان چک، یکی از این نویسندگان است. نویسنده‌ای که در زمان حیاتش، هم مغضوب نازی‌هایی بود که کشورش را اشغال کرده بودند و هم مغضوب کمونیست‌ها. منتقدان چک نیز به آثار او روی خوش نشان ندادند و تنها اکسپرسیونیست‌ها بودند که او را تحسین کردند. اما بعد از مرگش در سال 1945 و پیدا‌شدن آثارش در میان زباله‌ها ناگهان به‌عنوان نویسنده‌ای مطرح به جهانیان شناسانده شد و ترجمه آثارش به زبان‌های مختلف باعث شد او را به‌عنوان نویسنده‌ای مهم و درخور اعتنا به جا بیاورند. «سفر سورین به تاریکی» رمانی است از این نویسنده که با ترجمه فاطمه پورجعفری در نشر مانیا هنر منتشر شده است. لپین در این رمان تجربه زیسته‌اش را به مسئله وجودی انسان تنها و سرگشته پیوند زده و قهرمانی آفریده است که گرفتار در سرگشتگی وجودی در خیابان‌های شهر پراگ پرسه می‌زند و در این سفر درون‌شهری بیش‌از‌پیش به قعر تاریکی فرو می‌رود. وقایع رمان در پراگ اتفاق می‌افتد و لپین در این رمان، که اولین بار در سال 1914 منتشر شده است، چنان‌که در مقدمه ترجمه فارسی آن آمده «در سبکی مشابه کافکا، بستر شهر را اساس کار خود قرار داده و جغرافیای پراگ را نمادی از کلا‌ن‌شهر پسمانده‌های بشری، ملال و فرسودگی و در یک کلام چهره تاریک روح انسان به نمایش می‌گذارد. پراگ در این رمان شهر ارواح است، شهر بی‌قراری روح، آینه‌ای مقابل درونیات قهرمان آن یعنی سِوِرین».
سِوِرین قهرمان این رمان، کارمند جوانی است که به جست‌وجویی تباه، در شهر پرسه می‌زند و رمان در دو بخش به نام‌های «یک سال از زندگی سورین» و «عنکبوت» سیر زوال و تباهی او را روایت می‌کند. رمان از همان سطرهای آغازین ملال زندگی سورین و وضعیت تباه او را به‌خوبی به تصویر می‌کشد و خواننده را آماده می‌کند برای همراه‌شدن با او در سفرش در تاریکی‌های شهر: «بیست‌و‌چهارمین پاییز زندگی سِوِرین بود. بعدازظهرها، خسته از شکنجه کار اداری، به خانه می‌رسید و خود را روی مبل چرم مشکی‌رنگ اتاقش می‌انداخت و تا سر شب می‌خوابید. چراغ‌های خیابان که روشن می‌شد، از خانه بیرون می‌زد. خورشید تنها در روزهای کشدار و سوزان تابستان بر پرسه‌زدن‌های او در شهر می‌تابید، یا یکشنبه‌ها که تمام روز مال خودش بود و در شهر می‌گشت و دوران کوتاه دانشجویی‌اش را مرور می‌کرد.
دو یا سه ترم بیشتر نخوانده بود که درس را رها کرد و به دنبال کار رفت. هر صبح در آن دفتر دلگیر می‌نشست و صورت جوان رنگ‌پریده و بدون ریش‌‌اش روی ردیف آمار و ارقام خم می‌شد. با سرمای اتاق، ناخرسندی بیمارگونه و عصبی در جسمش می‌خزید و بی‌قراری در وجودش بیدار می‌شد. این ملال گزنده دست‌هایش را به لرزه وا می‌داشت. خستگی آزاردهنده‌ای شقیقه‌هایش را می‌کاوید و با انگشتانش مردمک چشم‌ها را آن‌قدر فشار می‌داد که دردناک می‌شدند...».
علاوه بر این رمان، نمایشنامه «اتوبوس»، نوشته استانیسلاو استراتیو، نویسنده اهل بلغارستان، از دیگر کتاب‌هایی است که امسال در نشر مانیا هنر منتشر شده است. این نمایشنامه را واهیک خچومیان به فارسی ترجمه کرده است.«اتوبوس» یک تراژدی-کمدی است در دو پرده و با 9 شخصیت. وقایع این نمایشنامه در یک اتوبوس اتفاق می‌افتد و نویسنده در آن رویکردی انتقادی و طنزآمیز به جامعه و مسائل اجتماعی دارد که این را از خلال دیالوگ‌های مسافران اتوبوس و موقعیت آنها به‌خوبی می‌توان دریافت. آنچه می‌خوانید دیالوگی است از این نمایشنامه از زبان شخصیتی که در متن او را به نام «دیوانه» می‌شناسیم. این دیالوگ در پشت جلد ترجمه فارسی نمایشنامه نیز نقل شده است «عدالت‌خواهانو ببینید. نون را ازت میگیرن می‌خورن و میگن عدالت‌خواه هستیم. بخورین سیر شین. بریزین تو شکمتون. در اروپا با یه تکه نازکش یه روز را سر میکنن. آن‌قدر نازک که دنیا را اون طرفش میتونی ببینی».
دیگر نمایشنامه‌ای که امسال در نشر مانیا هنر به چاپ رسیده است، نمایشنامه‌ای است به نام «پانک راک»، نوشته سایمون استیونز، نمایشنامه‌نویس انگلیسی که با ترجمه علیرضا معصوم‌نژاد منتشر شده است. «پانک راک» نیز نمایشنامه‌ای است با رویکردی انتقادی به اجتماع و با محوریت نقد نظام آموزشی و تعمیم آن به کل یک جامعه و ساز‌و‌کارهای رسمی آن و خطری که متوجه کودکان و نوجوانان و آینده آنهاست. در بخشی از مقدمه ترجمه فارسی «پانک راک» توضیح داده شده که این نمایشنامه برخلاف آنچه ممکن است از عنوان آن برداشت شود «اشاره‌ مستقیمی به ژانر پانک راک ندارد و از پانک به‌عنوان استعاره‌ای مبهم از شورش طبقه‌ متوسط بهره می‌برد». همچنین در بخشی دیگر از مقدمه از قول نویسنده نقل شده که نمایشنامه پانک راک ریشه در کودکی و نوجوانی او و مدرسه‌ای که می‌رفته است، دارد. استیونز در‌این‌باره گفته است: «بخش بزرگی از شخصیت من، کودکی‌ام و خصوصا سال‌های نوجوانی‌ام در پانک راک به چشم می‌خورد. پانک راک ترکیبی است از دنیای خیالی و دنیایی که تجربه‌اش نموده‌ام یا راجع به آن تحقیق کرده‌ام. مدرسه‌ای که من می‌رفتم، بدترینِ مدرسه‌ها در دو جهان بود؛ اما مدرسه‌ خصوصی گرامر خیلی خوب بود که هیچ‌وقت تحصیل در آن را تجربه نکردم». در این مقدمه همچنین درباره رویکرد انتقادی استیونز در نمایشنامه «پانک راک» می‌خوانیم: «پانک راک نقدی اجتماعی به ساحت امروز جامعه است. شورش‌ها و شوریدن‌های پی‌در‌پی و آینده‌ مبهمی که هر روز بر ابهامش افزوده می‌شود. پانک راک یک تلنگر جدی به اندیشه‌ متصلب زندگی مدرن است که هر چیزی را در نتیجه می‌بیند و اتفاقا قواعد عرفی بی‌تخلفی را وضع کرده است. زندگی مدرن که هر روز بر تضادها و تناقض‌های درونی‌اش افزوده می‌شود و همواره دچار گسیختگی است».
پرنده آبی، لک‌لک‌ها، پنج نامه به الیزابت، بندر، کریسمس و بر ساحلِ جهان از دیگر نمایشنامه‌های سایمون استیونز هستند.

مانی سپهری: نویسندگانی هستند که هیچ مرام و مسلکی به آنها روی خوش نشان نمی‌دهد. پل لپین، نویسنده آلمانی‌زبان چک، یکی از این نویسندگان است. نویسنده‌ای که در زمان حیاتش، هم مغضوب نازی‌هایی بود که کشورش را اشغال کرده بودند و هم مغضوب کمونیست‌ها. منتقدان چک نیز به آثار او روی خوش نشان ندادند و تنها اکسپرسیونیست‌ها بودند که او را تحسین کردند. اما بعد از مرگش در سال 1945 و پیدا‌شدن آثارش در میان زباله‌ها ناگهان به‌عنوان نویسنده‌ای مطرح به جهانیان شناسانده شد و ترجمه آثارش به زبان‌های مختلف باعث شد او را به‌عنوان نویسنده‌ای مهم و درخور اعتنا به جا بیاورند. «سفر سورین به تاریکی» رمانی است از این نویسنده که با ترجمه فاطمه پورجعفری در نشر مانیا هنر منتشر شده است. لپین در این رمان تجربه زیسته‌اش را به مسئله وجودی انسان تنها و سرگشته پیوند زده و قهرمانی آفریده است که گرفتار در سرگشتگی وجودی در خیابان‌های شهر پراگ پرسه می‌زند و در این سفر درون‌شهری بیش‌از‌پیش به قعر تاریکی فرو می‌رود. وقایع رمان در پراگ اتفاق می‌افتد و لپین در این رمان، که اولین بار در سال 1914 منتشر شده است، چنان‌که در مقدمه ترجمه فارسی آن آمده «در سبکی مشابه کافکا، بستر شهر را اساس کار خود قرار داده و جغرافیای پراگ را نمادی از کلا‌ن‌شهر پسمانده‌های بشری، ملال و فرسودگی و در یک کلام چهره تاریک روح انسان به نمایش می‌گذارد. پراگ در این رمان شهر ارواح است، شهر بی‌قراری روح، آینه‌ای مقابل درونیات قهرمان آن یعنی سِوِرین».
سِوِرین قهرمان این رمان، کارمند جوانی است که به جست‌وجویی تباه، در شهر پرسه می‌زند و رمان در دو بخش به نام‌های «یک سال از زندگی سورین» و «عنکبوت» سیر زوال و تباهی او را روایت می‌کند. رمان از همان سطرهای آغازین ملال زندگی سورین و وضعیت تباه او را به‌خوبی به تصویر می‌کشد و خواننده را آماده می‌کند برای همراه‌شدن با او در سفرش در تاریکی‌های شهر: «بیست‌و‌چهارمین پاییز زندگی سِوِرین بود. بعدازظهرها، خسته از شکنجه کار اداری، به خانه می‌رسید و خود را روی مبل چرم مشکی‌رنگ اتاقش می‌انداخت و تا سر شب می‌خوابید. چراغ‌های خیابان که روشن می‌شد، از خانه بیرون می‌زد. خورشید تنها در روزهای کشدار و سوزان تابستان بر پرسه‌زدن‌های او در شهر می‌تابید، یا یکشنبه‌ها که تمام روز مال خودش بود و در شهر می‌گشت و دوران کوتاه دانشجویی‌اش را مرور می‌کرد.
دو یا سه ترم بیشتر نخوانده بود که درس را رها کرد و به دنبال کار رفت. هر صبح در آن دفتر دلگیر می‌نشست و صورت جوان رنگ‌پریده و بدون ریش‌‌اش روی ردیف آمار و ارقام خم می‌شد. با سرمای اتاق، ناخرسندی بیمارگونه و عصبی در جسمش می‌خزید و بی‌قراری در وجودش بیدار می‌شد. این ملال گزنده دست‌هایش را به لرزه وا می‌داشت. خستگی آزاردهنده‌ای شقیقه‌هایش را می‌کاوید و با انگشتانش مردمک چشم‌ها را آن‌قدر فشار می‌داد که دردناک می‌شدند...».
علاوه بر این رمان، نمایشنامه «اتوبوس»، نوشته استانیسلاو استراتیو، نویسنده اهل بلغارستان، از دیگر کتاب‌هایی است که امسال در نشر مانیا هنر منتشر شده است. این نمایشنامه را واهیک خچومیان به فارسی ترجمه کرده است.«اتوبوس» یک تراژدی-کمدی است در دو پرده و با 9 شخصیت. وقایع این نمایشنامه در یک اتوبوس اتفاق می‌افتد و نویسنده در آن رویکردی انتقادی و طنزآمیز به جامعه و مسائل اجتماعی دارد که این را از خلال دیالوگ‌های مسافران اتوبوس و موقعیت آنها به‌خوبی می‌توان دریافت. آنچه می‌خوانید دیالوگی است از این نمایشنامه از زبان شخصیتی که در متن او را به نام «دیوانه» می‌شناسیم. این دیالوگ در پشت جلد ترجمه فارسی نمایشنامه نیز نقل شده است «عدالت‌خواهانو ببینید. نون را ازت میگیرن می‌خورن و میگن عدالت‌خواه هستیم. بخورین سیر شین. بریزین تو شکمتون. در اروپا با یه تکه نازکش یه روز را سر میکنن. آن‌قدر نازک که دنیا را اون طرفش میتونی ببینی».
دیگر نمایشنامه‌ای که امسال در نشر مانیا هنر به چاپ رسیده است، نمایشنامه‌ای است به نام «پانک راک»، نوشته سایمون استیونز، نمایشنامه‌نویس انگلیسی که با ترجمه علیرضا معصوم‌نژاد منتشر شده است. «پانک راک» نیز نمایشنامه‌ای است با رویکردی انتقادی به اجتماع و با محوریت نقد نظام آموزشی و تعمیم آن به کل یک جامعه و ساز‌و‌کارهای رسمی آن و خطری که متوجه کودکان و نوجوانان و آینده آنهاست. در بخشی از مقدمه ترجمه فارسی «پانک راک» توضیح داده شده که این نمایشنامه برخلاف آنچه ممکن است از عنوان آن برداشت شود «اشاره‌ مستقیمی به ژانر پانک راک ندارد و از پانک به‌عنوان استعاره‌ای مبهم از شورش طبقه‌ متوسط بهره می‌برد». همچنین در بخشی دیگر از مقدمه از قول نویسنده نقل شده که نمایشنامه پانک راک ریشه در کودکی و نوجوانی او و مدرسه‌ای که می‌رفته است، دارد. استیونز در‌این‌باره گفته است: «بخش بزرگی از شخصیت من، کودکی‌ام و خصوصا سال‌های نوجوانی‌ام در پانک راک به چشم می‌خورد. پانک راک ترکیبی است از دنیای خیالی و دنیایی که تجربه‌اش نموده‌ام یا راجع به آن تحقیق کرده‌ام. مدرسه‌ای که من می‌رفتم، بدترینِ مدرسه‌ها در دو جهان بود؛ اما مدرسه‌ خصوصی گرامر خیلی خوب بود که هیچ‌وقت تحصیل در آن را تجربه نکردم». در این مقدمه همچنین درباره رویکرد انتقادی استیونز در نمایشنامه «پانک راک» می‌خوانیم: «پانک راک نقدی اجتماعی به ساحت امروز جامعه است. شورش‌ها و شوریدن‌های پی‌در‌پی و آینده‌ مبهمی که هر روز بر ابهامش افزوده می‌شود. پانک راک یک تلنگر جدی به اندیشه‌ متصلب زندگی مدرن است که هر چیزی را در نتیجه می‌بیند و اتفاقا قواعد عرفی بی‌تخلفی را وضع کرده است. زندگی مدرن که هر روز بر تضادها و تناقض‌های درونی‌اش افزوده می‌شود و همواره دچار گسیختگی است».
پرنده آبی، لک‌لک‌ها، پنج نامه به الیزابت، بندر، کریسمس و بر ساحلِ جهان از دیگر نمایشنامه‌های سایمون استیونز هستند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.