موزهها، پیونددهنده و میانجی
تحولات موزهشناسی در دهههای اخیر، مفهوم موزه را بهطور بنیادین دگرگون کرده است. موزه دیگر صرفا مکانی برای گردآوری، نگهداری و نمایش اشیای تاریخی نیست، بلکه نهادی اجتماعی، آموزشی و فرهنگی است که در شکلدهی به گفتوگوی عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی ایفای نقش میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علیرضا قلینژاد پیربازاری: تحولات موزهشناسی در دهههای اخیر، مفهوم موزه را بهطور بنیادین دگرگون کرده است. موزه دیگر صرفا مکانی برای گردآوری، نگهداری و نمایش اشیای تاریخی نیست، بلکه نهادی اجتماعی، آموزشی و فرهنگی است که در شکلدهی به گفتوگوی عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی ایفای نقش میکند. این تحول در تعریف جدید شورای بینالمللی موزهها (ICOM) در سال ۲۰۲۲ بهخوبی بازتاب یافته است. بر اساس این تعریف، موزه نهادی دائمی و غیرانتفاعی در خدمت جامعه است که به پژوهش، گردآوری، حفاظت، تفسیر و نمایش میراث فرهنگی ملموس و ناملموس میپردازد و از طریق دسترسپذیری، مشارکت، تنوع و پایداری، امکان آموزش، تأمل و اشتراک دانش را فراهم میکند.
این تعریف نشان میدهد نقش موزهها از «حفاظت از اشیا»، به «ایجاد ارتباط با انسانها» گسترش یافته است. امروزه موزهها از نهادهای «شیءمحور»، به مؤسسات «ارتباطمحور» تبدیل شدهاند؛ یعنی ارزش موزه نهفقط در آنچه نگهداری میکند، بلکه در نوع رابطهای است که میان میراث فرهنگی و جامعه برقرار میکند. با چنین رویکردی، موزه به فضایی برای گفتوگو، پرسشگری و بازاندیشی در گذشته، حال و آینده تبدیل شده است.
شعار روز جهانی موزه ۲۰۲۶، «موزهها، پیونددهنده جهانی گسسته»، دقیقا بر همین نقش تأکید دارد. این شعار در عین ایجاز، یکی از روشنترین بیانیههای ایکوم درباره مأموریت اجتماعی موزهها در دوره معاصر است؛ جهانی که با شکافهای فرهنگی، نابرابریهای اجتماعی، مهاجرتهای گسترده، تعارض روایتهای تاریخی و بحرانهای هویتی متعدد روبهرو است.
جامعهشناسان این وضعیت را نتیجه جوامع شبکهای میدانند؛ جوامعی که در آن ارتباطات گستردهتر شده، اما در عین حال احساس تعلق و انسجام اجتماعی تضعیف شده است. در چنین شرایطی، موزهها به دلیل آنکه از یک سو حافظه تاریخی را حفاظت میکنند و از سوی دیگر فضایی عمومی برای مواجهه با آن فراهم میکنند، میتوانند نقشی منحصربهفرد در تقویت گفتوگو و فهم متقابل در جوامع ایفا کنند.
این نقش را میتوان با مفهوم میانجیگری فرهنگی توضیح داد. میانجیگری فرهنگی فرایندی است که در آن، نهادهای فرهنگی امکان گفتوگو میان دیدگاهها، خاطرهها و نظامهای معنایی متفاوت را فراهم میآورند. در موزهها، این میانجیگری از طریق انتخاب آثار، طراحی نمایشگاهها، معماری فضا، برنامههای آموزشی و استفاده از فناوریهای دیجیتال تحقق مییابد. به بیان دیگر، موزه صرفا اطلاعات ارائه نمیکند، بلکه تجربهای خلق میکند که مخاطب را به تأمل وامیدارد. پیونددهندگی به توانایی موزه در ایجاد ارتباط میان حوزههایی اشاره دارد که در ظاهر از یکدیگر جدا شدهاند؛ گذشته و حال، فرهنگها، نسلها، گروههای اجتماعی و سطوح محلی و جهانی.
موزه گذشته را حفظ میکند، اما کارکرد اصلی آن در ترجمه گذشته برای پاسخگویی به نیازهای اکنون است. به بیانی دیگر، موزه معنا را بازتولید میکند، نه اینکه صرفا آن را نگهداری کند. موزه همچنین حامل حافظه فرهنگی است و امکان انتقال تجربه تاریخی و معنایی را میان نسلها فراهم میکند.
فهم شعار سال ۲۰۲۶ در چهار لایه تحلیلی میسر است. نخست، لایه زمینهای که به شرایط جهانی امروز آکنده از تنوع و گسست اشاره دارد. دوم، لایه نهادی که موزه را بهعنوان مؤسسهای با مسئولیتهای حرفهای و اخلاقی مورد توجه قرار میدهد. سوم، لایه کنشگری که ابزارهای متنوع موزه از قبیل معماری، روایتگری و فناوری را در بر میگیرد و چهارم، لایه بازخوردی است که به نتایج و بازخوردهای اجتماعی و فرهنگی موزه میپردازد. نمونههای موفق بینالمللی نشان میدهد این ایفای نقش، کاملا ممکن و میسر است. موزه آپارتاید در ژوهانسبورگ با استفاده از معماری، اسناد تاریخی و روایتهای شخصی، بازدیدکننده را با واقعیت نظام تبعیض نژادی مواجه میکند. این تجربه به بازاندیشی در مفهوم عدالت و هویت ملی منجر شده است. در اینجا، موزه نهتنها گذشته را روایت میکند، بلکه به فضایی برای گفتوگو درباره آینده مبدل شده است.
نمونه دیگر، موزه تاریخ ملی آفریقایی‑آمریکایی در واشینگتن است که با ترکیب اشیای تاریخی، اسناد رسمی و روایتهای شفاهی، تجربهای چندصدایی از تاریخ آفریقاییتباران آمریکا ارائه میدهد. این موزه نشان داده است چگونه میتوان روایتهای رسمی و تجربههای زیسته را در کنار هم قرار داد تا تصویری جامعتر از تاریخ شکل گیرد. موزه لوور ابوظبی تلاش کرده است آثار متعلق به تمدنهای مختلف را در قالب روایتی مشترک از تاریخ بشریت ارائه شود. این رویکرد، بازدیدکننده را به این درک میرساند که فرهنگها، علیرغم تفاوتها، در بسیاری از ارزشها و تجربههای انسانی با یکدیگر مشترک هستند.
با این همه، موزهها همیشه نقش پیونددهنده ندارند؛ بسیاری از موزههای بزرگ جهان، ازجمله بریتیش میوزیوم در لندن و لوور در پاریس، به دلیل نحوه گردآوری آثار در دوران استعمار و روایتهای گزینشی، با نقدهای جدی مواجه شدهاند. این نقدها یادآور میشوند موزهها تنها زمانی میتوانند عامل گفتوگو باشند که نسبت به عدالت فرهنگی، منشأ آثار و حقوق جوامع مبدأ حساس باشند.
یونسکو در اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی (2001)، تنوع فرهنگی را میراث مشترک بشریت معرفی میکند و آن را پیششرط صلح پایدار میداند. موزهها از مهمترین نهادهایی هستند که میتوانند صلح پایدار را در عمل محقق کنند؛ به شرط آنکه به صداهای متنوع مجال حضور دهند و روایتهای گزینشی را کنار بگذارند.
در ایران نیز ظرفیت درخور توجهی برای ایفای این نقش وجود دارد. موزههای محلی و جامعهمحور مانند موزه میراث روستایی گیلان، موزه مردمشناسی روستای سهیلی و پارکموزه گوران در قشم یا موزه مردمشناسی تبریزی در نوشهر و موزه جناح در بستک و بسیاری دیگر از موزههای محلی نشان دادهاند که چگونه میتوان از موزه بهعنوان ابزاری برای تقویت هویت محلی، مشارکت جامعه و انتقال دانش بومی بهره گرفت. بااینحال، تحقق کامل این ظرفیت نیازمند بازنگری در ساختارهای مدیریتی، توسعه آموزشهای تخصصی و افزایش مشارکت جوامع محلی در فرایندهای موزهای است. تحقق کامل این ظرفیت در ایران، مستلزم تقویت آموزشهای تخصصی، بهروزرسانی روایتهای موزهای، استفاده هوشمندانه از فناوری و افزایش مشارکت جوامع محلی در تصمیمگیریهاست. هرچه موزهها بیشتر به نیازها و روایتهای گروههای مختلف اجتماعی توجه کنند، توان بیشتری برای ایفای نقش میانجی فرهنگی خواهند داشت.
در نهایت، شعار «موزهها، پیونددهنده جهانی گسسته» را باید فراتر از یک شعار تبلیغاتی دانست. این شعار دعوتی است به بازاندیشی در مأموریت موزهها و تأکیدی بر این واقعیت که موزهها میتوانند در کاهش سوءتفاهمها، تقویت گفتوگو و افزایش همدلی اجتماعی نقشی اساسی ایفا کنند. اگر موزهها نسبت به زمینههای تاریخی حساس باشند، در ساختارهای خود بازنگری کنند و پیامدهای اجتماعی عملکردشان را بهطور مستمر ارزیابی کنند، میتوانند از حافظان گذشته به سازندگان آیندهای مبتنی بر تفاهم، احترام متقابل و همبستگی فرهنگی
تبدیل شوند.