|

تخریب پهنه‌های میراثی شهرها و مسئولیت عمومی

دوشنبه همین هفته به دعوت ایکوم، کمیته ملی موزه‌ها، به جلسه‌ای رفتم با موضوع خطراتی که میراث فرهنگی ما با آن روبه‌رو است.

دوشنبه همین هفته به دعوت ایکوم، کمیته ملی موزه‌ها، به جلسه‌ای رفتم با موضوع خطراتی که میراث فرهنگی ما با آن روبه‌رو است. «ایکوم» تشکلی مردم‌نهاد با ارتباطی جهانی است که سال‌هاست علاوه بر پرداختن به مسائل موزه‌ها‌ و ارتقای محافظت از میراث طبیعی و فرهنگی ملموس و ناملموس، جلسات هفتگی گرمی با شرکت اهالی هنر، فرهنگ و میراث ایران نیز در مورد دغدغه‌های جاری میراث کشورمان برگزار می‌کند. صحبت‌ علاوه بر شرح انواع خطرهایی که میراث ملموس (بناها یا اشیای موزه‌ای) می‌توانند در مواقع زلزله، سیل، آتش‌سوزی یا ناآرامی‌های شهری با آن روبه‌رو شوند، به تخریب‌های اخیر در اثر آتش‌سوزی در بازارها و خیابان‌های مهم برخی شهرها نیز اختصاص یافت‌ که بازار رشت مهم‌ترین آنها بود.

چهارشنبه گذشته به شرح مختصری از این واقعه دلخراش در رشت، در یادداشتی کوتاه در همین روزنامه متین پرداختم. از آن روز مسئولان میراث کشور به کمک ادارات ثبت املاک و شهرداری در رشت، به‌طور شبانه‌روزی درگیر بازشناسی و طی مراحل اولیه بازسازی و حفاظت از این محوطه‌های عزیز و ثبت‌شده کشورمان بوده‌اند و امیدواریم این پیگیری‌ها به شکلی ادامه یابد که در تهیه طرح‌های معماری جدید برای آن پهنه‌ها، اصول و ضوابط حفاظتی و میراثی بر اثر شتاب‌زدگی و تداخل و تعارض‌ها در امر راضی نگه‌داشتن مال‌باختگان و کسبه پامال نشوند‌ و کار شناسایی، برنامه‌ریزی و طراحی  به دست متخصصان و صاحبان سواد میراثی‌ و اجرا با کمک قدرت‌های محلی و ذی‌نفعان، طی روندی مسالمت‌جویانه، طوری پیش برود که بعدها از غفلت خود شرمنده نشویم. زیرا همان‌طور که متخصصان میراث به‌درستی در جلسه ایکوم فرمودند، واقعیت بدون تعارف این است که در این چهار، پنج دهه اخیر، بی‌شمار بوده‌اند‌ موارد از دست رفته و «از دست دررفته‌»ای که عمدا یا به سهو، یا به علت بی‌اعتنایی و عدم درک کامل از شرایط میراثی، یا تعارف با قدرتمندانی که توانسته‌اند مسئولان را وادار کنند تا کوتاه بیایند یا یک چشم‌شان را در برابر خلاف ببندند، برای همیشه به فنا رفته و نابود شده‌اند.

و همراه آنها ملت ایران ذره‌ذره هویت خود را باخته و رو به زوال نشسته است. آری ما ملت کهن، بعد از از‌دست‌دادن کرورکرور جوانان و نخبگان‌مان در مهاجرت‌هایی که همچنان ادامه دارند، باید از میراث فرهنگی‌مان مراقبت کنیم که بزرگ‌ترین ثروت ما برای مباهات در سطح جهانی است. اما مسئله کجاست که این بی‌توجهی‌ها مدام تکرار می‌شوند و ما از آنها درس نمی‌گیریم؟ از کشف آنچه در رسانه تحت عنوان تونل‌های غیرمجاز در زیر زمین سراهای سه‌گانه در قلب بازار تهران نامیدند، چیزی کمتر از یک ماه می‌گذرد. یادمان است که دادستان تهران، شهردار منطقه و همه آدم‌های کنجکاو و حساس به مسائل تهران قدیم از درون و بیرون دستگاه دولت به آنجا رفتند و خبرش همه‌جا پیچید که سازه‌های بازار در اثر جرزخواری ناپایدار شده‌اند و باید از خطر فروریختن بازار تهران ترسید. واقعیت این است که غفلت آگاهانه افراد در پست‌های مدیریتی و آسان‌گرفتن این تخلفات علت اصلی نابودی است. بودجه وزارت میراث از توان فنی و اراده‌اش در برابر تجاوزات نیز محدودتر است. از همین‌ رو است که خانه‌های تاریخی مانند خانه حسام لشکر (یا امین لشکر یا دیگر خانه‌هایی که 20 سال پیش از طرف شهرداری و نیروی انتظامی در اودلاجان میانی خریده شد...) به گفته شهردار منطقه، باز از طرف نیروی انتظامی ولی با لودر و بولدوزر شهرداری، تخریب می‌شوند. اعتراضات و کنایه‌ها در رسانه‌های عمومی هم در نهایت به جایی نمی‌رسد و بعد از چند روز، هم شورای شهر قضیه را فراموش می‌کند و هم شهرداری و دیگران... .

اگرچه آقای دکتر آئینی شهردار محترم منطقه تاریخی تهران همان موقع گفتند «بافت‌های فرسوده و بناهای تاریخی نه‌تنها بخشی از گذشته این شهر هستند، بلکه سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده محسوب می‌شوند و توجه به این بافت‌ها و صیانت از آنها وظیفه‌ای مشترک میان مدیریت شهری، دستگاه‌های مسئول و مردم است». خلاصه اینکه بین تعارفات معمول و خلاف‌هایی که جلوگیری از آنها مشکل می‌نماید، مردم شهرها مانده‌اند و دریایی از پرسش‌ها‌. اما پیشگیری از وقوع بحران و اقدامات لازم در راستای ایمن‌سازی و نوسازی این مجموعه‌های در خطر و آسیب‌دیده چگونه باید آغاز شود؟ گام اول انجام بررسی‌های فنی و حقوقی، فازبندی، تعطیلی بخش‌هایی از بازارها، ساخت‌وساز و جابه‌جایی‌ها، مرمت و بازسازی سیستم‌های فرسوده برق و سیم‌کشی‌های غیراصولی، جمع‌آوری پیک‌نیکی‌های کوچک و کپسول‌های گاز موجود در انبارهای بازار، نصب سیستم‌های هوشمند هشدار آتش‌سوزی و حتی شیرهای آب آتش‌نشانی در بازارها‌‌، باز نگه‌داشتن مسیر‌های تنگ دسترسی به بسیاری از سراها برای امداد از طرف شهرداری‌هاست. اینها همه کارهای فنی و تخصصی‌ای هستند که باید قبل یا بعد از وقوع فاجعه انجام و اجرا شوند. انتخاب با بازاری‌ها و شهرداری‌هاست. برای انجامش هم قوانین به کمک  شهرداری می‌آیند.

اما مهم‌ترین موضوع در حفاظت از میراث در شهرها و روستاهای کشوری که میراث در همه جای آن حیّ و حاضر است، به قول بانو منیر همایونی در جلسه ایکوم، آموزش عمومی در کتاب‌های دبستانی تا دبیرستانی و در مدارس است. مردم ما نمی‌دانند تعریف میراث فرهنگی دقیقا چیست؟ و چرا باید از آن از سوی خود مردم حفاظت شود، حتی اگر مسئولان در شهرستان‌ها حواس‌شان نباشد. آری وزارت میراث فرهنگی و دولتی‌ها هم باید مردم، مالکان و متخصصان دغدغه‌مند را در کارها سهیم کنند و از ایشان کمک بگیرند تا ضوابط و حق میراث درست اجرا شود! به قول شکسپیر: بودن یا نبودن؟ مسئله این است: قبل یا بعد از وقوع فاجعه؟

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.