جنگ و تجلی شکوهمند همبستگی یک ملت
گسترش روحیه همبستگی اجتماعی معمولا با وقوع فجایع طبیعی یا جنگها شکل میگیرد و این اتفاق امر عجیبی که اختصاص به یک جامعه داشته باشد، نیست. اما همبستگی و همدلی مردم ایران در این روزها برجستگی خاصی دارد که آن را در سطح جهانی ممتاز و حتی منحصربهفرد میکند. توجه به چند نکته مهم به درک بهتر موضوع کمک میکند:
گسترش روحیه همبستگی اجتماعی معمولا با وقوع فجایع طبیعی یا جنگها شکل میگیرد و این اتفاق امر عجیبی که اختصاص به یک جامعه داشته باشد، نیست. اما همبستگی و همدلی مردم ایران در این روزها برجستگی خاصی دارد که آن را در سطح جهانی ممتاز و حتی منحصربهفرد میکند. توجه به چند نکته مهم به درک بهتر موضوع کمک میکند:
1 – جامعه ایران امروز جامعهای متکثر است. اقوام ایرانی در بخشهای مختلف این جغرافیای بزرگ ساکن هستند. اصحاب مذاهب مختلف سالهای طولانی در کنار هم با صلح و صفا زیستهاند. در دهههای اخیر اختلاف سلیقه سیاسی هم به این تنوعها افزوده شده است. بدخواهان ایرانزمین چندین دهه این تفاوتها را بهعنوان گسلهایی که باید فعال شده و کیان ایران را متلاشی کنند، ارزیابی کرده و برای این کار برنامهریزی و تبلیغ کردهاند.
2 – تشدید تحریمهای ظالمانه در سالهای اخیر و محرومشدن کشورمان از بخشی از درآمدهای نفتی بهتدریج منجر به تداوم رکود و گسترش فقر شده و در نتیجه بخشی از جمعیت کشور به زیر خط فقر رفتند. از سوی دیگر برخی بیتدبیریهای داخلی نیز قدرت فقرگستری تحریمها را افزایش داد. تجربه جهانی نشان میدهد که با گسترش فقر و درگیرشدن بخش اعظم جمعیت کشور در امور معیشتی، تمایل شهروندان به حضور در میدان سیاست و آرمانگرایی کاهش مییابد و این امر در قدم اول بهصورت کاهش میزان مشارکت سیاسی خودنمایی میکند.
3 – یکی از محورهای تبلیغات بدخواهان ایران در سالهای گذشته این بود که سیاستهای بلندمدت کشور بدون توجه به خواست مردم شکل میگیرد و به بیان دیگر مردم قدرت تعیین سرنوشت خود را ندارند. متأسفانه برخی محافل تندرو نیز با بیتدبیری به این تبلیغات منفی دامن میزدند. رد صلاحیت گسترده داوطلبان در دوران انتخابات را میتوان نمونهای از رفتارهایی دانست که آتش تبلیغات منفی بدخواهان ایران را تیزتر میکرد. به بیان دقیقتر بدخواهان کشور همراهی و همسویی مردم با مسئولان کشور را هدف گرفته بودند.
با کنار هم گذاردن این واقعیتها و واقعیتهایی از این دست، هر ناظر بیطرف و واقعبینی میتوانست به این نتیجه برسد که بروز همدلی و همبستگی در بین اقشار ملت در چنین شرایطی بسیار دشوار است. بااینحال امروز میبینیم همه اقشار ملت از هر قوم و مذهب و مشرب سیاسی پای ایران عزیزتر از جان خود ایستادهاند. مردم ایران با وجود گسترش فقر و دلمشغولیهای جدی معیشتی، از میدان غافل نشده و با جان و دل پای آرمان آزادی و آزادگی ایستادند و حضور گستردهشان در میدانها نشان داد که این ملت فهیم و صبور حتی اگر نقدهایی به عملکرد فلان مقام اجرایی داشته و از کاستیها دلآزرده باشند، رشیدتر از آن هستند که فریب بازی رجالگان را خورده و ایران را تنها و بیپناه بگذارند.
روایتهایی که شاهدان عینی از چگونگی همدردی مردم با آسیبدیدگان حملات سبعانه دشمن نقل میکنند، بهراستی شگفتآور است. در دوران جنگ 12روزه رفتار آن هموطن شهرستانی که به مسافران تهرانی پیشنهاد اقامت رایگان در خانهاش را میداد، یا رفتار دیگرانی که از خرید انبوه مواد غذایی خودداری میکردند تا سایر هموطنان دچار کمبود نشوند، موردتوجه قرار گرفت. اما در این روزها همدلی و همبستگی معنایی شگفتتر پیدا کرده است: دشمن مجتمعی مسکونی را بر سر ساکنان بیگناهش خراب کرده و امدادگران برای رهاندن حادثهدیدگان و مجروحان از زیر آوار تلاش میکنند. مردم با نگرانی صحنه را تماشا میکنند.
جلو نمیآیند که مزاحم کار امدادگران نشوند، اما با نجات هر مصدوم با مهربانی سراغ او میآیند. با چشمانی اشکبار با حادثهدیدگان همدردی کرده و از آنان میخواهند که برای اقامت تا هر زمان که بخواهند، به خانههایشان بیایند و بهاصطلاح قدمشان روی چشم صاحبان خانه. کودکی هم پیش میآید تا اسباببازی محبوبش را به کودک غمزدهای که خانهشان تخریب شده، هدیه بدهد. هیچکس نه از قومیت مصدوم میپرسد، نه از مذهبش و نه سلیقه سیاسی و فرهنگیاش. فقط ایرانیبودن و حتی فراتر از آن ساکن جغرافیای ایران بودن مهم است.
بهراستی این همه همدلی و همبستگی شگفتآور آنهم در شرایطی که بهاصطلاح ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده بودند تا چیزی از وحدت ملی باقی نماند، چگونه شکل میگیرد؟
پاسخ روشن است. همانگونه که گفته شد، جامعه امروز ایران جامعهای متکثر و چندصدایی است. سلیقهها و خواستههای متنوع داریم. آنچه در سطح جامعه دیده میشود، رقابت سرسختانه سلیقههای سیاسی است که بعضا راه افراط را هم طی میکند. اما در لایه زیرین جامعه خبرهای دیگری است.
ایران یک حقیقت فرهنگی-تاریخی شکوهمند با پیشینهای فراتر از چندین هزاره است که استواری و عظمت غیرقابلانکارش هر ناظری را به کرنش وامیدارد. همه فرزندان ایران با هر سلیقه و خواستهای متأثر از این حقیقت و دستپرورده این فرهنگ هستند. این لایه زیرین بسیار مستحکم است، در موقعیتهای خاص زمانی به سرعت فعال میشود و انرژیای که آزاد میکند، بسیار فراتر از انرژی آزادشده با فعالیت گسلهای موجود است. دشمنان روی فعالشدن گسلهایی مانند اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی، نسلی و حتی طبقاتی حساب کرده و میکنند. این گسلها واقعیتی انکارناپذیر از چهره جامعه ایران امروز است و اما قدرت لایه زیرین که ریشه در حقیقت فرهنگی-تاریخی ایران دارد، قدرتی فراتر از قدرت این گسلهاست.
ناظران جهانی میگویند حمله دشمن موجب تحکیم مبانی وحدت در جامعه ایران شده است؛ دشمن میخواست وحدت ملی را تخریب کند، اما ناخواسته آن را تقویت کرده است. اما ماجرا بسیار فراتر از این است. همبستگی شگفتانگیزی که امروز شاهد آن هستیم، میوه همین لایه زیرین است که هنوز ناکارآمدیها و بهاصطلاح ناترازیهای دستساز نتوانسته صدمه چندانی به آن بزند. توجه به این واقعیت وظیفه و بار مسئولیت مسئولان و مدیران کشور را سنگینتر میکند. آنان سالها از ذخیره ارزشمند این قدرت پنهان جامعه ایرانی استفاده کردهاند و ایران این نیروی خود را بیدریغ در اختیارشان گذاشته است. اما اینک نوبت آنان است تا با هوشمندی و قدرت تدبیر خود به تقویت این لایه زیرین و ترمیم آسیبهایی که از گذر زمان دیده، بپردازند تا تجلی بعدی این قدرت پنهان حتی بزرگتر و شکوهمندتر از آنی باشد که این روزها با شگفتی تمام شاهدش هستیم.