جامعه جلوتر از قانون
اگر کسی پنج سال پیش از ایران مهاجرت کرده باشد و امروز به خیابانهای شهرهای بزرگ بازگردد، با تغییری محسوس روبهرو میشود؛ تغییری که شاید بیش از هر چیز در پوشش زنان دیده میشود. این تحول را نمیتوان انکار کرد، اما توضیح آن نیز ساده نیست.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی مرسلی: اگر کسی پنج سال پیش از ایران مهاجرت کرده باشد و امروز به خیابانهای شهرهای بزرگ بازگردد، با تغییری محسوس روبهرو میشود؛ تغییری که شاید بیش از هر چیز در پوشش زنان دیده میشود. این تحول را نمیتوان انکار کرد، اما توضیح آن نیز ساده نیست.
برخی این تغییر را نتیجه فضایی میدانند که پس از وقایع مربوط به مهسا امینی شکل گرفت. گروهی دیگر آن را محصول عقبنشینی تاکتیکی سیستم تلقی میکنند. در مقابل، عدهای اساسا چنین تغییری را به رسمیت نمیشناسند، زیرا قانون همچنان پابرجاست؛ اما واقعیت این است که هریک از این روایتها بخشی از حقیقت را در خود دارند، بیآنکه بتوانند بهتنهایی تصویری کامل از وضعیت امروز جامعه ایران ارائه دهند.
برای درک بهتر این فاصله میان قانون و واقعیت اجتماعی، شاید رجوع به تجربههای تاریخی دیگر کشورها راهگشا باشد. در تاریخ آمریکا پدیدهای وجود داشت به نام «لینچینگ»؛ قتل و مجازات بدون محاکمه که عمدتا علیه سیاهپوستان اعمال میشد. پس از پایان جنگ داخلی آمریکا در سال ۱۸۶۵ و لغو رسمی بردهداری، بخش بزرگی از جامعه سفیدپوست جنوب با بحران هویتی و اقتصادی مواجه شد. در چنین فضایی، لینچینگ به ابزاری برای حفظ نظم نژادی و جلوگیری از قدرتگیری سیاهپوستان تبدیل شد.
در اوج این خشونتها، در سال ۱۸۹۲، تقریبا هر روز یک نفر بدون محاکمه کشته میشد. بسیاری از قربانیان نه مجرم، بلکه فعالان سیاسی یا سیاهپوستانی بودند که میخواستند رأی بدهند، مالک زمین باشند یا از حقوق شهروندی خود استفاده کنند.
جامعه آمریکا در آن دوران نیز جامعهای یکدست نبود؛ گروهی مشارکت میکردند، گروهی بیتفاوت بودند و اقلیتی نیز علیه این خشونتها مقاومت میکردند. نکته قابل تأمل آن است که ربکا فلتون، نخستین سناتور زن آمریکا و از چهرههای شناختهشده جنبش حقوق زنان، در سخنرانی معروف خود در سال ۱۸۹۷ آشکارا از لینچینگ برای «حفاظت از زنان سفیدپوست» دفاع کرد. این تجربه تاریخی نشان میدهد حتی جنبشهایی که خود قربانی تبعیضاند، الزاما در برابر سایر اشکال تبعیض و خشونت موضعی اخلاقی اتخاذ نمیکنند.
سرانجام پس از بیش از یک قرن بحث و تلاش نافرجام، قانون ضد لینچینگ در سال ۲۰۲۲ و در دوران ریاستجمهوری جو بایدن تصویب شد؛ درحالیکه جامعه آمریکا دههها پیش از آن، عملا از این رفتار عبور کرده بود. به بیان دیگر، تغییر اجتماعی بسیار زودتر از تغییر قانونی رخ داده بود.
رابطه جامعه و قانون همواره رابطهای خطی و همزمان نیست. گاهی جامعه جلوتر از دولت حرکت میکند؛ چنانکه احتمالا امروز در ایران درباره پوشش و برخی آزادیهای فردی چنین وضعیتی وجود دارد. گاهی نیز دولت در برخی حوزهها پیشروتر از جامعه است؛ مانند بعضی مسائل پزشکی و حقوقی از جمله سلولهای بنیادی، رحم جایگزین، تغییر جنسیت یا امکان تحصیل رایگان کودکان مهاجر در مدارس دولتی.
در سالهای اخیر، مهمترین عرصه تغییر برای بسیاری از زنان ایرانی نه خیابان، بلکه خانه بوده است؛ جایی که مواجهه با سنت، خانواده و هنجارهای ریشهدار جریان داشته است. بخشی از تحولات امروز حاصل همین تغییرات تدریجی و عمیق اجتماعی است، حتی اگر هنوز در سطح قانون بازتاب پیدا نکرده باشد.
تجربه جوامع مختلف نشان میدهد گذار به قانونمداری و مدنیت، مسیری تدریجی، پیچیده و پرهزینه است. هیچ جامعهای یکشبه دگرگون و هیچ تحول مدنی صرفا با تغییر قانون تثبیت نشده است. قانون، در بسیاری از مواقع، آخرین حلقه تغییر است؛ مرحلهای که پس از تحول در ذهنیت عمومی و عرف اجتماعی از راه میرسد. از همین رو، دیرهنگامبودن تغییرات قانونی، لزوما به معنای سکون جامعه نیست.