نگاهی به 40 روزی که الگوی هوا و صدای پایتخت تغییر کرد
هوای پاک در روزهای ناآرام
صبح تهران، در روزهای جنگ، شبیه صبحهای معمولی این شهر نبود. خیابانها هنوز بیدار نشده بودند، اما شهر از خواب آرام بیرون نمیآمد؛ با شوک بیرون میآمد. گاهی صدای انفجار پیش از طلوع شنیده میشد و گاهی سکوتی سنگین که از خود صدا ترسناکتر بود. در بعضی از همان صبحها، نور خورشید کامل به سطح شهر نمیرسید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
صبح تهران، در روزهای جنگ، شبیه صبحهای معمولی این شهر نبود. خیابانها هنوز بیدار نشده بودند، اما شهر از خواب آرام بیرون نمیآمد؛ با شوک بیرون میآمد. گاهی صدای انفجار پیش از طلوع شنیده میشد و گاهی سکوتی سنگین که از خود صدا ترسناکتر بود. در بعضی از همان صبحها، نور خورشید کامل به سطح شهر نمیرسید. دود ناشی از انفجار انبارهای نفت، بخشی از آسمان را پوشانده بود و میدان دید در برخی مناطق جنوبی و جنوب غربی کاهش پیدا کرده بود. اما چند ساعت بعد، باد میوزید، آلایندهها جابهجا میشدند و تهران دوباره بهظاهر به آرامش بازمیگشت؛ آرامشی که در تمام آن ۴۰ روز، بیشتر شبیه تعلیق بود تا ثبات.
گزارش تازه شرکت کنترل کیفیت هوا با عنوان «ارزیابی اثرات جنگ تحمیلی بر کیفیت هوا و سطح تراز صدای شهر تهران» روایتی است از اینکه جنگ چگونه میتواند ریتم یک شهر را تغییر دهد. این گزارش که دوره ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ را بررسی کرده، تصویری متناقض از تهران ارائه میدهد؛ شهری که همزمان هوای پاکتری داشت و محیط صوتی آشفتهتری را تجربه میکرد. در نگاه اول، شاید مهمترین بخش گزارش، همین تناقض باشد؛ اینکه تهران در میانه جنگ، از نظر کیفیت هوا شرایط بهتری نسبت به سال قبل داشته است. در این بازه ۴۰روزه، هشت روز هوای پاک، ۲۸ روز هوای قابل قبول و تنها چهار روز ناسالم برای گروههای حساس ثبت شده است؛ آنهم در شرایطی که در مدت مشابه سال ۱۴۰۳، تعداد روزهای ناسالم بیشتر و روزهای پاک کمتر بود. در تمام روزهای ناسالم این دوره نیز PM2.5 آلاینده شاخص بوده است. اما این هوای بهتر نه حاصل برنامهریزی محیطزیستی، نه توسعه حملونقل عمومی و نه اصلاح الگوی مصرف سوخت بوده است. جنگ، به شکل ناخواسته، بخشی از موتور تولید آلودگی تهران را خاموش کرده بود. خیابانهایی که خلوت شدند، خودروهایی که کمتر حرکت کردند، کسبوکارهایی که نیمهتعطیل شدند و شهری که بخشی از فعالیت روزمرهاش را از دست داد، باعث شد غلظت آلایندههای ترافیکی کاهش پیدا کند.
دادههای گزارش این تغییر را بهوضوح نشان میدهد؛ دیاکسید نیتروژن حدود ۳۶ درصد کاهش یافته، منواکسید کربن ۲۶ درصد پایین آمده و ذرات معلق PM2.5 نیز حدود ۲۰ درصد کمتر شدهاند. حتی NO نیز کاهش شدیدی را تجربه کرده است. تنها شاخصی که روندی معکوس داشته، ازن بوده که حدود هشت درصد افزایش یافته است؛ پدیدهای که در بسیاری از شهرهای دنیا، هنگام افت شدید ترافیک مشاهده میشود. در واقع کاهش اکسیدهای نیتروژن باعث میشود بخشی از واکنشهای شیمیایی کنترلکننده ازن مختل شود و غلظت این آلاینده افزایش پیدا کند. اما این فقط نیمه آرامتر ماجراست. نیمه دیگر، لحظههایی است که جنگ ناگهان خودش را روی آسمان تهران میریزد؛ انفجار، آتشسوزی و ستونهای دودی که چند ساعت، بخشی از شهر را زیر سایه خود نگه میدارند. در گزارش، انفجار چند انبار نفت بهعنوان یکی از مهمترین رخدادهای زیستمحیطی این دوره توصیف شده است. انتشار حجم بالایی از ذرات معلق و دیاکسید گوگرد، کاهش محسوس میدان دید و افت تابش خورشید در ساعات ابتدایی صبح، بخشی از اثرات ثبتشده این رویداد بوده است. در ایستگاههای اطراف دانشگاه شریف، منطقه ۱۱، جنوب، جنوب غرب و شمال غرب تهران، افزایش مقطعی PM2.5 و SO2 ثبت شد و در برخی ساعات، شاخص کیفیت هوا به محدوده ناسالم رسید. با این حال، گزارش تأکید میکند که اثرات انفجارها، برخلاف تصور عمومی، به آلودگی پایدار در مقیاس شهری منجر نشده است. سرعت مناسب باد، اختلاط عمودی مطلوب و عمق نسبتا زیاد لایه اختلاط باعث شده آلایندهها به لایههای بالایی جو منتقل شوند و سهم کمتری در سطح تنفسی شهروندان باقی بماند. بعدتر، بارش باران نیز به شستوشوی هوا کمک کرده است. در گزارش به صراحت آمده که شواهد کافی برای وقوع باران اسیدی وجود ندارد. فراموش نکنیم که شبکه پایش تهران فقط آلایندههای معیار را میسنجد و توان تشخیص بسیاری از ترکیبات ناشی از انفجار را ندارد؛ ترکیباتی مانند فلزات سنگین، هیدروکربنهای چندحلقهای و مواد آلی فرار که میتوانند اثرات بلندمدتتری بر سلامت داشته باشند. گزارش تأکید میکند برای شناسایی این ترکیبات، نیاز به آنالیزهای شیمیایی پیشرفته و سنجشهای تخصصی وجود دارد؛ یعنی آنچه امروز درباره اثر جنگ بر هوای تهران میدانیم، احتمالا همه واقعیت نیست. در بخش سلامت، گزارش، تصویری نگرانکنندهتر پیدا میکند. جنگ، حتی وقتی به آلودگی پایدار منجر نشود، همچنان میتواند برای گروههای حساس خطرناک باشد. کودکان به دلیل کاملنبودن سیستم تنفسی و نرخ تنفس بالاتر، سالمندان و بیماران قلبی و تنفسی به دلیل حساسیت بیشتر و زنان باردار به دلیل خطر زایمان زودرس یا کاهش وزن نوزاد، بیشترین آسیبپذیری را دارند. تشدید آسم، تنگی نفس، تحریک چشم و افزایش خطر بیماریهای قلبی و تنفسی، بخشی از پیامدهایی است که در گزارش به آن اشاره شده است. در بخش دیگری از این گزارش، تهران نه از زاویه هوا، بلکه از زاویه صدا توصیف میشود. در این بخش، شهر چهره دیگری پیدا میکند؛ شهری که ظاهرا آرامتر شده، اما در واقع در وضعیتی از آمادهباش صوتی دائمی قرار گرفته است. دادههای ایستگاههای سنجش صوت نشان میدهد صدای زمینه شهر یا همان L90 کاهش یافته؛ یعنی ترافیک و نویز دائمی شهر کمتر شده است. اما همزمان، نوسانات صوتی بهشدت افزایش پیدا کرده است. در برخی ساعات، شاخص Lmax بین ۱۰ تا ۱۵ دسیبل بالا رفته؛ افزایشی که ناشی از انفجارها، آژیرها و عبور هواگردهای نظامی بوده است. تعداد نقاط پرتی نیز به شکل محسوسی افزایش یافته؛ یعنی شهر مدام میان سکوت و شوک صوتی در نوسان بوده است. پیش از جنگ، تهران شهری با الگوی صوتی نسبتا پایدار و قابل پیشبینی بوده است؛ صدایی یکنواخت و ترافیکمحور. اما در دوره جنگ، طول باکسها و ویسکرها افزایش پیدا کرده و محیط صوتی شهر بیثبات شده است. حتی در روزهای ۱۵ و ۱۶ فروردین که شدت حملات کمتر شده، باز هم پراکندگی صوتی از شرایط عادی بیشتر بوده است؛ وضعیتی که گزارش آن را ناشی از تجمعات، موسیقی و ترددهای همبستگی پس از جنگ میداند. در این گزارش به اثرات روانی صدا هم اشاره و گفته شده صدای ناگهانی انفجار، یک محرک استرس قوی برای بدن است؛ محرکی که محور HPA را فعال میکند، ترشح کورتیزول را بالا میبرد و میتواند به اضطراب، اختلال خواب و کاهش تمرکز منجر شود. مطالعات جهانی نیز از افزایش خطر PTSD، آسیب شنوایی،
وز وز گوش و حتی زایمان زودرس در مواجهه با صداهای جنگی خبر میدهند. در یکی از بخشهای گزارش آمده است: «حتی اگر ایستگاههای صوتی، پیک انفجار را ثبت نکنند، ادراک انسانی از صدای انفجار بهتنهایی میتواند باعث ترس، ناامنی و تنش اجتماعی شود». این جمله، شاید خلاصه دقیق تهران در آن
۴۰ روز باشد؛ شهری که آلودگیاش کمتر شد، اما اضطرابش نه. شهری که در بعضی صبحها آسمان آبیتری داشت، اما مردمش با هر صدای ناگهانی از جا میپریدند. جنگ، در تهران فقط در دود و آتش دیده نمیشد؛ در سکوتهای سنگین، در انتظار شنیدن صدای بعدی و در بیثباتی محیطی که روزگاری قابل پیشبینی بود هم حضور داشت. در پایان، گزارش شرکت کنترل کیفیت هوا، بیش از آنکه فقط درباره کیفیت هوا و صدا باشد، درباره شکنندگی نظم شهری در شرایط بحران است؛ اینکه چگونه جنگ میتواند بدون آنکه همیشه آسمان را سیاه کند، ریتم زندگی، احساس امنیت و حتی صدای روزمره یک شهر را تغییر دهد.