|

بررسی آمارهای تازه فقر شهری در تهران

حاشیه‌های خاموش

تهران در آینه آمارهای تازه، شهری است که هم‌زمان چند نوع فقر را تجربه می‌کند؛ فقر اقتصادی که بیش از نیمی از شهروندان را درگیر کرده، فقر فرهنگی که به تعبیر پژوهش‌ها در زندگی روزمره رسوب کرده و فقر سلامت و مسکن که در لایه‌های مختلف شهر پراکنده شده است. اما در روایت محمدسعید ایزدی، استاد دانشگاه، این تصویر فقط یک مجموعه عدد نیست؛ او از «فقر شهری به‌مثابه یک جریان در حال گسترش» حرف می‌زند؛

حاشیه‌های خاموش

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: تهران در آینه آمارهای تازه، شهری است که هم‌زمان چند نوع فقر را تجربه می‌کند؛ فقر اقتصادی که بیش از نیمی از شهروندان را درگیر کرده، فقر فرهنگی که به تعبیر پژوهش‌ها در زندگی روزمره رسوب کرده و فقر سلامت و مسکن که در لایه‌های مختلف شهر پراکنده شده است. اما در روایت محمدسعید ایزدی، استاد دانشگاه، این تصویر فقط یک مجموعه عدد نیست؛ او از «فقر شهری به‌مثابه یک جریان در حال گسترش» حرف می‌زند؛ جریانی که از حاشیه شروع می‌شود، به مرکز می‌رسد و در نهایت ساختار شهر را از درون فرسوده می‌کند. در یک پژوهش جامع درباره فقر چندبعدی در تهران که با بررسی بیش از پنج‌هزارو ‌۱۲۷ بلوک آماری انجام شده، تصویری چندلایه از نابرابری شهری ارائه شده است‌. براساس این داده‌ها، ۵۴.۸ درصد شهروندان در فقر اقتصادی قرار دارند؛ عددی که در کنار ۴۳ درصد فقر فرهنگی و ۲۲.۶ درصد وضعیت نامطلوب سلامت، نشان می‌دهد فقر در تهران دیگر یک مسئله تک‌بعدی نیست، بلکه به ساختار زندگی شهری تبدیل شده است. در این مطالعه همچنین تأکید شده که ۱۴.۵ درصد از تهرانی‌ها در وضعیت «بسیار نامطلوب» فقر چندبعدی قرار دارند؛ تمرکزی که به‌طور عمده در جنوب و جنوب شرق تهران دیده می‌شود؛ جایی که نرخ مستأجری بالا، ترک تحصیل، کمبود خدمات درمانی و فرسودگی محلات هم‌زمان رخ می‌دهد. محمدسعید ایزدی در تحلیل این وضعیت‌ از یک تغییر مفهومی مهم آغاز می‌کند. او می‌گوید: «فقر شهری صرفا به معنای کمبود درآمد نیست، بلکه پدیده‌ای چندبعدی است که حوزه‌هایی همچون سلامت، آموزش، استانداردهای زندگی، زیرساخت‌های شهری، مسکن، امنیت، محیط ‌زیست و فرهنگ را در بر می‌گیرد». او این مفهوم را در امتداد ادبیات جهانی فقر شهری قرار می‌دهد؛ جایی که فقر نه یک شاخص، بلکه یک شبکه از محرومیت‌هاست. به گفته او، در چنین شرایطی شهروندان هم‌زمان با چند سطح نابرابری روبه‌رو هستند؛ از دسترسی محدود به آب و فاضلاب تا خدمات شهری، آموزش و فرصت‌های برابر.

حاشیه‌ای که به داخل شهر آمده است

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این فقر، سکونتگاه‌های غیررسمی هستند. ایزدی در این‌باره بر نکته کلیدی تأکید می‌کند: «بیش از ۹۱ درصد سکونتگاه‌های غیررسمی امروز در داخل محدوده شهرها قرار دارند». این جمله یعنی حاشیه دیگر بیرون شهر نیست، بلکه به درون شهر منتقل شده است. در این ساختار، گروهی از شهروندان به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌های مسکن، به سکونت در فضاهایی روی می‌آورند که خارج از نظام رسمی برنامه‌ریزی شهری شکل گرفته‌اند. در مطالعه تهران نیز این وضعیت در قالب «گونه‌های فقر فضایی» دیده می‌شود؛ به‌ویژه در جنوب و جنوب شرق شهر که تمرکز فقر چندبعدی بسیار بالاست و با نرخ بالای اجاره‌نشینی و کمبود خدمات عمومی همراه است.

فقر در مرکز شهر؛ فرسایش آرام اما پیوسته

اما در روایت ایزدی، فقر فقط در حاشیه نمی‌ماند. او از پدیده‌ای سخن می‌گوید که آن را «فرسایش مراکز شهری» می‌نامد. به گفته او، «در بسیاری از شهرها، مراکز تاریخی که زمانی قلب حیات شهری بودند، امروز به دلیل فرسودگی و کاهش کیفیت زندگی، به کانون آسیب‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند».

در این فرایند، طبقات برخوردار از مرکز شهر خارج می‌شوند و به‌تدریج گروه‌های کم‌درآمد جای آنها را می‌گیرند. نتیجه این جابه‌جایی، تبدیل مرکز شهر به بخشی از ساختار فقر شهری است؛ نه به‌عنوان یک نقطه، بلکه به‌عنوان یک روند. ایزدی برای توضیح این وضعیت، از چهار گونه اصلی فقر شهری نام می‌برد: گونه اول، سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌ای؛ گونه دوم‌، بافت‌های تاریخی و مراکز قدیمی؛ گونه سوم، بافت‌های میانی مرکز و حاشیه و گونه چهارم، روستاهایی که در روند توسعه شهری بلعیده شده‌اند. به گفته او، این چهار گونه در مجموع بیش از یک‌سوم مساحت شهرها و جمعیتی در همین حدود را درگیر کرده‌اند. او از مناطقی مانند چیذر به‌عنوان نمونه‌ای از سکونتگاه‌های روستایی بلعیده‌شده یاد می‌کند؛ فضاهایی که در دل شهر قرار گرفته‌اند اما هنوز ویژگی‌های اجتماعی و کالبدی گذشته را حفظ کرده‌اند و در بسیاری موارد به سکونتگاه اقشار کم‌درآمد تبدیل شده‌اند. بر‌اساس داده‌هایی که ایزدی به آن اشاره می‌کند، در یک مطالعه مشترک با وزارت بهداشت، حدود ۴۰۰ محله در این چهار گونه شناسایی شده‌اند. او می‌گوید: «در مجموع حدود ۱۹ تا ۲۰ میلیون نفر درگیر این نوع از فقر شهری هستند». در این تقسیم‌بندی، حدود ۱۱ میلیون نفر در سکونتگاه‌های غیررسمی و حدود 

۸ تا ۹ میلیون نفر در سایر گونه‌ها قرار دارند. او همچنین به برآوردهای جدیدتر اشاره می‌کند که این عدد را حدود ۱۴ میلیون نفر اعلام کرده‌اند؛ نشانه‌ای از تغییر در روش اندازه‌گیری، نه کاهش مسئله. یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل ایزدی، پویایی فقر شهری است. او تأکید می‌کند: «فقر شهری پدیده‌ای ایستا نیست؛ این یک جریان است که تحت تأثیر شوک‌های بیرونی می‌تواند شتاب بگیرد». این شوک‌ها شامل بحران‌های اقتصادی، اقلیمی و حتی امنیتی هستند. به گفته او، جنگ نیز یکی از این عوامل است؛ عاملی که از دو مسیر اثر می‌گذارد: کاهش درآمد و ناامنی شغلی و در عین حال جابه‌جایی اجباری جمعیت. او در ادامه به یک نکته مهم اشاره می‌کند: وقتی بیکاری، فشار اقتصادی و نااطمینانی شغلی با جابه‌جایی جمعیت ترکیب می‌شود، نتیجه آن افزایش فشار بر محلاتی است که پیش‌تر هم درگیر فقر شهری بوده‌اند. ایزدی در ادامه به بحران اقلیمی اشاره می‌کند و آن را یکی از عوامل مهم اما کمتر دیده‌شده در تحولات شهری می‌داند. به گفته او، این بحران پیش از جنگ نیز در حال جابه‌جایی جمعیت بوده اما در سیاست‌گذاری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او تأکید می‌کند: «در مواجهه با چنین بحران‌هایی، مهم‌ترین مسئله آینده‌پژوهی است؛ یعنی اینکه بتوانیم اثرات این تحولات را بر جامعه و شهرها پیش‌بینی و برای آن برنامه‌ریزی کنیم». ایزدی همچنین به پیامدهای اقتصادی بحران‌های اخیر اشاره می‌کند. بر‌اساس آمارهایی که او مطرح می‌کند، حدود ۸۰۰ هزار نفر در فهرست بیمه بیکاری قرار گرفته‌اند و در مجموع، حدود سه میلیون نفر به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم شغل خود را از دست داده‌اند. به گفته او، اگر این عدد در مقیاس خانوار دیده شود، با یک موج بزرگ اجتماعی مواجه هستیم که مستقیم بر الگوی سکونت شهری و فشار بر محلات فرودست اثر می‌گذارد. مطالعه فقر چندبعدی تهران نیز همین تصویر را تکمیل می‌کند: ۴۳ درصد فقر فرهنگی، ۲۲.۶ درصد وضعیت نامطلوب سلامت، ۵۳.۴ درصد در وضعیت متوسط استاندارد زندگی و بیش از ۵۴ درصد در فقر اقتصادی. جمع‌بندی پژوهش نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جمعیت در وضعیت «متوسط یا نامطلوب» قرار دارد؛ وضعیتی که به تعبیر ایزدی، نشان‌دهنده ناپایداری ساختار شهری است. ایزدی هم نقد اصلی خود را متوجه نظام برنامه‌ریزی شهری می‌کند. او می‌گوید: «ما هنوز شهر را با عدد می‌سازیم، نه با کیفیت». به باور او تمرکز بر جمعیت، سرانه‌ها و شاخص‌های کمّی، جای توجه به مفاهیمی مانند امنیت، هویت، تعلق اجتماعی و کیفیت زندگی را گرفته است. او تأکید می‌کند تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، فقر شهری نه‌تنها کاهش پیدا نمی‌کند، بلکه در لایه‌های مختلف شهر بازتولید می‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.