اقتصاد ملی و به توپ بستن دیپلماسی
عبارت «به توپ بستن» معمولا ذهن مخاطب را به ماجرای به توپ بستن مجلس شورای ملی با فرماندهی لیاخوف روسی در دوران استبداد صغیر محمدعلیشاهی میاندازد. شاه اراده کرده بود که آب رفته را به جوی بازگرداند.
عبارت «به توپ بستن» معمولا ذهن مخاطب را به ماجرای به توپ بستن مجلس شورای ملی با فرماندهی لیاخوف روسی در دوران استبداد صغیر محمدعلیشاهی میاندازد. شاه اراده کرده بود که آب رفته را به جوی بازگرداند. به توپ بستن مجلس بهعنوان نمادی برای این تلاش در تاریخ معاصر کشورمان ثبت شد. این روزها شاهد حملات مکرر از سوی برخی جریانهای سیاسی تندرو و سخنوران مرتبط با آن به برخی از مسئولان کشور هستیم که در مذاکرات بعد از جنگ 39روزه برای رسیدن به توافق و جلوگیری از برافروختهشدن مجدد آتش جنگ تلاش کردند. این حملات را باید «به توپ بستن دیپلماسی» نامید. زیرا خواسته نهایی این سخنوران در اصل کنارگذاردن امر مذاکره با دشمنان و رد هرگونه میانجیگری است. حتی برخی سخنورانی که تلاش کردهاند در سخنان خود بهگونهای ابزار دیپلماسی را تخطئه نکنند، بازهم برآیند سخنان آنان چیزی جز امر به کنار گذاردن ابزار دیپلماسی نیست. نتیجه چنین برخوردی کنارگذاردن ابزار دیپلماسی، کاهش گزینههای در اختیار مسئولان عالیرتبه، محرومکردن آنان از یک انتخاب که ممکن است متضمن منافع ملی باشد یا حداقل پرهزینهکردن این ابزار است، بهگونهای که هیچ مقام مسئول یا کارشناس دلسوزی جرئت نکند از چنین ابزاری و انتخاب هوشمندانه آن دفاع کند. نکته قابلتأمل در این پرونده این است که در جبهه مقابل ملت مظلوم ایران، صهیونیستها بهشدت به هرگونه توافق که آتش جنگ علیه ایران را خاموش کند، میتازند و همین امر معاون رئیسجمهور آمریکا را به اعتراض واداشته است و در جبهه خودی، جریان تندرو و همراهان همیشگی یا موقت آن چنین مواضعی میگیرند. بهراستی این همسویی را چگونه باید تفسیر و توجیه کرد؟ آیا جریان تندرو در جبهه دشمنان ایران ندانسته همسو با جریان تندرو داخلی شده و همان موضعی را میگیرد که به تصور تندروهای وطنی به نفع ماست؟ یا این جریان تندرو وطنی است که ندانسته موضعی همسو با دشمنان گرفته و آب به آسیاب آنان میریزد؟
بیتردید در شرایطی که دشمن به حمله بیامان دست یازیده و از کشتن و دریدن کودکان بیدفاع وطنمان نیز کوچکترین ابایی ندارد، وظیفه همه ایراندوستان مشارکت تمامقد در دفاع سرافرازانه است. اما تجربه جهانی نشان میدهد که همه جنگها و زدوخوردها چه گسترده و چه محدود، درنهایت به حضور بر سر میز مذاکره ختم میشوند. دقیقا به همین دلیل است که دشمن در ماههای گذشته تلاش کرد تا با حذف برخی سیاسیون ایراندوست و کاربلد، کار را در مرحله مذاکره برای ملت ایران دشوار سازد و البته جای شگفتی است که همان چهرههایی که هدف عملیات ناجوانمردانه ترور از سوی دشمن بودند و هستند، از سوی تندروهای وطنی هم هدف سختترین حملات و تخریب بودهاند. امان از این همسویی معنیدار و خسارتبار. جنگ با همه زشتیها و دشواریهایش تمام خواهد شد و ملت سربلند ایران به ترمیم خرابیها و بازسازی آنچه کینه دشمن تخریب کرده، همت خواهد گماشت. همانگونه که در ترمیم خرابیهای برجایمانده از حمله سبعانه صدام و صدامیان اتفاق افتاد. اما پرسشی که اینروزها ذهن همه ایراندوستان را به خود مشغول داشته، این است که چگونه میتوان با کمترین خسارت و هزینه از گرداب یک جنگ فرسایشی تحمیلی درآمد، بهگونهای که بدخواهان ایران آرزوی تضعیف و زخمدارشدن این ملت را به گور ببرند؟ چگونه است که همهجای دنیا سیاستمداران با خردمندی و هوشیاری از ابزار دیپلماسی برای پیشبرد برنامههای کشور خود استفاده میکنند، جبهه خودی را تقویت و جبهه دشمن را دچار تفرقه میکنند؛ اما برخی سخنوران ما هنوز هم شعار نفی مذاکره و تفاهم سر میدهند یا برای مذاکره قالبی تعیین میکنند که از همان ابتدا امیدی به موفقیتش نباشد؟ جنگها چه گسترده باشند و چه محدود، ارتباطی پیچیده و چندلایه با اقتصاد دارند. اقتصاد قدرتمند مانند یک زرادخانه مملو از ابزار دفاعی میتواند در خدمت جنگ قرار بگیرد و اسباب موفقیت یک ملت را فراهم بیاورد. از سوی دیگر تداوم جنگ میتواند اقتصاد ملی را با بحران و کمبود و کاستیهای متعدد روبهرو کند. برای دورهای طولانی رابطه اقتصاد و سیاست در کشور ما در مسیر متفاوت با کشورهای همتراز ما پیش رفته و شکل گرفته است. به بیان دیگر در شرایطی که همه کشورها تلاش میکنند سیاست را در خدمت اقتصاد خود به کار بگیرند و با این ابزار به اقتصاد ملی رونق ببخشند، ما همواره اقتصاد را در خدمت سیاست قرار داده و درنتیجه اقتصاد ملی را از رشد بلندمدت و رونق اقتصادی محروم کردهایم.
اینک در شرایطی که دشمن هستی این ملت مظلوم را نشانه رفته، پارههای تن این ملت را در مناطق مسکونی شهرهای جنوبی کشور هدف ددمنشی خود قرار داده و تلاش میکند با تشدید ابزار ناعادلانه تحریم و محاصره، اقتصاد ملی را درهم شکسته و آن را از حمایت میدان و میدانداران دلاورمان بازدارد، بیتردید تلاش برای مهار آتش و تخریب و تلاش برای بازسازی ظرفیتهای تولیدی در اقتصاد ملی وظیفهای بزرگ و تاریخی است. انتخاب مسیری برای آینده که اقتصاد ملی را از خرابی و خسارت بیشتر مصون سازد و عزت و سربلندی ایران و ایرانیان را هم در میدان امروز جنگ و هم در میدان فردای اقتصاد و سازندگی به ارمغان بیاورد، در گرو تلاش برای شناخت دقیق ظرفیتهای همه ابزارها اعم از ابزار جنگی و ابزار دیپلماسی است و محرومساختن کشور از یکی از این ابزارها کاری بخردانه و ایراندوستانه نیست.
توصیه نگارنده به سخنوران این روزها این است که از «به توپ بستن دیپلماسی» پرهیز کنند و برای دستیابی به موفقیتهای سیاسی جناح خود، کار را برای مدیران عالیرتبه کشور که دلسوزانه و مشفقانه برای حفظ منافع ملی ایران سینه سپر کردهاند، بیش از این دشوار نکنند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.