سرگذشت منطقه ما؛ خاورمیانه (7)
جریده حوادث اینک پنج بار در هفته منتشر میشد -و این امری کاملا بیسابقه بود- و به این ترتیب ابتدا ترکها و بعد بقیه خاورمیانه گرفتار چیزی به مراتب اعتیاد آورتر -و برخی میگویند بسیار زیانمندتر- از قهوه یا توتون، یعنی معتاد تزریق مقداری خبر روزانه شدند. اندکی بعد، روزنامه دیگری محصول جنگ کریمه برای آن قسمتهای امپراتوری عثمانی که ترکی نمیفهمیدند، به زبان عربی بیرون آمد.
مقداد توانانیا-پژوهشگر خاورمیانه و علوم سیاسی: جریده حوادث اینک پنج بار در هفته منتشر میشد -و این امری کاملا بیسابقه بود- و به این ترتیب ابتدا ترکها و بعد بقیه خاورمیانه گرفتار چیزی به مراتب اعتیاد آورتر -و برخی میگویند بسیار زیانمندتر- از قهوه یا توتون، یعنی معتاد تزریق مقداری خبر روزانه شدند. اندکی بعد، روزنامه دیگری محصول جنگ کریمه برای آن قسمتهای امپراتوری عثمانی که ترکی نمیفهمیدند، به زبان عربی بیرون آمد. این روزنامه عربی پس از جنگ کریمه تعطیل شد ولی روزنامه ترکی ادامه یافت و مقلد و پیرو هم فراوان داشت. در 1860 میلادی به یاری دولت عثمانی، روزنامه یومیهای در استانبول درآمد که نهتنها رسانه فرمانها و مطالب دولتی بود، بلکه به درج اخبار داخلی و خارجی، سرمقاله و مسائل واقعی میپرداخت. در همین زمان در بیروت، آباء یسوعی اولین روزنامه یومیه در سرزمینهای عربی را منتشر کردند. به این قرار، شکایت مسلمانان از دو خطر بزرگ از ناحیه امپریالیستها و مبلغین مذهبی، لااقل در این مورد بجاست؛ زیرا اینها بودند که روزنامه یومیه را برایشان ارمغان آوردند. با رشد مطبوعات، سردبیران، خبرنگاران و خوانندگان هم مواجه با دو مشکل بزرگ یعنی تبلیغات و سانسور شدند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مطبوعات به صورت روزانه، هفتگی و ماهنامه گسترش سریع و وسیع یافتند؛ بهویژه در مصر که اشغال انگلیسیها شرایط مساعدتری به وجود آورده بود. نشریات مصری در دیگر ممالک عربیزبان نیز به وفور پخش میشد و همه این کشورها نیز خود به تدریج صاحب روزنامه و مجله شدند. تأثیر پیدایش مطبوعات شگرف بود. دریافت منظم خبر از داخل و خارج به فردی عادی که خودش میخواند یا آن دیگری که برایش میخواند، از جهانی که در آن به سر میبرد، از شهر، از دولت، از کشور و از قاره گونهای هوشیاری میداد که در گذشته امکانپذیر نبود. مطبوعات متضمن نوع تازهای مشارکت اجتماعی و سیاسی بود. جنگ کریمه سوای جراید چیزهای دیگر -ازجمله شهرداری، امور مالی و بهویژه وام دولتی به سبک غربی- با خود آورد و اینها نیز در نشریات و جراید جدیدالتأسیس گزارش میشد. دگرگونی بسیار مهم دیگر در زبان بود. در زبان ترکی و عربی و سپس فارسی تحول سریعی روی داد و سبک خشک و بیروح روزنامههای نخست که مانند وقایعنامههای درباری یا فرمانهای رسمی بود، در طول دهههای بعدی مبدل شد به روزنامهنگاری توانمندی که امروزه هم ادامه دارد. روزنامهنویسان خاورمیانه میبایست زبان ارتباط جدیدی برای بحث و گفتوگوی مسائل دنیای نو ابداع میکردند. روزنامههای قرن نوزدهم به بحث و فحص مطالبی همچون قیام لهستانیها علیه روسیه، جنگهای داخلی آمریکا، نطق ملکه ویکتوریا هنگام افتتاح پارلمان در لندن و موضوعات دیگری به همین درجه دور از فهم خوانندگان خود میپرداختند. نیاز به گزارش و توضیح اینگونه مسائل بود که تا اندازه زیادی موجب پیدایش زبان سیاسی و روزنامهنگاری امروزی خاورمیانه شد. تحول دیگر -شاید حتی بااهمیتتر از زبان روزنامهنگاری- ظهور خود روزنامهنویس بود؛ چهره کاملا تازه در اجتماع خاورمیانه، سرگرم شغلی بیسابقه که رفتهرفته اهمیت خطیری یافت. روزنامه امروزه یگانه رسانه جمعی قهوهخانه نیست؛ حتما رادیو و شاید تلویزیونی نیز در آنجا مشاهده میشود. پخش برنامههای رادیویی در خاورمیانه، سه سال پس از لندن در 1925 میلادی در ترکیه آغاز شد، ولی در بیشتر کشورهای منطقه، بهویژه جاهایی که اختیار وسایل ارتباطی در دست مقامات خارجی بود، اجرای این برنامهها مدتی به تأخیر افتاد. در مصر رادیو تا سال 1934 شروع به کار نکرد و بعد هم در حقیقت پیشرفت قابل توجهی نداشت تا آنکه انقلاب 1952 روی داد. در ایجاد یک سازمان مستقل سخنپراکنی، فارغ از نظارت مستقیم دولت، بار دیگر ترکیه در 1964 پیشقدم بود. میزان استقلال برنامههای رادیویی بهطور کلی بستگی به ماهیت نظام هر کشور دارد. پخش برنامههای تبلیغاتی از رادیوهای خارجی را ظاهرا اول بار حکومت فاشیست ایتالیا شروع کرد که در 1935 بهطور مرتب برنامهای به زبان عربی از شهر باری به خارج فرستاد. این سرآغاز جنگی تبلیغاتی بود که ابتدا انگلستان و آلمان، سپس فرانسه و بعدها آمریکا و اتحاد شوروی درگیر آن شدند. کشورهای خاورمیانه نیز به منظور اطلاعرسانی، راهنمایی و گاه هم خرابکاری خود شروع به پخش برنامههای مفصل به یکدیگر کردند.