پیشرانها و توصیهها برای ماههای پیشرو
موافق با دیدگاهها رئالیستها، جنگ با ذات بشر همنوایی دارد؛ زیرا تاریخ بشریت همواره با جنگ عجین بوده و بین جنگها، آتشبس برقرار شده است (برخلاف رویکرد ایدئالیستها که معتقدند جهان در صلح بوده و بین صلحها، جنگهایی رخ داده است).
موافق با دیدگاهها رئالیستها، جنگ با ذات بشر همنوایی دارد؛ زیرا تاریخ بشریت همواره با جنگ عجین بوده و بین جنگها، آتشبس برقرار شده است (برخلاف رویکرد ایدئالیستها که معتقدند جهان در صلح بوده و بین صلحها، جنگهایی رخ داده است). جنگطلبان در عصر حاضر نیز کم نبوده و نیستند و امروز دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی وارثان جنگطلبان تاریخ هستند.
در این میان ایرانیان به پشتوانه تمدن چندهزارساله و روحیهای که از بطن اسلام ناب دریافتهاند، تاکنون در مقابل جنگطلبی قدرتهای استکباری مقاومت کردهاند و ندای مقاومت آنها جهانگستر شده است. جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه روحیه شهادتطلبی رزمندگان، وحدت دولتمردان و ملت، حلول پیام رهبری شهید در لایههای سیاسی و اجتماعی، سرمایهگذاری هوشمندانه در صنایع موشکی و بهرهمندی از مزیت جغرافیایی تنگه هرمز تاکنون توانسته است دشمنانش را از تحقق اهداف نظامیشان باز دارد اما دیدبانی رفتارها و سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان میدهد آتشبس میان ایران و آمریکا طی ماههای آینده بس شکننده است. با وجود این، وظیفه ذاتی سیاستمداران ممانعت از وقوع جنگ از طریق دیپلماسی و پیگیری منافع و مصالح جمعی در بطن چانهزنی مبتنی بر اهرمهای قدرت با رقبا و متخاصمان است. در این یادداشت به پیشرانهایی اشاره میشود که برخی پیشران جنگ را تقویت و برخی دیگر پیشران توافق را تقویت میکنند. ناگفته وظیفه سیاستمداران مشخص است که ضرورتا باید پیشرانهای جنگ را تضعیف و پیشرانهای توافق مبتنی بر منافع ملی را تقویت کنند. پیشران نخست توان بازدارندگی ایران است.
ایران به پشتوانه چهار مؤلفه یعنی «توان موشکی؛ اراده و ایمان نیروهای نظامی، وحدت ساحات سیاسی، نظامی و مردمی و بهرهمندی از مزیت جغرافیایی» توانست در بعد آفندی و دفاع از سرزمین خود شگفتی بیافریند و دشمن را به عقب براند؛ نکتهای که دوست و دشمن به آن اعتراف کردند. علاوه بر اعتراف نخبگان و تحلیلگران برجسته مبنی بر پیروزی ایران در جنگ، کافی است اهداف اعلامشده دشمن در آغاز جنگ و ارزیابی پایانی آنها پس از آتشبس را بررسی کنیم تا این گزاره علمی تأیید شود که «دشمن در تحقق اهدافش با حمله نظامی به ایران تاکنون ناکام مانده است». توان بازدارندگی ایران (که مهمترین وجه آن اراده جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خود در برابر دو ارتش بسیار مجهز و اتمی و مستظهر به حمایت دولتهای منطقهای و بینالمللی بود)، توانست چهره جدیدی از ایران در سطح منطقهای و بینالمللی بیافریند. این چهره کدام است؟ براساس نظرسنجیها و شواهد این ادراک در سطح منطقهای و بینالمللی در اذهان نخبگان و افکار عمومی شکل گرفته است: «ایران با وجود همه تمایزات و اختلافات هنگام حمله خصم خارجی در دفاع از موجودیت خود با قدرت عمل میکند». به نظرم این ادراک مهم محصول عملکرد مشعشع ایران در جنگهای 12روزه و ۴۰روزه رمضان است و طی دو ماه آینده نیز «پیشرانی کلیدی» محسوب میشود. پیشران دوم فشار افکار عمومی در داخل آمریکا، در سطح بینالمللی و در دولتهای اسلامی است. این پیشران هرچند قوی نیست اما در کنار سایر مؤلفهها میتواند مانع از تداوم جنگ علیه ایران شود. پیشران سوم فشار دولتهای عربی منطقه به آمریکا و اسرائیل است که علامتی از توقف جنگ و پیشرانی برای رسیدن به توافق با ایران خواهد بود. پیشران چهارم زنجیره تخاصمات علیه ایران است که تقویتکننده جنگ محسوب میشود که در رأس آنها خصومت ذاتی صهیونیستها با ایران و طلایی فرضکردن شرایط کنونی خواهد بود. زنجیرهای که حلقههای آن از درون دولت ترامپ تا کنگره و از کنگره تا درون رژیم صهیونیستی را در بر میگیرد. فراموش نکنیم راهبرد دفاعی اسرائیل تا پیش از جنگ ۱۲روزه «حمله پیشدستانه به تهدیدها در محیط پیرامونی» بود. پس از هفتم اکتبر این راهبرد به «حمله پیشدستانه به مبدأ تهدیدها» تغییر یافته است. بر این اساس «احتمال حمله اسرائیل به ایران در حین مذاکرات» پیشرانی است که با توجه به تجربه مذاکرات پیش از جنگ 12روزه و پیش از جنگ رمضان، نمیتوان مطلقا آن را نادیده گرفت.
پیشران پنجم، بحرانهای اقتصادی داخلی ایران است. تشدید بحرانهای اقتصادی، شکاف احتمالی حاکمیتی در قبال مذاکرات با آمریکا و تشدید شرایط وخیم اقتصادی، پیشرانهای قوی برای تداوم جنگ خواهند بود. پیشران ششم تعویق موقت جنگ با هدف ارزیابی شرایط ایران است. مزیت شرایط «نه جنگ نه صلح» برای آمریکا و اسرائیل؛ تعویق جنگ برای بازیابی نیروهای نظامی و شناسایی اهداف جدید داخل ایران؛ تعویق جنگ برای کنترل و کاهش قیمت نفت و تمهید برای جایگزینکردن صادرات انرژی از مسیر غیر تنگه هرمز؛ تعویق جنگ برای برگزاری جام جهانی فوتبال و انتخابات کنگره علائمی برای تدام جنگ در آینده و شکست مذاکرات هستند.
پیشران هفتم نقش منفی کشورهای عربی خلیج فارس در قبال ایران خواهد بود. بیانیه ۲۵ ژوئن شورای همکاری خلیج فارس با روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا ثابت کرد شورای همکاری خلیج فارس را نیز با ماهیت و نقشی متفاوت باید به این زنجیره اضافه کنیم. توافق عمان با سازمان بینالمللی دریانوردی IMO و حمایت بیانیه ۲۵ ژوئن از آن توافق علامت مهمی است که نشان از اجماع نظر کشورهای خلیج فارس در قبال ایران (دستکم در قبال تنگه هرمز) دارد. پیشران هشتم مسئله لبنان است که شمشیری دولبه محسوب میشود. توافق واشینگتن میان اسرائیل و لبنان بهمثابه شمشیری دو لبه است. پیشرانی برای تداوم آتشبس و در عین حال پیشرانی برای تداوم جنگ محسوب میشود. این توافق میتواند اسرائیل را صرفا برای دو ماه پیشرو از تداوم حمله به لبنان و ایران باز دارد و در عین حال میتواند به تداوم اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان مشروعیت دهد؛ زیرا حزبالله لبنان مخالفت خود را با توافق واشینگتن اعلام کرده است. پیشران نهم رقابت قدرتهای بزرگ، تأثیر جنگ ایران بر رقابت قدرتهای بزرگ در بطن نظم در حال شکلگیری نظام بینالملل است که آن هم شمشیری دو لبه است و همزمان تأثیری سلبی و ایجابی برای جنگ دارد. ادراک رقبای آمریکا از شکستهشدن هیمنه قدرت هژمون در مقابل ایران میتواند محرک آمریکا برای تداوم جنگ یا مانعی برای توافق باشد. همزمان مداخله مثبت چین و روسیه به نفع ایران و چانهزنی احتمالی آنها با آمریکا میتواند توافق با ایران را تسهیل کند.
پیشران دهم، زدوخوردهای حین آتشبس است که این روزها شاهد آن هستیم. این نوع از برخوردها (به همراه خطای محاسباتی) میتواند بهراحتی از کنترل خارج شود و زمینه جنگی کنترلنشده را فراهم کند.
براساس پیشرانهای تقویتکننده و تضعیفکننده جنگ، توصیههای سیاستی زیر پیشنهاد میشود:
۱. «ادراکسازی امنیت برای همه یا برای هیچیک»؛ از طریق حفظ توان بازدارندگی ایران و محاسبات دقیق در زد و خوردهای پیشرو بهگونهای که به جنگ مجدد منجر نشود.
۲. «ادراکسازی توسعه برای همه یا برای هیچیک» از طریق engagement ایران در نظم در حال شکلگیری منطقهای؛ نقطه شروع این ادراکسازی در توافق پیشرو بروز و ظهور مییابد.
۳. «الگوی انسداد در جنگ و رفع انسداد در صلح برای تنگه هرمز»؛ انسداد تنگه هرمز هنگام درگیریها و بازکردن تنگه در شرایط عادی؛ مشروط به رفع محاصره دریایی ایران و منع رفت و آمد برای کشتیهای رژیم صهیونیستی.
۴. تقویت نقش چین و روسیه در مذاکرات پیشروی ایران و آمریکا (مداخله مثبت چین و روسیه).
۵. فعالسازی و تقویت نقش ترکیه، عمان، عراق، مصر و عربستان در مذاکرات پیشروی ایران و آمریکا.
۶. مدیریت تعارض منافع با شورای همکاری خلیج فارس در مسئله تنگه هرمز و تلاش برای تعریف منافع مشترک.
۷. فعالسازی دیپلماسی مسیر دو track2 در کنار دیپلماسی رسمی در قبال کشورهای عربی.
۸. فعالکردن دیپلماسی عمومی در کشورهای اسلامی به منظور بهرهمندی از افکار عمومی کشورهای اسلامی.
۹. اجماعسازی در داخل ابتدا در سطح نخبگان و تصیمسازان و سپس در سطح مردمی به منظور ضرورت تغییر برخی از سیاستهای داخلی و خارجی پس از جنگ.
۱۰. میانجیگری میان دولت لبنان و حزبالله بهمنظور رسیدن به فرمول همکاری متقابل در قالب نیروهای مسلح لبنان با حفظ هویت مقاومت حزبالله (تقسیم نقش در مناطق لبنان).