مجموعه اصلاح رفتاری در حوضه آبریز زایندهرود تا احیای رودخانه آن
کمتر کسی است که نسبت به رخدادهای رودخانه زایندهرود بیاطلاع باشد و به دلیل نمود بیرونی آن افراد، نخبگان، مدیران و مسئولان و آحاد جامعه در سطح ملی بسته به آگاهی خود برداشتهای متفاوت و راهحلهای مختلفی ارائه میدهند.
کمتر کسی است که نسبت به رخدادهای رودخانه زایندهرود بیاطلاع باشد و به دلیل نمود بیرونی آن افراد، نخبگان، مدیران و مسئولان و آحاد جامعه در سطح ملی بسته به آگاهی خود برداشتهای متفاوت و راهحلهای مختلفی ارائه میدهند.
در این یادداشت سعی بر آن است به جنبههای مختلف شرایط به وجود آمده برای این رودخانه همراه با راهحلهای پایدار برای احیای آن پرداخته شود. رودخانه زایندهرود تا اواخر دهه 70 شمسی تنها رودخانه دائمی در فلات مرکزی ایران بود. بدون توجه به تابآوری این رودخانه، توسعه بدون برنامهریزی در جهات گوناگون شامل توسعه بخشهای کشاورزی، شرب و صنعت این رودخانه را از حالت دائمی خارج و به رودخانهای عمدتا خشک تبدیل کرده است. آبخوانهای اطراف این رودخانه از زایش آب به داخل رودخانه به جذب آب از رودخانه تغییر ماهیت دادهاند. در کنار این شرایط، تغییر اقلیم نیز قابل توجه است.
متوسط بارش در حوضه آبریز زایندهرود از هزارو 500 میلیمتر در ارتفاعات کوهرنگ تا حدود 50 میلیمتر در بخش انتهایی این حوضه آبریز متغیر است و طی بالغ بر دو دهه اخیر متوسط بارشها کاهش محسوس یافته و مهمتر اینکه نوع بارش و تواتر آن نیز تغییر داشته است. بر روی رودخانه زایندهرود سد زایندهرود در سال 1349 به بهرهبرداری رسیده است. مطابق آمارهای ثبتشده طی دوره 10ساله 1354-1364 متوسط آب ورودی سالانه این سد حدود هزارو 400 میلیون مترمکعب شامل منابع آب زایندهرود طبیعی و تونل اول کوهرنگ بوده است. با بهرهبرداری از تونل دوم کوهرنگ در سال 1364، طی دوره 10ساله 1365-1375 متوسط آب ورودی سالانه این سد به حدود هزارو 600 میلیون مترمکعب افزایش یافت، اما طی دوره 10ساله 1375-1385 متوسط آب ورودی سالانه این سد به حدود هزارو 400 میلیون مترمکعب علیرغم بهرهبرداری از فاز اول تونل چشمه لنگان کاهش یافت. همچنین طی دوره 10ساله 1385-1395 این حجم به کمتر از هزارو 100 میلیون مترمکعب با توجه به تکمیل طرح انتقال آب چشمه لنگان رسید. این روند کاهشی ادامهدار در سالهای اخیر متوسط آب ورودی سالانه سد زایندهرود را به زیر هزار میلیون مترمکعب رسانده است. در همین حال، در بررسی آمار بارش ایستگاه چلگرد بهعنوان ایستگاه شاخص بالادست سد زایندهرود، طی دورههای 10ساله
1355-1365، 1365-1375، 1375- 1385، 1385-1395 و 1395-1401 میزان متوسط بارش به ترتیب برابر با 1294، 1607، 1407، 1180 و 1264 میلیمتر بوده است. در این حال، متوسط 66ساله بارش در این ایستگاه برابر هزارو 373 میلیمتر گزارش شده است. متوسط بارش این ایستگاه تا سال شروع خشکسالی در زایندهرود (1379-1380) برابر با هزارو 406 میلیمتر و از شروع خشکسالی این رودخانه تا سال 1400-1401 برابر با هزارو 307 میلیمتر بوده است. بنابراین بیشترین کاهش بارش در ۱۰ساله 1385-1395 با 14 درصد در ایستگاه چلگرد نسبت به بارش بلندمدت بوده است. کاهش بارش از شروع خشکسالی آبی در زایندهرود در سال 1379-1380 تا پایان سال آبی 1400-1401 نسبت به متوسط درازمدت بارش این ایستگاه برابر پنج درصد گزارش میشود. طبق آمار، در دوره ۱۰ساله 1375-1385 با توجه به اینکه بارش 17 درصد نسبت به دوره درازمدت افزایش داشته است، در این دوره متوسط حجم آب ورودی سد زایندهرود به هزارو 400 میلیون مترمکعب و کاهشی معادل 12.5 درصد نسبت به دوره ۱۰ساله قبل خود علیرغم اضافهشدن آب انتقالی از تونل چشمه لنگان داشته است. با تشکیل زوجهای عددی بارش–حجم ورودی به سد در دورههای 10ساله میتوان این فرضیه را مطرح کرد که عمده تغییرات حجم آب ورودی به سد زایندهرود تابع میزان بارش نیست و متغیرهای دیگری در میزان آب ورودی به سد زایندهرود تأثیر معناداری داشتهاند.
عامل اصلی کاهش حجم آب ورودی به سد زایندهرود
از نکات قابل توجه اینکه از جمعیت حوضه زایندهرود، 98 درصد در استان اصفهان و دو درصد در استان چهارمحالوبختیاری ساکن هستند. همچنین 93 درصد مساحت این حوضه در استان اصفهان و هفت درصد آن در استان چهارمحالوبختیاری قرار گرفته است. 90 درصد مصارف آب در محدوده مدیریت آب استان اصفهان، در حالی که 10 درصد منابع آب در محدوده استحفاظی آن مدیریت است. شکاف 80درصدی مصارف آب با منابع آب در محدوده مدیریت آب استان اصفهان را حتی ایجاد پُست مدیر حوضه زایندهرود نیز نتوانست ترمیم کند و محملی برای رشد اختلافات بر سر منابع آب شد. افزایش مصرف آب در بالادست سد زایندهرود در دهههای 60 و 70 عمدتا در زیرحوضه پلاسجان در استان اصفهان و اکثرا با حفر چاههای زیاد در محدوده دامنه-داران، بویینمیاندشت و چادگان اتفاق افتاد.
ر سالهای اخیر، کاهش شدید سطح آب زیرزمینی در آبخوانهایی مانند دامنه- داران باعث ایجاد پدیده فرونشست در شهر دامنه و نیز خشکشدن بخشی از اراضی کشاورزی در این زیرحوضه شده است. اما در دهههای 80 و 90 افزایش برداشت آب از سرشاخه اصلی زایندهرود در محدوده استان چهارمحالوبختیاری رشد بسیار سریعی داشته و برداشت آب از طریق پمپاژ مستقیم از رودخانه، شق نهر و نیز ایجاد سدهای کوچک و مخازن ذخیره آب به عنوان آبخیزداری و با هدف توسعه کشاورزی صورت گرفته است.
* عوامل اصلی در خشکشدن رودخانه زایندهرود
در بخش قبل به وضعیت بارش و آبدهی رودخانه زایندهرود منتهی به سد زایندهرود پرداخته شد و توسعه بخش کشاورزی به عنوان اصلیترین دلیل کاهش آبدهی ورودی به مخزن سد زایندهرود اشاره شد. میزان تأثیر این توسعه بسته به سالهای تر و خشک متفاوت ولی به دلیل عدم محدودیت در برداشت آب بین 20 تا 35 درصد بر اساس سالهای تر و خشک تخمین زده میشود. با این حال نمیتوان خشکشدن رودخانه زایندهرود را فقط به برداشتهای بالادست سد زایندهرود مرتبط دانست زیرا این رودخانه با کاهش آبدهی مواجه نشده بلکه خشک شده است. بنابراین لازم است به مؤلفههای دیگر در این خصوص در پاییندست سد زایندهرود پرداخته شود.
الف. توسعه اراضی کشاورزی بالادست حد فاصل سد زایندهرود تا سد چمآسمان
در این بازه توسعه اراضی کشاورزی متکی بر سیستمهای پمپاژ با ارتفاع بسیار زیاد به منظور توسعه عمدتا باغات هلو و بادام است. این کشاورزی ناپایدار باعث نابودی کشاورزی پایدار پاییندست و ازدسترفتن هزاران هکتار از کشتهای استراتژیک مانند گندم و جو شده است. مطابق اطلاعات بهدستآمده از تصاویر ماهوارهای طی مدت 35 سال، روند توسعه اراضی کشاورزی تنها در محدوده مطالعاتی بن- سامان (عمدتا در استان چهارمحالوبختیاری) به صورت معنیداری افزایش یافته است. طبق این بررسی، طی این مدت اراضی کشاورزی این ناحیه بالغ بر 400 درصد و به حدود 24000 هکتار رسیده است. هماکنون میزان افزایش مصرف در این بازه بین 280 تا 330 میلیون مترمکعب برآورد میشود که بیش از 80 درصد آن در شهرستانهای سامان و بن در استان چهارمحالوبختیاری و مابقی در بخش باغبهادران شهرستان لنجان در استان اصفهان است. در این بازه، متأسفانه بارگذاریهای جدید متعدد در بخش کشاورزی در حال اجرا هستند و طرح جدید و جنجالی بن-بروجن نیز با هدف تأمین آب صنعت و شرب نیز از همین بازه با حجم 41 میلیون مترمکعب آب در دست بهرهبرداری است. همچنین در سالهای قبل از توسعه در این بازه آبدهی بینحوضهای قابل ملاحظهای وجود داشت که جزء منابع آب زایندهرود طبیعی محسوب میشد که در شرایط فعلی علاوه بر برداشت معنیدار آب از رودخانه، آب میانحوضهای در این بازه تقریبا صفر شده است.
ب. توسعه شبکه آب شرب
یکی دیگر از عوامل اصلی تأثیرگذار در وجود پدیده خشکی زایندهرود، تأمین آب مورد نیاز شرب شهرها و روستاهای مختلف در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحالوبختیاری از جریان آب سطحی رودخانه زایندهرود (با برداشت حدود 530 میلیون مترمکعب) است. تمام این برداشتها از بخش کوهستانی این رودخانه در بالادست صورت پذیرفته است که میتوان به طرح انتقال آب از چشمه کوهرنگ به شهرکرد با حجم سالانه 20 میلیون مترمکعب، طرح انتقال آب به یزد با حجم برداشت فعلی سالانه 65 میلیون مترمکعب، طرح انتقال آب به کاشان با حجم سالانه 49 میلیون مترمکعب، تأمین آب شرب اصفهان بزرگ از تصفیهخانههای باباشیخعلی و وردشت با حجم سالانه حدود 400 میلیون مترمکعب اشاره کرد. از جمله طرحهایی که در حال اجرا و یا مطالعه است میتوان به طرح تأمین آب شرب دامنه داران با حجم 5/6 میلیون مترمکعب نیز اشاره کرد. مضاف به اینکه برخی از طرحهای اجراشده تأمین آب شرب به دلیل انتقال آب به خارج از حوضه آبریز از جمله انتقال آب به یزد، کاشان، شهرکرد، بن – بروجن به دلیل عدم بازگشت پساب آن به رودخانه، پتانسیل حفظ اکوسیستم از این رودخانه گرفته شده است. هرچند عمده پساب شرب جمعیت ساکن در حوضه آبریز نیز وارد سیکل بازچرخانی این رودخانه نشده و صرف توسعه کشاورزی و صنعت شده است.
ج. سایر عوامل مطرح
عوامل دیگری از قبیل توسعه اراضی کشاورزی پاییندست، توسعه کشت برنج، مصرف صنایع، فضای سبز شهری، جبران کسری بخشی از منابع