چمبرلین، پزشکیان و ترامپ
انتشار تصاویر رئیسجمهور در حالی که سند موسوم به «سند توافق» را در دست گرفته و به دوربین نشان میدهد، موجی از واکنش را به دنبال داشته است. از حیث نشانهشناسی میتوان تعابیر متعددی برای این فیگور متصور بود؛ اما در عین حال برخی هم در ایران و هم در آمریکا، قضیه را به موضوع دیگری ربط دادهاند و پزشکیان را با «نویل چمبرلین»، نخستوزیر بریتانیا در آخرین ماههای مختوم به جنگ دوم جهانی مقایسه کردهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
انتشار تصاویر رئیسجمهور در حالی که سند موسوم به «سند توافق» را در دست گرفته و به دوربین نشان میدهد، موجی از واکنش را به دنبال داشته است. از حیث نشانهشناسی میتوان تعابیر متعددی برای این فیگور متصور بود؛ اما در عین حال برخی هم در ایران و هم در آمریکا، قضیه را به موضوع دیگری ربط دادهاند و پزشکیان را با «نویل چمبرلین»، نخستوزیر بریتانیا در آخرین ماههای مختوم به جنگ دوم جهانی مقایسه کردهاند.
از روایت تاریخ میدانیم که هیتلر در آن موقع ادعاهای ارضی متعددی داشت. ابتدا آلزاس و لورین را که به دنبال شکست در جنگ اول به فرانسه واگذار کرده بود، پس گرفت و هیچکس اعتراضی نکرد. سپس اتریش را اشغال کرد و باز هم کسی اعتراضی نداشت. پس از آن ناحیهای به نام «سودتلاند» را مطالبه کرد که درواقع بخشی از خاک چکسلواکی بود ولی هیتلر مدعی بود آنها آلمانیتبار هستند. چکسلواکی حاضر به واگذاری نبود و آماده جنگ شد. به همین خاطر و برای جلوگیری از بروز جنگ، طی یک نشست در مونیخ با حضور فرانسه، بریتانیا و ایتالیا، آن بخش از چکسلواکی به آلمان واگذار شد با این امید که هیتلر دیگر دست از مطالبات ارضی بردارد و کار اروپا به جنگ نرسد. نماینده بریتانیا در آن نشست «نویل چمبرلین» بود. او بعدتر وقتی به فرودگاه لندن رسید، آن برگه را جلوی خبرنگاران بالا گرفت و اظهار کرد این امضای «آقای هیتلر و سند صلح اروپا» است. البته این سند دیری نپایید که باطل شد و «آقای هیتلر» ابتدا بقیه چکسلواکی و سپس لهستان را اشغال کرد و بزرگترین کشتار تاریخ بشری آغاز شد.
اکنون برخی اقدام مسعود پزشکیان را مشابه اقدام چمبرلین در فرودگاه میدانند. آیا میتوان این دو اقدام را شبیه یکدیگر دانست؟
در یک نگاه کلی به نظر میرسد یکی از آنها برای جلوگیری از جنگ و یکی برای خاتمه جنگ بوده است. البته خاتمه جنگ را میتوان نوعی جلوگیری از استمرار جنگ هم محسوب کرد.
از سوی دیگر، در آن زمان طرفین توانایی نظامی همدیگر را درک نکرده بودند، ولی الان به درک خوبی از هم رسیدهاند و بنابراین هر دو میدانند که نمیتوانند شکست قاطعی را بر دیگری وارد کنند. این در حالی است که آمریکا مخوفترین، بزرگترین و مجهزترین ارتش دنیا را در اختیار دارد. برخی میگویند در آن موقع چمبرلین امتیاز داد تا صلح باقی بماند، ولی اکنون گویا ایران قرار است امتیازات زیادی بگیرد تا صلح کند. قضیه فقط در ایران به همین شکل مطرح نشده است، بلکه در آمریکا نیز استدلالهای خاصی درباره این سند توافق وجود دارد. گویا توافق ترامپ از دیدگاه خود جمهوریخواهان و بخشهایی از آمریکاییها، توافقی ضعیف در مقابل دشمنشان محسوب میشود. آنها این توافق را از دیدگاه خودشان مصداق ضعف و اعطای امتیازات فراوان به طرف مقابل میدانند. در صفحات مجازی آنها نیز ترامپ با چمبرلین مقایسه میشود.
این در حالی است که جیدی ونس تور رسانهای گذاشته و از این رسانه به آن رسانه رفته و از مزایای این توافق صحبت میکند. این نکته عجیب و مشکوکی است که شخصی مثل او تا این اندازه همچون بازاریابها در حال تمجید و تعریف از این سند یکی، دو صفحهای است. ترامپ هم بهطور مداوم و پیاپی از این توافق دفاع کرده و مثلا در فاصله چهار دقیقه دو پست دراینباره منتشر کرده است. او گفته «ما از روی استیصال پای میز مذاکره نرفتیم؛ این ایران بود که رفت. آنها تمام شدهاند! این ۶۰ روز را پیش میبریم. حتی یک سنت هم به آنها نمیرسد؛ نه 10 سنت، هیچ!». این اظهارات نیز باعث شک و تردید است؛ آنهم در حالی که هنوز در مورد آن دوران 60روزه مذاکرهای هیچ اتفاقی نیفتاده و معلوم نیست طرفین تا چه اندازه بتوانند منویات خود را به دیگری بقبولانند. در طرف مقابل هم ایرانیهای مخالف، توافق چمبرلین را با پزشکیان مقایسه میکنند. در اسرائیل نیز مادران سربازان ارتش اسرائیل طی یک نامه، ترامپ ۲۰۲۶ را مساوی با چمبرلین ۱۹۳۸ دانستهاند. فارغ از هر موضوع سیاسی، جالب است که هرکس به نفع خودش از داستان چمبرلین نتیجهگیری میکند و خود را قربانی میداند. این مورد از آن مواردی است که باید پای صحبت کارشناسان تاریخ تحلیلی بنشینیم.