مجموعه اصلاح رفتاری در حوضه آبریز زایندهرود تا احیای رودخانه آن
کمتر کسی است که نسبت به رخدادهای رودخانه زایندهرود بیاطلاع باشد و به دلیل نمود بیرونی آن افراد، نخبگان، مدیران و مسئولان و آحاد جامعه در سطح ملی بسته به آگاهی خود برداشتهای متفاوت و راهحلهای مختلفی ارائه میدهند. در این یادداشت سعی بر آن است به جنبههای مختلف شرایط بهوجودآمده برای این رودخانه همراه با راهحلهای پایدار برای احیای آن پرداخته شود. رودخانه زایندهرود تا اواخر دهه 70 شمسی تنها رودخانه دائمی در فلات مرکزی ایران بود، بدون توجه به تابآوری این رودخانه توسعه بدون برنامهریزی در جهات گوناگون شامل توسعه بخشهای کشاورزی، شرب و صنعت این رودخانه را از حالت دائمی خارج و به رودخانهای عمدتا خشک تبدیل کرده است. آبخوانهای اطراف این رودخانه از زایش آب به داخل رودخانه به جذب آب از رودخانه تغییر ماهیت دادهاند، در کنار این شرایط تغییر اقلیم نیز قابل توجه است.
کمتر کسی است که نسبت به رخدادهای رودخانه زایندهرود بیاطلاع باشد و به دلیل نمود بیرونی آن افراد، نخبگان، مدیران و مسئولان و آحاد جامعه در سطح ملی بسته به آگاهی خود برداشتهای متفاوت و راهحلهای مختلفی ارائه میدهند. در این یادداشت سعی بر آن است به جنبههای مختلف شرایط بهوجودآمده برای این رودخانه همراه با راهحلهای پایدار برای احیای آن پرداخته شود. رودخانه زایندهرود تا اواخر دهه 70 شمسی تنها رودخانه دائمی در فلات مرکزی ایران بود، بدون توجه به تابآوری این رودخانه توسعه بدون برنامهریزی در جهات گوناگون شامل توسعه بخشهای کشاورزی، شرب و صنعت این رودخانه را از حالت دائمی خارج و به رودخانهای عمدتا خشک تبدیل کرده است. آبخوانهای اطراف این رودخانه از زایش آب به داخل رودخانه به جذب آب از رودخانه تغییر ماهیت دادهاند، در کنار این شرایط تغییر اقلیم نیز قابل توجه است. متوسط بارش در حوضه آبریز زایندهرود از 1500 میلیمتر در ارتفاعات کوهرنگ تا حدود 50 میلیمتر در بخش انتهایی این حوضه آبریز متغیر است و طی بالغ بر دو دهه اخیر متوسط بارشها کاهش محسوس و مهمتر اینکه نوع بارش و تواتر آن نیز تغییر داشته است. بر روی رودخانه زایندهرود سد زایندهرود در سال 1349 به بهرهبرداری رسیده است. مطابق آمارهای ثبتشده طی دوره 10 ساله 1364-1354 متوسط آب ورودی سالانه این سد برابر حدود 1400 میلیون مترمکعب شامل منابع آب زایندهرود طبیعی و تونل اول کوهرنگ بوده است. با بهرهبرداری از تونل دوم کوهرنگ در سال 1364، طی دوره 10 ساله 1375-1365 متوسط آب ورودی سالانه این سد به حدود 1600 میلیون مترمکعب افزایش یافت اما طی دوره 10 ساله 1385-1375 متوسط آب ورودی سالانه این سد به حدود 1400 میلیون مترمکعب علیرغم بهرهبرداری از فاز اول تونل چشمه لنگان کاهش یافت. همچنین طی دوره 10 ساله 1395-1385 این حجم به کمتر از 1100 میلیون مترمکعب با توجه به تکمیل طرح انتقال آب چشمه لنگان رسید. این روند کاهشی ادامهدار طی سالهای اخیر متوسط آب ورودی سالانه سد زایندهرود را به زیر 1000 میلیون مترمکعب در سال رسانده است. در همین حال در بررسی آمار بارش ایستگاه چلگرد به عنوان ایستگاه شاخص بالادست سد زایندهرود، طی دورههای 10 ساله 1365-1355، 1375-1365، 1385- 1375، 1395-1385 و 1401-1395 میزان متوسط بارش به ترتیب برابر با 1294، 1607، 1407، 1180 و 1264 میلیمتر بوده است در این حال متوسط 66ساله بارش در این ایستگاه برابر 1373 میلیمتر گزارش شده است. متوسط بارش این ایستگاه تا سال شروع خشکسالی در زایندهرود (80-79) برابر 1406 میلیمتر و از شروع خشکسالی این رودخانه تا سال 1401-1400 برابر 1307 میلیمتر بوده است بنابراین بیشترین کاهش بارش در طی ۱۰ساله 95-1385 با 14 درصد در ایستگاه چلگرد نسبت به بارش بلندمدت بوده است. کاهش بارش از شروع خشکسالی آبی در زایندهرود در سال 80-79 تا پایان سال آبی 401-1400 نسبت به متوسط درازمدت بارش این ایستگاه برابر پنج درصد گزارش میشود. طبق آمار، در دوره ۱۰ساله 1385-1375 با توجه به اینکه بارش 17 درصد نسبت به دوره درازمدت افزایش داشته است. در این دوره متوسط حجم آب ورودی سد زایندهرود به 1400 میلیون مترمکعب و کاهشی معادل 5/12 درصد نسبت به دوره ۱۰ساله قبل خود علیرغم اضافهشدن آب انتقالی از تونل چشمه لنگان داشته است. با تشکیل زوجهای عددی بارش – حجم ورودی به سد در دورههای 10ساله میتوان این فرضیه را مطرح کرد که عمده تغییرات حجم آب ورودی به سد زایندهرود تابع میزان بارش نیست و متغیرهای دیگری در میزان آب ورودی به سد زایندهرود تأثیر معنیداری داشتهاند.
عامل اصلی کاهش حجم آب ورودی به سد زایندهرود
از نکات قابل توجه اینکه از جمعیت حوضه زایندهرود، 98 درصد در استان اصفهان و دو درصد در استان چهارمحالوبختیاری ساکن هستند. همچنین 93 درصد مساحت این حوضه در استان اصفهان و هفت درصد آن در استان چهارمحالوبختیاری قرار گرفته است. 90 درصد مصارف آب در محدوده مدیریت آب استان اصفهان در حالی که 10 درصد منابع آب در محدوده استحفاظی آن مدیریت است. شکاف 80 درصدی مصارف آب با منابع آب در محدوده مدیریت آب استان اصفهان را حتی ایجاد پُست مدیر حوضه زایندهرود نیز نتوانست ترمیم کند و محملی برای رشد اختلافات بر سر منابع آب شد. افزایش مصرف آب در بالادست سد زایندهرود در دهههای 60 و 70 عمدتا در زیرحوضه پلاسجان در استان اصفهان و اکثرا با حفر چاههای زیاد در محدوده دامنه-داران، بویینمیاندشت و چادگان اتفاق افتاد. در سالهای اخیر، کاهش شدید سطح آب زیرزمینی در آبخوانهایی مانند دامنه- داران باعث ایجاد پدیده فرونشست در شهر دامنه و نیز خشکشدن بخشی از اراضی کشاورزی در این زیرحوضه شده است. اما در دهههای 80 و 90 افزایش برداشت آب از سرشاخه اصلی زایندهرود در محدوده استان چهارمحالوبختیاری رشد بسیار سریعی داشته و برداشت آب از طریق پمپاژ مستقیم از رودخانه، شق نهر و نیز ایجاد سدهای کوچک و مخازن ذخیره آب به عنوان آبخیزداری و با هدف توسعه کشاورزی صورت گرفته است.
عوامل اصلی در خشکشدن رودخانه زایندهرود
در بخش قبل به وضعیت بارش و آبدهی رودخانه زایندهرود منتهی به سد زایندهرود پرداخته شد و توسعه بخش کشاورزی به عنوان اصلیترین دلیل کاهش آبدهی ورودی به مخزن سد زایندهرود اشاره شد. میزان تأثیر این توسعه بسته به سالهای تر و خشک متفاوت ولی به دلیل عدم محدودیت در برداشت آب بین 20 تا 35 درصد بر اساس سالهای تر و خشک تخمین زده میشود. با این حال نمیتوان خشکشدن رودخانه زایندهرود را فقط به برداشتهای بالادست سد زایندهرود مرتبط دانست زیرا این رودخانه با کاهش آبدهی مواجه نشده بلکه خشک شده است. بنابراین لازم است به مؤلفههای دیگر در این خصوص در پاییندست سد زایندهرود پرداخته شود.
الف. توسعه اراضی کشاورزی بالادست حد فاصل سد زایندهرود تا سد چمآسمان
در این بازه توسعه اراضی کشاورزی متکی بر سیستمهای پمپاژ با ارتفاع بسیار زیاد به منظور توسعه عمدتا باغات هلو و بادام است. این کشاورزی ناپایدار باعث نابودی کشاورزی پایدار پاییندست و ازدسترفتن هزاران هکتار از کشتهای استراتژیک مانند گندم و جو شده است. مطابق اطلاعات بهدستآمده از تصاویر ماهوارهای طی مدت 35 سال، روند توسعه اراضی کشاورزی تنها در محدوده مطالعاتی بن- سامان (عمدتا در استان چهارمحالوبختیاری) به صورت معنیداری افزایش یافته است. طبق این بررسی، طی این مدت اراضی کشاورزی این ناحیه بالغ بر 400 درصد و به حدود 24000 هکتار رسیده است. هماکنون میزان افزایش مصرف در این بازه بین 280 تا 330 میلیون مترمکعب برآورد میشود که بیش از 80 درصد آن در شهرستانهای سامان و بن در استان چهارمحالوبختیاری و مابقی در بخش باغبهادران شهرستان لنجان در استان اصفهان است. در این بازه، متأسفانه بارگذاریهای جدید متعدد در بخش کشاورزی در حال اجرا هستند و طرح جدید و جنجالی بن-بروجن نیز با هدف تأمین آب صنعت و شرب نیز از همین بازه با حجم 41 میلیون مترمکعب آب در دست بهرهبرداری است. همچنین در سالهای قبل از توسعه در این بازه آبدهی بینحوضهای قابل ملاحظهای وجود داشت که جزء منابع آب زایندهرود طبیعی محسوب میشد که در شرایط فعلی علاوه بر برداشت معنیدار آب از رودخانه، آب میانحوضهای در این بازه تقریبا صفر شده است.
ب. توسعه شبکه آب شرب
یکی دیگر از عوامل اصلی تأثیرگذار در وجود پدیده خشکی زایندهرود، تأمین آب مورد نیاز شرب شهرها و روستاهای مختلف در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحالوبختیاری از جریان آب سطحی رودخانه زایندهرود (با برداشت حدود 530 میلیون مترمکعب) است. تمام این برداشتها از بخش کوهستانی این رودخانه در بالادست صورت پذیرفته است که میتوان به طرح انتقال آب از چشمه کوهرنگ به شهرکرد با حجم سالانه 20 میلیون مترمکعب، طرح انتقال آب به یزد با حجم برداشت فعلی سالانه 65 میلیون مترمکعب، طرح انتقال آب به کاشان با حجم سالانه 49 میلیون مترمکعب، تأمین آب شرب اصفهان بزرگ از تصفیهخانههای باباشیخعلی و وردشت با حجم سالانه حدود 400 میلیون مترمکعب اشاره کرد. از جمله طرحهایی که در حال اجرا و یا مطالعه است میتوان به طرح تأمین آب شرب دامنه داران با حجم 5/6 میلیون مترمکعب نیز اشاره کرد. مضاف به اینکه برخی از طرحهای اجراشده تأمین آب شرب به دلیل انتقال آب به خارج از حوضه آبریز از جمله انتقال آب به یزد، کاشان، شهرکرد، بن – بروجن به دلیل عدم بازگشت پساب آن به رودخانه، پتانسیل حفظ اکوسیستم از این رودخانه گرفته شده است. هرچند عمده پساب شرب جمعیت ساکن در حوضه آبریز نیز وارد سیکل بازچرخانی این رودخانه نشده و صرف توسعه کشاورزی و صنعت شده است.
ج. سایر عوامل مطرح
عوامل دیگری از قبیل توسعه اراضی کشاورزی پاییندست، توسعه کشت برنج، مصرف صنایع، فضای سبز شهری، جبران کسری بخشی از منابع آب شرب و... نیز در بهوجودآمدن این شرایط بیتأثیر نبودهاند، هرچند بیشترین آسیب به بخش حقابهدار این رودخانه وارد شده ولی بخشهای مصرف اشارهشده عمدتا با استفاده از منابع آب آبخوانهای اطراف رودخانه زایندهرود و در غیاب جریان سطحی آب توانستهاند خود را تا حدودی سر پا نگه دارند. سهم این عوامل در خشکشدن رودخانه زایندهرود در غیاب آمارهای مستند و کافی تنها با نظرات کارشناسی قابل بیان است زیرا بر مبنای مطالعات انجامگرفته کسر مخزن آبخوانهای پاییندست سد چمآسمان تا انتهای رودخانه حدود 8-7 میلیارد مترمکعب تخمین زده میشود که سالانه بالغ بر 200 میلیون مترمکعب اضافه برداشت از این آبخوانها صورت میگیرد و به کسر مخزن اضافه خواهد شد. بنابر گزارشهای شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان در شرایط بحرانی حداکثر آب برداشتشده برای جبران کمبود آب در سطح کلانشهر اصفهان به 2 مترمکعب در ثانیه محدود میشود که میتوان حجم سالانه آن را حداکثر 30 میلیون مترمکعب تخمین زد، بنابراین کسر مخزن موجود و اضافهبرداشتها متأثر از کشاورزی پاییندست («حقابهدار و غیرحقابهدار» و «مجاز و غیرمجاز») و فضای سبز شهری بوده است. سهم صنعت در این بخش معنیدار به نظر نمیرسد زیرا به دلیل اشتیاق دستگاههای مربوطه در تحویل آب به صنایع، حجم آب مصرفی آنها محدود به 70 میلیون مترمکعب در سال خواهد بود که عمدتا از بالادست تأمین میشود.
اقدامات و تلاشهای انجامشده تاکنون
از همان دهه ۷۰، اخطارهای لازم در مورد بارگذاریهای زیاد و خطر خشکشدن رودخانه زایندهرود داده میشد و تلاشها برای بهبود اوضاع از همان زمان شروع شد ولی به علل مختلف نتوانست بهبود مؤثری در اوضاع کلی حوضه آبریز و رودخانه زایندهرود ایجاد کند که میتوان به ورود شورای عالی آب، شورای امنیت کشور و از این قبیل اشاره کرد.
اهم دلایل ناکامی تلاشهای صورتگرفته در احیای رودخانه زایندهرود
مهمترین دلیل خشکشدن زایندهرود را شاید بتوان بیتجربگی ملی و منطقهای در مدیریت این رودخانه در فلات مرکزی ایران دانست نمیتوان دولت یا مدیری را حداقل از زمان اولین بارگذاری که مربوط به سال 1349 (احداث کارخانه ذوب آهن اصفهان) یا اولین انتقال آب در سال 1332 (بهرهبرداری تونل اول کوهرنگ) مقصر دانست که البته منحصر به حوضه آبریز زایندهرود نیست و این موضوع با شدت و ضعف شامل تمام حوضههای آبریز و دشتهای کشور میشود و تنها میتوان اعلام کرد که دولتهای ما فارغ از گرایشهای سیاسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی، مدیران ما، کارشناسان ما و در آخر مردمان ذینفع ما دانش لازم برای مدیریت آب را برای گسترش انواع توسعه عمقی و سطحی نداشتند. نیازهای زیستمحیطی را امری فانتزی، منابع آب زیرزمینی را لایتناهی، کشور را در انرژی بهخصوص برق بسیار غنی، توسعه را در تمام جوانب امری واجب برمیشمردند و در عمل دور باطل مسابقه برداشت بیشتر آب از رودخانه زایندهرود شکل گرفت و مهمتر اینکه تصمیمهای فنی عمدتا خارج از مسیر قانونی و علمی و با فشارهای سیاسی صورت میپذیرفت و کمتر مدیر مستقلی توان مقاومت در این زمینه را داشت. متأسفانه شرایط حاکم بر این رودخانه، بیشتر بستری مناسب برای بهدستآوردن پست و مقام با رویکرد تخریب مدیران قبلی و قول اصلاح امور در کوتاهترین زمان بوده است؛ البته پیشینیان نیز همین روش را نسبت به مدیران قبلی خود داشتند.
واقعیتهای موجود در رودخانه زایندهرود
قبل از ورود به ارائه راهکار، به دور از نگاههای سیاسی لازم به تأکید است که متأسفانه دولتها کشور را با تعارف اداره میکنند و عمدتا جنبههای تبلیغاتی تصمیمها به جنبههای فنی آن غالب است همه از ناترازی آب و برق صحبت میکنند، ولی کسی نه در قوه مجریه توان حل منطقی آن را دارد و نه در قوه مقننه این موضوع از درک درستی برخوردار بوده است. بالغ بر 26 سال از شروع بحران آب در زایندهرود میگذرد و با تشکیل انواع جلسات در سطوح مختلف منطقهای و کشوری، برگزاری تجمعات اعتراضی، سخنرانیهای آتشین انتخاباتی، تخریب خط یزد، هزینهکرد نجومی در طرحهای انتقال آب با ارتفاعهای پمپاژ آنچنانی، برهمزدن روابط اجتماعی اقوام و...، عمق و گسترش این بحران کمتر نشده، بلکه در حال فزونی است، بنابراین راهحل کاهش این بحران تنها و تنها در یک بستر زمانی نسبتا طولانی و پس از اخد تصمیمهای علمی در چارچوب منافع ملی و پرهیز از تصمیمهای شتابزده منطقهای و با درنظرگرفتن منافع جوامع هم جوار میسر است. مشکل زایندهرود نبود راهحل نیست که هر دولتی پس از ورود اقدام به مطالعه راهحل جدید توسط دستگاههای جدید میکند. بلکه مشکل زایندهرود مقاومت مسئولان در مقابل حقیقت موضوع بهدلیل ناآگاهی و استفادههای تبلیغاتی، ورود دستگاههای غیرمسئول به موضوع، عدم جسارت وزارت نیرو در حل موضوع و عافیتطلبی مدیران و حتی ذینفعان است. حقیقت رودخانه زایندهرود آن است که این رودخانه در اکثر مواقع از سد چم آسمان تا انتها بهدلیل برداشت آب در بالادست خشک است، تخمین سهم این برداشت در استانهای اصفهان 55-60 درصد، چهارمحال و بختیاری 35-40 درصد و استان یزد حدودا 5-7 درصد است. چون تمام برداشتهای آب از بالادست صورت میگیرد، طرحهایی که آب برداشتشده را از حوضه آبریز خارج میکنند از قبیل انتقال آب به یزد، کاشان، شهرکرد، نائین، اردستان و... تأثیر آن بر منابع آب رودخانه زایندهرود بالغ بر 300 درصد است، چون این رودخانه از بازچرخانی آب و پساب محروم شده است و اگر این برداشتها از انتهای رودخانه صورت میپذیرفت، تنها تأثیر 100 درصدی داشت. از طرفی متأسفانه بخشهایی از این برداشتها که حتی کارکرد داخل حوضهای دارند، از قبیل تأمین آب شرب اصفهان بزرگ عملا پسابی وارد رودخانه زایندهرود نمیشود و از حجم حدود 400 میلیون متر مکعبی آب مصرفی در بخش شرب این منطقه، کمتر از 30 میلیون متر مکعب وارد چرخه رودخانه زایندهرود میشود و مابقی پساب که رقمی بالاتر از 200 میلیون متر مکعب است تحت عناوین مختلف و با توجیهات عامهپسند و عملا در راستای ناپایداری رودخانه، صرف توسعه در بخشهای کشاورزی، صنعت و فضای سبز شده است. حقیقت دیگر اینکه مسئولان کشوری درک درستی از توزیع عادلانه ثروت ملی در این حوضه آبریز نداشتند. این توزیع ثروت در واگذاری اراضی ملی، اجرای طرحهای تأمین آب از رودخانه زایندهرود و... انجام شد و نتیجه آن اراضی پایاب رودخانه زایندهرود که تماما بهصورت ثقلی و تحت نظامنامه مستند با سابقه تاریخی بالغ بر 700 سال به اراضی بایر تبدیل شد تا اراضی بالادست با پمپاژهای چند صد متر صرف تولید بادام و هلو شود. از دیگر حقایق اینکه فضای سبز منطقه مناسب شرایط فعلی رودخانه نیست توسعه فضای سبز با هر انگیزهای در حوضه آبریز زایندهرود و با هر منبع آبی (آب زیرزمینی، پساب شرب) صحیح نیست و نمیتوان توجیهاتی از قبیل داشتن حقابه، جلوگیری از آلایندگی، توسعه گردشگری و... این حجم از فضای سبز را پذیرفت و دائم نگران فرونشست بود و مدیران لازم است بین جلوگیری از فرونشست بیشتر یا حفظ فضای سبز فعلی یکی را حداقل تا زمان احیای زایندهرود بپذیرند. یکی دیگر از حقایق این رودخانه، وجود کشتهای آببر و بهخصوص برنج است متأسفانه بهدلیل بازده اقتصادی این محصول، توسعه آن در مناطقی که سابقه تاریخی این کشت را نیز نداشته است صورت پذیرفته است علاوه بر آن کشت ذرت علوفهای با نیاز آبی بالا نیز واقعیتی است که در این حوضه آبریز توسعه یافته و خود یکی از دلایل افت شدید سطح آب آبخوان های منتهی به زایندهرود است.
راهکارهای پیشنهادی در راستای احیای رودخانه زایندهرود
در صورت پذیرش واقعیتهای ملموس و ناملموس حاکم بر حوضه آبریز زایندهرود، لازم است برای احیای این رودخانه نسخه درمانی تجویز شود که این نسخه ترکیبی از جراحی، دارو و سایر الزامات درمانی است که بخشی از آن مربوط به خود حوضه آبریز، بخشی مربوط به تصمیمهای کشوری و بخش دیگر مربوط به تعامل با مناطق دیگر است، درمان این رودخانه درد، قطع عضو، دوره نقاهت، کاهش تولید و... دارد، در بخشهای قبل اشاره شد کسری مخزن این رودخانه بالغ بر هشت میلیارد متر مکعب با اضافه برداشت سالانه 200 میلیون متر مکعب در سال است؛ بنابراین تا زمانی که این کسری از بین نرود، زایندهرود قبل از سال 79 جاری نخواهد شد و سد زایندهرود نیز نمیتواند احیای این رودخانه را تضمین کند، بنابراین در گام اول تمام راهها به جبران این کسری ختم شود. راههای رسیدن به این منظور حذف حداکثری برداشتها با هر روش ممکن و بازگشت حداکثری پسابها به رودخانه خواهد بود.
1- اختصاص یارانه برق تنها برای محصولات استراتژیک زراعی
کشور ما بهدلیل محدودیت منابع مالی، قیمت پایین انرژی، فرسوده و قدیمیبودن تأسیسات استحصال انرژی و... همواره درگیر ناترازی انرژی بوده است و دولتها برای عبور از آن بنا به سیاستهای خود در برههای تأمین انرژی صنایع و در برهه دیگر تأمین انرژی خانگی را در اولویت قرار میدهند از طرفی بنابر گزارشهای ارائهشده از سوی مسئولان مصرف انرژی کشور بالغ بر 5/2 برابر اتحادیه اروپاست که از مهمترین دلایل این مصرف بالا، یارانههای گسترده انرژی است؛ بنابراین لازم است تصویب تمام طرحهای عمرانی، خدماتی، گردشگری و... بخشهای دولتی و خصوصی مانند الزام در داشتن پیوستهای فنی و زیستمحیطی لازم است پیوست انرژی داشته باشد. پیوست انرژی باید به همه جنبههای انرژی مورد نیاز از دید کلان اقتصادی بپردازد و به راههای تأمین این انرژی بدون ایجاد بار به شبکه سراسری توجه ویژه گردد. متأسفانه بی توجهی به این موضوع در حوضه آبریز زایندهرود و با هدف احیاء رودخانه آن با اجرای طرح های بسیار سنگین پمپاژی، مشکلات زیادی برای کشور و نتیجه معکوس برای احیاء رودخانه زایندهرود دارد. هرچند سهم بخش کشاورزی از کل انرژی مصرفی به 5 درصد محدود میگردد ولی در بخش برق مصرفی تا 20 درصد خواهد رسید.با توسعه شبکه برق روستائی در دهه 50، الکتروپمپها به تدریج جای بسیاری از روش های قدیمی استحصال آب زیرزمینی را گرفتند و پس از آن بود که تغییرات اساسی در آبخوانها و دشت های کشور رخ داد اکثر قناتها در رقابت با این الکتروپمپها خشک شدند و چاههای کشاورزی در یک مسابقه باطل با کف شکنی، سطح سفرههای آب زیر زمینی را عمیق تر و کسری مخازن را بیشتر کردند به نحوی که از حدود 609 دشت کشور بالغ بر 450 دشت در شرایط ممنوعه و ممنوعه بحرانی قرار گرفت و نابودی این دشتها به قیمت تولید بدون برنامه محصولات کشاورزی تمام شد محصولاتی که نه استراتژیک هستند و نه ارزش اقتصادی صادرات دارند. متأسفانه همه مسئولان، مدیران و قانونگذاران و حتی مردم به این موضوع واقف هستند ولی بدلیل باری به هرجهت بودن موضوع، نگرانی از به خطر افتادن موقعیتها و... علاوه بر اینکه نظارهگر این اتلاف انرزی هستند و مهمتر اینکه هانند خوره دشتها و حوضههای آبخیز کشور را از بین برده است بعضا در مقابل هرگونه تصمیمهای اصلاحی مقاومت میکنند. بنا بر این پیشنهاد میشود قانونگذاران برای نجات منابع آب کشور و بهخصوص در این منطقه برای رسیدن به یک دور نمای زمانی احیای رودخانه زایندهرود و با حفظ یارانه انرژی فقط به محصولات استراتژیک، نسبت به آزادسازی انرژی و بهخصوص برق کشاورزی و فضای سبز اقدام کنند. با وضع این قانون علاوه بر اینکه قطره قطره آب ارزش واقعی خود را پیدا خواهد کرد مصرف انرژی به انظباط نسبتا معقولی دست خواهد یافت پیشبینی میشود با اعمال این قانون سالانه بالغ بر 500 میلیون متر مکعب صرفهجویی در منابع آب این حوضه آبریز میشود که منجر به مثبتشدن بیلان آب آبخوانهای این رودخانه از 200- به 300+ میلیون متر مکعب در سال خواهد شد.
2- اصلاح الگو و حذف بخش توسعه یافته فضای سبز شهری
اصفهان امروز با متوسط بارش 110 میلیمتر در سال و خشکبودن رودخانه زایندهرود در موضوع فضای سبز شهری قابل مقایسه با اصفهان دیروز با همان متوسط بارش ولی با آبخوان غنی نیست، صرفنظر از قضاوتهای حقوقی، از نظر فنی خسارت برداشت از آبخوان فقیر بهمراتب از خسارت برداشت از جریان سطحی رودخانه در بالادست بیشتر است، زیرا با برداشت آب از آبخوانهای بهشدت فقیر، فرونشست زمین نیز تشدید خواهد شد و با توجه به ماهیت آن پدیدهای غیر قابل برگشت است. بنابراین پیشنهاد میشود همزمان دو اقدام اساسی حذف تمام فضای سبز توسعهیافته خارج از سیستم آبرسانی توسط مادیها و جایگزینی چمن مصنوعی بهجای چمن طبیعی صورت پذیرد؛ همچنین حذف بوتههای شمشاد از فضای سبز در کاهش نیاز آبی مؤثر است و مدیریت شهری میتواند از درختان مقاوم به خشکی از قبیل گز و طاق یا هر روش دیگری برای حفظ سیمای منظر شهر استفاده کند.
3- حذف کشت تابستانه
بالاترین نیاز آبی کشاورزی مربوط به کشتهای تابستانه است و بیشترین خسارت در واحد سطح به منابع آب به این کشتها مربوط میشود. منظور از کشتهای تابستانه کشتهایی است که تاریخ کاشت آنها از اوایل خرداد و طول اصلی دوره رشد آنها در تابستان باشد. یادآور میشود کشت برنج نیز جزء کشت تابستانه محسوب میشود.
4. اصلاح الگوی آبیاری
یکی از اشتباههای راهبردی در مدیریت منابع آب کشور توسعه روشهای آبیاری تحت فشار است. شوربختانه توسعه این روشها با وامهای تقریبا بلاعوضی صورت میگیرد که شاید بتوان خسارت آن را در رتبه بالایی برای آب و خاک کشور دانست. فلسفه ایجاد این روشها مربوط به اراضی ناهموار برای حفظ خاک زراعی و عدم جابهجایی این خاکها در تسطیح اراضی بوده است، در صورتی که از این روشها در اراضی هموار با تبخیر متوسط بالای 2500 میلیمتر برای اراضی زراعی به کار برده شده است. یادآور میشود راندمان کلی آبیاری بارانی در مقایسه با روشهای حتی سنتی بسیار پایینتر است زیرا در روش آبیاری بارانی سه سطح تبخیر ایجاد میشود، درحالیکه در روش آبیاری غرقابی تنها یک سطح تبخیر وجود دارد، از طرفی نفوذ عمقی آب بیش از محدوده ریشه گیاه را نمیتوان هدررفت محسوب کرد و هدررفت تنها به تبخیر اطلاق میشود. تبخیر در حوضه آبریز زایندهرود از حدود 1700 میلیمتر در بالادست تا بیش از 2500 میلیمتر در پاییندست متغیر است، همچنین اکثر دشتهای این حوضه آبریز از سطح قابل قبول تسطیح برخوردار هستند ولی توسعه آن بدون توجه به ناهمگونی این روشهای آبیاری با منطقه رشد سریعی داشته و مهمتر اینکه با صرفهجویی در آب مصرفی از طریق بالابردن راندمان کاربرد، توسعه اراضی کشاورزی را در پی داشته و به طریقی با حذف نفوذ عمقی، علاوه بر خشکشدن آبخوانها حقوق ذینفعان پاییندست نیز ضایع شده است.
5- بازگشت پساب شرب به رودخانه
تقریبا حدود 550 میلیون مترمکعب برای مصرف آب شرب از رودخانه زایندهرود در بالادست آب برداشت میشود که از این رقم حدود 180 میلیون مترمکعب آن به خارج از حوضه آبریز منتقل میشود، بنابراین از حدود 370 میلیون مترمکعب باقیمانده حدودا معادل 220 میلیون مترمکعب پساب ایجاد میکند از این رو لازم است با اجرای طرحهای تصفیه، زمینه انتقال آنها به رودخانه ایجاد شود. تسریع در اتخاذ این تصمیم، زمان اجرای طرحهای مرتبط و ورود این پساب در مقاطع بالایی رودخانه تأثیر مستقیم در زمان لازم برای احیای رودخانه زایندهرود دارد.
6. اصلاح سرانه آب شرب انتقالی به خارج از حوضه آبریز
7. اصلاح سرانه آب انتقالی
با توجه به اینکه حدود 180 میلیون مترمکعب آب از حوضه آبریز زایندهرود به خارج از این حوضه شامل آبرسانی به یزد، کاشان، شهرکرد، بن بروجن، اردستان، نائین و... منتقل میشود، لازم است تجدیدنظری در اصلاح سرانه آب انتقالی صورت پذیرد. چون در این مناطق پذیرنده آب سابقه اسکان جمعیت وجود داشته و منابع آب محلی در محاسبات سرانه آب مورد نیاز آنها کمتر ملحوظ شده، از این رو دو رویکرد برای اصلاح این موضوع متصور است. رویکرد اول تأمین آب این مناطق بر اساس سرانه اصلاحشده تنها شرب و بهداشت محاسبه شود. در این روش رقم سرانه به ازای هر نفر در روز حدود 90 لیتر در روز در نظر گرفته میشود. در روش دوم و با توجه به وجود منابع آب محلی برای تمام جوامع عنوانشده، کاهش آب انتقالی به سطح 40 درصد (معادل 40 درصد خالص آب مصرفی شرب در جوامع داخل حوضه آبریز) صورت پذیرد. تخمین زده میشود استفاده از هر کدام از روشهای اصلاح سرانه، کل رقم آب انتقالی به حدود 80 میلیون مترمکعب در سال کاهش خواهد یافت. بازنگری در استقرار صنایع آسیبدیده از جنگ تحمیلی در حوضه آبریز استقرار صنایع آببر در فلات مرکزی بدون آیندهنگری در تأمین آب پایدار آن صورت پذیرفته است، هرچند مطابق آمارها صنایع مستقر در حوضه آبریز زایندهرود معادل 70 میلیون مترمکعب مصرف آب سطحی دارند ولی بیشترین تأثیر این صنایع در جذب مهاجر به این حوضه آبریز بوده و در واقع رشد تأثیر حضور این صنایع بیشتر در بخش شرب است و علیرغم اسناد بالادستی در عدم توسعه، این صنایع در هر فرصتی نسبت به توسعه خود اقدام و شرایط را از نظر محدودیتهای منابع آب و آلایندگی بیشتر مینمودند. جنگهای تحمیلی 12روزه و رمضان علیرغم خسارتهای مالی و جانی فراوان برای کشور، فرصتهای زیادی از دل این تهدیدها برای کشور به ارمغان آورده است. در موضوع بحران آب در زایندهرود و سهم صنایع در کاهش این بحران همان بس که لازم است در بازسازی این صنایع در محل فعلی آن تجدید نظر و حتیالامکان به کنار خلیج فارس و یا حداقل به انتهای رودخانه منتقل شود تا علاوه بر کاهش آلودگی، از حداکثر ظرفیت رودخانه برای خودپالایندگی و چرخه آب استفاده شود.
8- بازخرید حق اشتراکیها
در دهه 70 توسعه شبکههای آبیاری زیردست سد زایندهرود در شبکههای برخوار، مهیار، جرقویه و رودشت در قالب مشارکتهای مردمی و تحت عنوان حق اشتراک صورت پذیرفت که متأسفانه با بروز خشکسالی در این رودخانه شاید پس از بالغ بر 27 سال میتوان ادعا کرد این اراضی هیچگاه امکان دریافت کامل آب مورد مشارکت خود را دریافت نکردند و همواره محلی برای بروز اختلافات در تعیین سهم آب اندک رهاشده در رودخانه زایندهرود بوده است هرچند مبنای این توافقات وجود آب برای توزیع به این اراضی بوده است. بازخرید این اراضی توسط دولت تأثیر معنیداری در احیای رودخانه زایندهرود ندارد ولی بستر مناسبی برای کاهش تنشهای اجتماعی در حوضه آبریز خواهد شد.
9. بازتعریف محدودههای کشاورزی بر مبنای بلوکهای طوماری
در نظام سهمبندی طومار منتسب به مرحوم شیخ بهایی آب زایندهرود به 33 سهم اصلی در پنج بلوک اصلی تقسیم میشود. با پرهیز از ورود به موضوعات فنی حاکم بر این تقسیمبندی لازم است اراضی اولیه زیر پوشش این تقسیمنامه احصا و بر مبنای آن و با تعدیل الگوی کشت گامهای لازم در احیای رودخانه زایندهرود برداشته شود.
10. تکمیل سامانه کوهرنگ3 با پذیرش واقعیتهای فنی حاکم بر این طرح
با توجه به ریسک بسیار بالای اجرای سد سوم کوهرنگ در ساختگاه فعلی در موضوع آببندی مخزن و علیرغم تذکر فراوان از سوی کارشناسان، دستگاه اجرائی بدون توجه به پذیرش واقعیتهای آن و تنها بر اساس فرار به جلو در خرید زمان، انتقال آب تخصیصیافته به این طرح را که زیربنای تصمیمگیری انتقال آب به یزد بوده را بسیار پرریسک کرده است. در صورت پذیرش واقعیت فنی حاکم بر این طرح توسط وزارت نیرو و داشتن شجاعت لازم در پذیرش نقدهای کارشناسی، امکان کاهش ریسک اجرای این سد با جابهجایی ساختگاه با هزینهای به مراتب کمتر فراهم خواهد شد.
در پایان با اصلاح مجموعه رفتارها در سطح حوضه آبریز و آبخور رودخانه زایندهرود مطابق روشهای ذکرشده میتوان انتظار احیای این رودخانه را داشت. قطعا به دلیل منافع شخصی و صنفی مخالفتهایی در هر بخش عنوانشده خواهد شد ولی برای اجرای این برنامهها نیاز به باور، جسارت و قاطعیت است. هزینههای اصلاح مجموعه رفتارها را با توجه به اینکه استان اصفهان در تخصیص منابع محلی برای طرحهایی که حتی دردی از بحران زایندهرود را مداوا نمیکنند، گشادهدست بوده است از این رو با بخشی از این تخصیص مالی این منابع قابل تأمین است. با اصلاح این رفتارها امکان برنامهریزی برای بالغ بر یک میلیارد مترمکعب در سطح حوضه آبریز و حدود 800 میلیون مترمکعب از آبخور رودخانه زایندهرود وجود دارد، آنگاه میتوان انتظار داشت این رودخانه به شرایط طبیعی خود بازگردد.