|

جامعه نمایش در مقابل تمنای بسط زندگی واقعی

هفته‌های آتش‌بس در چشم‌به‌هم‌زدنی طی شد و شهرهایمان زنده و شب‌ها نیز پرجنب‌وجوش بودند.

هفته‌های آتش‌بس در چشم‌به‌هم‌زدنی طی شد و شهرهایمان زنده و شب‌ها نیز پرجنب‌وجوش بودند.

خوشبختانه شهرها و شهروندانمان در این ایام ثابت کردند که مایل به حرکت و گفت‌وگو هستند. مایل‌اند کمک کنند و تصویری از ویرانی و خرابی‌های جنگ بر زمین باقی نگذارند. نشانه آن رسیدگی فوری شهرداری‌ها و مردم محلات به خرابه‌های ساختمان‌هایی است که در اثر حملات آمریکا و اسرائیل برجا مانده‌اند یا آسیب‌های جزئی و کلی که ساختمان‌های موشک‌خورده دیده‌اند. فیلم‌هایی از تیم‌های کمکی دیدیم که فوری خود را به این مکان‌های آسیب‌دیده می‌رسانند. جای پنجره‌های شکسته پلاستیک‌های مناسب نصب یا شیشه‌ها را عوض می‌کنند و مکان ساختمان‌ها را، حتی اگر عملیات بازسازی نخواهد فوری شروع شود و ساکنان نخواهند فعلا در آن وضعیت در خانه‌هاشان بمانند، تمیز و جارو کرده و منظر ویرانی و آشفتگی جنگ را جمع می‌کنند. بسیاری از آنها که شب‌ها در خیابان از پنجره ماشین‌ها پرچم ایران را تکان می‌دهند نیز اکثرا با وجود احساس هیجانی و نمایش میل به مقاومت در برابر متجاوزین به خاک وطن‌مان، وقتی با ایشان وارد گفت‌وگو می‌شوی، جنگ را برای جنگ نمی‌خواهند و آخر خط را در رهایی خود و هم‌وطنانمان از بلای جنگ می‌بینند. طبیعی است که به موازات این ابراز احساسات دسته‌جمعی در میادین جای‌جای شهر، در سطح محلات و شهرها نیز حرکت‌هایی صورت گیرد تا در روند بازسازی‌ها از کمک‌ها و مشورت مردم استفاده شود. طبق گزارشات جاری، در مقابل خسارت‌های فراوانی که 205 شهر و 117 روستای کشور دیده‌اند (در کل کشور، صد هزار واحد مسکونی آسیب دیده که هزارو 100 تای آنها نیاز به احداث مجدد دارند. همچنین 50 بیمارستان و هزارو 200 واحد مدرسه آسیب دیده که 20 تای آنها تخریب کامل و 775 تای آنها به‌سرعت بازسازی و به چرخه آموزش بازگشته‌اند) و جالب اینکه 700 مسجد نیز در تهران برای شرایط بحران تجهیز شده‌اند.

در طول دهه اخیر به تجربه دیده‌ایم که رویدادهای فرهنگی و نمایش مردمی، اگر کارشان را برپایه فرهنگ مردم هر محل و قصه‌ها و روایت‌های آن گوشه از شهر و سنت‌های آن بگذارند، موفق خواهند شد با زنده‌کردن آیین‌های شهری و خاطرات مردم، در راستای احیای آن قسمت از شهر هویت‌زایی یا تجدید هویت کنند و مسلم است که احیای هویت‌های یگانه محلات در توافق با روحیه مردم ساکن در هر محل، بهترین موضوعی است که می‌تواند ‌هنگام بازسازی‌های محلات آسیب‌دیده در شهرها مورد ارجاع قرار گیرد. قبلا همین‌جا گفته بودیم که برای بازسازی‌ها فکرنشده و با سرعت اقدام نشوند تا شاید به کمک خودِ مردم محلات بشود فضاهای جمعی و سبز و باز جدیدی برای محلات تدارک دید، زیرا می‌دانیم که در اثر سال‌ها تراکم‌فروشی و ساخت‌وساز با حجم زیاد، تمام محلات شهرهایی مانند تهران کلا بخش عظیمی از فضاهای عمومی خود را از دست داده‌اند و نیاز به پیرایش فضای شهری مطابق میل ساکنان محلات، به‌ویژه در محلات پرتراکم شهرمان احساس می‌شود.

متأسفانه سراهای محلات در چند ماه اخیر فعالیت چندانی نداشته و گاه تعطیل نیز بوده‌اند. اما زندگی عادی در همین شرایط ناپایدار به‌تدریج از سر گرفته می‌شود. مردم عادی در همین شرایط تعلیق جنگ، مشتاق شنیدن حرف‌های تازه و امیدبخش یکدیگر در فضاهای جمعی کوچک و بزرگ هستند تا بتوانند شرایط را تاب آورند و این ممکن نخواهد شد مگر با راحت‌تر گذاشتن مردم در انتخاب راه مشارکت اجتماعی برای خود. شک ندارم که خودِ مردم همه کاربلدند. کافی است اعتماد و آشنایی بیشتر بین‌شان برقرار شود تا ابتکار جوانه زند. مهم اینجاست که به شهروندان احترام گذاشته و به آنها اجازه داده شود طبق میل و توانایی‌های خود در امور شهر و محله مشارکت کنند.

مردم عادی این مرز و بوم سال‌ها شرایط رکود اقتصادی و تورم و صدها فقدان دیگر را تحمل کرده‌اند. هیچ‌کس هم نیست که با جنگ‌طلبان و استعمارگران آمریکایی و اسرائیلی موافق باشد. اما کمبود فضای گفت‌وگوی جمعی نیز تحمل این فشارها را برای مردم عادی سخت‌تر می‌کند. مردم عادی در محلات نمی‌خواهند فقط با تصاویر و نمایش‌های زیبا و هیجان‌انگیز روبه‌رو باشند و واقعا شایسته است که به‌جای روش‌های دستوری، به روش‌های همدلانه و همیارانه جمعی متوسل شویم تا جوامعی واقعی و ماندگار و پایدار را برای کشورمان بسازیم. از همین همدلی‌هاست که هزاران شیوه مبتکرانه و همیارانه تولید و فرهنگ‌سازی محلی ممکن خواهد شد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.