تحلیلی بر تحولات بازار جهانی کود شیمیایی، صد روز پس از انسداد هرمز
صد روز پیش، کمتر تحلیلگری تصور میکرد که یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی جهان یعنی تنگه هرمز، با اختلال جدی مواجه شود. حتی در بدبینانهترین سناریوهای امنیت انرژی نیز کمتر کسی باور داشت یکی از نخستین کالاهایی که در نتیجه این بحران میتواند بازار جهانی و امنیت غذایی جهان را تهدید کند، کود شیمیایی باشد.
صد روز پیش، کمتر تحلیلگری تصور میکرد که یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی جهان یعنی تنگه هرمز، با اختلال جدی مواجه شود. حتی در بدبینانهترین سناریوهای امنیت انرژی نیز کمتر کسی باور داشت یکی از نخستین کالاهایی که در نتیجه این بحران میتواند بازار جهانی و امنیت غذایی جهان را تهدید کند، کود شیمیایی باشد.
در حالی که افکار عمومی و حتی بسیاری از تحلیلگران عمدتا بر پیامدهای نفتی و انرژی ناشی از انسداد تنگه هرمز متمرکز بودند، تحولات ماههای اخیر نشان داد که بازار جهانی کودهای شیمیایی نیز به همان اندازه آسیبپذیر و وابسته به این آبراه حیاتی است. امروز، پس از گذشت حدود صد روز از آغاز بحران، ابعاد اقتصادی و کشاورزی این رخداد بیش از گذشته آشکار شده است؛ بحرانی که آثار آن نهتنها در بازار نهادههای کشاورزی، بلکه در امنیت غذایی جهان طی سالهای آینده نیز قابل مشاهده خواهد بود.
واکنش اولیه بازار کود شیمیایی
واکنش اولیه بازار کودهای شیمیایی به شوک انسداد تنگه هرمز بسیار شدید بود. تا اواخر فروردین، قیمت اوره ۵۶ درصد بالاتر از سطح پیش از درگیری افزایش یافت. قیمت آمونیاک و کودهای فسفاته نیز بهطور چشمگیری رشد کرد. پیش از آغاز بحران، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از کودهای معاملهشده در بازار جهانی و حدود ۵۰ درصد از صادرات جهانی گوگرد -یکی از نهادههای اصلی تولید کودهای فسفاته- از طریق تنگه هرمز جابهجا میشد. این وابستگی بالا سبب شد بازار جهانی کود در روزهای نخست با نگرانی جدی از کمبود عرضه مواجه شود. بااینحال، طی ماههای بعد، بازارها تا حدودی خود را با شرایط جدید تطبیق دادند و بخشی از شوک اولیه فروکش کرد. تا اوایل خرداد، قیمت جهانی اوره تقریبا به سطح پیش از بحران بازگشت و نگرانیها درباره کمبود فوری کود کاهش یافت.
چرا قیمتها کاهش یافتند؟
چند عامل در کاهش نسبی قیمت اوره و تعدیل تنشهای بازار نقش داشتند. نخست، کاهش تقاضا بود. نااطمینانی ناشی از بحران و همچنین پایینبودن قیمت محصولات کشاورزی موجب شد کشاورزان در بسیاری از کشورها خریدهای خود را محدود کنند. علاوه بر این، بخش عمده نیاز کشاورزان نیمکره شمالی برای فصل جاری پیشتر تأمین شده بود. عامل دوم، پایینبودن قیمت گاز طبیعی در ایالات متحده بود. از آنجا که هزینه تولید اوره ارتباط مستقیمی با قیمت گاز طبیعی دارد، ارزانبودن نسبی گاز آمریکا به کاهش فشار قیمتی در بازار جهانی کمک کرد. عامل سوم، کاهش محدودیتهای صادراتی چین بود. صدور مجوز صادرات حدود ۱.۵ میلیون تن کود توسط چین، انتظارات عرضه جهانی را بهبود بخشید و بخشی از نگرانیهای بازار را کاهش داد. در نهایت، پدیده «تخریب تقاضا» نیز نقش مهمی ایفا کرد. افزایش قیمت کود نسبت به قیمت محصولات کشاورزی باعث شد بسیاری از کشاورزان مصرف کود را کاهش دهند یا خریدهای خود را به تعویق بیندازند. در واقع بخشی از کاهش قیمتها نه ناشی از بهبود واقعی شرایط عرضه، بلکه حاصل افت تقاضا بود.
شکنندگی ساختاری بازار جهانی کود
با وجود تعدیل نسبی قیمتها، بحران همچنان ادامه دارد. یکی از مهمترین دلایل شکنندگی بازار جهانی کود شیمیایی، فقدان ظرفیت گسترده ذخیرهسازی در این صنعت است. برخلاف غلات یا بسیاری از کالاهای اساسی که میتوان آنها را برای ماهها یا حتی سالها ذخیره کرد، بخش قابل توجهی از کودهای شیمیایی و مواد اولیه تولید آنها به دلیل ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاص، ازجمله فرّاربودن یا خطرات ایمنی و انفجاری، قابلیت ذخیرهسازی بلندمدت و گسترده ندارند. به همین دلیل، نظام توزیع جهانی کود بیش از هر چیز بر جریان مستمر تولید، حملونقل و مصرف متکی است.
هرگونه اختلال در یکی از حلقههای این زنجیره میتواند بهسرعت کل بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این ویژگی سبب شده است بازار کود شیمیایی در مقایسه با بسیاری از بازارهای کالایی دیگر، آسیبپذیری بیشتری در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی داشته باشد.
تفاوت ماهیتی بحران کنونی با بحران جنگ اوکراین
ماهیت بحران کنونی با بحرانی که در پی جنگ اوکراین ایجاد شد، تفاوت اساسی دارد. جنگ اوکراین یک شوک مستقیم به عرضه جهانی غلات و کودهای شیمیایی وارد کرد؛ زیرا دو کشور درگیر از تولیدکنندگان و صادرکنندگان مهم این محصولات بودند. اما بحران ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و انسداد تنگه هرمز، یک شوک «بالادستی» و ساختاری محسوب میشود. در این حالت، مسئله اصلی کاهش مستقیم تولید غلات یا کود نیست، بلکه اختلال در شریان حیاتی انتقال انرژی، کودهای شیمیایی و مواد اولیه تولید آنهاست. به همین دلیل دامنه اثرگذاری این بحران گستردهتر بوده و میتواند به صورت زنجیرهای بر بازارهای انرژی، حملونقل، نهادههای کشاورزی و در نهایت تولید غذا تأثیر بگذارد.
تهدیدی برای تولید جهانی غ===ذا
کاهش قیمت اوره به معنای حل بحران نیست. هزینه خرید کود برای کشاورزان همچنان بالاست. در اروپا، قیمت کودهای نیتروژنی هنوز حدود ۳۰ درصد بالاتر از سطح پیش از بحران قرار دارد. در همین حال، قیمت گوگرد همچنان رو به افزایش است، قیمت آمونیاک حدود ۶۰ درصد رشد کرده و هزینه حملونقل نیز نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یافته است. ضعف تقاضا در بازار کود احتمالا نشانه فشار مالی فزاینده بر کشاورزان است. خطر اصلی آن است که مصرف کود در چرخههای تولید آینده کاهش یابد. در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز، نهتنها محصولات بهاره نیمکره شمالی، بلکه کشت غلات پاییزه در این منطقه و همچنین کشتهای بهاره نیمکره جنوبی نیز با کاهش مصرف نهادهها و افت بهرهوری مواجه خواهند شد. نتیجه چنین روندی میتواند کاهش تولید جهانی غذا و تشدید ناامنی غذایی در بسیاری از مناطق جهان باشد. این نگرانی زمانی جدیتر میشود که با مخاطرات اقلیمی ترکیب شود. پیشبینیها از احتمال بالای وقوع و تداوم پدیده النینو در سال ۲۰۲۶ حکایت دارند. تجربه تاریخی نشان داده است النینو با خشکسالی، تنش گرمایی و اختلال در الگوهای بارندگی در بسیاری از مناطق مهم کشاورزی جهان همراه است. اگر کاهش مصرف کود با شوکهای تولید ناشی از النینو همزمان شود، احتمال کاهش قابل توجه تولیدات کشاورزی و افزایش قیمت مواد غذایی در سال ۲۰۲۷ بسیار بالا خواهد بود. صد روز پس از آغاز بحران، روشن شده است که انسداد تنگه هرمز فقط یک بحران انرژی نیست، بلکه تهدیدی جدی برای زنجیره جهانی تأمین نهادههای کشاورزی و امنیت غذایی جهان محسوب میشود. اگرچه بازارها توانستهاند بخشی از شوک اولیه را جذب کنند، اما هزینههای تولید همچنان بالا بوده و نشانههای کاهش مصرف کود و لاجرم کاهش تولید غذا، در بسیاری از مناطق جهان مشاهده میشود. این تجربه نشان میدهد نظام جهانی غذا تا چه اندازه در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر است. از این رو، برای ارتقای تابآوری نظام کشاورزی و غذایی جهان، ضروری است این بحران با دقت و واقعبینی تحلیل شده و درسهای حاصل از آن در طراحی سیاستهای آینده به کار گرفته شود. توسعه ذخایر راهبردی نهادههای کشاورزی، تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، کاهش وابستگی به گلوگاههای ژئوپلیتیکی و تقویت همکاریهای بینالمللی در حوزه امنیت غذایی، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش آسیبپذیری جهان در برابر بحرانهای مشابه کمک کند.