|

جنگ در میدان ذهن‌ها

محمد مقصود . پژوهشگر حقوقی 

 

 

در بسیاری از مقاطع تاریخ، پیروزی پیش از آنکه در میدان نبرد رقم بخورد، در ذهن فرماندهان و جوامع شکل گرفته است. فرماندهان بزرگ دریافته بودند که اگر بتوانند محاسبات دشمن را دچار خطا کنند، گاه بدون درگیری گسترده نیز می‌توانند به هدف خود برسند. به همین دلیل «فریب» و «غافلگیری» از قدیمی‌ترین ابزارهای استراتژیک در تاریخ جنگ‌ها به شمار می‌روند. از نظریه‌های سان‌تزو در شرق آسیا گرفته تا تجربه‌های تاریخی ایران و جنگ‌های صدر اسلام، همگی نشان می‌دهند که مدیریت ادراک دشمن بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبرد نظامی بوده است. با این حال در جهان معاصر، این موضوع تنها یک مسئله نظامی نیست و در چارچوب قواعد حقوق بین‌الملل و حقوق بشردوستانه نیز مورد توجه قرار گرفته است.

 

۱. فریب در نظریه‌های کلاسیک جنگ

سان‌تزو، اندیشمند نظامی چین باستان، در کتاب مشهور خود هنر جنگ می‌نویسد:   «تمام جنگ‌ها بر فریب استوار است.»   منظور او ایجاد خطای ادراکی در ذهن دشمن بود؛ یعنی ارائه تصویری متفاوت از واقعیت برای تغییر محاسبات طرف مقابل. این اصل بعدها در بسیاری از نظریه‌های نظامی مورد توجه قرار گرفت. کارل فون کلازویتس نیز در اثر معروف خود درباره جنگ به نقش «ابهام، عدم قطعیت و فریب» در میدان نبرد اشاره می‌کند و تأکید دارد که جنگ عرصه‌ای است که در آن اطلاعات ناقص و برداشت‌های نادرست می‌توانند سرنوشت نبرد را تغییر دهند. از این رو، مدیریت اطلاعات و ایجاد تصور خاص در ذهن دشمن از دیرباز یکی از ابزارهای مهم فرماندهان نظامی بوده است.

 

۲. نمونه‌هایی از این تاکتیک در تاریخ ایران و اسلام 

در تاریخ ایران، فرماندهان نظامی بارها از تاکتیک‌هایی مانند عقب‌نشینی ساختگی برای کشاندن دشمن به موقعیتی نامناسب استفاده کرده‌اند. این روش که در جنگ‌های ساسانیان با رومیان نیز گزارش شده، بر ایجاد تصور پیروزی در ذهن دشمن و سپس حمله ناگهانی استوار بود.

در جنگ‌های صدر اسلام نیز عنصر تدبیر و غافلگیری نقش مهمی داشت. برای مثال در فتح مکه تلاش شد حرکت سپاه مسلمانان تا حد امکان مخفی بماند تا از بسیج گسترده نیروهای قریش جلوگیری شود. همچنین در جنگ خندق (احزاب) حفر خندق به‌عنوان یک ابتکار دفاعی، محاسبات نظامی دشمن را به‌طور کامل تغییر داد. در منابع اسلامی جمله‌ای نیز نقل شده که به این واقعیت اشاره دارد:  

«الحرب خدعة»  یعنی جنگ با تدبیر و فریب همراه است. این عبارت در بسیاری از تحلیل‌های تاریخی به‌عنوان اشاره‌ای به نقش غافلگیری و مدیریت اطلاعات در جنگ‌ها تفسیر شده است.

 

۳. چارچوب حقوقی فریب در جنگ

در دنیای معاصر، استفاده از فریب در جنگ‌ها در چارچوب حقوق بین‌الملل بشردوستانه بررسی می‌شود. این شاخه از حقوق بین‌الملل تلاش می‌کند حتی در شرایط جنگ نیز حداقل قواعد انسانی رعایت شود. در این چارچوب میان «فریب مشروع نظامی» و «فریب ممنوع» تفاوت گذاشته می‌شود.

برخی روش‌ها مانند استتار نیروها، عملیات انحرافی، یا انتشار اطلاعات گمراه‌کننده درباره محل نیروها به‌عنوان (نیرنگ‌های جنگی) در بسیاری از موارد مجاز تلقی می‌شوند. در مقابل، نوعی از فریب که به آن خیانت  گفته می‌شود، طبق حقوق بین‌الملل ممنوع است.  

مطابق پروتکل الحاقی اول کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۷۷)، ماده ۳۷، اقداماتی مانند تظاهر به تسلیم شدن برای حمله، سوءاستفاده از نشان‌های حمایتی مانند صلیب سرخ، یا تظاهر به غیرنظامی بودن برای انجام عملیات نظامی، از مصادیق رفتار ممنوع محسوب می‌شوند. هدف از این ممنوعیت آن است که اعتماد حداقلی لازم برای حفاظت از مجروحان، غیرنظامیان و نیروهای تسلیم‌شده حفظ شود.

 

نتیجه‌گیری

مروری بر تاریخ نظریه‌های کلاسیک نظامی تا تجربه‌های تاریخی ایران و جنگ‌های صدر اسلام نشان می‌دهد که مدیریت ادراک و محاسبه دشمن همواره بخشی مهم از استراتژی جنگ بوده است. با این حال در جهان امروز، استفاده از این ابزارها در چارچوب قواعد حقوق بین‌الملل ارزیابی می‌شود. تمایز میان فریب مشروع نظامی و رفتارهای ممنوع تلاشی است برای آنکه حتی در سخت‌ترین شرایط نیز اصول انسانی حفظ شود. در عصر رسانه‌ها و جریان سریع اطلاعات نیز آگاهی و سواد رسانه‌ای اهمیت بیشتری یافته است، زیرا بسیاری از رقابت‌ها و حتی برخی نبردها پیش از هر چیز در عرصه ذهن‌ها شکل می‌گیرند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.