|

گروه‌های مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق چه می‌خواهند؟

هم‌زمان با واپسین روزهای سال 1404 خورشیدی، جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت استمرار دارد و همچنان هیچ طرح یا ابتکار عمل واقعی برای ترک مخاصمه در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای روی میز قرار ندارد و به جز دعوت برخی کشورهای اروپایی و منطقه‌ای یا سازمان‌های بین‌المللی مبنی بر کاهش تنش‌ها و حملات به‌‌ویژه در منطقه، صدای واضح و آشکار و اثرگذاری برای میانجیگری شنیده نمی‌شود و هیچ ابتکاری ازجمله اعزام میانجی یا سفر مقامات دیگر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی به ایران یا آمریکا با هدف یافتن راه‌حلی برای پایان مخاصمه کنونی طرح نشده اما این وضعیت آیا به معنای آن است که امیدی به ارائه راه‌حل دیپلماتیک نیست؟

هم‌زمان با واپسین روزهای سال 1404 خورشیدی، جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت استمرار دارد و همچنان هیچ طرح یا ابتکار عمل واقعی برای ترک مخاصمه در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای روی میز قرار ندارد و به جز دعوت برخی کشورهای اروپایی و منطقه‌ای یا سازمان‌های بین‌المللی مبنی بر کاهش تنش‌ها و حملات به‌‌ویژه در منطقه، صدای واضح و آشکار و اثرگذاری برای میانجیگری شنیده نمی‌شود و هیچ ابتکاری ازجمله اعزام میانجی یا سفر مقامات دیگر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی به ایران یا آمریکا با هدف یافتن راه‌حلی برای پایان مخاصمه کنونی طرح نشده اما این وضعیت آیا به معنای آن است که امیدی به ارائه راه‌حل دیپلماتیک نیست؟

تصور نمی‌کنم پاسخ به این پرسش کاملا منفی باشد. به نظر می‌رسد استمرار این وضعیت با درنظرگرفتن برخی متغیرها می‌تواند زمینه‌ساز طرح یک ابتکار عمل مؤثر برای مدیریت این شرایط دشوار جنگی باشد. شاید هم ترامپ شخصا به این نتیجه برسد که آتش‌بسی را اعلام کند! البته چنین افقی امروز دیده نمی‌شود. در شرایط ملتهب فعلی گمانه‌زنی‌های زیادی درباره آینده جنگ و احتمالات پیش‌روی در حوزه عمومی و رسانه‌ای طرح شده است. استفاده ابزاری آمریکا و اسرائیل از گروه‌های مسلح قومی مستقر در اقلیم کردستان عراق ازجمله گمانه‌زنی‌هاست که در رسانه‌های جمعی بین‌المللی دوباره و با ابعاد بیشتری مورد توجه قرار گرفته است. هرچند در روزهای گذشته پس از چند نوبت تغییر در گفتار ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا گفت علاقه‌مند به استفاده از ابزار سازمان‌های مسلح کرُدی نیست و وزیر امورخارجه ترکیه نیز به‌صراحت از تلاش این کشور برای راضی‌کردن آمریکا مبنی بر استفاده‌نکردن از این اهرم پرهزینه در سطح منطقه‌ای پرده برداشت. اما به دلیل بی‌ثباتی مواضع ترامپ این گفته و مواضع او چندان جدی گرفته نشد. به‌ویژه آنکه برخی از مسئولان سازمان‌های مسلح کردستانی که سابق بر این با رویکرد مارکسیستی و حتی مائوئیستی خواسته‌های خود را تعقیب می‌کردند، در گفت‌وگو با رسانه‌های غربی گفته‌اند «اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد از احزاب ‎کُرد حمایت و آنها را محافظت کند، ما می‌توانیم نقش بسیار مهمی ایفا کنیم. ما می‌توانیم آغازگر آزادی باشیم -نه به معنای کلاسیک آن- می‌توانیم نیروهای ایرانی را کنار بزنیم و کنترل شهرها در مناطق کُردنشین را در دست بگیریم». چنین موضع‌گیری‌هایی آن‌هم از طرف مسئولان سازمان‌های مسلحی که کارنامه خونینی از رقابت با دیگر سازمان‌های مسلح کردستانی در کارنامه خود دارند، از چند جنبه حائز اهمیت است.

1- مشخص و روشن است که برای چنین سازمان‌های مسلحی که به صورت علنی از قصد خود برای همراهی مسلحانه با ارتش آمریکا و اسرائیل خبر می‌دهند تا در زیر سایه حفاظت ارتش آمریکا و اسرائیل وارد مرزهای کشور شوند، افکار عمومی شهروندان کرد ایرانی در استان‌های کردستان، کرمانشاه و ایلام و آذربایجان غربی و سرنوشت کردها که آنها ادعای نمایندگی این گروه از ایرانیان را دارند، هیچ ارزشی ندارد و هیچ وقعی به مخالفت عمومی و قاطع اکثریت شهروندان کرد ایرانی برای فعالیت مسلحانه این سازمان‌های مسلح نمی‌نهند و بیش از جان و مال و امنیت و سرنوشت شهروندان کرد ساکن در غرب ایران آنچه برایشان اهمیت دارد، حفاظت‌شدن از سوی نیروهای آمریکایی است تا وارد مرزهای ایران شوند.

2- این تأکید بر آمادگی سازمان‌های مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق برای ورود مسلحانه به داخل کشور حاوی نکته راهبردی دیگری هم هست. دولت محلی اقلیم کردستان عراق تاکنون بارها اعلام کرده اجازه تجاوز به مرزهای ایران از سوی این سازمان‌های مسلح را نمی‌دهد و حتی تأکید کرده که طبق توافق امنیتی میان ایران با دولت عراق و دولت اقلیم کردستان عراق، این سازمان‌های مسلح خلع سلاح شده‌اند. مواضع صریح رهبران این سازمان‌های مسلح مبنی بر ورود به مرزهای ایران به معنای آن است که ادعای خلع سلاح این سازمان‌ها دقیق نیست و این سازمان‌ها خلع سلاح نشده‌اند و آماده اقدام مسلحانه از طریق قلمرو دولت محلی اقلیم کردستان عراق هستند، نتیجه چنین مواضعی قاعدتا نفعی برای امنیت و استقرار ثبات در اقلیم کردستان عراق ندارد و موجب می‌شود بیش‌ از‌ پیش دولت اقلیم کردستان عراق و این منطقه از شمال عراق در معرض تهدید و واکنش ایران و نیز گروه‌های همسو با ایران در عراق باشند. وضعیتی که از منظر بین‌المللی هم نفعی برای اقلیم کردستان عراق ندارد و در کوتاه‌مدت موجب بدگمانی‌های بیشتر دولت ترکیه در‌این‌باره می‌شود. این وضعیت یعنی ورود ترکیه به موضوع هم عواقب خود را در پی دارد که لازم است جداگانه تحلیل و ارزیابی شود.

3- مانند دهه‌های گذشته در این موضع‌گیری سازمان‌های مسلح کُرد ایرانی مستقر در اقلیم کردستان، دور‌اندیشی و محاسبات دقیق و بررسی احتمالات دیگر و سناریوهای رقیب و لوازم عقلانی اتخاذ موضع و سیاست هم دیده نمی‌شود.

- اگر بر فرض پیش از اجرا‌شدن درخواست این سازمان‌ها برای فعالیت در درون ایران، میان ایران و آمریکا ترک تخاصم روی داد و آتش‌بس موجب خاموش‌شدن صدای غرش هواپیماها و موشک‌ها و بمب‌ها شد، به نظر رهبران این سازمان‌ها چه سرنوشتی در انتظار مقرهای این سازمان‌ها در اقلیم کردستان عراق است؟ آیا تاکنون رهبران این سازمان‌ها به چنین احتمالی اندیشیده‌اند؟ اگر سرنوشت جنگ منجر به تغییر ساختاری سیستم سیاسی در ایران نشد، چه سرنوشتی در انتظار آینده این احزاب مسلح در اقلیم کردستان عراق است؟

- اگر آتش‌بس برقرار شد و جنگ بیش‌از‌این شعله‌ور باقی نماند، پیامدهای اعلام حضور مسلحانه این سازمان‌ها برای اقلیم کردستان عراق چه خواهد بود؟ آیا تا همین‌جا اعلام آمادگی حضور مسلحانه برای آینده اقلیم کردستان عراق هیچ پیامدی نخواهد داشت؟

- اگر این سازمان‌ها با فرض اینکه با پشتیبانی ارتش آمریکا و اسرائیل توانستند تا حدودی در درون مرزهای ایران ورود کنند، پیامدهای این حضور مسلحانه این گروه‌ها برای مردم و شهروندان کرد مستقر در غرب ایران چه خواهد بود؟ آیا دامنه جنگ و خشونت صدمه و آسیبی متوجه غیرنظامیان نمی‌کند؟ تا چه حد این صدمات گسترده و پرهزینه و جبران‌ناپذیر خواهد بود؟

- با هر نوع بی‌ثباتی در درون ایران و به‌ویژه مناطق غربی، نیروهای تکفیری و جریان‌های بنیادگرا وضعیت بالادستی و اثرگذاری بیشتری در مقایسه با سازمان‌های مسلح کردستانی دارند و تجربه حضور این سازمان‌ها در دو دهه گذشته در افغانستان، عراق و سوریه به‌همراه امید به حمایت دیگر تکفیری‌های مستقر در منطقه و نیز تجربه اقدمات بی‌ثبات‌ساز و پرهزینه و خونین این سازمان‌ها هم موضوعی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. آیا سازمان‌های مسلح ایرانی مستقر در اقلیم کردستان عراق در پی کشاندن این نیروها به عرصه جنگ و بمب‌گذاری و عملیات انتحاری هستند؟ یعنی هزینه‌های چنین احتمالی برای کشور و شهروندان کرد در استان‌های غربی جایی در محاسبات آنها داشته است؟ اگر این سازمان‌های مسلح وارد مرزهای کشور شوند، چه میزان از هم‌وطنان ممکن است بر اثر جنگ و ویرانی آواره یا خدای ناکرده کشته و زخمی شوند؟ مسئولیت این هزینه‌ها با کیست؟

- آیا شهروندان کرد ایرانی مخالف حضور مسلحانه احزاب در غرب ایران همراه با دیگر وطن‌پرستان ایرانی در برابر چنین رویدادی یعنی حضور مسلحانه در درون مرزهای کشور بی‌تفاوت خواهند بود؟ پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت چنین وضعیتی چه خواهد بود؟

4- به نظر می‌رسد سازمان‌های مسلح کردستانی مستقر در اقلیم کردستان عراق از گذشته درس نگرفته‌اند و کمپ‌نشینی و انتظار دخالت خارجی به رویه‌ای معمولی برای این سازمان‌ها مبدل شده است. ایرانیان به‌ویژه کردها همچنان در حافظه تاریخی خود پیامدهای حضور این سازمان‌ها در دهه‌های نخست پس از انقلاب در منطقه را فراموش نکرده‌اند و به خاطر دارند که درگیری‌های مسلحانه در کردستان گذشته از عواقب فوری و کشت و کشتار و ویرانی و آوارگی و مرگ و تخریب و بحران، برای بلندمدت نیز ضربات محسوسی به روند توسعه و عمران و آبادی این منطقه وارد کرد. چرا این سازمان‌ها می‌خواهند آزموده را دوباره بیازمایند؟ که آزموده را آزمودن خطاست.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.