|

تأملی درباره احتمال اقدامات سازمان‌های مسلح

پیش از آغاز دور تازه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و در میانه التهاب سیاسی پیش‌آمده، موضوع استفاده ابزاری از گروه‌های مسلح در فراسوی مرزهای کشور و احتمال ورود این گروه‌ها به منازعه میان آمریکا و اسرائیل با ایران در داخل ایران مورد بحث محافل سیاسی و رسانه‌ای و تحلیلی قرار گرفت.

پیش از آغاز دور تازه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و در میانه التهاب سیاسی پیش‌آمده، موضوع استفاده ابزاری از گروه‌های مسلح در فراسوی مرزهای کشور و احتمال ورود این گروه‌ها به منازعه میان آمریکا و اسرائیل با ایران در داخل ایران مورد بحث محافل سیاسی و رسانه‌ای و تحلیلی قرار گرفت. هرچند با توجه به شرایط منطقه و به‌خصوص وضعیت ملتهب کشور عراق و شرایط سیاسی اقلیم کردستان عراق و حتی مواضع ترکیه و پاکستان دراین‌باره، می‌توان درباره احتمال ورود گروه‌های قوم‌گرای مسلح به داخل کشور با احتیاط سخن گفت، اما موضوع احتمال ورود سازمان‌های مسلح به درون مرزهای کشور هرچند با احتمال نه‌چندان زیاد، موضوع کم‌اهمیت یا بی‌اهمیتی نیست و ضروری است با دقت اوضاع مرزهای کشور در غرب و جنوب شرق کشور مورد توجه قرار گیرد. با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و گسترش دامنه حملات هوایی و موشکی به بخش‌های زیادی از کشور، در دو روز اخیر حملات قابل توجهی به پاسگاه‌های مرزی و کلانتری‌ها و مراکز انتظامی و نظامی در غرب کشور صورت گرفته است. بنا بر برخی آمارهای غیررسمی تاکنون بر اثر حملات هوایی و موشکی اسرائیل و آمریکا، بیش از 40 نفر از نیروهای مرزبانی کشور شهید شده‌اند. کلانتری‌ها و مراکز نظامی شهری و دیگر تأسیسات نظامی در استان‌های مرزی البته اعم از استان‌های دارای مرزهای خاکی یا مرزهای آبی مورد تهاجم قرار گرفته است. همچنین در دور روز اخیر برخی از مراکز انتظامی و نظامی در شهرستان‌های استان‌های کردستان و آذربایجان غربی و دیگر مناطق غربی کشور هدف قرار گرفته‌اند. در این شرایط حساس که آتش جنگ بر منطقه حکم‌فرما شده است، وقوع هر نوع درگیری مبتنی بر فعالیت گروه‌های مسلح قوم‌گرا و تجزیه‌طلب می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناشده‌ای از‌جمله تحمیل هزینه‌های گزاف به جان و سرنوشت شهروندان ایرانی به‌ویژه در استان‌های مرزی در پی داشته باشد:

1- تاکنون هیچ نشانه‌ای از تضعیف توان نظامی و انتظامی کشور در استان‌های مرزی توسط ناظران بین‌المللی یا شهروندان در استان‌های مرزی گزارش نشده است و همچنان حضور نیروی انتظامی و نظامی در این استان‌ها، نشانه‌ای از ثبات قلمداد می‌شود. امکان موفقیت ورود مسلحانه سازمان‌های مسلح به داخل کشور تابع متغیرهای متعددی است که البته مهم‌ترین آن تضعیف و شکسته‌شدن ساختار انتظامی و امنیتی و نظامی مستقر در این مناطق و دیگر مناطق کشور است. خوشبختانه امروزه وضعیت نیروهای انتظامی و نظامی مناسب است.

2- همچنین هرگونه حضور نیروهای نظامی سازمان‌های مسلح بازتاب بسیار منفی در میان قاطبه ایرانیان خواهد داشت. ایفاگری نقش پیاده‌نظام برای نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در استان‌های مرزی پدیده‌ای نیست که از نظر اکثریت ایرانیان به‌عنوان یک حرکت عادی و مثبت ارزیابی شود. این موضوع اثرات دیرپایی در افکار عمومی ایرانیان خواهد گذاشت و پیامدهای منفی زیادی برای توسعه و عمران و آبادی این مناطق در آینده کشور در پی خواهد داشت. شواهد موجود نشان می‌دهد بخش بزرگی از شهروندان ایرانی کُرد یا آذری یا سیستانی و بلوچستانی و خوزستانی و بوشهری و هرمزگانی با هر نوع فعالیت مسلحانه سازمان‌های مسلح به‌ویژه در این شرایط حساس همدلی ندارند.

3- تحولات سیاسی کشور در دو سال اخیر حاکی از تعمیق همبستگی ملی میان ایرانیان است. مخالفت با هر نوع اقدام تجزیه‌طلبانه، به‌صورتی گسترده‌ در کشور عمومی شده است. در هفته گذشته آنچه در ممسنی و نورآباد با تکیه بر شعارهای ضدتجزیه‌طلبی روی داد، یکی از نشانه‌های مشهود این تعلق خاطر ملی در میان ایرانیان در جای‌جای ایران است. محاسبه و ارزیابی نادرست از افکار عمومی در ایران درباره قوم‌گرایی و تجزیه‌طلبی می‌تواند به تقابل با همه ایرانیان منجر شود و هزینه‌های سنگینی بر جای بگذارد.

4- تجربه تحولات اخیر سوریه و ترکیه و حتی عراق نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ نیز در غرب آسیا به ‌دنبال بی‌ثبات‌سازی دائمی یا تغییر جغرافیایی سیاسی کشور‌ها نیستند و تنها به استفاده ابزاری از سازمان‌های مسلح محلی بسنده می‌کنند و با تغییر شرایط در رابطه تاکتیکی خود با این سازمان‌ها نیز تجدید‌نظر می‌کنند. در چند هفته گذشته سوریه نشانه‌ای از اتمام یک مرحله رابطه تاکتیکی شعبه پ‌ک‌ک با آمریکا بود که در نهایت به تقویت اقتدار دولت احمد الشرع منجر شد.

5- همچنین این موضوع حائز اهمیت است که برخی کشورهای منطقه نیز مترصد فرصت هستند تا به بهانه حضور سازمان‌های مسلح در مرزهای غربی ایران، اقدام به مداخله کنند و نسبت به این پدیده واکنش نشان دهند. آیا سازمان‌های مسلح قوم‌گرا و تجزیه‌طلب در محاسبات احتمالی خود درباره اثرات چنین واکنشی تأمل کرده‌اند؟ آیا این وضعیت موجب بی‌ثباتی و آوارگی و مرگ بی‌گناهان زیادی در مرزها نمی‌شود؟

6- بعید است دولت منطقه‌ای اقلیم کردستان عراق یا دولت پاکستان در شرایط حاضر مایل باشند اجازه دهند گروه‌های مسلح از طریق این دو منطقه وارد ایران شوند؛ چراکه ریسک چنین اقدامی غیرقابل پیش‌بینی بوده و ممکن است منافع آنان را تحت تأثیر قرار دهد.

7- تهران و تعدادی کلان‌شهر، کانون تغییر سیاسی در ایران قلمداد می‌شوند. با هر نوع ماجراجویی سازمان‌های مسلح در برخی از مناطق مرزی نه‌تنها توازن نیرو در ایران تغییر نمی‌کند، بلکه به دلیل نگرانی عمومی از بی‌ثباتی در استان‌های مرزی و فعالیت گروه‌های مسلح تجزیه‌طلب به تقویت همبستگی عمومی منجر می‌شود. به عبارت دیگر ورود سازمان‌های مسلح به ماجراجویی نه‌تنها در بلندمدت حاوی تغییر معادلات سیاسی در ایران نیست، بلکه در کوتاه‌مدت نیز موجب تقویت انسجام ملی می‌شود. ملت ایران شرایط حساس و دشواری را تجربه می‌کند. وقوع جنگ و درگیری با آمریکا و اسرائیل وارد روزهای حساس و سرنوشت‌سازی شده است. از سویی ممکن است تلاش‌های دیپلماتیک و سیاسی موجب توقف آتش جنگ شود که در این صورت سازمان‌های مسلحی که در شرایط موجود اقدام به فعالیت مسلحانه داخل کشور کرده باشند با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی سخت و دشواری روبه‌رو می‌شوند یا اینکه در صورت استمرار جنگ، شرایط به‌گونه‌ای دیگر رقم خواهد خورد که لزوما این شرایط نمی‌تواند توجیه‌‌کننده حضور مسلحانه سازمان‌های مسلح در درون کشور باشد. آیا سازمان‌های مسلح قوم‌گرا و تجزیه‌طلب از تجارب تاریخی به‌ویژه در دهه 20 شمسی و دهه‌های 50 و 60 درسی اندوخته‌اند؟ آیا تحولات جاری در ترکیه و سوریه هم چشم‌انداز امیدبخشی برای سازمان‌های مسلح قوم‌گرا ایجاد می‌کند؟

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.