|

چین در چنبره هرمز

تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و عواقب آن باعث شد بار دیگر نقش تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی بر جهانیان ملموس و آشکار شود.

تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و عواقب آن باعث شد بار دیگر نقش تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی بر جهانیان ملموس و آشکار شود.

اهمیت این تنگه برای چین فراتر از یک مسیر حمل‌ونقل ساده است و مستقیم با امنیت انرژی، ثبات اقتصادی و پایداری رشد صنعتی این کشور گره خورده است. بخش عمده‌ای از نفت مورد نیاز چین از کشورهای خلیج فارس تأمین می‌شود و قسمت عمده این صادرات از طریق تنگه هرمز به شرق آسیا منتقل می‌شود. از‌این‌رو هرگونه ناامنی یا اختلال در این مسیر، می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر بازار انرژی، هزینه‌های تولید و ثبات اقتصادی چین داشته باشد. در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی در منطقه به طرز بی‌سابقه‌ای اوج گرفته و قطع کامل عبور و مرور در این گذرگاه اتفاق افتاده است، چین با شرایطی کاملا متفاوت و لاجرم تغییر در راهبرد سنتی خود مواجه خواهد شد. چین در دو دهه گذشته به‌‌واسطه شتاب سریع اقتصادی و توسعه صنعتی، به بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان تبدیل شده است و سهم درخورتوجهی از این واردات از کشورهای حوزه خلیج فارس تأمین می‌شود، بنابراین هرگونه اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز، مستقیم امنیت انرژی چین را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

معادلات جدید انرژی با ظهور هوش مصنوعی و نیاز شدید به تضمین دسترسی به منابع مطمئن انرژی عملا باعث‌ شده پیش‌بینی‌های بلند‌مدت بازار انرژی در وقایع کوتاه‌مدت جاری در خلیج فارس بروز و ظهور یابد. در شرایطی که منطقه با تحریم بنادر ایران از سوی آمریکا و تنش‌ها در راستای درگیری‌های نظامی روبه‌رو شود و سناریوی بسته‌شدن یا ناامن‌شدن بلند‌مدت تنگه هرمز مطرح شود، چین بیش از بسیاری از قدرت‌های اقتصادی دیگر در معرض فشار قرار خواهد گرفت. افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین صنایع و فشار بر رشد اقتصادی از پیامدهای مستقیم چنین وضعیتی خواهد بود. به‌همین‌دلیل تحولات امنیتی در خلیج فارس صرفا یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه به‌طور مستقیم با منافع راهبردی چین در حوزه انرژی و اقتصاد پیوند یافته است. با وجود این وابستگی، سیاست سنتی چین در قبال بحران‌های ژئوپلیتیکی معمولا مبتنی بر «صبر راهبردی» و پرهیز از ورود مستقیم به درگیری‌ها بوده است.

پکن در سال‌های اخیر تلاش کرده است با گسترش روابط اقتصادی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و توسعه ابتکار «کمربند و راه»، حضور خود را در منطقه تقویت کند، بدون آنکه درگیر رقابت‌های نظامی مستقیم شود. با این حال، شدت‌گرفتن بحران‌ها در خاورمیانه و احتمال اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، چین را به اتخاذ موضعی فعال‌تر وادار می‌کند.

در چنین شرایطی، چین می‌تواند گزینه‌های متعددی پیش‌روی داشته باشد. یکی از گزینه‌های مهم برای چین ایفای نقش میانجی فعال در کاهش تنش‌ها و تلاش برای پایان‌دادن به درگیری‌ها‌ست. تجربه میانجیگری مثبت و مؤثر چین در توافق ایران و عربستان و برخی تحولات منطقه‌ای نشان داده است که این کشور می‌تواند به‌عنوان بازیگری مسئول در حفظ ثبات بین‌المللی نقش بازی کند. میانجیگری فعال برای دستیابی به آتش‌بس پایدار، تشویق طرف‌های درگیر به گفت‌وگو و کمک به ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای می‌تواند بخشی از این رویکرد باشد.

گزینه دیگر می‌تواند ایفای نقش در ایجاد اعتماد و تضمین برخی تعهدات و توافقات طرفین با کمک سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل، بریکس و سازمان شانگهای باشد؛ نقشی که می‌تواند از طریق سازوکارهای متعدد دیپلماتیک و اقتصادی از طرف چین دنبال شود. چین به دلیل روابط گسترده اقتصادی با بسیاری از کشورهای منطقه و همچنین جایگاه مهم در اقتصاد جهانی، از ظرفیت‌هایی ویژه برخوردار است که می‌تواند در روندهای دیپلماتیک در بن‌بست کنونی استفاده شود.

در ‌عین‌ حال تشدید بحران‌ انرژی که بیش از هر زمان دیگر اقتصادهای بزرگ دیگر از‌جمله کشورهای اروپایی را نیز تحت فشار قرار داده است، می‌تواند به کمک ابتکار عمل چین بیاید. قطعا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس نیز از چنین ابتکار عمل مجدانه پکن استقبال خواهند کرد. در چنین فضایی، امکان شکل‌گیری همکاری‌های دیپلماتیک گسترده‌تر میان قدرت‌های اقتصادی جهان و منطقه‌ که همگی هزینه گزافی در ادامه این جنگ خواهند پرداخت، برای کاهش تنش‌ها و حفظ ثبات بازار انرژی دور از انتظار نیست. در غیاب خردمندی و دوراندیشی آمریکا، هماهنگی میان بازیگران بزرگ اقتصادی با ابتکار عمل چین می‌تواند در کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش بحران و همچنین تقویت قدرت نرم چین در جهان و منطقه نقش مؤثری ایفا کند.

با توقف پنج نفتکش به سمت چین در اولین ساعت تحریم جدید، تنگه هرمز برای چین دیگر تنها یک مسیر تأمین انرژی نیست، بلکه با تحولات ژئوپلیتیکی در منطقه، یکی از نقاط حساس و تأثیرگذار در معادلات امنیت انرژی و ثبات اقتصادی این کشور به شمار می‌آید.

به ‌همین دلیل هرگونه تحول در وضعیت امنیتی این گذرگاه می‌تواند پکن را ناگزیر کند تا از چارچوب سنتی احتیاط و صبر راهبردی و سکوت‌ دیپلماتیک عدول کرده و نقش هوشمند و فعال‌تری در مدیریت بلند‌مدت و پیشگیری از بحران‌های محتوم آینده خود و‌ منطقه‌ نقشی جدی ایفا کند.

«صحنه جدید، نقش جدید می‌طلبد»، این ضرب‌المثل قدیمی چینی است و به نظر می‌رسد سیاست‌مداران چینی می‌توانند از حکمت باستانی و «هنر رزم» مدبرانه خود بهره بگیرند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.