واکاوی علل سفر مکرون به کشورهای غرب آفریقا
خداحافظی پاریس با میراث استعمار
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، با دویدن و ورزش صبحگاهی در خیابانهای اسکندریه، فصل جدیدی از روابط میان پاریس و قاره آفریقا را رقم زد و نشان داد پاریس آماده است تا از سنتهای کهن فاصله گرفته و به قاره سیاه به شیوه تازهای بنگرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، با دویدن و ورزش صبحگاهی در خیابانهای اسکندریه، فصل جدیدی از روابط میان پاریس و قاره آفریقا را رقم زد و نشان داد پاریس آماده است تا از سنتهای کهن فاصله گرفته و به قاره سیاه به شیوه تازهای بنگرد. هدف مکرون برای سفر به سه کشور آفریقایی مصر، کنیا و اتیوپی، شرکت در اجلاس فرانسه-آفریقاست که در نایروبی برگزار خواهد شد. این نشست از سال 1973 به این سو، عموما در کشورهای فرانسویزبان آفریقایی برگزار میشد؛ اما حالا این شرق آفریقا و کشورهای انگلیسیزبان قاره هستند که از فرانسویها میزبانی میکنند.
مکرون به دنبال ترمیم ناکامیها
فرانسه که در روزگار دور، سلطان بلامنازع آفریقا محسوب میشد، در سالهای اخیر نفوذ خود را از دست داده است. به نظر میرسد فرانسویها قصد دارند شکستهای خود در غرب آفریقا را با ایجاد دستاوردهای اقتصادی در شرق این قاره جبران کنند. رئیسجمهور فرانسه قرار است روزهای دوشنبه و سهشنبه در کنیا ریاست مشترک نشستی را بر عهده داشته باشد. این نشست رهبران آفریقایی و مدیران شرکتهای تجاری را گردهم خواهد آورد و قرار است در این سفر چندین توافقنامه میان شرکتهای فرانسوی و کنیایی برای تقویت همکاریهای اقتصادی و تجاری امضا شود. نشست مدنظر نخستین نشست در یک کشور انگلیسیزبان آفریقایی خواهد بود که مکرون از زمان آغاز ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۷ در آن شرکت میکند. این اجلاس پس از توافقنامه همکاری دفاعی جدید و بحثبرانگیز فرانسه و کنیا و ورود ۸۰۰ سرباز فرانسوی به شهر بندری مومباسا در کنیا جهت رزمایش مشترک برگزار میشود.
تلاش فرانسه برای خداحافظی با دوران استعمار
فرانسه میکوشد نقش خود در آفریقا را بازتعریف کرده و از رویکرد پسااستعماری به سمت همکاری نزدیکتر حرکت کند. ناظران میگویند پاریس دیگر نمیخواهد نقش تأمینکننده مالی در بحرانهای آفریقا را بازی کند، بلکه مایل است تا شریک اقتصادی کشورهای شرق این قاره باشد. به اعتقاد بسیاری، این سفر بهطور گسترده تلاشی از سوی پاریس برای ترمیم روابط اقتصادی و امنیتی و مقابله با افزایش احساسات ضدفرانسوی در بخشهایی از آفریقا تلقی میشود. در مقابل، کنیا بهعنوان کشوری که از دشواریهای اقتصادی رنج میبرد، مایل است از فرانسه برای بازسازی جادهها و زیرساختهای خود کمک بگیرد. فرانسه بخشهای بزرگی از غرب و مرکز آفریقا را استعمار کرده بود و حتی پس از استقلال این کشورها نیز نفوذ سیاسی و اقتصادی گسترده خود را حفظ کرد. پاریس تا مدتها متهم بود برای حفظ منافع راهبردی خود، از رهبران نامحبوب حمایت میکند. بااینحال، فرانسویها دیگر قدرت مسلط سابق در آفریقای فرانسهزبان نیستند. امروز اما در سراسر این قاره، تمایل فزایندهای برای ایجاد شراکتهای برابر و برد-برد، کنترل بیشتر بر منابع طبیعی و گسترش روابط با شرکایی فراتر از قدرتهای سنتی غربی دیده میشود. در منطقه ساحل در آفریقا که شامل کشورهایی همچون بورکینافاسو، مالی و نیجر است، احساسات ضدفرانسوی بهشدت اوج گرفته است. در برخی از آنها مانند مالی، دولت مرکزی حمایت روسها را داشته و در عین حال با شبهنظامیان القاعده میجنگد و افکار عمومی این بحرانها را از چشم پاریس میبیند. در حقیقت احساسات ضدفرانسوی عموما همزمان با بیثباتی سیاسی، کودتاهای نظامی و افزایش رقابت قدرتهای بینالمللی دیگر رشد کرده است. از سال ۲۰۲۰، موجی از کودتاهای نظامی در مالی، بورکینافاسو و نیجر، حاکمان جدیدی را به قدرت رساند و این حاکمان تازه، با انگیزههای ضداستعماری و محکومیت دخالت ارتش فرانسه در منطقه، خواستار خروج نیروهای فرانسوی از قلمرو خود شدند و در عین حال نتوانستند از نفوذ گروههای تروریستی و تندرو جلوگیری کنند. با وجود این شکست اما مدتی بعد سنگال، چاد و ساحل عاج هم از این روند پیروی و درخواستهای مشابهی را مطرح کردند.
در غرب خبری نیست
نگاهی به وقایع پس از 2020 در آفریقا نشان میدهد کشورهای عموما فرانسویزبان غرب این قاره، دچار دگردیسی عمده شده و نهتنها روابط خود را با فرانسویها قطع کردهاند، بلکه دست به لغو برخی از قراردادها با ایالات متحده نیز زدهاند. تنها در یک نمونه، نیجر در سال 2024 توافقی نظامی را با واشینگتن نقض کرد و280 میلیون دلار ضرر روی دست آمریکاییها گذاشت که بر روی پایگاه هوایی در شهر آگادز سرمایهگذاری کرده بودند. مکرون غرب آفریقا را با تمام بحرانهایش در شرایط فعلی تمامشده میبیند و بارها تأکید کرده که فرانسه باید از کمکرسانی به سمت شراکت حرکت کند. این تغییر رویکرد در دوران همهگیری کووید۱۹ آشکار شد؛ آنهم وقتی فرانسه خواستار افزایش حمایت مالی از کشورهای در حال توسعه بود و از طرح تعلیق بدهی گروه ۲۰ حمایت کرد، پشتیبان لغو بدهیها از طریق باشگاه پاریس بود و برای اختصاص دوباره صد میلیارد دلار از حق برداشت ویژه صندوق بینالمللی پول (SDR) به اقتصادهای آسیبپذیر تلاش کرد. فرانسه از نخستین کشورهایی بود که بخش درخور توجهی از سهم صندوق بینالمللی پول خود را به آفریقا اختصاص داد و استدلال میکرد احیای اقتصاد جهانی بدون دسترسی عادلانه به منابع مالی ممکن نیست.
چرا اهمیت کنیا افزایش پیدا کرده است؟
دولت کنیا، با فاصله عمیق از دولتهای غرب آفریقا، درصدد است تا با اروپا و آمریکا روابط تازهای را شکل داده و روابط قبلی را تعمیق بخشد. نایروبی که امنیت خود را به دلیل افزایش فعالیتهای تروریستی القاعده و داعش در خطر میبیند، راهحل را در افزایش همکاریهای اقتصادی و امنیتی با غرب میبیند. برای فرانسه این یک فرصت برای بازگشت به آفریقاست؛ حتی اگر این کشورها فرانسهزبان نبوده و تاریخ مشترکی با پاریس نداشته باشند. برای کنیا شراکت مالی با غرب و میزبانی از پایگاههای نظامی بریتانیا و ایالات متحده به معنای تبدیلشدن به یک شریک راهبردی برای دنیای غرب است. امری که نایروبی آن را برای مقابله با رشد روزافزون خشونت و ناامنی انتخاب کرده است. بهتازگی کنیا رهبری عملیات پلیس چندملیتی تحت حمایت ایالات متحده در هائیتی را بر عهده داشت و به عملیات نگهبان رفاه، تلاش دولت بایدن برای جلوگیری از حمله حوثیهای یمن به کشتیها در دریای سرخ، پیوست و نشان داد واشینگتن میتواند به این کشور بهعنوان یک شریک جدی نظامی خارج از ناتو نگاه کند. برای پاریس این یک فرصت مناسب است تا تصویر خود را بهعنوان کشوری که نامش با خون و خشونت در آفریقا گره خورده، بازسازی کرده و به کشوری با نفوذ سیاسی و اقتصادی در غرب آفریقا تبدیل شود.