جنگ رمضان و تیم کشوری ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران:
از انتظارات عملیاتی تا نقد کارکردها
تیم کشوری ملل متحد در هر کشور به ریاست هماهنگکننده ویژه (بهنوعی سفیر سازمان ملل در هر کشور) و متشکل از آژانسهای ملل متحد حاضر در آن کشور است.
سیدمحمد ساداتینژاد
تیم کشوری ملل متحد در هر کشور به ریاست هماهنگکننده ویژه (بهنوعی سفیر سازمان ملل در هر کشور) و متشکل از آژانسهای ملل متحد حاضر در آن کشور است.
در حال حاضر تیم کشوری ملل متحد در ایران متشکل از ۱۹ آژانس بهعلاوه دفتر هماهنگکننده مقیم به عنوان دفتر بیستم حاضر در ایران است. نشست تیم کشوری ملل متحد گاهی بهصورت مشترک و با ریاست مشترک هماهنگکننده مقیم و مدیر کل سازمانهای تخصصی بینالمللی وزارت امور خارجه و گاهی نیز با حضور دستگاههای اجرائی داخلی بهمنظور بحث و تبادل نظر درباره همکاریهای فیمابین برگزار میشود. در طول جنگ رمضان با درخواست وزارت امور خارجه، دو نشست تیم کشوری ملل متحد بهصورت مجازی برگزار شد، این در حالی بود که نشست دوم که با حضور نمایندگان دستگاههای داخلی بود، بهدلیل حملات شدید رژیمهای آمریکا و اسرائیل و ریسک بالای مخاطرات، نیمهکاره تعطیل شد. در جریان نشست اول که با تأخیر دوهفتهای بعد از درخواست وزارت خارجه برگزار شد، مدیر کل وزارت امور خارجه انتظارات از تیم کشوری ملل متحد و نقدهایی را که بر این عملکرد وارد بود، ارائه کرد و قرار شد پروتکلی برای چگونگی تعامل و همکاری در دوران جنگ تدوین شود. در نشست دوم که نیمهکاره تعطیل شد، قرار بود نمایندگان دستگاهها، ارزیابی خود از خسارتها و جنایات واردشده و همچنین اولویتها و نیازهای خود را بیان کنند.
سومین نشست هماهنگی میان دفاتر کارگزاریهای تخصصی سازمان ملل متحد و شرکای اجرایی دولتی در سال جاری، به ریاست مشترک مدیر کل سازمانهای تخصصی بینالمللی وزارت امور خارجه و هماهنگکننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران، در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در محل دفتر سازمان ملل بهصورت هیبریدی برگزار شد. این نشست با حضور طیف گستردهای از نهادهای حاکمیتی و اجرایی، از جمله دستگاههای فعال در حوزههای اجتماعی، زیستمحیطی، سلامت و مدیریت بحران، برگزار شد و نشاندهنده تلاش برای ایجاد هماهنگی بین بخشی در تعامل با نظام ملل متحد و بخشهای تخصصی زیرمجموعه آن و درخواست از این نهادها برای کنشگری بیشتر و ایفای نقش مورد انتظار برای کمک به دستگاههای ایرانی بود. آنچه این نشست را فراتر از یک جلسه هماهنگی معمول قرار داد، تمرکز آن بر «شرایط بحران» و بازتعریف انتظارات از نهادهای بینالمللی در این بستر بود. تأکید بر ارائه گزارش عملکرد دفاتر سازمان ملل در دوره جنگ اخیر، بیانگر مطالبهگری مشخص وزارت امور خارجه در قبال نقش و کارکرد این نهادها در شرایط اضطراری است؛ نقشی که از منظر سیاستگذار ایرانی، باید فراتر از حضور نمادین و به سمت مداخله مؤثر و پاسخمحور حرکت کند.
از سوی دیگر، جهتدهی اولویتهای کاری دفاتر سازمان ملل به سمت نیازهای ناشی از جنگ، بهویژه در حوزههای بشردوستانه و توسعهای، نشاندهنده تلاش برای همراستاسازی برنامههای بینالمللی با الزامات ملی بود. این رویکرد، در کنار اعلام آمادگی دستگاه دیپلماسی برای تسهیل تعامل با کشورهای اهداکننده، حاکی از یک استراتژی فعالتر در «بسیج منابع خارجی» از طریق کانالهای چندجانبه است. در سطحی عمیقتر، تأکید بر تخصیص اعتبارات بینالمللی براساس نیازسنجیهای داخلی، بازتابدهنده دغدغه «مالکیت ملی» در اجرای پروژههای مشترک با سازمان ملل است؛ موضوعی که همواره یکی از نقاط چالشبرانگیز در همکاریهای توسعهای بوده و هست.
با این حال، بخش قابل توجهی از نشست، به بیان انتظارات و نارضایتی شرکای دولتی از عملکرد سازمان ملل اختصاص داشت. انتقاد از آنچه «بیعملی» در قبال تحولات اخیر و عدم موضعگیری در برابر حملات به زیرساختها و آسیب به غیرنظامیان عنوان شد، نشان میدهد شکاف میان انتظارات سیاسی و عملکرد نهادی سازمان ملل همچنان پابرجاست. این انتقادها، علاوه بر بعد حقوقی (نقض حقوق بینالملل و حقوق بشردوستانه)، حامل یک پیام سیاسی نیز هست: ضرورت بازنگری در نحوه تعامل و پاسخگویی آژانسهای بینالمللی در محیطهای حساس.
در عین حال، اعلام آمادگی دستگاههای اجرایی برای بهرهگیری از حمایتهای فنی و تخصصی سازمان ملل، نشان میدهد با وجود انتقادها، مسیر همکاری همچنان باز و حتی ضروری تلقی میشود. این دوگانگی -نقد عملکرد در کنار تداوم همکاری - یکی از ویژگیهای رایج در روابط دولتها با نهادهای چندجانبه است.
در جمعبندی، تأکید پایانی بر نقش سازمان ملل به عنوان «نماد خرد و تخصص جمعی» و اشاره به تداوم ایفای تعهدات مالی ایران، حتی در شرایط تحریم و جنگ، تلاشی است برای بازتعریف رابطهای متوازنتر: رابطهای که در آن، هم مطالبهگری سیاسی وجود دارد و هم بهرهبرداری عملیاتی از ظرفیتهای بینالمللی در دستورکار قرار دارد.
این نشست را میتوان نشانهای از حرکت به سمت یک دیپلماسی چندجانبه فعالتر دانست؛ دیپلماسیای که میکوشد از سازمان ملل نه صرفا به عنوان یک تریبون، بلکه به عنوان یک ظرفیت و چارچوب تخصصی و عملیاتی در مدیریت بحران و توسعه ملی نیز استفاده کند.