زخمهای خاموش جنگ
جنگ فقط روی نقشهها رخ نمیدهد. در ریشه درختان، در آبهای زیرزمینی و حتی در الگوی شیوع بیماریها ادامه پیدا میکند. امروز پژوهشهای دانشگاهی معتبر در اروپا و آمریکا نشان میدهند میدان نبرد، همزمان به آزمایشگاه بحرانهای زیستی و محیطی تبدیل شده است. در قرن بیستویکم، دیگر نمیتوان جنگ را صرفا مسئلهای نظامی دانست؛ جنگ اکنون به مسئلهای اکولوژیک و سلامتمحور بدل شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سعید نبی- مستند ساز: جنگ فقط روی نقشهها رخ نمیدهد. در ریشه درختان، در آبهای زیرزمینی و حتی در الگوی شیوع بیماریها ادامه پیدا میکند. امروز پژوهشهای دانشگاهی معتبر در اروپا و آمریکا نشان میدهند میدان نبرد، همزمان به آزمایشگاه بحرانهای زیستی و محیطی تبدیل شده است. در قرن بیستویکم، دیگر نمیتوان جنگ را صرفا مسئلهای نظامی دانست؛ جنگ اکنون به مسئلهای اکولوژیک و سلامتمحور بدل شده است.
مطالعات منتشرشده در دانشگاه جانز هاپکینز و مؤسسات سلامت عمومی اروپا نشان میدهد هر جنگ طولانی، ساختارهای پایهای سلامت را فرو میریزد. نخستین پیامد، گسترش بیماریهای واگیر است؛ نه الزاما به خاطر سلاح، بلکه به دلیل نابودی شبکه آب سالم، تخریب بیمارستانها و تراکم جمعیت آواره. بررسیهای میدانی درباره سوریه، سودان و اوکراین نشان دادهاند پس از هر موج درگیری، بیماریهای گوارشی، عفونتهای تنفسی و بیماریهای پوستی جهش پیدا میکنند. پژوهشگران این وضعیت را «واگیری ناشی از فروپاشی زیرساخت» توصیف کردهاند؛ وضعیتی که در آن، خود نابسامانی اجتماعی به عامل انتقال بیماری تبدیل میشود.
اما در سوی دیگر ماجرا، پوشش گیاهی نیز زیر فشار جنگ دچار اختلال میشود. تصاویر ماهوارهای منتشرشده در پژوهشهای اتحادیه اروپا درباره جنگ اوکراین نشان میدهد مناطقی که در معرض انفجارهای مداوم بودهاند، با افت محسوس سبزینگی و کاهش توان بازسازی طبیعی روبهرو شدهاند. خاکی که با فلزات سنگین، سوخت نظامی و بقایای انفجاری آلوده شود، دیگر بستر مناسبی برای احیای گیاهان نیست. در چنین شرایطی، زمین وارد دورهای از فرسودگی زیستی میشود؛ دورهای که گاه دههها ادامه دارد.
در جنگهای معاصر، طبیعت فقط قربانی جانبی نیست؛ بخشی از میدان تخریب است. تجربه بالکان، عراق و ویتنام نشان داد نابودی جنگلها و منابع طبیعی میتواند بخشی از راهبرد جنگی باشد. هنوز هم تصاویر جنگلهای سوخته و رودخانههای آلوده در گزارشهای شبکههای خبری اروپایی و آمریکایی یادآور این واقعیتاند که آثار جنگ، بسیار فراتر از خط مقدم ادامه مییابد. گزارشهای تصویری اخیر از اوکراین نیز نشان میدهند زمینهای کشاورزی مینگذاریشده، عملا چرخه تولید غذا را مختل کردهاند؛ وضعیتی که هم امنیت غذایی را تهدید و هم مهاجرت اجباری را تشدید میکند. در این میان، اپیدمیولوژی مدرن به نکته مهمتری رسیده است: تخریب پوشش گیاهی میتواند احتمال ظهور بیماریهای نوپدید را افزایش دهد. وقتی جنگلها از میان میروند و زیستگاه جانوران تغییر میکند، تماس میان انسان و گونههای حامل ویروس بیشتر میشود. برخی پژوهشگران اروپایی پس از همهگیری کرونا هشدار دادند نابودی زیستبومها، سرعت انتقال بیماریهای مشترک انسان و حیوان را افزایش میدهد. به بیان دیگر، فروپاشی طبیعت فقط مسئله محیط زیست نیست؛ مستقیما به سلامت عمومی مربوط است.
از سوی دیگر، جنگ اغلب دولتها را از نظارت زیستمحیطی بازمیدارد. در بسیاری از مناطق درگیر، قاچاق چوب، استخراج غیرقانونی معادن و نابودی مراتع افزایش پیدا میکند. پژوهشهای منتشرشده در نشریات معتبر علوم محیطی نشان میدهد اقتصاد جنگی معمولا با بهرهبرداری بیقاعده از منابع طبیعی همراه است. گروههای مسلح برای تأمین مالی خود، جنگل را به منبع درآمد تبدیل میکنند و همین مسئله چرخه تخریب را عمیقتر میکند. در سالهای اخیر، پژوهشگران مفهوم تازهای را وارد ادبیات علمی کردهاند: «ناامنی زیست پایه». منظور وضعیتی است که در آن تخریب طبیعت، مستقیم به بیثباتی اجتماعی و بحران سلامت منجر میشود. کاهش پوشش گیاهی میتواند دمای محلی را افزایش دهد، منابع آب را محدود کند و حتی الگوی جابهجایی جمعیت را تغییر دهد. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان علوم محیطی معتقدند جنگهای آینده فقط بر سر مرزها نخواهند بود، بلکه بر سر آب، خاک حاصلخیز و امکان بقا شکل خواهند گرفت. در ادبیات جدید علوم سلامت، اصطلاح «زخم بومشناختی» بیش از گذشته به کار میرود. زخمی که برخلاف خرابی ساختمانها، بهآسانی ترمیم نمیشود. ممکن است شهری دوباره ساخته شود، اما بازگشت پوشش گیاهی، پاکسازی خاک آلوده و احیای تنوع زیستی به سالها زمان نیاز دارد. جنگ، حافظه زمین را تخریب میکند؛ حافظهای که در آب، خاک و گونههای گیاهی ثبت شده است.
امروز بسیاری از دانشگاههای معتبر غربی، امنیت زیستی را همسنگ امنیت نظامی میدانند؛ زیرا تجربه نشان داده است فروپاشی طبیعت، دیر یا زود به بحران انسانی تبدیل میشود. بیماری، مهاجرت، کمبود غذا و بیثباتی اجتماعی، اغلب از همانجایی آغاز میشوند که پوشش گیاهی از میان رفته و زمین توان ترمیم خود را از دست داده است.
شاید جهان معاصر هنوز جنگ را با تعداد موشکها و تانکها اندازه بگیرد، اما آینده، هزینه واقعی جنگ را در کیفیت خاک، سلامت انسان و تعداد درختانی خواهد سنجید که دیگر رشد نکردند.