|

روبیو در مونیخ از اروپا خواست در سه محور با آمریکا همراه شود: حاکمیت ملی، بازصنعتی‌سازی و قدرت نظامی

رونمایی از «نظم جدید»

وزیر خارجه آمریکا از اروپا خواست با دولت ترامپ برای نظم جهانی تازه همراه شود؛ نظمی مبتنی بر حاکمیت ملی، بازصنعتی‌سازی و قدرت نظامی با تمرکز بر مهار مهاجرت. به گفته روبیو، غرب قرار نیست فقط «متحد» بماند، قرار است دوباره «یک پروژه» شود؛ پروژه‌ای که در آن مرزها، کارخانه‌ها و ارتش، از واژه‌های محبوب‌تر از «قواعد» هستند.

رونمایی از «نظم جدید»

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: وزیر خارجه آمریکا از اروپا خواست با دولت ترامپ برای نظم جهانی تازه همراه شود؛ نظمی مبتنی بر حاکمیت ملی، بازصنعتی‌سازی و قدرت نظامی با تمرکز بر مهار مهاجرت. به گفته روبیو، غرب قرار نیست فقط «متحد» بماند، قرار است دوباره «یک پروژه» شود؛ پروژه‌ای که در آن مرزها، کارخانه‌ها و ارتش، از واژه‌های محبوب‌تر از «قواعد» هستند.

روبیو در کنفرانس امنیتی مونیخ با لحنی نرم‌تر از جی‌ دی ونس در سال گذشته، اما با همان محتوا، گفت آمریکا نمی‌خواهد متحدان اروپایی وضع موجود را توجیه کنند، بلکه باید بپذیرند نظم فعلی شکسته است. او تأکید کرد واشنگتن علاقه‌ای به نقش «سرپرست مؤدب» برای «افول مدیریت‌شده غرب» ندارد و از متحدان انتظار همراهی عملی دارد. روبیو هم‌زمان از «احیای یک دوستی قدیمی» حرف زد.

اما این نرمش، عقب‌نشینی نبود. روبیو اعتراض‌های اصلی دولت ترامپ را این‌گونه ردیف کرد: ناکارآمدی نهادهای بین‌المللی، تجارت بی‌مهار، سیاست‌های انرژی و «مهاجرت انبوه». او گفت این خطاها مشترک بوده و حالا باید «با هم» با واقعیت‌ها روبه‌رو شد، ولی بابت انتقادهای تند واشنگتن از اروپا و ناتو یا درخواست‌های تکراری الحاق گرینلند عذرخواهی نکرد. رویترز همان روز این وضعیت را «آشتی در لحن، نه در خط سیاسی» توصیف کرد.

قبل از سخنرانی روبیو رهبران اروپایی گفته بودند آماده‌اند رابطه نزدیک‌تری با آمریکا بسازند، اما بر سنت‌ها و قواعد خودشان هم تأکید داشتند و گفتند برای کم‌کردن وابستگی به بیرون، از جمله به آمریکا، فشار می‌آورند. روبیو پاسخ داد سرنوشت امنیتی دو سوی آتلانتیک به هم گره خورده و «اروپا باید زنده بماند»، چون سرنوشت اروپا هرگز برای امنیت ملی آمریکا بی‌اهمیت نخواهد بود. رویترز به نقل از روبیو گزارش داد او بیشتر روی پیوندهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی مکث کرد و کمتر روی واژه‌های کلیشه‌ای. پس از سخنرانی، اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، گفت از حرف‌های روبیو «خیلی» آسوده‌خاطر شده و او را متحدی قوی خواند. اما بئاته ماینل رایزینگر، وزیر خارجه اتریش، به پولیتیکو گفت در «محتوا» چیزی عوض نشده و اروپا باید مستقل‌تر و مسئول‌تر شود. نتیجه روز دوم برای اروپا: حتی اگر لحن نرم شود، اهرم‌ها سر جایشان می‌مانند.

دکترین حاکمیت و مهاجرت

روبیو عملا نسخه «غرب را دوباره بزرگ کن» را عرضه کرد؛ نسخه‌ای هم‌صدا با سخنرانی ونس در سال گذشته، اما نرم‌تر و با زبان تمدنی. اکسیوس تأکید کرد این دو سخنرانی، چشم‌انداز جهانی ترامپ را روشن‌تر می‌کند و می‌تواند خط کلی سیاست خارجی جمهوری‌خواهان را، حتی پس از ترامپ، شکل بدهد. اکسیوس احتمال داد ونس و روبیو در انتخابات بعدی روی یک بلیت کنار هم بیایند.

در این چارچوب، مخالفت با مهاجرت انبوه نخ تسبیح اصلی است. روبیو گفت کنترل اینکه چه کسانی و چه تعداد وارد کشور می‌شوند، نفرت و بیگانه‌هراسی نیست، بلکه عمل بنیادین حاکمیت ملی است. این موضع، رد مستقیم جریان‌هایی در اروپا و آمریکاست که مهاجرت را ذاتا خیر می‌دانند و نقد آن را با برچسب‌های اخلاقی خفه می‌کنند. نبرد اصلی در این روایت، سر «قاب» است: مهاجرت پرونده انسانی است یا پرونده امنیتی و هویتی. روبیو اتحاد آمریکا و اروپا را «تمدن واحد» تصویر کرد و رشته‌های اتصال را با تاریخ مشترک، ایمان مسیحی، فرهنگ و فداکاری نسل‌های پیشین توضیح داد. او در کنار ترامپیسم، از افول غرب پس از ۱۹۴۵ هم گفت و تلاش کرد گذشته را به زبان هویتی بازتعریف کند. او جمله‌ای گفت که ترجمه امنیتی دارد: ارتش‌ها برای انتزاع نمی‌جنگند، برای مردم و شیوه زندگی می‌جنگند. جمع‌بندی اکسیوس این بود که اروپا باید تعریف کند دقیقا از چه دفاع می‌کند و حاضر است برایش چه هزینه‌ای بدهد.

اقتصاد، صنعت و چین

روبیو «توهم خطرناک» نظم پس از جنگ سرد را هدف گرفت: این فرض که تجارت آزاد، ملت‌ها را آزاد می‌کند و نظم جهانی واقعا قاعده‌مند است. او گفت غرب در این توهم، تجارت را رها کرد و نتیجه‌اش بسته‌شدن کارخانه‌ها، خروج شغل‌های طبقه کارگر و متوسط و واگذاری زنجیره‌های تأمین حیاتی به رقبا و دشمنان شد. او مستقیما نامی از چین نبرد، اما از رقیبی گفت که با یارانه و محافظت اقتصادی، صنایع غرب را زیر قیمت می‌زند.

روبیو در بخش انرژی نیز محدودیت‌های اقلیمی را تند نقد کرد و گفت رقبا از نفت و گاز برای اهرم‌سازی علیه غرب استفاده می‌کنند. رویترز نوشت او از اروپا خواست با این نقد همراه شود و برای «دوستی قدیمی» نسخه تازه بپیچد. این یعنی اختلاف‌ها فقط بر سر پول و تعرفه نیست؛ بر سر این است که چه کسی هزینه گذار انرژی را می‌دهد و چه کسی سود ژئوپلیتیکش را می‌برد.

در این تصویر، سیاست صنعتی فقط کارخانه نیست؛ قرارداد اجتماعی است. وقتی کارگر و طبقه متوسط حس کنند جهانی‌شدن یعنی ناامنی شغلی، سیاست خارجی هم تندتر می‌شود و «سازش» محبوبیتش را از دست می‌دهد. روبیو اروپا را به انتخابی مشابه هل می‌دهد: یا هزینه احیای صنعت را بدهید یا هزینه بی‌ثباتی سیاسی را. روبیو جنگ اوکراین را شاهدی علیه سازمان ملل آورد و گفت این نهاد نتوانسته جنگ را حل کند و حتی برای نزدیک‌کردن طرفین به مذاکره هم «رهبری آمریکا» لازم بوده است. روبیو نتیجه گرفت آمریکا اگر لازم باشد تنها عمل می‌کند، هرچند تأکید داشت ترجیح می‌دهد این کار با اروپا انجام شود. برای بسیاری در اروپا، همین «گزینه تنها عمل‌کردن» بخش نگران‌کننده ماجراست. در واشنگتن، ریچارد بلومنتال، سناتور دموکرات گفت سخنرانی روبیو در مقایسه با سخنرانی سال گذشته ونس آرام‌تر بود اما کم‌جزئیات. تام تیلیس، سناتور جمهوری‌خواه و عضو گروه ناظر ناتو گفت این پیام از سوی کاخ سفید هم تأیید شده و برای اطمینان‌دادن به متحدان ضروری است. اروپا باید هم‌زمان با «یک دولت» و «دو قرائت» کار کند.

اوکراین و کابوس مونیخ

ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین هم در این کنفرانس هشدار داد «مونیخ ۱۹۳۸» تکرار نشود و گفت پوتین امیدوار است «مونیخ» را دوباره بسازد؛ نه‌فقط مونیخ ۲۰۰۷، بلکه مونیخ ۱۹۳۸. رویترز شنبه ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ نوشت زلنسکی می‌خواست هزینه امتیازدهی یک‌طرفه را برای اروپا ملموس کند: امروز امتیاز، فردا بحران بزرگ‌تر.

زلنسکی گفت اوکراین آماده توافق است، اما نه به هر قیمت و تأکید کرد توافق باید صلح واقعی برای اوکراین و اروپا بیاورد. او انتقاد کرد بحث امتیازدهی بیش از حد روی چیزهایی می‌چرخد که اوکراین باید بدهد، نه روسیه. زلنسکی همچنین گفت اروپا «تقریبا» در میز مذاکره حضور ندارد و این را اشتباه بزرگ خواند؛ جمله‌ای که با وعده «اروپای قوی» روبیو در تضاد می‌افتد مگر اینکه نقش اروپا واقعا پررنگ شود.

او درخواست انتخابات در میانه حملات موشکی را رد کرد و گفت مردم زیر موشک و حملات بالستیک هستند و نسخه فوری، «آتش‌بس» است. سپس کنایه زد اگر قرار است برای اوکراین زیر حمله انتخابات مطالبه شود، می‌شود برای روس‌ها هم آتش‌بس داد به شرطی که آنها هم انتخابات برگزار کنند. پیامش ساده بود: معیارها نباید یک‌طرفه باشد.

زلنسکی تأیید کرد طرف آمریکایی پیشنهاد منطقه آزاد اقتصادی در سرزمین مورد مناقشه را مطرح کرده و کی‌یف آماده بررسی آن است، اما گفت عقب‌نشینی از خاک اوکراین منتفی است؛ در آن سرزمین حدود ۲۰۰ هزار اوکراینی زندگی می‌کنند. او افزود اوکراین آماده گام‌برداشتن است، اما از روسیه «هیچ سازشی» شنیده نمی‌شود. وقتی از فشار دونالد ترامپ پرسیدند، گفت «کمی» و تأکید کرد اوکراینی‌ها انسان‌اند، «ترمیناتور» نیستند. او به نشست‌های سه‌جانبه هفته بعد اشاره کرد و گفت گاهی حس می‌کند طرف‌ها درباره چیزهای کاملا متفاوت حرف می‌زنند؛ خطری که می‌تواند هر صلحی را شکننده کند. این همان نقطه‌ای است که مونیخ امسال را از یک اجلاس معمولی جدا می‌کند: اختلاف فقط بر سر راه‌حل نیست، بر سر تعریف مسئله است. نکته تعیین‌کننده فقط اختلاف بر سر اوکراین نیست، بلکه تغییر معیارهای مشروعیت در سیاست خارجی غرب است. روبیو در همان سخنرانی، عملا گفت اگر نهادهای بین‌المللی کار نکنند، آمریکا مسیرهای جایگزین را انتخاب می‌کند؛ از «صلح شکننده» در غزه تا کشاندن روسیه و اوکراین به میز مذاکره و حتی اقدام نظامی برای محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران. این یعنی وزن ائتلاف‌های موقت و معامله‌های موردی بالا می‌رود و وزن قواعد ثابت پایین می‌آید. برای اروپا، ترجمه عملی این رویکرد دو چیز است: یا باید در همین چارچوب معامله‌محور شریک شود و سهم بیشتری از هزینه امنیت را بدهد، یا باید با سرعت بیشتری به سمت خوداتکایی دفاعی و صنعتی برود تا در تصمیم‌های بزرگ، تماشاچی نباشد. هم‌زمان، محور مهاجرت می‌تواند شکاف داخلی اروپا را تندتر کند، چون دولت‌ها بین فشار اجتماعی برای کنترل مرزها و حساسیت‌های حقوقی و سیاسی گیر می‌افتند. اگر این دو بحران هم‌زمان، یعنی اوکراین و مهاجرت، روی میز بماند، انتخابات‌های پیش‌رو در چند کشور اروپایی می‌تواند به‌جای «رفتن به سمت میانه»، به سمت قطبی‌ترشدن حرکت کند؛ درست همان زمینی که ترامپیسم روی آن راحت‌تر بازی‌می‌کند.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.