چرا اعتماد بدون روایت عمومی شکل نمیگیرد؟
مسئله امروز جامعه، کمبود اطلاع نیست، بلکه اشباع پیام است. حجم بیسابقه اطلاعرسانی رسمی، نهتنها به افزایش اعتماد منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد به بیتفاوتی یا بدبینی انجامیده است. دلیل روشن است: اطلاعرسانی جای روایت عمومی را گرفته و مردم از نقش کنشگر به مخاطب منفعل تنزل یافتهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سعید خادمی*
مسئله امروز جامعه، کمبود اطلاع نیست، بلکه اشباع پیام است. حجم بیسابقه اطلاعرسانی رسمی، نهتنها به افزایش اعتماد منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد به بیتفاوتی یا بدبینی انجامیده است. دلیل روشن است: اطلاعرسانی جای روایت عمومی را گرفته و مردم از نقش کنشگر به مخاطب منفعل تنزل یافتهاند.
در این وضعیت، «روابطعمومی»ها اغلب به واحد توجیه تصمیمها تبدیل شدهاند، نه پل ارتباطی میان مردم و حکمرانی. این تغییر نقش، هزینه سنگینی برای اعتماد اجتماعی دارد. وقتی روایت تنها از بالا تولید میشود، تجربه زیسته مردم نادیده گرفته میشود یا به حاشیه میرود. نتیجه، شکاف ادراکی و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
روایت عمومی، نقطهای است که این روند میتواند متوقف شود. روایت عمومی یعنی مردم نهفقط موضوع سیاستها، بلکه بخشی از فرایند معنابخشی به آن باشند. حکمرانی بدون این مشارکت روایی، دیر یا زود با بحران مقبولیت مواجه میشود؛ حتی اگر از نظر فنی کارآمد باشد.
این مشارکت روایی، خود یک چرخه دوطرفه ایجاد میکند: هرچه مردم در روایتگری عمومی مشارکت بیشتری داشته باشند، احساس حضور در حکمرانی افزایش مییابد و مشارکت واقعی شکل میگیرد و هرچه مشارکت واقعی بیشتر باشد، رضایت و اعتماد عمومی تقویت میشود. «روابطعمومی»های هوشمند این چرخه را مدیریت کرده و مردم را ترغیب میکنند تا روایت خود را بیان کنند و بخشی از فرایند تصمیمسازی باشند.
در این چارچوب، پویش تازه آغازشده «سلام محله» سازمان بهزیستی، اهمیت ویژهای دارد. این طرح، با تمرکز بر فعالیتهای داوطلبانه محلهمحور و استفاده از ظرفین اهالی در اداره محله، فرصتی فراهم میکند تا مردم روایت محله خود را هم زنده کنند.
محله، نقطه تلاقی زندگی روزمره و سیاست اجتماعی است؛ جایی که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملموس است و روایت محلی میتواند تصویر واقعی از جامعه به نهادهای تصمیمگیر منتقل کند. مشارکت مردم در چنین روایتهایی نهتنها اعتماد را بازسازی میکند، بلکه بار روانی ناشی از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را کاهش میدهد.
مردم باید به بخشی از روایت اجتماعی تبدیل شوند و «روابطعمومی»ها وظیفه دارند این مشارکت را تسهیل کنند. ابزارهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی امکان انتقال فوری پیام و دریافت بازخورد مستقیم را فراهم میکنند. بدون استفاده از این ظرفیتها، روایتها اغلب کُند، یکجانبه یا شعاری میشوند و نمیتوانند شکافها و نگرانیهای واقعی مردم را منعکس کنند.
روایت عمومی، از یک سو اعتماد و امید ایجاد میکند و از سوی دیگر، نهادها را ملزم میکند عملکرد خود را شفاف و پاسخگو ارائه کنند. «روابطعمومی»های مدرن، دیگر صرفا واحدهای اجرائی یا توجیهگر نیستند؛ آنها تحلیلگر، پیشبین و فعال در میدان روایتگری هستند. پرهیز از انفعال، پاسخگویی سریع به شبهات، شناسایی نقاط امیدآفرین و تزریق امید در جامعه، ضروریات امروز است.
اعتماد اجتماعی بدون روایت عمومی بازسازی نمیشود. شفافیت و اطلاعرسانی لازماند، اما کافی نیستند. مردم باید احساس کنند روایت آنها جزئی از روایت جمعی جامعه است.
«روابطعمومی»های روایتمحور، اگر این واقعیت را درک و عملی کنند، به یکی از مهمترین ابزارهای بازسازی امید، مشارکت و سرمایه اجتماعی تبدیل خواهند شد.
روایت عمومی، اکنون نه انتخاب، بلکه ضرورت است.
* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در امور فرابخشی
و ارتباطات و راهبر روابطعمومی و امور بینالملل سازمان
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.