درآمدی بر مفاهیم فلسفه هنر
پرسش درباره فلسفه هنر مباحث دیگری را به میان میکشد ازجمله اینکه چرا هنر مهم است یا تجربه زیباییشناختی چیست و چه رابطهای بین اخلاق و هنر یا سیاست و هنر وجود دارد. از نظر مؤلف کتاب «فرهنگ فلسفه هنر»، هدفِ فلسفه هنر این است که پاسخ مناسبی برای این پرسشها دستوپا کند. چنانکه در مقدمه کتاب آمده، فلسفه هنر کمک میکند تا بفهمیم چه چیزهایی اثر هنری هستند و چرا به هنر بها میدهیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: پرسش درباره فلسفه هنر مباحث دیگری را به میان میکشد ازجمله اینکه چرا هنر مهم است یا تجربه زیباییشناختی چیست و چه رابطهای بین اخلاق و هنر یا سیاست و هنر وجود دارد. از نظر مؤلف کتاب «فرهنگ فلسفه هنر»، هدفِ فلسفه هنر این است که پاسخ مناسبی برای این پرسشها دستوپا کند. چنانکه در مقدمه کتاب آمده، فلسفه هنر کمک میکند تا بفهمیم چه چیزهایی اثر هنری هستند و چرا به هنر بها میدهیم. در عین حال نظریههای فلسفه هنر میکوشند سرنخهایی برای ارزیابی هنری به دست دهند. فیلسوفان برای تعریف هنر، آن را بر اساس ویژگی خاص آثار هنری، کارکردها و زمینههایشان تعریف میکنند. «هنر را میتوان بر اساس بازنمایی، فرم معنادار، تجربه زیباییشناختی، بیان عاطفه و غیره تعریف کرد. برخی فلاسفه، ارزش هنر را در رأسِ ویژگیهای معرفِ آن مییابند: برای مثال، ارزش هنر میتواند به خاطر کارکرد آن در بیان عواطف باشد. به سادهترین بیان، شاید ارزش هنر به این باشد که ادراکش لذتبخش است. به بیان ژرفتر، شاید هنر به این خاطر ارزشمند باشد که بهترین آثار هنری میتوانند ارزشهای یک فرهنگ را بیان کنند. شاید ارزش هنر منوط به این باشد که مثلا بهترین آثار موسیقی، شنوندگان را به اندیشهورزیِ مستقل و گرایش نقادانه ترغیب میکنند». در میان آثار فلاسفه در هر دورهای، نقد و نظرهایی درباره هنر، فلسفه هنر و زیباییشناسی دیده میشود؛ ازجمله افلاطون و ارسطو نوشتههایی درباره شعر و نقاشی و موسیقی دارند، اگرچه تعبیر آنان از هنر متفاوت با برداشت امروزی ماست. فلاسفه بزرگ فلسفه تحلیلی و قارهای نیز نوشتههایی در باب هنر داشتهاند: از هیوم و کانت گرفته تا هگل و نیچه و هایدگر و جان دیویی و دیگران. رهلت در مقدمهاش به این موضوع اشاره میکند که از فلسفه هنر گاه با عنوان زیباشناسی هم یاد میکنند. «حوزه به بیان دقیقتر، زیباشناسان با مسائلی درباره تجربه زیباشناختیِ هنر و طبیعت، شامل زیبایی و دیگر ویژگیهای زیباشناختی سروکار دارند، حال آنکه فلاسفه هنر به مسائل زیادی میپردازند که محدود به زیباشناسی نیست: ازجمله هستیشناسی هنر، زمینههای هنر و رسالت هنر». رهلت تأکید میکند که در دهههای اخیر حتی نظریههای فلسفی عامی درباره هنر مطرح شده که دغدغهای در قبال زیباشناسی ندارند و برخی نظریهها مانند نظریه آرتور دانتو، اساسا کاری با زیباشناسی ندارند. کتاب «فرهنگ فلسفه هنر» درآمدی برای شناختِ نظریههای هنر است که از چهار فصل تشکیل شده: «اصطلاحات کلیدی»، ازجمله اخلاق، ارزش هنر، بازنمایی، استعاره، بیان، پدیدارشناسی، تجربه زیباشناختی، تعریف هنر، تفسیر، خلاقیت، ذوق، سیاست، طبیعت، هستیشناسی، کاتارسیس، مارکسیسم، فرمالیسم، نقد و غیره. فصل بعدی با عنوان «متفکران کلیدی» به آرای آدورنو و ارسطو و افلاطون و بارت و بنیامین و جان دیویی و کانت و هگل و هایدگر و هیوم در باب هنر میپردازد. در فصل سوم «متون کلیدی» فهرست شده و شرحی مختصر درباره آنها آمده است: بوطیقای ارسطو، جمهوریِ افلاطون، تغییر شکل اشیای معمولیِ دانتو، هنر بهمنزله تجربه دیویی، سرآغاز کار هنریِ هایدگر، زبانهای هنرِ گودمن، نقد قوه حکمِ کانت، اصول هنریِ کالینگوود و در باب معیار ذوقِ هیوم. در بخش چهارم نوبت به تقسیمبندی و تعریف هنرها میرسد: از ادبیات و تراژدی تا عکاسی و فیلم و معماری و هنریهای تجسمی و موسیقی. در بخش پیوست کتاب نیز دو نوشته از دَرِن هائسون هیک آمده است که یکی گاهشماری مبسوط از مهمترین آثار فلسفه هنر است و دیگری مهمترین منابع پژوهشی در این حوزه.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.