|

چگونه «شهرفروشی» تهران را بلعید؟

محمد سالاری، عضو سابق شورای شهر تهران، با تشریح ریشه‌های تاریخی خودکفایی شهرداری‌ها، از شکل‌گیری یک چرخه معیوب در مدیریت شهری گفت؛ چرخه‌ای که به گفته او، از «تراکم‌فروشی» و «تغییر کاربری» آغاز شد، به «مگاپروژه‌سازی» و «رانت سازمان‌یافته» رسید و در نهایت، کیفیت زندگی شهروندان تهرانی را قربانی تأمین درآمد شهرداری کرد.

چگونه «شهرفروشی» تهران را بلعید؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: محمد سالاری، عضو سابق شورای شهر تهران، با تشریح ریشه‌های تاریخی خودکفایی شهرداری‌ها، از شکل‌گیری یک چرخه معیوب در مدیریت شهری گفت؛ چرخه‌ای که به گفته او، از «تراکم‌فروشی» و «تغییر کاربری» آغاز شد، به «مگاپروژه‌سازی» و «رانت سازمان‌یافته» رسید و در نهایت، کیفیت زندگی شهروندان تهرانی را قربانی تأمین درآمد شهرداری کرد.

محمد سالاری در تشریح رویکرد حاکم بر اداره شهرداری تهران و سایر کلان‌شهرهای کشور، با ارائه یک جمع‌بندی کلی از وضعیت شهرسازی، گفت: آسیب‌شناسی‌هایی که در شورای پنجم انجام دادیم، ما را به این نتیجه رساند که متأسفانه با پدیده‌ای به نام شهرفروشی که در نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کلان‌شهرهای کشور باب شده، مواجه هستیم؛ الگویی که نقطه آغاز آن هم شهر تهران بوده و به سمت نوعی شهرسازی سوداگرانه رفته‌ایم. در شورای پنجم مبنای کارمان را بر این گذاشتیم که از شهرسازی سوداگرانه به سمت شهرسازی انسان‌گرا حرکت کنیم.

او با اشاره به قانون خودکفایی شهرداری گفت که همین مسئله باعث شد شهرداری‌ها و به‌ویژه شهرداری تهران به سمت درآمدزایی به هر شیوه و به هر قیمتی حرکت کنند. وقتی می‌گویم شهرداری تهران، به این دلیل است که تهران همیشه الگو بوده؛ مجموعه تصمیماتی که اینجا گرفته می‌شود، به سایر کلان‌شهرها و در نهایت به شهرهای دیگر کشور تسری پیدا می‌کند.

سالاری تأکید کرد: فقدان نگرش جامع به منابع درآمدی شهری در قالب نظام کلان اقتصادی کشور، باعث شد شیوه تأمین مالی شهرها به‌شدت تحت تأثیر اقتصاد سیاسی زمین قرار بگیرد؛ به‌گونه‌ای که زمین در شهرها به مثابه نفت برای حاکمیت و دولت تلقی شد و همین نگاه، نهایتا منجر به ساری و جاری شدن پدیده شهرفروشی در تمامی ابعاد آن شد.

وی با اشاره به مصادیق این روند افزود: تغییر کاربری‌ها، تراکم‌فروشی بی‌ضابطه با هدف درآمدزایی، تصمیمات شوراهای معماری مناطق، شوراهای توافقات، کمیسیون‌های ماده ۱۰۰ و ماده ۵، بارگذاری‌های سنگین با تراکم بالا در باغات انبوه و پراکنده، همه در همین چارچوب شکل گرفت.

او ادامه داد: تدوین طرح‌های جامع هم متأسفانه تحت تأثیر حداکثری درآمدزایی قرار گرفت. در فرایند تدوین طرح راهبردی ساختاری سال ۸۶ که طرح تفصیلی آن در سال ۹۱ ابلاغ شد، ایده اولیه توسط شهرسازان و معماران صاحب‌نظر تدوین شده بود، اما تحت تأثیر شهرداری تهران تغییر کرد.

سالاری با تأکید بر غلبه نگاه درآمدزایی بر نظام تصمیم‌گیری شهری گفت: حاکم‌شدن رویکرد درآمدزایی حداکثری بر تصمیمات کمیسیون‌های ماده ۵، حاکم‌شدن تصمیمات غیرقانونی و امضاهای طلایی، شوراهای معماری و شوراهای توافقات، همه در همین مسیر شکل گرفت. فروش و تهاتر اراضی‌ای که مختص به تأمین سرانه‌های خدماتی مناطق ۲۲گانه بود هم در همین فضا انجام شد.

سالاری ادامه داد: نتیجه این روند این شد که ساخت‌وساز و سودآوری در تقابل مستقیم با کیفیت قرار گرفت. درآمدهای افسانه‌ای در شهرداری‌ها شکل گرفت. یک امپراتوری پول‌سازی به وجود آمد. آن‌قدر پول درمی‌آمد که اصلا نمی‌دانستند با آن چه‌کار کنند، کجا هزینه کنند. مدیران بیشتر دنبال نوشتن قرارداد بودند، نه اینکه کیفیت پروژه‌ها برایشان مسئله باشد.

او افزود: رویکرد مدیریتی کاملا کمّی شد، نه کیفی. دیگر این سؤال مطرح نبود که این پروژه‌ای که تعریف می‌شود در راستای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است یا خودش یک عارضه جدید برای شهر ایجاد می‌کند. استراتژی تعریف انبوه قراردادها و پروژه‌ها بر اساس درآمدهای ناشی از شهرفروشی نهادینه شد.

سالاری با اشاره به جهت‌گیری این منابع گفت: درآمدهای ناشی از شهرفروشی و دارایی‌های ملکی شهرداری به سمت مگاپروژه‌ها گسیل داده شد. شهرداری تهران در ساختار سیاسی کشور به سمتی رفت که پروژه‌های بزرگ و پرهزینه تعریف کند؛ پروژه‌هایی مثل پروژه صدر نمونه بارز آن است. در مقابل، از پروژه‌های نرم‌افزاری، کیفی، توسعه محله‌ای و انسان‌محور غفلت شد.

او تأکید کرد: در نهایت کیفیت زندگی کاهش پیدا کرد، معنا از شهر رفت، کالبد کمی غلبه پیدا کرد، خودرومحوری تقویت شد و رویکردهای انسان‌محور به حاشیه رفت.

سالاری ادامه داد: سوداگری که تشدید شد، دیدند که چنین پولی در شهرداری وجود دارد. شهرداری شد به تعبیر من پدر پولدار کشور. استانداری‌ها، ائمه جماعات، نهادهای مدنی، نهادهای مذهبی همه می‌آمدند و می‌گفتند پول بده، زمین بده، ملک بده، ساختمان بده. بحث واگذاری املاک هم دقیقا در همین فضا شکل گرفت.

او اضافه کرد: این رویکرد زمینه را برای ورود بنگاه‌ها، بانک‌ها و سرمایه‌داران به حوزه ساخت‌وساز فراهم کرد. بنگاه‌داری در کشور به سمت ساخت‌وساز سوق پیدا کرد. بسیاری از فعالیت‌های مولد و متعارف اقتصادی کنار گذاشته شد و سرمایه‌ها به سمت بارگذاری‌های شهری رفت.

سالاری تصریح کرد: در این فضا، روابط و منافع شخصی جای ضابطه‌گرایی را گرفت. سونامی انعقاد قراردادهای پیمانکاری شکل گرفت. ارکانی از رانت، سوداگری و سودجویی در تصمیم‌گیری‌ها نهادینه شد. شوراهای معماری و شوراهای توافقات به محل شکل‌گیری رانت تبدیل شدند؛ جایی که برای گرفتن یک یا دو طبقه اضافه، شبکه‌های رانتی شکل می‌گرفت.

او گفت: خاطرم هست در سال ۱۳۹۱، یک گزارش از دبیرخانه شورای عالی شهرسازی ارائه شد که فقط در منطقه یک، ۶۰۰ طبقه اضافه مازاد بر طرح تفصیلی داده شده بود.

سالاری ادامه داد: بازی با افکار عمومی برای کسب درآمد بیشتر هم اتفاق افتاد. طرح تفصیلی سال ۹۱ با تأخیر ابلاغ شد. اگر به آمار صدور پروانه‌های ساختمانی در تاریخ شهرداری تهران نگاه کنید، می‌بینید که در همان سال تعداد پروانه‌ها به ۳۷ هزار فقره رسید، در حالی که امروز به حدود ۱۰ هزار فقره رسیده است.

او افزود: این روند باعث شد تبعات شهرفروشی خودش را نشان بدهد. از یک جایی به بعد ظرفیت طرح‌ها پر شد. به موازات آن، املاک و اراضی شهر هم در پروژه‌های بزرگ‌مقیاس مثل اتوبان صدر و امام علی وارد چرخه تملک شد که آنجا هم بحث‌های خاص خودش را داشت، از ایجاد کارگزاری‌ها تا نحوه تملک‌ها.

سالاری گفت: در نهایت دیدند که ظرفیت منابع درآمدی هم دارد کم می‌شود. من وقتی وارد شورای شهر شدم، آقای قالیباف بخش‌نامه کرده بودند که فقط پروژه‌هایی که بالای ۵۰ درصد پیشرفت دارند، ادامه پیدا کنند. یعنی خودشان هم به این نتیجه رسیده بودند که این امپراتوری پولی، این پول‌درآوردن و پول‌پاشی، دارد نگران‌کننده می‌شود. آن‌قدر پروژه تعریف کرده بودند که دیگر نمی‌دانستند با آنها چه‌کار کنند.

او تأکید کرد: از اینجا تبعات شروع شد و شد معضل. حالا اینجا ما کلی بحث داریم. در ادامه هم دوباره تداوم شهرفروشی شکل گرفت برای جبران همان تبعات. مجموعه پرسنلی چندده هزار نفر اضافه شده بود، مجموعه معضلاتی ایجاد شده بود، سرانه‌ها به شدت کاهش پیدا کرده بود، آلودگی هوا افزایش یافته بود، جمعیت‌پذیری بالا رفته بود که جمعیت‌پذیری سرانه می‌خواهد. دوباره سؤال این بود که پول از کجا بیاورند؟ باز برگشتند سراغ شهرفروشی با شکل‌های جدید.

سالاری تصریح کرد: به همین دلیل ما می‌گوییم این چرخه باطل شهرفروشی ادامه پیدا کرد و به عنوان یک مدل و الگو برای مدیران همه شهرها در بیش از هزار شهر کشور تسری پیدا کرد.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.