|

احیای خانه مشروطه؛ مسئولیتی برای تبریز و ایران

نظامی، ایران را دل جهان می‌خواند؛ تعبیری که وقتی درباره تبریز سخن می‌گوییم، معنایی ویژه پیدا می‌کند. تبریز در مقاطع مهم تاریخ ایران صرفا شاهد تحولات نبوده، بلکه خود یکی از کانون‌های شکل‌گیری و پیشبرد آنها بوده است؛ از برآمدن صفویان و آغاز دولت صفوی در این شهر، تا مشروطه و دفاع از حکومت قانون و سپس نقش‌آفرینی در تحولات معاصر ایران.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

«همه عالم تن است و ایران دل

نیست گوینده زین قیاس خجل

چون که ایران دل زمین باشد

دل ز تن به بود، یقین باشد»

نظامی، ایران را دل جهان می‌خواند؛ تعبیری که وقتی درباره تبریز سخن می‌گوییم، معنایی ویژه پیدا می‌کند. تبریز در مقاطع مهم تاریخ ایران صرفا شاهد تحولات نبوده، بلکه خود یکی از کانون‌های شکل‌گیری و پیشبرد آنها بوده است؛ از برآمدن صفویان و آغاز دولت صفوی در این شهر، تا مشروطه و دفاع از حکومت قانون و سپس نقش‌آفرینی در تحولات معاصر ایران.

در آستانه صدوبیستمین سالگرد انقلاب مشروطه، ۱۴ مردادماه فرصتی فراهم شد تا در تبریز، در همایشی با حضور بیش از ۷۰۰ نفر از دانشگاهیان، نخبگان، مدیران و علاقه‌مندان تاریخ و فرهنگ ایران، درباره مشروطه، تبریز و میراث ماندگار نیاکان سخن بگویم. اما اهمیت این سفر برای من فقط در آن سخنرانی کوتاه خلاصه نشد. بازدید از خانه مشروطه تبریز، بار دیگر این پرسش را پیش رویم گذاشت که ما با میراث یکی از مهم‌ترین جنبش‌های تاریخ معاصر ایران چه کرده‌ایم و برای شناساندن آن به نسل امروز چه برنامه‌ای داریم؟ تبریز را می‌توان در یک زنجیره تاریخی چنین دید: تبریزِ دولت‌ساز، تبریزِ قانون‌خواه، تبریزِ آزادی‌خواه و تبریزِ تاب‌آور امروز.

ورود شاه اسماعیل صفوی به تبریز و آغاز دولت صفوی از این شهر، فصلی تازه در تاریخ ایران گشود. چند قرن بعد، همین شهر در نهضت مشروطه به یکی از مهم‌ترین کانون‌های دفاع از قانون و مجلس تبدیل شد. در دوره معاصر نیز تبریز در تحولات انقلاب ۱۳۵۷، به‌ویژه قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد؛ قیامی که در چهلم شهدای قم شکل گرفت و به یکی از حلقه‌های مهم زنجیره اعتراضات منتهی به انقلاب تبدیل شد.

اما مشروطه را نباید فقط مجموعه‌ای از حوادث و تاریخ‌ها دانست. مشروطه در معنای عمیق‌تر، ورود اندیشه حکومت قانون و تحدید قدرت به عرصه سیاست ایران بود. پرسش اصلی این بود که آیا قدرت سیاسی می‌تواند بدون قید و قانون اعمال شود یا باید در برابر قانون و حقوق ملت پاسخ‌گو باشد؟ در این میان، نقش تبریز در شکل‌گیری تدریجی این اندیشه اهمیت ویژه‌ای دارد. دارالسلطنه تبریز، ارتباط با جهان جدید و اعزام نخستین گروه‌های ایرانی به خارج از کشور، زمینه آشنایی بخشی از نخبگان ایرانی با نظم حقوقی و سیاسی جدید را فراهم کرد. مفهوم عدالتخانه نیز سال‌ها پیش از صدور فرمان مشروطه در ادبیات سیاسی ایران ظاهر شد.

در این مسیر، نام‌هایی چون عباس‌میرزا، قائم‌مقام و امیرکبیر را نمی‌توان نادیده گرفت؛ تلاش‌هایی که هرچند مستقیما به مشروطه منتهی نشد، اما نشان‌دهنده شکل‌گیری تدریجی اندیشه اصلاح، نظم اداری، محدودشدن قدرت خودسرانه و ضرورت سامان‌دادن به حکومت بود. از این منظر، سخن‌گفتن از مشروطه بدون توجه به تاریخ اندیشه مشروطه، تصویری ناقص از آن ارائه می‌دهد.

در همین نقطه باید به نقش علمای مشروطه‌خواه، به‌ویژه آخوند خراسانی نیز توجه کرد. برخلاف برخی روایت‌های ساده‌شده که مشروطه را صرفا محصول فعالیت روشنفکران می‌دانند، بخش مهمی از اندیشه مشروطه در ایران در گفت‌وگوی میان سنت دینی و مفاهیم جدید سیاسی شکل گرفت. آخوند خراسانی و یاران او، از جمله میرزا حسین نائینی و ملاعبدالله مازندرانی، تلاش کردند نسبت میان شریعت، عدالت، مجلس، قانون و محدودیت قدرت را تبیین کنند.

آخوند خراسانی مجلس را «نخستین مرحله ترقی» می‌دانست و مشروطه را در تعارض با اصل دین نمی‌دید، بلکه آن را راهی برای جلوگیری از استبداد و سامان‌دادن به امور کشور می‌دانست. این بخش از تاریخ مشروطه هنوز نیازمند بازخوانی جدی و منصفانه است. اما مشروطه در تبریز فقط یک بحث نظری درباره قانون و مجلس نبود؛ در این شهر، مشروطه با جان و خون مردم آزموده شد. پس از به‌توپ‌بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر، تبریز به کانون مقاومت تبدیل شد و ماه‌ها در برابر نیروهای دولتی و فشارهای خارجی ایستاد.

در این میان، ثقه‌الاسلام تبریزی جایگاهی ویژه دارد؛ عالمی که از مشروطه حمایت کرد و در یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخ تبریز، در کنار مردم ایستاد. با ورود نیروهای روس به تبریز و تشدید فشار بر مشروطه‌خواهان، در عاشورای ۱۳۳۰ قمری، ثقه‌الاسلام و گروهی دیگر از مشروطه‌خواهان به دست نیروهای روس به شهادت رسیدند.

عاشورای خونین تبریز فقط یک واقعه تراژیک نیست؛ سندی است از اینکه دفاع از مشروطه، استقلال و آزادی ایران چه هزینه سنگینی در پی داشته است. در کنار این چهره‌ها، داستان هوارد باسکرویل نیز بخشی فراموش‌نشدنی از حافظه مشروطه تبریز است؛ معلم آمریکایی مدرسه مموریال که در کنار مشروطه‌خواهان ایستاد و در جریان دفاع از تبریز جان باخت.

مرگ او نشان داد آرمان آزادی و حکومت قانون می‌تواند از مرزهای جغرافیایی و ملی عبور کند و انسانی را که ایرانی نبود، در کنار مردم ایران قرار دهد. بنابراین، وقتی از تبریزِ مشروطه سخن می‌گوییم، فقط از ستارخان و باقرخان و پیروزی مقاومت سخن نمی‌گوییم؛ از ثقه‌الاسلام و عاشورای خونین تبریز، از باسکرویل و جان‌باختگان راه مشروطه و از مردمی سخن می‌گوییم که هزینه دفاع از قانون و آزادی را پرداختند.

شاید همین‌جاست که اهمیت خانه مشروطه روشن‌تر می‌شود. خانه مشروطه تبریز، خانه حاج مهدی کوزه‌کنانی، تاجر بزرگ و از حامیان اصلی مشروطه، تنها یک بنای تاریخی نیست؛ بخشی از حافظه سیاسی و مدنی ایران است. این خانه باید بتواند روایتگر زنجیره‌ای باشد که از دارالسلطنه و اندیشه قانون آغاز می‌شود و به مجلس، مقاومت تبریز، ثقه‌الاسلام، ستارخان، باقرخان، باسکرویل و دیگر چهره‌ها و جریان‌های مشروطه‌خواه می‌رسد.

از همین رو پیشنهاد می‌کنم توسعه این خانه به یک پروژه ملی تبدیل شود. دو ملک مجاور که در گذشته بخشی از مجموعه خانه بوده‌اند، می‌توانند با همکاری دستگاه‌های مسئول و مالکان کنونی، به مجموعه بازگردند. یکی از این املاک که امروز در اختیار بانک سپه است، می‌تواند به مرکز پژوهش‌های مشروطه اختصاص یابد و خانه توسعه‌یافته مشروطه نیز علاوه بر موزه، به مرکزی برای برگزاری نشست‌ها، همایش‌ها و رویدادهای فرهنگی تبدیل شود. این اقدام می‌تواند نخستین گام عملی برای شکل‌گیری محور ملی گردشگری مشروطه باشد؛ محوری که از تبریز آغاز شود و شهرها و کانون‌های مهم این جنبش را به یکدیگر پیوند دهد: تبریز، زنجان، قزوین، رشت، تهران، شیراز، بوشهر و نجف.

در کنار احیای بناها، باید به احیای روایت مشروطه نیز توجه کرد. نسل جوان و نوجوان باید با حقیقت و پیچیدگی مشروطه آشنا شود؛ نه با روایتی یک‌سویه و تقلیل‌یافته. مشروطه باید در مدرسه و دانشگاه، در کتاب‌های درسی و پژوهش‌های دانشگاهی، از زوایای مختلف روایت شود؛ نقش علما، روشنفکران، تجار، انجمن‌ها، زنان، اصناف و مردم شهرهای مختلف و نیز نیروهای مخالف مشروطه، در کنار یکدیگر دیده شود. در صدوبیستمین سال مشروطه، پرسش مهم این نیست که فقط چند مراسم برگزار کنیم؛ پرسش این است که چگونه می‌توانیم این میراث را به نسل آینده منتقل کنیم؟

از مسئولان استان، شهرداری و شورای اسلامی شهر تبریز، وزارت میراث فرهنگی و خانه توسعه آذربایجان انتظار می‌رود این پیشنهاد را جدی بگیرند و تلاش کنند سالروز مشروطه در سال آینده در خانه مشروطه توسعه‌یافته و مرمت‌شده تبریز برگزار شود. در این میان، جای شگفتی است که در مراسم سالگرد مشروطه در تبریز، شهردار و اعضای شورای شهر غایب بودند و جز یک نفر از نمایندگان تبریز، نمایندگان آذربایجان نیز در این مراسم حضور نداشتند. می‌توان امیدوار بود این غیبت، در سال آینده به حضوری مؤثر و مسئولانه برای پاسداری از میراث مشروطه تبدیل شود.

تبریز امروز نیز روزهای دشواری را پشت سر گذاشته و در یک سال اخیر آماج حملات دشمنان و مهاجمان بوده است. اما همین تاب‌آوری، وجه دیگری از تاریخ این شهر را به یاد می‌آورد؛ شهری که در بزنگاه‌های تاریخ ایران بارها ایستاده است. اکنون نوبت تبریزِ فرداست؛ تبریزی که می‌تواند بار دیگر پیشگام شود؛ این بار نه در میدان نبرد، بلکه در میدان بازشناسی، پاسداری و معرفی میراث مشروطه ایران.

شهریار چه زیبا این پیوند میان تبریز و ایران را سروده است: «بی‌کس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو/ جان به قربان تو ای جانان آذربایجان». خانه مشروطه را باید از یک بنای تاریخی به یک مرکز زنده حافظه ملی تبدیل کرد. احیای آن، تنها مرمت چند دیوار و اتاق نیست؛ احیای بخشی از اندیشه‌ای است که بیش از یک قرن پیش، ایرانیان را با مفهوم قانون، مجلس و مسئولیت حکومت در برابر ملت روبه‌رو کرد. این مسئولیت امروز بر دوش تبریز است؛ اما میراث آن، متعلق به همه ایران است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.