|

پیمان دفاعی مکه

پیش‌لرزه‌ای برای نظم امنیتی جدید منطقه؟

هر تحول امنیتی در خاورمیانه را نباید صرفا در چارچوب روابط دوجانبه یا واکنش به یک بحران مقطعی تحلیل کرد. اگر گزارش‌ها درباره امضای یک پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با عنوان «پیمان مکه» مبنا قرار گیرد، اهمیت آن بیش از یک توافق نظامی موقت و محدود خواهد بود. چنین ابتکاری، در صورت تثبیت، می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای تازه از بازآرایی امنیتی در منطقه باشد؛ مرحله‌ای که بازیگران اصلی می‌کوشند موقعیت خود را از طریق اتحاد راهبردی با هم و برای آینده‌ای پرابهام و پیش‌بینی‌ناپذیر تثبیت کنند.

هر تحول امنیتی در خاورمیانه را نباید صرفا در چارچوب روابط دوجانبه یا واکنش به یک بحران مقطعی تحلیل کرد. اگر گزارش‌ها درباره امضای یک پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با عنوان «پیمان مکه» مبنا قرار گیرد، اهمیت آن بیش از یک توافق نظامی موقت و محدود خواهد بود. چنین ابتکاری، در صورت تثبیت، می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای تازه از بازآرایی امنیتی در منطقه باشد؛ مرحله‌ای که بازیگران اصلی می‌کوشند موقعیت خود را از طریق اتحاد راهبردی با هم و برای آینده‌ای پرابهام و پیش‌بینی‌ناپذیر تثبیت کنند.

سه کشوری که تاکنون در این چارچوب گرد هم آمده‌اند، اگرچه از نظر سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تفاوت‌های فراوانی دارند، اما در یک نقطه اشتراک دارند: هر سه نسبت به آینده نظم منطقه‌ای احساس ناپایداری و عدم اطمینان می‌کنند. عربستان، به عنوان بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان عرب، در پی کاهش آسیب‌پذیری امنیتی و تثبیت موقعیت خود است. ترکیه، با وجود عضویت در ناتو، تحولات سوریه، شرق مدیترانه و افزایش تنش‌های منطقه را با نگرانی بیش از پیش دنبال می‌کند. پاکستان نیز علاوه بر برخورداری از توان هسته‌ای، همچنان با چالش‌های عمیق امنیتی در مرزهای شرقی و رقابت دیرینه با هند روبه‌روست.

بنابراین، آنچه این سه کشور را به یکدیگر نزدیک می‌کند، بیش از آنکه وجود یک تهدید واحد باشد، نگرانی مشترک از افزایش بی‌ثباتی و غیرقابل پیش‌بینی‌‌شدن محیط امنیتی منطقه است. از این منظر، پیمان احتمالی مکه را می‌توان تلاشی برای مدیریت ابهام و ریسک‌های آینده دانست، نه صرفا واکنشی به یک واقعه زودگذر یا بازیگر خاص.

جنگ‌های اخیر منطقه نیز این نگرانی‌ها و‌ بی‌ثباتی را تشدید کرده است. پس از تحولات غزه، لبنان، سوریه و رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، بسیاری از معادلات سنتی امنیتی دستخوش تغییر شده‌اند. خطوط قرمزی که سال‌ها مانع گسترش درگیری‌ها بودند، تا حد زیادی شکسته شده‌اند و همین امر دولت‌های منطقه را به بازنگری در راهبردهای دفاعی و شرکای سنتی خود سوق داده است.

در چنین فضایی، به نظر می‌رسد عربستان در تلاش است هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: از یک سو‌ دفاع در قبال ضربات شکننده حوثی‌ها و جلوگیری از گسترش جنگ و از سوی دیگر، افزایش ظرفیت بازدارندگی از طریق همکاری با قدرت‌های مهم اسلامی منطقه.

 این رویکرد نشان می‌دهد که ریاض دیگر تنها بر تضمین‌های امنیتی ایالات متحده تکیه نمی‌کند و با تکیه بر توان اقتصادی خود در پی تنوع‌بخشی به شرکای راهبردی خود و تعدد شبکه‌های پوشش امنیتی است. اگر این روند ادامه یابد، دست‌کم سه پیامد مهم قابل تصور خواهد بود. نخست، شکل‌گیری نوعی بازدارندگی جمعی در منطقه است که هزینه هرگونه درگیری گسترده را برای همه طرف‌ها افزایش می‌دهد. دوم، حرکت تدریجی به سوی معماری امنیتی با مشارکت بیشتر بازیگران منطقه‌ای؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه نقش فعال‌تری در دفاع و تأمین امنیت خود ایفا کنند. سوم، افزایش هماهنگی سیاسی و نظامی میان کشورهای عضو در قبال بحران‌هایی مانند یمن، دریای سرخ و امنیت خطوط انتقال انرژی. در این میان، جایگاه و موضع‌گیری ایران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. تهران همچنان یکی از مهم‌ترین بازیگران معادلات امنیتی غرب آسیاست و طبیعی است که هر آرایش جدید امنیتی، خواه ناخواه، با درنظرگرفتن نقش و ظرفیت‌های جدید ایران طراحی شود. در عین حال، تداوم گفت‌وگوهای منطقه‌ای و پرهیز از تبدیل رقابت‌ها به تقابل نظامی، همچنان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای همه بازیگران به‌خصوص ایران خواهد بود. از سوی دیگر، این تحولات می‌تواند بر روندهای برون‌زای پیشین، از جمله پیمان ابراهیم و عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی و اسلامی با اسرائیل نیز تأثیر منفی بگذارد. در شرایطی که همکاری دفاعی میان درون‌زای کشورهای اسلامی اهمیت بیشتری پیدا کند، به احتمال زیاد برخی اولویت‌های پیشین کشورهایی همچون امارات، کویت و بحرین نیز بازتعریف شوند و دولت‌های منطقه در انتخاب شرکای امنیتی خود ملاحظات جدیدی را مدنظر قرار دهند.

در نهایت، صرف‌نظر از اینکه این ابتکار تا چه اندازه عملیاتی و پایدار خواهد بود، یک واقعیت قابل مشاهده است: غرب آسیا در حال ورود به مرحله‌ای جدید از بازآرایی امنیتی است. ائتلاف‌های سنتی به تدریج در حال تغییرند، ملاحظات امنیتی بیش از گذشته بر تصمیمات سیاسی سایه افکنده‌اند و دولت‌های منطقه تلاش می‌کنند با ایجاد شبکه‌های متنوع همکاری، خود را برای آینده‌ای آماده کنند که بیش از هر زمان دیگری با عدم قطعیت همراه است. از این منظر، «پیمان مکه» را می‌توان یک «پیش‌لرزه» جدی در ژئوپلیتیک منطقه و‌ نه صرفا یک توافق موقت دفاعی دانست. باید این پیمان را نشانه‌ای از آغاز پوست‌اندازی نظم امنیتی منطقه دانست؛ نظمی که موفقیت یا ناکامی آن، به میزان توانایی بازیگران و ابتکار در ایجاد توازن میان بازدارندگی، همکاری و گفت‌وگو بستگی خواهد داشت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.