|

اقتصاد سیاسی الگوریتم‌ها در خاورمیانه

خاورمیانه وارد عصر جدیدی از منظر اقتصادی-سیاسی شده که در آن داده‌ها و هوش مصنوعی از نظر استراتژیک اهمیتی هم‌تراز نفت پیدا کرده است. دولت‌ها در سراسر منطقه در حال سرمایه‌گذاری عظیمی در حوزه زیرساخت‌های دیجیتال، حکمرانی هوشمند و تحول اقتصادی مبتنی بر هوش‌ مصنوعی هستند. این مقاله بررسی‌ می‌کند چگونه هوش مصنوعی و حکمرانی مبتنی بر الگوریتم‌ها به شکل‌دهی مجدد قدرت، نابرابری و تغییر ظرفیت دولت‌های منطقه منجر می‌شود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نویسنده: کامران یگانگی-مترجم: محبوبه جهادی، دکترای علوم اقتصادی:  خاورمیانه وارد عصر جدیدی از منظر اقتصادی-سیاسی شده که در آن داده‌ها و هوش مصنوعی از نظر استراتژیک اهمیتی هم‌تراز نفت پیدا کرده است. دولت‌ها در سراسر منطقه در حال سرمایه‌گذاری عظیمی در حوزه زیرساخت‌های دیجیتال، حکمرانی هوشمند و تحول اقتصادی مبتنی بر هوش‌ مصنوعی هستند. این مقاله بررسی‌ می‌کند چگونه هوش مصنوعی و حکمرانی مبتنی بر الگوریتم‌ها به شکل‌دهی مجدد قدرت، نابرابری و تغییر ظرفیت دولت‌های منطقه منجر می‌شود.

خلاصه: برای دهه‌ها، اقتصاد سیاسی منطقه مِنا (خاورمیانه و شمال آفریقا) به‌طور گسترده توسط درآمدهای نفت‌وگاز تعیین‌ می‌شد؛ ثروت‌های طبیعی امکان اثرگذاری اقتصادی، حفظ نفوذ سیاسی و شکل‌دهی پویایی‌های قدرت منطقه‌ای را از طریق ثروت ناشی از انرژی فراهم‌ کرده است. پرسش اصلی دیگر این نیست که هوش مصنوعی منجر به بروز تحولاتی در منطقه خواهد شد یا نه؛ چراکه این تحولات درحال‌حاضر در حال وقوع است. پرسش واقعی این است که چه‌کسی قواعد، نهادها و ساختارهای نظم الگوریتمی درحال‌ظهور در منطقه را شکل‌ خواهد داد؟ هوش مصنوعی دیگر صرفا یک فناوری نو‌ظهور نیست، بلکه به‌تدریج در حال تبدیل‌شدن به معمار بخشی از سیاست و اقتصاد در منطقه است. دولت‌ها در سراسر منطقه سرمایه‌گذاری عظیمی در حوزه زیرساخت‌های دیجیتال، حکمرانی هوشمند و تحولات اقتصادی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام‌ می‌دهند. ورای روایت خوش‌بینانه پیرامون نوآوری و کارایی، پرسش بسیار مهم این است که چه کسی اقتصاد الگوریتمی نوظهور در خاورمیانه را کنترل‌ خواهد کرد؟ برای دهه‌ها اقتصاد سیاسی منطقه عمدتا توسط درآمدهای نفت و گاز شکل‌ می‌گرفته‌ است. ثروت مبتنی بر انرژی دولت‌ها را قادر می‌ساخت تا نفوذ اقتصادی ایجاد، قدرت سیاسی خود را حفظ‌ کنند و پویایی‌های قدرت منطقه‌ای را شکل‌ دهند. ولی امروزه اقتصاد جهانی در حال ورود به دوره جدیدی است که در آن داده‌ها، الگوریتم‌ها و ظرفیت محاسباتی در حال‌ تبدیل‌شدن به دارایی‌های استراتژیکی است که [از نظر اهمیت] با منابع طبیعی قابل مقایسه است. در این محیط جدید، الگوریتم‌ها صرفا ابزارهای محاسباتی نیستند. الگوریتم‌ها به‌طور فزاینده‌ای بر بازارهای مالی، سیستم‌های بازار کار، خدمات عمومی، سیاست‌های امنیتی و تجارت دیجیتال اثرگذارند. درنتیجه کنترل زیرساخت‌های داده و سیستم‌های هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از منابع تعیین‌کننده قدرت در دهه‌های پیشِ‌رو تبدیل‌شود. طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول (IMF) انتظار می‌رود هوش مصنوعی اثر قابل ‌ملاحظه‌ای بر بازار کار، سیستم‌های حکمرانی و ساختارهای بهره‌وری در سراسر دنیا داشته‌ باشد و اقتصادهای درحال‌توسعه، هم‌زمان با فرصت‌های بزرگ و تهدیدهای جدی مواجه‌ شوند.

برای بسیاری از اقتصادهای منطقه که با چالش‌های جمعیتی، بی‌ثباتی نهادی و افزایش بیکاری مواجه‌ هستند و هم‌زمان برای کاهش هیدروکربن‌ها و آلاینده‌ها تلاش‌ می‌کنند، این تحولات اهمیت ویژه‌ای می‌یابند.

در سال‌های اخیر کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس به‌عنوان جاه‌طلب‌ترین سرمایه‌گذاران منطقه‌ در حوزه هوش مصنوعی ظهور پیدا کرده‌اند. به‌طور مشخص، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال تلاش برای معرفی جایگاه خود به‌عنوان هاب منطقه‌ای زیرساخت‌های دیجیتال، شهرهای هوشمند و نوآوری در حوزه هوش مصنوعی هستند. این سرمایه‌گذاری‌ها با برنامه‌های گسترده متنوع‌سازی اقتصادی مانند برنامه چشم‌اندازه 2030 عربستان و استراتژی بلندمدت اقتصاد دیجیتال امارات متحده ارتباط نزدیکی دارند.

ظهور پدیده هوش مصنوعی در منطقه صرفا یک داستان اقتصادی ساده نیست؛ این پدیده رابطه بین دولت‌ها، بازارها و جوامع را تعیین‌ می‌کند.

دولت‌ها برای مدیریت حمل‌ونقل، سیاست‌گذاری، اداره عمومی، سیستم‌های تشخیص هویت دیجیتال و برنامه‌ریزی شهری به‌طور فزاینده‌ای بر سیستم‌های الگوریتمی متکی‌ هستند. استدلال حامیان این وضعیت این است که این تکنولوژی‌ها، کارایی و ظرفیت دولت‌ها را بهبود می‌بخشد. منتقدان اما هشدار می‌دهند که اگر ملاحظات نهادی مناسب برای حکم‌رانی مبتنی بر الگوریتم‌ها در نظر گرفته‌ نشود، بهره‌گیری از سیستم‌های الگوریتمی به افزایش نظارت، تشدید اقتدار [دولت] و تضعیف شفافیت منجر می‌شود.

این موضوع به‌ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا اهمیت ویژه‌ای دارد، چراکه سازوکارهای پاسخ‌گویی اغلب توسعه‌ پیدا نکرده‌اند. در نبود چارچوب‌های نظارتی مشخص، حکم‌رانی الگوریتمی به‌جای حل چالش‌های کنونی حکم‌رانی، آنها را عمیق‌تر می‌کند.

نگرانی مهم دیگری که وجود دارد، ظهور شکل جدیدی از نابرابری دیجیتال در سراسر منطقه است. درحالی‌که اقتصادهای ثروتمند خلیج‌ فارس میلیاردها دلار در زمینه زیرساخت هوش مصنوعی، محاسبات ابری و سیستم‌های پیشرفته دیجیتالی سرمایه‌گذاری‌ می‌کنند، کشورهای با درآمد پایین منطقه و کشورهای درگیر جنگ برای هم‌گام‌شدن با آنها با مشکل مواجه‌اند. نتیجه این امر می‌تواند به تشدید شکاف فناوری بین کشورهای منطقه منجر شود.

در سال 2023 بانک جهانی تأکید کرد که نابرابری دیجیتال کماکان یکی از چالش‌های اصلی توسعه است که اقتصادهای منطقه منا با آن روبه‌رو هستند. دسترسی به زیرساخت دیجیتال، آموزش فناورانه و اکوسیستم‌های نوآورانه در سراسر منطقه بسیار ناهمگن است. در عصر هوش مصنوعی، این ناهمگنی از نظر سیاسی و اقتصادی عمیق‌تر هم می‌شود.

هم‌زمان، تمرکز داده‌ها و قدرت محاسباتی در دست تعداد معدودی از دولت‌ها و بنگاه‌های فناوری بین‌المللی پرسش‌های ژئوپلتیکی مهمی را مطرح‌ می‌کند. همان‌طورکه در دهه‌های پیشین وابستگی به انرژی، روابط بین‌الملل را شکل‌ می‌داد، اکنون نیز وابستگی به سیستم‌های هوش مصنوعی و پلتفرم‌های دیجیتال خارجی می‌تواند صف‌بندی‌های اقتصادی و سیاسی را تعیین‌ کند.

این واقعیت نوظهور اشکال تازه‌ای از بی‌ثباتی استراتژیک را ایجاد می‌کند. تهدیدهای امنیت سایبری، دستکاری‌های الگوریتمی و وابستگی به زیرساخت‌های ابری خارجی می‌تواند کشورها را در معرض اختلالات اقتصادی و فشارهای سیاسی قرار دهد. گزارش ریسک جهانی مجمع جهانی اقتصاد در سال 2024 امنیت سایبری و اطلاعات غلط ناشی از سیستم‌های هوش مصنوعی را یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های جهانی در سال‌های آینده معرفی‌ می‌کند.

ازاین‌رو چالش سیاست‌گذاران منطقه منا علاوه‌بر چگونگی پذیرش و سازگاری با فناوری‌های هوش مصنوعی، چگونگی مدیریت مؤثر این پدیده است.

سازگاری موفق اقتصاد الگوریتمی به چیزی بیشتر از واردات فناوری‌های پیشرفته نیاز دارد. این امر به سرمایه‌گذاری در آموزش، ریسک‌های دیجیتال، اصلاحات نهادی، امنیت سایبری و ساختارهای شفاف حکمرانی وابسته‌ است. بدون این عوامل بنیادی، هوش مصنوعی به‌جای تسریع در توسعه همه‌جانبه، نابرابری و وابستگی را تقویت‌ می‌کند.

به‌علاوه همکاری منطقه‌ای نیز حائز اهمیت است. در حال حاضر بسیاری از کشورهای منطقه عمدتا از طریق چارچوب‌های رقابت‌پذیری ملی به این موضوع می‌پردازند. با این همه، موضوعاتی مانند مقررات دیجیتال، حکمرانی داده و امنیت سایبری به‌طور فزاینده‌ای فراتر از مرزهای ملی قرار می‌گیرند. سازوکارهای همکاری منطقه‌ای برای مدیریت ابزارهای بلندمدت حکم‌رانی الگوریتمی ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد.

گزارش شاخص‌های هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد در سال 2024 نشان‌ می‌دهد که سرمایه‌گذاری جهانی در حوزه هوش مصنوعی همچنان به‌سرعت شتاب‌ می‌گیرد و رقابت بین کشورها برای رهبری فناورانه در حال تشدید است. در چنین محیطی، کشورهایی که موفق به توسعه ظرفیت فناورانه داخلی خود نباشند، در عرصه اقتصاد دیجیتال در سطح جهانی به مصرف‌کنندگانی وابسته‌ تبدیل‌ می‌شوند.

بنابراین خاورمیانه در حال ورود به عصر جدیدی از منظر اقتصادی-سیاسی است که در آن، الگوریتم‌ها، داده‌ها و هوش مصنوعی از نظر استراتژیک می‌تواند به‌اندازه نفت اهمیت‌ داشته‌ باشند.

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.