|

وقتی اوضاع بر وفق مرادمان نیست

در سیاست سخت‌ترین جمله معمولا همان جمله‌ای است که همه می‌دانند و کسی حاضر نیست آن را صریح بگوید. ژانویه ۲۰۰۵، کالین پاول در آخرین دیدارش در مقام وزیر خارجه آمریکا روبه‌روی جورج بوش نشست. عراق از مسیری که کاخ سفید برای آن تصور کرده بود، فاصله گرفته بود. در روایتی که چارلز هرمان به آن استناد می‌کند، پاول به بوش گفت اگر قرار است اوضاع تغییر کند، فقط افزایش تلاش کافی نیست؛ آدم‌ها و شیوه اداره جنگ نیز باید تغییر کنند.

روزبه کردونی سیاست‌پژوه

در سیاست سخت‌ترین جمله معمولا همان جمله‌ای است که همه می‌دانند و کسی حاضر نیست آن را صریح بگوید. ژانویه ۲۰۰۵، کالین پاول در آخرین دیدارش در مقام وزیر خارجه آمریکا روبه‌روی جورج بوش نشست. عراق از مسیری که کاخ سفید برای آن تصور کرده بود، فاصله گرفته بود. در روایتی که چارلز هرمان به آن استناد می‌کند، پاول به بوش گفت اگر قرار است اوضاع تغییر کند، فقط افزایش تلاش کافی نیست؛ آدم‌ها و شیوه اداره جنگ نیز باید تغییر کنند.

اهمیت این صحنه فقط در عراق نیست. همه دولت‌ها دیر یا زود به لحظه‌ای می‌رسند که میان آنچه انتظار داشته‌اند و آنچه در عمل رخ داده فاصله می‌افتد. سیاست برای بازبینی لازم نیست ابتدا شکست بخورد؛ گاهی همین فاصله معنادار میان انتظار و نتیجه کافی است تا یک پرسش دوباره روی میز قرار گیرد: باید بیشتر تلاش کرد، راه را عوض کرد یا در خود مقصد دوباره اندیشید؟

چارلز اف. هرمان، پژوهشگر شناخته‌شده تصمیم‌گیری و تغییر در سیاست خارجی، این پرسش را به زبان ساده‌ای مطرح می‌کند: وقتی امور بر وفق مرادمان نمی‌گردد، چه می‌کنیم؟ اهمیت بحث او در این است که تغییر سیاست را به دوگانه «ادامه‌دادن یا عقب‌نشینی» تقلیل نمی‌دهد. ممکن است میزان تلاش تغییر کند، ممکن است ابزار و رویکرد عوض شود و گاهی نیز خود هدف نیازمند بازبینی باشد. این بحث برای ایران امروز دیگر صرفا نظری نیست. ایران از جنگ پیروزمندانه عبور کرده و وارد دوره‌ای تازه در نظم سیاسی و راهبردی خود شده است. طبیعی است که در چنین شرایطی بخشی از فرض‌ها، روش‌ها و ابزارهای گذشته بار دیگر در برابر واقعیت آزموده شوند. برخی اهداف ممکن است پس از تجربه جنگ حتی معتبرتر شده باشند؛ برخی روش‌ها شاید نیازمند اصلاح باشند و بعضی فرض‌هایی که زمانی مبنای تصمیم بوده‌اند، دیگر نیازمند آزمونی تازه باشند. پرسش بنابراین این نیست که گذشته درست بود یا غلط؛ پرسش دقیق‌تر این است: کدام بخش از گذشته هنوز برای ساختن آینده معتبر است؟

هرمان از «تصمیم‌گیری زنجیره‌ای» سخن می‌گوید. تصمیم امروز از صفر آغاز نمی‌شود. وقتی سیاست‌گذار بار دیگر با یک مسئله روبه‌رو می‌شود، تصمیم‌های پیشین نیز همراه او هستند: منابعی که هزینه شده، تعهداتی که شکل گرفته، نهادهایی که ساخته شده و اعتباری که به یک مسیر پیوند خورده است. گذشته فقط پشت سر سیاست‌گذار نیست؛ روی میز تصمیم‌گیری او هم نشسته است.

همین گذشته می‌تواند بازنگری را دشوار کند. هرچه برای یک مسیر بیشتر هزینه شده باشد، تغییر آن نیز سخت‌تر می‌شود. اما هزینه گذشته به‌تنهایی دلیل کافی برای ادامه نیست؛ همان‌گونه که هر نتیجه نامطلوبی نیز اثبات نمی‌کند یک سیاست اشتباه بوده است. برخی سیاست‌ها زمان می‌خواهند و برخی هزینه‌ها بهای طبیعی دستیابی به یک هدف‌اند. معمای اصلی همین‌جاست: چگونه بفهمیم هزینه‌ای که می‌پردازیم، هزینه رسیدن به مقصد است یا هزینه ماندن در راهی که دیگر کار نمی‌کند؟

دولت‌ها دقیقا در چنین لحظه‌هایی نشان می‌دهند تا چه اندازه قدرت یادگیری دارند. یک نظام تصمیم‌گیری یادگیرنده فقط اطلاعات بیشتری جمع نمی‌کند؛ فرض‌های خود را دوباره می‌آزماید، فاصله میان انتظار و نتیجه را می‌سنجد و اگر لازم باشد، بدون کنارگذاشتن هدف، ابزار یا راهبرد خود را اصلاح می‌کند.

برای چنین بازبینی‌ای می‌توان چهار پرسش را مقابل هر سیاست مهم گذاشت: نخست، آیا تصویر ما از واقعیت هنوز درست است؟ سپس، آیا هدف همچنان معتبر است؟ اگر پاسخ مثبت است، باید پرسید راهبرد رسیدن به آن هنوز کارآمد است یا نه و سرانجام، آیا ابزار و میزان تلاش با شرایط تازه تناسب دارد؟

این فرایند بدون دسترسی به واقعیت ممکن نیست. اگر گزارش‌ها در مسیر رسیدن به سطح تصمیم‌گیری پالایش شوند، بازنگری نیز از نقطه‌ای نادرست آغاز خواهد شد. گزارش مستقل، ارزیابی خلاف انتظار و صراحت کارشناسی از این منظر نه موضوع اصلی سیاست، بلکه بخشی از سازوکار یادگیری آن است.

اما مسئله فقط گزارش نیست. مهم‌تر آن است که بازنگری در یک سیاست، به‌خودی‌خود اعتراف به شکست تلقی نشود. اگر هر تغییر روش به معنای عقب‌نشینی فهمیده شود، نظام تصمیم‌گیری به‌تدریج قدرت اصلاح خود را از دست می‌دهد. همان‌گونه که اگر با هر فشار و هزینه‌ای مسیر عوض شود، دیگر چیزی به نام راهبرد باقی نمی‌ماند.

دوره پس از بحران فقط زمان بازسازی آنچه آسیب دیده نیست؛ زمان تبدیل تجربه به یادگیری نیز هست. بعضی چیزها باید حفظ شوند، بعضی چیزها باید تغییر کنند و تشخیص تفاوت میان این دو، شاید دشوارترین کار سیاست باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.