|

یک اظهارنظر و چند نکته

سخنان اخیر آقای باقر خرازی که در این روزها مورد طعن و توبیخ و تمسخر افراد در شبکه‌های مجازی قرار گرفته، شاید از نگاه برخی چندان جای تأسف یا تعجب نباشد، زیرا این حرف‌های دور از تعقل گویای گذشته ‌و بی‌تعادلی حالات روحی ایشان تلقی شود. در سابق نیز چنین حرکات نامعقول و گفته‌های پریشناک از خود نشان داده است. اما تعجب و تأسف و گلایه از مسئولان‌ و کسانی است که از این گفته‌های نامعقول و معارض و مخالف اسلام و منافع کشور آگاه می‌شوند و زیان و خسران آن را می‌دانند و لب فرو می‌بندند و فریادی برنمی‌آورند.

هر که تازد سوی کعبه بی‌دلیل/

همچو این سرگشتگان گردد ذلیل/

هر که گیرد پیشه‌ای بی‌اوستا/

ریش‌خندی شد به شهر و روستا/

(مولوی)

سخنان اخیر آقای باقر خرازی که در این روزها مورد طعن و توبیخ و تمسخر افراد در شبکه‌های مجازی قرار گرفته، شاید از نگاه برخی چندان جای تأسف یا تعجب نباشد، زیرا این حرف‌های دور از تعقل گویای گذشته ‌و بی‌تعادلی حالات روحی ایشان تلقی شود. در سابق نیز چنین حرکات نامعقول و گفته‌های پریشناک از خود نشان داده است. اما تعجب و تأسف و گلایه از مسئولان‌ و کسانی است که از این گفته‌های نامعقول و معارض و مخالف اسلام و منافع کشور آگاه می‌شوند و زیان و خسران آن را می‌دانند و لب فرو می‌بندند و فریادی برنمی‌آورند.

ایشان حرف‌هایی را به رهبر شهید و رهبر فعلی نظام نسبت داده که هیچ اساس و‌ پایه‌ای ندارد. هرچند دفتر رهبری گفته‌های این فرد را تکذیب کرد و بی‌اساس خواند، ولی این به‌تنهایی کافی نیست. نامعقول‌تر اینکه ایشان از حالات برزخی و غیبی ‌و عالم مکاشفات و غیب‌گویی سخن می‌گوید و برای نظام نسخه‌های زهرآگین و تهدیدگونه می‌پیچد و بی‌حجابان را با نیروی حزب‌الله و فتوای خود تهدید به قتل می‌کند و رئیس‌جمهور کشور را که در این شرایط سخت و بحرانی و‌ جنگی بار مسئولیت را بر عهده دارد، سخت مورد تاخت و تاز و تهدید حزب‌الله قرار می‌دهد. و دعوت به یک نوع آنارشیسم می‌کند و از نیروهای به‌اصطلاح حزب‌الله می‌خواهد به خیابان بریزند. شاید برخی که او را از نزدیک می‌شناسند، نگاه بیمارگونه ‌و پریشان‌حالی به او داشته باشند و او را به اصطلاح «رفع‌القلم» بدانند؛ اما این سخنان ناسنجیده و زهرآگین ممکن است از نگاه کسانی در داخل و خارج جدی تلقی شود و آن را دیدگاه بخشی از حاکمیت بدانند. 

چه بسا برخی جاهلانه تحریک شوند و به کارهایی دست بزنند که جبران خسارتش مشکل باشد (عالمی را یک سخن ویران کند). شوربختانه یکی از مشکلاتی که سیاست خارجی ما را فلج کرده، حرف‌های بی‌مبنا و غیرمسئولانه‌ای است که برخی در تریبون‌های عمومی بر زبان جاری می‌سازند و کسی یا نهادی جلودار آنها نیست. شاهدیم در این روزها حمله به دولت و نخبگان کشور نقل مجالس و محافل این حضرات شده و در صداوسیما جا خوش کرده‌اند. سخنان پریشان و آشفته امثال خرازی، در حوزه و مراکز علمی و دانشگاهی و میان نخبگان کشور جایگاهی ندارد، اما در این شرایط حساس و بحرانی که کشور نیاز به آرامش و همدلی دارد، چنین گفته‌های نابخردانه‌ای قابل چشم‌پوشی نیست و سوژه بیگانگان برای ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی خواهد شد. انتظار ما این است که نهادهای مسئول و مربوطه جلوی چنین گفته‌ها و حرکات نفرت‌انگیزی را بگیرند. سخن‌گفتن و نقدکردن حق هر انسانی است، اگر از موضع عقل و استدلال باشد، اما دعوت به هرج‌ومرج و تهدید به قتل و اختلاف و نفرت و داغ و دروغ و درفش در هیچ‌جای دنیا قابل گذشت نیست. چه غمناک باید بود که امثال این آقا از موضع دین و خدا و اسلام حرف می‌زنند. فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا من عند الله. آقایان مراجع و مدرسان و مسئولان باید در برابر این انحراف‌ها و اعوجاج‌ها موضع بگیرند و نگذارند تا از اصطلاح مقدس و قرآنی «حزب‌الله» و دیگر واژه‌های دینی بهره نامربوط و نامقدس بگیرند. غمگنانه باید گفت که در این سال‌ها از واژه‌ها و نام‌های پاک و مقدس چه بهره‌های ناپاک و نامقدس گرفته‌اند و آن را ابزار پیشبرد اهداف خود ساخته‌اند. در نهایت امیدواریم جریانی پشت این داستان تلخ نباشد و به هشدار مولانا توجه کنیم:  

راه هموار است ‌و زیرش دام‌ها/ قحط معنا در میان نام‌ها

 لفظ‌ها و نام‌ها چون دام‌هاست/ لفظ شیرین ریگ آب عمر ماست

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.