از تهران تا اصفهان؛ سرنوشت موزه هنرهای تزئینی
اگر بپذیریم موزه عالیترین مرتبه یک نهاد فرهنگی است، از همین رو یکی از شاخصهای توسعهیافتگی هر جامعه را میتوان در شمار موزههای آن و نسبت میان موزه و مردم و حاکمیت آن جامعه جستوجو کرد، آنگاه روشن میشود تأسیس یک موزه هرچند اقدامی ارزشمند است، اما حفظ و استمرار حیات آن در جامعهای که در آن شکل گرفته، ارزشی به مراتب بیشتر دارد
اگر بپذیریم موزه عالیترین مرتبه یک نهاد فرهنگی است، از همین رو یکی از شاخصهای توسعهیافتگی هر جامعه را میتوان در شمار موزههای آن و نسبت میان موزه و مردم و حاکمیت آن جامعه جستوجو کرد، آنگاه روشن میشود تأسیس یک موزه هرچند اقدامی ارزشمند است، اما حفظ و استمرار حیات آن در جامعهای که در آن شکل گرفته، ارزشی به مراتب بیشتر دارد. شادروان مهندس کازرونی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی کشور در دوران مسئولیت خود خدمات ارزندهای در مسیر توسعه و اعتلای میراث فرهنگی ایران انجام داد؛ خدماتی که بیتردید هرگز از خاطره دوستداران فرهنگ و تاریخ این سرزمین زدوده نخواهد شد. با این همه تصمیمی نادرست در کارنامه ایشان باقی مانده که همواره محل پرسش و نقد بوده است. ایشان با توجه به وضعیت نامناسب ساختمان موزه هنرهای تزئینی ایران در خیابان کریمخان دستور تعطیلی آن موزه و انتقال آثارش را صادر کرد؛ بخشی از آثار به موزه هنرهای تزئینی اصفهان و بخشی دیگر به موزه میرعماد در مجموعه سعدآباد منتقل شد. اگرچه در پی این تصمیم عملا دو موزه دیگر در اصفهان و تهران شکل گرفت اما تعطیلکردن یک موزه به هر دلیل اقدامی مذموم و همین امر سبب شده است آن خدمت بزرگ همواره در سایه این تصمیم قرار گیرد. اکنون پس از گذشت نزدیک به سه دهه از آن رویداد، موزه هنرهای تزئینی اصفهان که خود یادگار همان تصمیم است، بار دیگر با سرنوشتی مشابه روبهرو شده است. پس از جنگ ۴۰روزه ایران با آمریکا و اسرائیل و آسیبهایی که بر اثر موج انفجار ناشی از اصابت راکت به ساختمان استانداری اصفهان و بناهای پیرامون آن وارد شد، موزه هنرهای تزئینی نیز دچار خسارت شد. در این شرایط، استانداری اصفهان که نمایندگی دولت در استان را برعهده دارد، اعلام کرده است به دلیل کمبود اعتبارات سازمان میراث فرهنگی برای مرمت و بازسازی موزه این بنا پس از انجام تعمیرات به طور موقت و برای مدت دو سال در اختیار استانداری قرار گیرد تا فعالیتهای آن نهاد در این ساختمان ادامه یابد؛ یعنی استانداری که خود در جریان حمله آسیب دیده، موقتا به ساختمانی منتقل شود که آن نیز از همان حادثه آسیب دیده است. به هر صورت این استدلال که سازمان میراث فرهنگی اعتبار کافی در اختیار ندارد، استدلالی پذیرفتنی نیست. همه این اعتبارات از بودجه عمومی کشور و مالیات مردم تأمین میشود. بودجهای که استانداری برای این منظور هزینه خواهد کرد نیز از منبعی جداگانه فراهم نشده، بلکه همان سرمایه ملی است که از سوی دولت تخصیص مییابد. بنابراین نمیتوان چنین وانمود کرد که بودجه استانداری ماهیتی مستقل از اعتبارات عمومی کشور دارد. اگر سازمان میراث فرهنگی در نظر دارد در این شرایط به استانداری اصفهان یاری رساند، میتواند ساختمان ریس کارخانه ریسندگی -که با وسعتی نزدیک به ۷۰ هزار مترمربع در اختیار آن سازمان قرار دارد و هنوز به موزه تبدیل نشده است- برای استقرار موقت استانداری در نظر بگیرد. هرچند باید پذیرفت تبدیل یک مجموعه صنعتی به استانداری نیز از منظر فرهنگی مرتبهای فروتر از تبدیل آن به موزه خواهد داشت. با این همه با توجه به شرایط امروز کشور و ضرورت همدلی و همکاری میان نهادها، میتوان چنین تصمیمی را تا اندازهای توجیه کرد، اما تعطیلشدن موزه هنرهای تزئینی تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، این تصمیم نیز همچون تعطیلی موزه هنرهای تزئینی تهران به عنوان نقطهای تاریک در کارنامه میراث فرهنگی و دولت وقت باقی خواهد ماند. با توجه به پیشینه فرهنگی استاندار اصفهان، انتظار از ایشان بیش از دیگر مسئولان است که ضمن اهتمام به مرمت و نجاتبخشی آثار آسیبدیده اصفهان، راهکار احیای ساختمان استانداری را در مکانی دیگر دنبال کنند تا موزه هنرهای تزئینی که خود بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین است، همچنان به حیات فرهنگی خویش ادامه دهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.