ما و عواقب تروماهایی که درگیرش هستیم
تروما میتواند مغز ما را تغییر دهد؛ این اتفاقی نیست که بهراحتی از کنارش بگذریم. تروما از محیط تحمیل میشود و ما در کشورمان هر چند وقت یک بار با مصیبتی روبهرو میشویم که بهسادگی نمیتوانیم از آن گذر کنیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تروما میتواند مغز ما را تغییر دهد؛ این اتفاقی نیست که بهراحتی از کنارش بگذریم. تروما از محیط تحمیل میشود و ما در کشورمان هر چند وقت یک بار با مصیبتی روبهرو میشویم که بهسادگی نمیتوانیم از آن گذر کنیم. اینکه ذهن و مغز ما بر اثر تأثیر تروما تغییر میکند، خبر تلخی است، اما نکته مهم این است که مغز ما همچون محافظ عمل میکند و یک وظیفه اصلی دارد: «ایمن نگهداشتن ما». مغز تجارب ما را به خاطرات تبدیل میکند. بنابراین، ما میتوانیم با احساسات خوب، از چیزهایی که حس چندان خوبی ندارند، بگذریم. این مکانیسم دفاعی اولیه، خارقالعاده است. هر خاطرهای مثل یک نقشه عمل میکند. پس از تروما مغز تلاش میکند فرد را ایمن نگه دارد. در هنگام تروما مغز بیش از حد به نقشهها تکیه میکند، حتی اگر تهدیدها مدتها از بین رفته باشند. این واقعیت مهمی است که اگر اختلال استرس پس از تروما (PTSD) ایجاد شود، میتواند تغییراتی ماندگار در مغز ایجاد کند. از همه مهمتر اینکه بدون درمان، این تغییرات ماندگار شده و سبب میشوند زندگی افراد دچار مشکلات متعدد شود. اینکه چرا تروما سبب تغییرات در مغز میشود، به ساختار سهگانه مغز ارتباط دارد. مغز میتواند به سه بخش اصلی از ساده تا پیچیده تبدیل شود:
خزنده یا مغز قدیم: این بخش دربردارنده غرایز بقاست و فرایندهای بدنی مانند ضربان قلب، تنفس، گرسنگی و تشنگی را مدیریت میکند.
پستاندار: شامل سیستم لیمبیک است که هیجاناتی مانند لذت و ترس را پردازش میکند. این قسمت همچنین دلبستگی و تولیدمثل را تنظیم میکند.
منطقی یا مغز جدید: مسئول پردازش حسی، یادگیری، حافظه، تصمیمگیری و حل مسئله پیچیده است.
وقتی یک رویداد تلخ برای انسان رخ میدهد، مغز تمام سیستمهای غیرضروری را خاموش کرده و بدن را برای حالت بقا آماده میکند تا بتواند فرد را زنده نگه دارد. همین که تهدید پایان مییابد، سیستم اعصاب پاراسمپاتیک روشن میشود.
این به مغز اجازه میدهد تا کارکرد طبیعی خود را در هر سه بخش ادامه دهد و فرد آرامش خود را به دست بیاورد. اما این اتفاق بهسادگی برای همه رخ نمیدهد و گاهی برای افراد حالت PTSD رخ میدهد و مغز در حالت بقا میماند و نمیتواند به آرامسازی خود کمک کند و در نتیجه، ممکن است در تمام مدت فرد احساس بیقراری، گوشبهزنگی یا سطح بالای استرس یا اضطراب را تجربه کند. وقتی سیستم عصبی فرد دچار علائم PTSD مداوم میشود، در حالت تحریک بیش از حد است و توان تحمل فرد کم میشود. از همه مهمتر اینکه زیستن با تروما چالشبرانگیز است؛ هم در مغز تغییرات زیادی رخ میدهد و هم اینکه مدام هورمونهای استرس در بدن پخش میشود و فرد مدام رفتارهایی همچون خشم، اضطراب، تحریکپذیری، کابوس و حملات پانیک را تجربه میکند. از آن طرف، فرد با مشکلات حافظه، مشکل در تصمیمگیری و دشواری در فکرکردن و تمرکز یا یادگیری روبهرو میشود و عدهای حتی برای انجام فعالیتهای عادی روزانه نیز انگیزه نخواهند داشت.
از طرفی وقتی مغز مدام در حالت بیشهشیاری نسبت به تهدید قرار دارد، از درک دقیق احساسات و افکار دیگران ناتوان میشود و با چالشهای متعدد ارتباطی روبهرو شده و روابطش با دیگران دچار آسیب میشود. این یعنی فرد دچار چالشهای ارتباطی شده و روابط نزدیک فرد متشنج میشود. در نهایت این نکته بسیار مهم است که تروما میتواند در یک لحظه اتفاق بیفتد؛ درحالیکه مغز و بدن ممکن است مدتها برای برگشتن به حالت قبل و ترمیم تلاش کنند.