|

هرمز؛ صورت مسئله‌ای که عوض نمی‌شود!

«تنگه هرمز، راه دسترسی ایران به اقیانوس هند و جهان است. همچنین گذرگاه تمام نفت ایران از آنجاست. آیا می‌توانیم اجازه دهیم یک نیرویی متخاصم آن را در اختیار بگیرد؟»*

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

علی مرسلی:  «تنگه هرمز، راه دسترسی ایران به اقیانوس هند و جهان است. همچنین گذرگاه تمام نفت ایران از آنجاست. آیا می‌توانیم اجازه دهیم یک نیرویی متخاصم آن را در اختیار بگیرد؟»*

شاید انتظار داشته باشید این جمله را از زبان یکی از سرداران سپاه شنیده باشید؛ مثلا سردار خلبان قالیباف یا دکتر محسن رضایی، همین یک ماه اخیر. اما این جمله را می‌توانست دکتر مسعود پزشکیان، متخصص قلب، یا حاج محمود کریمی مداح، یا احمد زیدآبادی، یا حسین شریعتمداری گفته باشد. این روزها این جمله در دهان همه این شخصیت‌ها می‌نشیند.

اما این جمله را نه این هفته، نه ماه گذشته، نه ماه‌های پیش از آن، بلکه سال‌ها پیش از انقلاب ۱۳۵۷، آخرین پادشاه ایران در جریان ورود ایران به جنگ ظفار بر زبان آورده است.

تقلای ایران برای کنترل تنگه هرمز در 10 قرن اخیر، از دوره صفویه به این سو شروع شده و چندان کامیاب نبوده، هرچند تسلط حاکمان فلات ایران بر آبراهه خلیج فارس ریشه در دوران پیش از اسلام دارد.

تا پیش از صفویه، دولت‌های پس از اسلام در فلات ایران پنجه چندانی بر دریا و تجارت دریایی نداشتند. در همین خلأ قدرت بود که پرتغالی‌ها، با آغاز عصر اکتشافات، در هرمز و برخی سواحل جنوبی ایران جا خوش کردند.

صفوی‌ها نخستین حکومت پس از اسلام بودند که استراتژی نظامی روشنی برای تسلط بر خلیج فارس داشتند؛ اما چون این استراتژی بر پایه اتحاد با انگلیس برای بیرون‌راندن پرتغالی‌ها بنا شده بود، پای دشمن جدید یعنی انگلیس و کمپانی هند شرقی را نیز به خلیج فارس باز کرد.

نادرشاه، برخلاف صفوی‌ها، آرزوی داشتن نیروی دریایی مستقل از انگلیس را در سر می‌پروراند؛ اما عمر کوتاه و توان محدودش اجازه اجرای این برنامه را به او نداد. در دوره‌های پس از صفویه و افشاریه، انگلیس قدرت بلامنازع خلیج فارس بود تا پایان جنگ جهانی دوم‌ که پرچم را اجبارا به ابرقدرت جدید، ایالات متحده سپرد.

آمریکا در مقطعی تمایل نشان داد که کنترل خلیج فارس را به یک قدرت نیابتی برون‌سپاری کند؛ به این‌ ترتیب شاه ایران به ژاندارم منطقه بدل شد. بااین‌حال، این گماشتگی هرگز بی‌تنش نبود؛ سرکشی‌های شاه در بازی‌های نفتی‌اش، به‌علاوه ضعف‌های ساختاری حکومتش و کاستی‌های شخصیتی‌اش، اعتماد آمریکا به نقش ژاندارمی او را به‌تدریج فرسود.

با سقوط شاه، آمریکا نه ‌چندان مشتاق و پایبند به ایفای نقش ناظم تمام‌عیار منطقه‌ای ماند و نه آماده پذیرش هزینه‌های آن؛ تا اینکه بی‌تفاوتی‌اش به ظهور صدام و جنگ خلیج فارس انجامید و مجبور شد این کاهلی را با دو جنگ تمام‌عیار در منطقه جبران کند.

اکنون آمریکا دوباره ناگزیر شده برای خلیج فارس نیرو گسیل دارد و حتی از موضع حیثیتی تلاش ظاهری کند برای بازنگه‌داشتن تنگه‌ای که نفت رقبایش را تأمین می‌کند!

با این همه، پس از ۶۰ سال، صورت‌مسئله برای ایران فرقی نکرده است. از شاه عباس تا امروز، هر کس بر مسند قدرت در ایران نشسته، بر یک اصل اتفاق نظر داشته است: اختیار این آبراهه هرگز و هرگز نباید به دست دشمن بیفتد.

*منبع جمله آغازین: جیمز اف. گود، «یاری به برادرانمان، دفاع از خود: مداخله ایران در عمان، ۱۹۷۲–۱۹۷۵»، مطالعات ایران، سال ۴۷، شماره ۳ (۲۰۱۴)، ص. ۴۴۳

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.