ریشه در ایرانم...
ریشه در خاکی دارم که تا امتداد کره زمین، به قدمت تمدنی هزارانساله هنوز از باران نباریده کویر آن تغذیه میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ریشه در خاکی دارم که تا امتداد کره زمین، به قدمت تمدنی هزارانساله هنوز از باران نباریده کویر آن تغذیه میکند.
اینجا ایران است که نقشهای کاملا رسم به خطوط آشکاری دارد که حتی شبانه هم بیتابیدن ماه همچنان شفاف و درخشان میدرخشد و از کمین شبتابهای موذی در امان است و غیر گذر.
گرچه کرکسانی بیهوا در گذرند، اما هیچگاه آشیانهای در انتظارشان نیست.
اینجا ایران است و دستانی در هوا به کیشکیشکردن پرندگان غیرمهاجر مشغولاند، هرچند گاهی فرود میآیند و لقمهای ناچیز به نیش میکشند و در برگشت از منقار رها و در عمق فرود میآیند.
تا قصد برچیدن دانهدانه از خاک بهگلنشسته دارند، در باتلاق به مرگ مینشینند.
تاریخ، شناسنامه این کشور است و هیچ بینامی در صفحات آن نامدار نمیشود؛ نام از آنِ کسانی است که در لغتنامه فارس و فارسیزبان، غیرت را از بیغیرت جدا و حامشِ برگهای تاریخ این سرزمین کهن میکنند. کهن به قلم شاهنامه و شاهنامهخوانانی که غلطگیر واژههای غیر ایرانی است و هیچگاه به مُرکب سیاهی آغشته نمیشود.
اینجا در ایران همه ریشه در پیوند دارند؛ پیوندی تاریخی که در هیچ حملهای متأثر از سلوک و رفتاری غیر از مدنیت ایرانی نبوده و در هیچ روایتی به سنت، پیشگیر رشد و توسعه نبودهاند.
ایرانی که امروز در جایجایش پرچمی برافراشتهاند، تعلق به هیچ حزب و دستهای ندارد و تنها پرچم مردانی بهپاخاسته در غیرت و مرام ایرانی در طول تاریخ بر مدار آن میچرخد.
گاهی اگر به اجبار از این مدار خارج میشوی، دنبالهدار خطی سفید بر پهنه آسمانی هستی که سوار بر طیارهای، تو را به ناکجاآباد میکشاند و بر فراز هر کشوری در قیاس، افتخار به فرهنگی داری که در اوج، رتبه تاریخ را به کشوری به نام ایران میدهد و سر و گردنی بلندتر از هر ملت و ملیتی.
ملت در واژگان سیاسی امروز ایران در تحلیل برخی به غلط به طبقهبندی نادرست معنا یافته که محصول شناخت و رفتاری ناآگاهانه از وجود و روح ملی ایرانی است.
جغرافیای جهان را اگر در درسی خوانده یا در چند پرواز پیموده باشی، به درست، چه در وجه تاریخ و چه در وجه طبیعت آن جدای از درسهای اجباری کلاس فلان آموزگار تمایز در هر جنبهای دارد.
نه به گمان که به یقین، ایران دایرهالمعارف تاریخ و جغرافیای جهان است و خطکش قیاس تمدن و وحشیگریهای بومیان صحرایی و بیابانگرد سنتهای قدیمی.
هر جا که نام ایران میدرخشد، خورشید آنجا در غباری تیرهگون غروب را انتظار میکشد تا در افق، محو تاریخی سترگ از بیهویتی شود.
امروز اگر ایرانی را با خطکش سیاست و مدارا به دو نیم رسم کردهاند، نشان از نوعی بینشانی از هویت تاریخی آن است که به دست نااهلان ترسیم میشود؛ وگرنه نام ایرانی در هر نقطهای از دنیا، خارج از محدوده سیاسی، با فرهنگی غنی، سلسهوار در پیوند است.