|

خداحافظی با بازآفرینی شهری؟

به‌تازگی تعداد اخبار حیرت‌آور شهری زیاد شده است. از ساختن شهر زیرزمینی برای تجارت و پناهگاه و پارکینگ و احداث مدارس به کمک شهرداری و دولت در 10 پارک شهری تهران، تا تخریب ساختمان‌های زیبای تهران قدیم به استناد اینکه مالکیت، مقدس است و با خود حقوق مکتسبه می‌آورد و... و احکامش را دیوان عدالت اداری با تکیه بر قوانین نخ‌نمای به‌روزنشده، در تهرانِ خاطره‌انگیز صادر می‌کند.

به‌تازگی تعداد اخبار حیرت‌آور شهری زیاد شده است. از ساختن شهر زیرزمینی برای تجارت و پناهگاه و پارکینگ و احداث مدارس به کمک شهرداری و دولت در 10 پارک شهری تهران، تا تخریب ساختمان‌های زیبای تهران قدیم به استناد اینکه مالکیت، مقدس است و با خود حقوق مکتسبه می‌آورد و... و احکامش را دیوان عدالت اداری با تکیه بر قوانین نخ‌نمای به‌روزنشده، در تهرانِ خاطره‌انگیز صادر می‌کند.

به‌زودی دیگر چهره شهرمان را نخواهیم شناخت. اما خبر این هفته به تخریب شهر تهران مربوط نبود بلکه به تغییرات تشکیلات دولتی باز می‌گشت: ادغام شرکت بازآفرینی شهری در سازمان ملی زمین و مسکن. آقای دکتر عباس آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی، خبرش را با یادداشتی پرافسوس در صفحه اینستاگرامش گذاشت و دوستان همه‌جا حاشیه‌نویسی کردند. آخوندی نوشت: مشاهده ادغام شرکت بازآفرینی شهری در سازمان ملی زمین و‌ مسکن آه از نهادم برآورد. این به معنی خاموشی صدای کارشناسی در این وزارتخانه، کالایی‌شدن شهر و عدم درک شهر به‌مثابه سازمان اجتماعی است. اگر سازمان ملی زمین و‌ مسکن خزانه‌دار دولت در امر اراضی شهری‌ بود که طمع‌های فراوان زورمندان متوجه تسلط بر آن بود و هست، شرکت بازآفرینی شهری محوری‌ترین مأموریت انسانی وزارتخانه را برعهده داشت. پرواضح است که مأموریت بازآفرینی در سازمان ملی زمین و‌ مسکن رنگ خواهد باخت و به حاشیه رانده‌ خواهد شد. این مصوبه نشان از عدم درک ابتدایی از... امر حکمروایی شهری و (قبول) غلبه کالا بر انسان است و بدین‌سان ۳۰ سال تلاش و‌ زحمت اندیشه‌ورزان شهرسازی در کنار سیاست‌گذاران شهری و مدیران اجرایی و... به دلیل بی‌دانشی و ناآگاهی بر باد رفت، تا کی آب رفته به جوی بازگردد. خیلی‌ها با این لحن همراه شدند. علیرضا ابلقی معمار نوشت: «دوران رویکرد کیفی به شهر و شهروند به سر آمده. چوب حراج به همه چیز زده‌اند! اگر شرکت بازآفرینی شهری را منحل می‌کردند بهتر از این ادغام بود. بنده 17 سال در مسئولیت‌های مختلف در این کار بودم و سال‌ها شاهد بهره‌گیری از نخبگان و اندیشمندان حوزه معماری و شهرسازی با محوریت ارتقای کیفیت زندگی شهری و با بهره‌گیری از دانش و رویکرد جهانی در این حوزه بوده‌ام. دستاوردهای این تلاش‌ها که بالغ بر سه دهه ادامه داشته در مقیاس جهانی در بین کشورهای در حال توسعه قابل ارائه و باعث افتخار است. طرح رویکرد محله‌محوری، توانمندسازی و... که با تلاش‌های دکتر محمدسعید ایزدی و حمایت‌های جناب‌عالی اتفاق افتاد. اکنون شاهد آن هستیم که همه دستاوردها در حال مدفون‌شدن است. زهی تأسف از این همه بی‌خردی و عمر گرانی که طی این سال‌ها از این همه کارشناسان و مدیران به هدر می‌رود».

اما هستند کسانی که معتقدند سیاست‌های پشتیبان شرکت بازآفرینی شهری در کشور به جهتی رفته بود که شرکت را به ضعف و افول کشید.

 فرید قدیری، روزنامه‌نگار و متخصص مسکن، می‌نویسد: «نه اینکه این نهاد دولتی، بد عمل کرده باشد، اما نتوانسته بود «مؤثر» واقع شود. ضمن اینکه این سؤال هم باید پاسخ داده شود که «سازمان ملی به عنوان زمین‌دار بزرگ»، چه استفاده‌ای از این املاک و زمین‌ها می‌کند؟ آیا این ادغام با هدف «اهرم‌کردن زمین‌های دولت برای تقویت منابع مالی مورد نیاز بازآفرینی نبوده است؟». محله‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی، دست‌کم در تهران، صفر تا صدش تحت کنترل و فرمان شهرداری‌ها بوده است.

بله، شاید فعالیت‌های شرکت بازآفرینی بیشتر در شهرستان‌ها بود. محمود اولاد، اقتصاددان، یادآور می‌شود: «در مصوبه اصلاح ساختار کلان وزارت راه و شهرسازی که در 26 دی 1403 مصوب شده، مقرر شده که وظایف حاکمیتی شرکت بازآفرینی به ستاد وزارت منتقل شود و بخش اجرایی آن به سازمان ملی زمین و مسکن واگذار شود. شرکت‌های 22 گانه شهرهای جدید هم منحل و به اداره کل راه و شهرسازی استان‌ها واگذار می‌شوند». 

ظاهرا داستان کوچک‌سازی تشکیلات دولت، چرخ این جابه‌جایی‌ها را به حرکت درآورده. اما آنچه دکتر سعید ایزدی می‌گوید نیز شنیدنی است. او معتقد است این ادغام، مغز متفکر تشکیلات بازآفرینی را از پیکره آن جدا کرد و به این ترتیب، سیاست‌گذاری برای عمران و بهسازی، احیا و بازسازی شهرها‌ و توانمندسازی ساکنان بافت‌های تاریخی، قدیمی، و غیررسمی شهرها، که وظیفه اصلی شرکت بود، رها می‌شود. ظاهرا اصولا درک درستی از سیاست‌های بازآفرینی شهری و اقدامات اجرائی آن در ذهن مدیران وجود نداشته است. اکنون آیا سازمان زمین و مسکن راضی خواهند شد با رویکرد بازآفرینی شهری، که ابعاد پیچیده‌تری را دنبال می‌کند، همراه شود؟ ایزدی می‌گوید: شرکت ما فقط 160 نفر کارمند در کل کشور داشت، درحالی‌که کوچک‌ترین سازمان وزارت راه، سازمان هواشناسی، پنج هزار کارمند دارد. خلاصه اینکه مسئله، فقدان درکی درست از مفهوم بازآفرینی است. آنچه بنده شخصا 50 سال پیش در دانشگاه‌های ایتالیا و فرانسه آموختم این بود که «بازآفرینی شهری»

(‌urban regeneration) رویکردی مرمتی برای احیای بافت‌های قدیم شهرهاست. بافت‌هایی که باید به‌خاطر قدمت و هویتی که به شهر می‌بخشند، به‌طور مستمر احیا می‌شدند و سر جای خود باقی می‌ماندند. اما در شرکت بازآفرینی، دو مأموریت برای آن رقم خورد؛ پرداختن به بافت‌های قدیم شهرهای ایران‌ و پرداختن به بافت‌های حاشیه‌ای شهرها، معروف به بافت غیررسمی. به نظر من تفکیک‌نشدن این دو نوع رویکرد از ابتدا، توقع و گرایش را به سمت محلات غیررسمی برد و مأموریت اصلی مغفول ماند. و اما خطر اصلی این حذف و ادغام، می‌تواند اتخاذ دوباره سیاست‌های توسعه بی‌رویه شهری (sprawl) و افزودن به شهرک‌ها و محلات حاشیه شهرها و عدم رسیدگی به محلات موجود به‌خاطر پیچیدگی روند پرداختن به آنها از سوی کسانی است که به ساخت مسکن انبوه آسان عادت کرده‌اند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.